متن دلنوشته


بزرگتر که شدم ....فهمیدم هرعملی یک عکس العملی داره!
بزرگتر که شدم,فهمیدم ....در اصطلاح
احترام,احترام میاره!
فهمیدم اونی رو که بخوای ,یکی دیگه رو میخواد !
فهمیدم بهش بیشتر توجه کنی,
خودشو واسه ت میگیره!!!!!!!!
دونستم تا زمانیکه دهنت بسته ست و حرف نمیزنی وازحقت دفاع نمیکنی خیلی ادم خوبی هستی....
اما ,امان از وقتیکه
بخوای ازخودت دفاع کنی!!!!
فهمیدم ,
از اونیکه توقع نداشتی ..... هر ضربه ای رو ممکنه بخوری!
از نزدیکترین ادم زندگیت هم,
خیلی چیزها میبینی....که حتی فکرشم نمیکردی!
بزرگ شدیم وفهمیدیم... انسان ها,
یه وقت هایی ....کاری باهات میکنند
که از زندگیت هم سیرمیشی..... !
کاش بزرگ نمی شدیم....همون بچه میموندیم!
R.k

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

4

"صابرخوشبین صفت" ,مریم مقدسی ,عاطفه حجابی دخت ایمن ,زهرابادره (آنا) ,


این داستان را خواندند (اعضا)

مریم مقدسی (5/7/1395),عاطفه حجابی دخت ایمن (5/7/1395),مهدی دارویی (6/7/1395),زهرابادره (آنا) (6/7/1395),حمیدرضا میرمعزی (7/7/1395),"صابرخوشبین صفت" (7/7/1395),رضا فرازمند (7/7/1395),م.ماندگار (9/7/1395),رکسانا کویره (9/7/1395),مهدی باقری مهارلویی (18/7/1395),کیمیا کاظمی (7/8/1395),

نقطه نظرات

نام: مریم مقدسی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 5 مهر 1395 - 11:22

سلام بانو نکته های خوبی گفتید و واقعا هم همینه
همیشه می گن زمان واقعیت ها رو معلوم میکنه
موفق باشید @};-


@مریم مقدسی توسط رکسانا کویره Members  ارسال در یکشنبه 2 آبان 1395 - 00:27

نمایش مشخصات رکسانا کویره سلام و ازهمراهی شمادوست عزیزم صمیمانه سپاسگزارم


نام: زهرابادره (آنا) کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 6 مهر 1395 - 12:33

نمایش مشخصات زهرابادره (آنا) سلام بر شما
به عنوان اولین داستان دلنوشته زیبایی بود و جانا سخن از زبان ما گفتی ...
منتظر داستان های بعدیتان می مانم
موفق باشید


نام: حمیدرضا میرمعزی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 6 مهر 1395 - 00:30

نمایش مشخصات حمیدرضا میرمعزی البته نميتوان اين نوشته را داستان محسوب كرد. لذا تذكر اين نكته بدين سبب است كه اغلب خوانندگان دراين محفل درپي خواندن داستان هستند و انتظار دارند از شما قصه يا داستاني را بخوانند.
با تشكر و انتظار انتشار داستان شما


@حمیدرضا میرمعزی توسط رکسانا کویره Members  ارسال در یکشنبه 2 آبان 1395 - 00:28

نمایش مشخصات رکسانا کویره موافقم وسپاس ازشمایزرگوار


نام: رضا فرازمند کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 7 مهر 1395 - 18:41

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

دلنوشته زیبایی بود@};- @};-


@رضا فرازمند توسط رکسانا کویره Members  ارسال در جمعه 9 مهر 1395 - 15:29

نمایش مشخصات رکسانا کویره متشکرم دوست عزیز



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.