احساس

حساس می کنم خودم را گم کرده ام. گم شده در لحظه. من همیشه در لحظه زندگی کرده ام. همیشه از تصور آینده فرار کرده ام. دلم نخواسته به فرداها فکر کنم. تنها چیزی که برای فردایم خواسته ام او بوده. چون با او لحظه هایم شادتر است و خاطرم آرام تر. لحظه خداحافظی دلتنگش می شوم برای ثانیه بعد که دیگر نمی بینمش. برای همین او را می خواهم. که بدانم هر روز می بینمش. صبحم را با او شروع کنم و شبم را با او به خواب بروم. نمی دانم آیا این ها دلایل کافی برای با او بودن است؟ آیا این خودخواهی من است که به خاطر مخدوش نشدن لحظه هایم او را همیشه می خواهم کنار خود داشته باشم؟ من یه هیچ چیز جز به همراه او بودن فکر نکرده ام. مردم به خیلی چیزها فکر می کنند. حتا او هم به خیلی چیزها فکر می کند. به اینکه کجا زندگی کنیم. چه چیزهایی بخریم. کجاها برویم. برنامه های خانوادگی داشته باشیم. اما من نه. من به هیچ چیز فکر نمی کنم. فقط به او فکر می کنم. به دلش، به روحش، به همراهیش. انگار از سرزمینی دیگر آمده ام. انگار دختر سربه هوای قصه ها هستم. کسی که تنها عشق و همراهی برایش معنا دارد و به هیچ چیز دیگر فکر نمی کند. وقتی شکاف بین خود و دنیا را می بینم می ترسم. از خودم می ترسم. در این چند مدت با خودم زیاد فکر کرده ام از خودم خواسته ام ذهنم را پرواز دهد بگذارد برود به هر کجا که خواست برود. به روزهای هنوز نیامده. برود رویا ببیند.بخندد. گریه کند. داستان ببافد و بیاید برایم تعریف کند. شاید شدم قهرمان داستان های خودم. اما این ها همه اش در حرف خلاصه می شود. ذهنم را هر کجا پرواز می دهم زود برمیگردد. کبوتر جلدم شده است. انگار می ترسد آنقدر برود تا راه خانه اش را گم کند. دیگر یادش برود کجا بوده... می ترسد لحظه هایم گم شود در رویاهای نیامده... رویاهایی که شاید هیچ وقت نیایند...
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

4

ناصرباران دوست ,زهرا بانو ,الف.اندیشه ,زهرابادره (آنا) ,


این داستان را خواندند (اعضا)

الف.اندیشه (13/1/1395),سحر ذاکری (13/1/1395),حمید جعفری (مسافر شب) (13/1/1395), ناصرباران دوست (14/1/1395),اميرمحمد نائيجيان (14/1/1395),زهرابادره (آنا) (15/1/1395),محدثه ایالیان (15/1/1395),زهرا بانو (21/1/1395),فاطمه سادات حيدري (17/2/1395),فاطمه سادات حيدري (2/5/1395),

نقطه نظرات

نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در جمعه 13 فروردين 1395 - 18:36

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) سلام
روی طرح هاي تان بيشتر پرداخت كنيد.
قلم تان نسبت به قبل بهتر شده است.
موفق باشيد


نام: بهروزعامری کاربر عضو  ارسال در شنبه 14 فروردين 1395 - 09:47

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی

نوروزتان مبارک

بواقع از مضمون زیبا و بیان نجیبانه و صادقانه ویکدست شما لذت بردم

همیشه متنوع و شگفت انگیز باشید و همینگونه عمیق

بنوشتههای دوستان هم سر بزنید زیاد از لحظه ها دور نمی شوید

درود بر شما

@};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.