کرونای دروغ

- هر مشتری پرسید، الکی تعریف کن و بگو عالیه. برخی از افراد سادن، زود باور می کنن.
در کنار قفسه ی شوینده ها ایستاده ام که سری به علامت تایید تکان می دهم. چاره ای ندارم. گرانی، بی پولی و تحقیر را نمی توانم تحمل کنم. سال ها درس خواندم ولی در نهایت دوستانم که از راهنمایی ترک تحصیل کرده بودند از من موفق تر شدند. نمی دانم عیب از کجا بود ولی من کوتاهی نکردم. شاگرد اول تمام دوره های تحصیلی بودم ولی چه فایده وقتی برخی جاها که نیرو می خواهند، هیچ وقت آگهی استخدامی عمومی ندارند و یواشکی نیرو می گیرند. رییس فروشگاه سن و سالی ندارد اما اندازه تمام خاندانم ثروت دارد. حالا پدر من در سن 60 سالگی فقط توانست یک دوچرخه معمولی برای خودش بخرد.
- این تُن ماهی چطوره؟
- عالیه، خیلی خوشمزس.
اولین دروغ عمرم را می گویم. حس بدی دارم مثل بادام تلخ. تا به حال یکبار هم از آنها نخورده ام ولی ناگزیرم. از هر دری فقر وارد شود، ایمان می رود.
دروغ نگو. تمام خلافکارها از همین جاها شروع کردند. به خاطر پولدار کردن دیگران، آخرت خودت را نابود نکن چون خدا جای حق نشسته.
ولم کن وجدان. مجبورم؛ بی پولی درجامعه ای که ملاک آدم ها ثروتشان است، شوخی نیست. نگاه تحقیرآمیز فامیل و همسایه ها به خاطر فقرم. من هم باید خودم را بالا بکشم. همین رییس فروشگاه تا چند سال پیش یکی بوده مثل من ولی الان همه حاجی صدایش می زنند. حاجی ای که مکه نرفته ولی به خاطر ثروتش از نظر مردم حاجی است. چرا من اینطور نباشم؟
کم عقل! همه زندگی که پول نیست. کفن جیب ندارد! پول در حدی باشد که زندگیت بگذرد وگرنه هر کسی تمام عمرش را دنبال پول برود، اشتباه کرده است. طمع به پول و ثروت تمامی ندارد پس سعی کن در دامش نیفتی. پول را درمی آورند برای آسایش اما وقتی پول درآوردن آسایشت را به هم می ریزد، دیگر چه فایده ای دارد؟ الان خاله ات پولدار است ولی چه سود؟!
خاله نسرین، عضو هیئت علمی دانشگاه است و درآمد میلیونی دارد اما تازگی مبتلا به کرونا شده و در خانه قرنطینه است و من هم اطلاعی از حالش ندارم.
- ببخشید این عسلتون اصله؟
آخر عسل اصل این قدر ارزان است؟ چرا برخی آدم ها کمی فکر نمی کنند؟ دوباره می خواهم تا دروغ های همیشگی را بیان کنم و منتظر واکنش مشتری بمانم. ای کاش به حرفم شک کند و نخرد.
- بله اصل اصله. من خودمم خوردم، عالیه.
و باز تکرار می شود داستان سادگی . عسل را می خرد و می برد. اگر برخی افراد ساده نبودند شاید الان کلاهبرداری هم نبود ولی گاهی سادگی برخی، وسوسه کننده است.
زمان به سرعت می گذرد و من روز به روز در دروغ گویی حرفه ای تر می شوم تا جایی که دیگر مرز بین دروغ و راست را نمی فهمم که ناگهان تلفنم زنگ می خورد و خواهرم با صدای لرزان خبرفوت خاله نسرین را می دهد.
به یاد مهربانی هایش که می افتم، اشک های دل بی رحمم بی اختیار سرازیر می شوند. مادرم نمی تواند تحمل کند و با وجود هشدارهای بهداشتی و قرنطینه، سیاه پوش به خانه ی خاله می رویم. از همه جا بوی الکل می آید. خانه را ضد عفونی کرده اند و اتاق نگهداری خاله که درش قفل است. حتی نتوانستم برای آخرین بار او را ببینم. دلم برایش خیلی تنگ شده اما اکنون خیلی دیر است. گاهی چه زود دیر می شود. از شیشه در اتاق خاله مرحومم، داخل اتاق رانگاهی می اندازم که یکدفعه مو به تنم راست می شود.عسل قلابی که فروخته بودم روی میز کنار تخت است.
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 3.6 از 5 (مجموع 5 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

5

زهرابادره (آنا) ,سعید فلاحی (زانا کوردستانی) ,"صابرخوشبین صفت" ,نرجس علیرضایی سروستانی , ک جعفری ,


این داستان را خواندند (اعضا)

حمید جعفری (مسافر شب) (19/1/1399),نرجس علیرضایی سروستانی (19/1/1399),حمید جعفری (مسافر شب) (19/1/1399),سعید فلاحی (زانا کوردستانی) (20/1/1399),"صابرخوشبین صفت" (23/1/1399),مانی (23/1/1399),رضا فرازمند (24/1/1399),عطیه پوررضا (12/2/1399),زهرابادره (آنا) (13/2/1399),محدثه رضایی زاده (20/2/1399),نوریه هاشمی (7/3/1399),

نقطه نظرات

نام: اعظم مرجانی   ارسال در سه شنبه 19 فروردين 1399 - 01:42

داستان روان و جذابی هست


@اعظم مرجانی توسط حمید جعفری (مسافر شب) Members  ارسال در یکشنبه 7 ارديبهشت 1399 - 11:38

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) سپاس از نظر شما استاد گرامی


نام: "صابرخوشبین صفت" کاربر عضو  ارسال در شنبه 23 فروردين 1399 - 18:41

نمایش مشخصات "صابرخوشبین صفت" درودها
خدمت دوست جناب جعفری عزیز
داستانی با موضوع کرونا و دروغ گفتن در مورد اجناس و بخصوص عسل که من که خودم این کاره ام و درسشو خوانده ام و علمی و عملی هم انجام داده ام اما هنوز در تشخیص دچار مشکل می شوم .
موفق باشید .
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@"صابرخوشبین صفت" توسط حمید جعفری (مسافر شب) Members  ارسال در شنبه 23 فروردين 1399 - 00:05

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) سلام دوست گرامی
سپاس از حضور و نظر ارزشمندتان
موفق باشید


نام: عطیه پوررضا   ارسال در جمعه 12 ارديبهشت 1399 - 16:01

درود برشما
آدم و به فکر فرو میبره
زیبا بود


@عطیه پوررضا توسط حمید جعفری (مسافر شب) Members  ارسال در جمعه 12 ارديبهشت 1399 - 16:53

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) سپاس از نظر خوبتان و آرزوی موفقیت برای شما گرامی



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.