فراسو

تیک تاک، تیک تاک، تیک تاک، تیک تاک...
پایان همیشه جذاب است...
عقربه های ساعت آرام آرام حرکت میکنند. حتی گاهی از حرکت می ایستند که پایان را از دست ندهند. لحظاتی پایانی کُند و حماسی طی میشوند، هر ثانیه تَجلی عمری سوخته است.
پایان همیشه جذاب است...
دستهایم یخ کرده، گوشهایم سرخ شده، قلبم تند می تپید، پلک هایم یک جا بَند نمیشوند، چشمهایم پُر از اشک شده نه برای خودم برای آن پایانی که همیشه برای بقیه جذاب است، دَر و دیوار لعنتی پُر از بغض نترکیده در چشمانم زُل زده اند و در انتظار پایان اند.
پایان همیشه جذاب است...
نمیدانم چرا همه دنبال پایان ایم. پایان فیلم، پایان داستان، پایان دنیا، پایان راه، پایان یک عمر سوختن، پایان یک عمر تفاوت، پایان یک عمر زندگی نکردن...
پایان همیشه جذاب است...
احساس خفگی داشتم،بدنم به لرزه افتاد، حس رهایی در خلاء، پُرز های طناب پوست گلویم را خراشید، چهارپایه قدیمی زیر پای ام لَق میزد، پایان از همیشه نزدیکتر است با دستانی گشوده به استقبال اش میروم.
پایان همیشه جذاب است، اما فقط برای راوی...
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

1

م.فرياد ,


این داستان را خواندند (اعضا)

محمد قبادی (30/3/1396),هستی مهربان (30/3/1396),نرجس علیرضایی سروستانی (31/3/1396),سعید بیک زاده (31/3/1396),م.فرياد (2/4/1396),

نقطه نظرات


ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.