داستان دختري كه فكر مي كرد طلبكار برادرش عاشقش شده

از بچگي عاشق بودم اونم عاشق دوست برادرم رفت امدش به در خانه ما زياد بود و من بيشتر باورم مي شد كه يه عشق دو طرفه هست سال 67 بود دادشم به جنگ رفت درست همون سال من پيش دانشگاهي بودم كم كم سال 68 شد يه روز باران شديدي ميامد سقف خانه ما خراب بود و چكخ چكه باران به خانمان ميامد سطلي زيرش گذاشتم همان شب برف زيادي امد و من مادر ميان سال ام چون كسي رو نداشتم به دوست برادرم جلو مسجد گفتم و امد برف رو پارو كرد بازم بيشتر عاشقش شدم دادشم به مرخصي امد از ياسر دوست چند ساله خود پولي گرفت و پشت بام تعميير كنه دوباره به خدمت رفت يه روز ياسر به سراغ بدهي خود امد اما دست ما خالي بود ولي من شيطنت كردم نامه علاقمو بهش دادم .
دو روز بعد تو جواب نامه من نوشت خوب درس بخوان من فكردم خيلي دوستم داره تمام تلاشمو كردم و پزشكي تهران قبول شدم سه سال گذشت و من همچنان منتظر امدنش همون موقع ياسر به جبهه رفت بود اخر سال 68 و تو يه عمليات مفقود الاثر شهيد و همه بي خبر بودن من الان يه پزشكم ازدواج كردم بچه دارم بدهكاري برادر خودم با مادر پدرش صاف كردم حتي اونا رو به حج واجب فرستادم
تو نامش برام نوشت بود سودابه عزيز تو مثل خواهرمي من قصد ازدواج ندارم

عشق من تو بماد مانند يك برادر و خواهر تا ابد



شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 2.3 از 5 (مجموع 4 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

2

بهروزعامری ,مینا رسولی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

بهار قمر (21/11/1397), ک جعفری (23/11/1397),مینا رسولی (24/11/1397),حمید جعفری (مسافر شب) (24/11/1397),آرش شهنواز (28/11/1397),نیلوفر روشن (12/1/1398),نگین پارسا (15/1/1398),ترنم سرخسی (18/2/1398),ساراولی (21/3/1398),

نقطه نظرات

نام: مینا رسولی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 23 بهمن 1397 - 02:31

نمایش مشخصات مینا رسولی عرض سلام و ادب خانم حیدری عزیز
داستان زیبایی بود که با زدن ضربه اخر خوب هم به اتمام رسید
تلفیق زمانی مناسبی هم داشت
ممنون لذت بردم@};- @};- @};-
موفق باشید


@مینا رسولی توسط فاطمه سادات حيدري Members  ارسال در شنبه 4 خرداد 1398 - 11:37

نمایش مشخصات فاطمه سادات حيدري سلام دوستم ممنون از گذاشتن وقت صرف داستانم


نام: بهروزعامری کاربر عضو  ارسال در شنبه 4 اسفند 1397 - 23:06

نمایش مشخصات بهروزعامری درودها عزیز
روز بروز جذابتر
@};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.