ساعت مچی


- حاج صادق ، حاج صادق بدو بیا ، بچه ها یه شهید سالم پیدا کردن ...
توی این 12 سالی که مسئول بچه های تفحص شده بودم ، این اولین باری نبود که بچه ها شهید سالم پیدا میکردن .
خودمو رسوندم بالای سر شهیدی که فقط دست چپش از زیر خاک بیرون بود و ساعت و انگشتر خاک و خونیش روی اون هویدا . نگام که به ساعتش افتاد ، دلم لرزید و بغض گلومو گرفت . یاد شب عملیات کربلای 4 افتادم :
سید مرتضی دستی روی شونه م زد و گفت :
- آقا صادق ، هر چی گفتم چشمم ساعتتو گرفته ، ندادیش که مالِ خودم . لااقل بده ش یه امشبو دست من باشه ، قول میدم بعد از عملیات بهت پسش بدم .
منم در حالیکه لبخند میزدم ، ساعتو از دستم باز کردم و بستم به دست سید و بهش گفتم :
- شرط میبندم و مطمئنم که دیگه بهم پسش نمیدی .
سید هم بهم لبخندی زد و گفت :
- از حالا شرطو باختی ...

*****

خاکهای روی صورت و محاسن سید رو آروم آروم کنار زدم و در حالیکه بغضم به هق هق تبدیل شده بود ، پیشونیشو بوسیدم و زیر لب گفتم :
- دیدی شرطو باختم سید ...


شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 8 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

10

ح شریفی ,سبحان بامداد ,م ح وفایی ,حمیدرضا محدثی ,شهره کبودوندپور ,مریم مقدسی ,حمید جعفری (مسافر شب) ,ابوالحسن اکبری ,زهرابادره ,الف.اندیشه ,


این داستان را خواندند (اعضا)

الف.اندیشه (25/9/1394),زهرابادره (25/9/1394),همایون به آیین (25/9/1394),حمیدرضا محدثی (25/9/1394),شايسته دولتخواه (25/9/1394), ناصرباران دوست (25/9/1394),حسین روحانی (25/9/1394),کیمیا مرادی (25/9/1394),سبحان بامداد (25/9/1394), زینب ارونی (25/9/1394),حمید جعفری (مسافر شب) (26/9/1394),احمد دولت آبادی (26/9/1394),ابوالحسن اکبری (26/9/1394),حسین روحانی (26/9/1394),نرجس علیرضایی سروستانی (26/9/1394),شهره کبودوندپور (26/9/1394),آسیه خلیلی (26/9/1394),سجاد سیارفر (26/9/1394),سجاد سیارفر (27/9/1394),ح شریفی (4/10/1394),

نقطه نظرات

نام: ح شریفی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 24 آذر 1394 - 02:10

نمایش مشخصات ح شریفی سلام آقای وفایی عزیز
داستانک خوبی بود از آن لذت بردم .
روح همه ی شهدا قرین رحمت الهی @};-
موفق باشید


@ح شریفی توسط م ح وفایی Members  ارسال در چهار شنبه 25 آذر 1394 - 15:10

نمایش مشخصات م ح وفایی سلام و عرض ادب خدمت برادر عزیزم جناب شریفی
سپاس و احترام بنده رو پذیرا باشید دوست گرامی ..


نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 25 آذر 1394 - 07:21

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) درود بر شما
طرح تون عالی بود.
روزهاتون بهاری


@حمید جعفری (مسافر شب) توسط م ح وفایی Members  ارسال در چهار شنبه 25 آذر 1394 - 15:08

نمایش مشخصات م ح وفایی حمید عزیزم
سلام گرم بنده رو پذیرا باشید
ممنونم بابت مناعت طبع و بزرگواریتون ..


