من مرد رویا نیستم

رویایی دارم
هرشب
در خلوتگه افکارم
قدم می زند
جیر جیر میکند
آرامش را به سخره گرفته
زمزمه می کند
دروغ می بافد
بازی ام می دهد
رویا جان
من کسی ام‌که زندگی را با چنگ و دندان گرفته ام
جنگیده ام
چیزهای زیادی ازدست‌داده ام
روزها و ماه ها رها کرده ام
سالهای زیادی به فراموشی سپرده ام

از خیلی ها دوری کرده ام
من مرد رویا ها نیستم

نویسنده:علیرضاهزاره

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0


ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.