هرمز بخش پنجم

به سختی چشمانش را باز کرد
چشمها باز و بسته می شدند
همه جا را تار می دید
ولی شن را در زیر پایش حس می کرد
بعد از چند دقیقه
همه جا تاریک بود
چشمانش مشکل پیدا کرده بود
اما چند دقیقه پیش در تاری دیدش همه جا روشن به نظر می آمد
بدنش به شدت درد می کرد
آرام و به سختی در میان تاریکی مطلق حرکت می کرد
یک دستش را جلو گرفته بود تا به جایی برخورد نکند
چیزی را حس کرد که از کنار پایش رد شد
صدای خزیدنش را می شنید
نه آنقدر کوچک بود که بیصدا حرکت کند
نه آنقدر بزرگ که صدای حرکتش همه جا را پر کند
صدای ضربان قلبش را می شنید
به اطراف می چرخید
ـ کسی آنجاست؟
ولی آنجا انسانی نبود
پس پاسخی هم نبود
صدای خزیدن دور و نزدیک میشد
به اطراف می چرخید
دستانش را مشت کرده بود و با قدرت به هر طرف می کوبید
گاهی به سنگ می خورد
اطرافش دیواره های سنگی بود
ضعف کرده بود توانایی آن را نداشت که دستانش را بیشتر تکان دهد
پاهایش می لرزید
جسم نرمی از میان پاهایش عبور می کرد
کمی تکان خورد
گوشه پایش برروی آن رفت
به قدری نرم بود کهپایش چندین وجب به داخل رفت وصدایی جیغ مانند و بلند برخواست
حرکت جسم تند تر شد
و هرمز بر روی زمین افتاد
آرام ارام خود را به عقب کشید
تا اینکه پشتش سختی دیواره سنگی را حس کرد
تکه سنگی زیرش شده بود
آن را برداشت
سعی میکرد اطراف را ببیند
اما فایده نداشت
ناگهان حس کرد پایش خیس شده
چسبناکی و گرمای شدیدی را در پای چپش احساس می کرد
درخشش ده ها چشم را روبروی خود می دید
پایش در دهان موجود عجیب بود
با تکه سنگ به صورت موجود کوبید و با باز شدن دهانش سریع پا به فرار گذاشت
با تمام توان می دوید
که سرش به سنگی سخت برخورد کرد و با پشت محکم بر زمین افتاد
ضعف بر او غلبه کرد و از حال رفت
.
ادامه دارد...
.
لطفا بخش های قبلی داستان را بخوانید و به داستان نظر دهید
.
نویسنده : علیرضاهزاره


شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 3.0 از 5 (مجموع 6 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0


این داستان را خواندند (اعضا)

طراوت چراغی (3/3/1399),ابوالحسن اکبری (22/3/1399),علیرضاهزاره (23/3/1399),

ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.