نام: زهرابادره کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 25 آذر 1394 - 10:11

نمایش مشخصات زهرابادره سلام آقاي وفايي عزيز
عالي بود و زيبا
ما هرچه داريم از شهدا داريم
برايتان موفقيت آرزومندم @};- @};- @};- @};-


@زهرابادره توسط م ح وفایی Members  ارسال در چهار شنبه 25 آذر 1394 - 15:06

نمایش مشخصات م ح وفایی خواهر بزرگوارم زهرای عزیز
سلام و عرض ادب
سپاس از وقتی که گذاشتین . برای بنده جای بسی سعادته که در جوار عزیزانی چون شما باشم ..


نام: همایون به آیین کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 25 آذر 1394 - 10:46

درود بر آقای وفایی عزیز
طرح زیبایی بود و قشنگ نوشتید


@همایون به آیین توسط م ح وفایی Members  ارسال در چهار شنبه 25 آذر 1394 - 15:04

نمایش مشخصات م ح وفایی همایون عزیزم ، عرض سلام و ادب و احترام
سپاس از لطف بی دریغتون . وجودتون پربار ..


نام: الف.اندیشه کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 25 آذر 1394 - 11:25

نمایش مشخصات الف.اندیشه سلام جناب وفایی
زیبا نوشتید.
موفق باشید.@};-


@الف.اندیشه توسط م ح وفایی Members  ارسال در چهار شنبه 25 آذر 1394 - 15:01

نمایش مشخصات م ح وفایی سلام بانو اندیشه ی عزیز
ممنونم که افتخار دادید و داستانک این حقیر رو مطالعه کردید . خوشحالم که در خدمت بزرگانی چون شما هستم ..


نام: حمیدرضا محدثی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 25 آذر 1394 - 13:19

نمایش مشخصات حمیدرضا محدثی سلام آقای وفایی .
بسیار دلپذیر ! روان و رسا و متعهدانه نوشتید . شهدای این مملکت ، بر تارک همه ی اسطوره های دفاع و جانفشانی این جهان می درخشند . راهشان و یادشان جاویدان !

@};- @};- @};- @};- @};-


@حمیدرضا محدثی توسط م ح وفایی Members  ارسال در چهار شنبه 25 آذر 1394 - 15:00

نمایش مشخصات م ح وفایی سلام و عرض ادب جناب استاد محدثی بزرگوار
ممنونم بابت وقتی که گذاشتین . سعادت بزرگیه که در خدمت شمام ..


نام: شايسته دولتخواه   ارسال در چهار شنبه 25 آذر 1394 - 13:45

درود بيكران
زيبا بود اميدوارم موفق باشيد@};-


@شايسته دولتخواه توسط م ح وفایی Members  ارسال در چهار شنبه 25 آذر 1394 - 14:58

نمایش مشخصات م ح وفایی سلام و عرض ادب
سپاس از وقتی که گذاشتین بانو ..


نام: ابوالحسن اکبری کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 26 آذر 1394 - 08:10

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام ودرود برجناب آقای وفایی .داستان زیبا وغم انگیزی بود.آرامش این این مملکت به خاطر شهدا است .موفق وپیروزباشید.@};- @};- @};- @};-


@ابوالحسن اکبری توسط م ح وفایی Members  ارسال در پنجشنبه 3 دي 1394 - 21:55

نمایش مشخصات م ح وفایی استاد اکبری عزیز
سپاس از حضور گرمتون ..


نام: شهره کبودوندپور کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 26 آذر 1394 - 15:03

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلامم برشما آقای وفایی
داستانتان را بسیار دوست داشتم
دست مریزاد@};- @};-


@شهره کبودوندپور توسط م ح وفایی Members  ارسال در پنجشنبه 3 دي 1394 - 21:54

نمایش مشخصات م ح وفایی سلام بانو شهره ی عزیز
سپاس از محبت بی دریغتون بانو ..


نام: مریم مقدسی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 26 آذر 1394 - 19:11

سلام
داستان خوبی بود
موفق باشید @};-


@مریم مقدسی توسط م ح وفایی Members  ارسال در پنجشنبه 3 دي 1394 - 21:53

نمایش مشخصات م ح وفایی سلام بانو
مرسی از محبتتون ..



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.