طغیانِ اَشک

صوت و جیغ. ترکیدن پیاپی ترقه های سیگاری. نور افشانی ناگهانی آسمانِ شب. چراغ قرمز. ترافیک سنگین. ماشین های لوکس و قراضه. دختر گل فروش. لباس های مُندرس. دیالوگی تکراری «یه گل بخر!» پیشنهاد شرم آور راننده. سکوت دختر با چشمانی دریایی و ضجه هایی پنهان. چراغ سبز. حرکت اجباری ماشینِ مقابل دختر و نفس های راحت او. پاک کردن عرقِ روی پیشانی. حرکت دختر به سمت پیاده رو. نگاه به لباس های نو عابران؛ به حرکات سریع ماهی های قرمز؛ به تخم مرغ های رنگی و نگاهی طولانی به آسمان. باریدن باران چشمان دختر بر روی سنگ فرش پیاده رو. پایین رفتن قطرات اشک از لابلای سنگ فرش تا رسیدن به قنات زیر شهر. حرکت سریع قنات تا رودخانه ی بیرون شهر و از آنجا تا سَد. فراوانیِ لحظه به لحظه ی آب سد. افزایش فشار آب بخصوص قطرات اشک به سد. ناگهان شکسته شدن آن. طغیانِ سیلی مرگبار. حرکت سریع به سمت شهر. غافلگیری. فریاد جیغ و ناله اسیرانِ سیل. فرو ریختن آپارتمان ها. غلتیدن ماشین ها. ناپدید شدن افراد. گُذر زمان. پایانِ سیل با شهری از لباس های مُندرس، چشمانی دریایی و ضجه هایی پنهان.
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 2 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

10

ح شریفی ,فاطمه زاهدی تجریشی ,رضا فرازمند , ناصرباران دوست ,نرجس علیرضایی سروستانی ,حمید جعفری (مسافر شب) ,احمد دولت ابادی ,محمد علی ناصرالملکی ,زهرابادره (آنا) ,الف.اندیشه ,


این داستان را خواندند (اعضا)

رضا فرازمند (20/12/1394), ناصرباران دوست (20/12/1394),سحر ذاکری (20/12/1394),زهرابادره (آنا) (20/12/1394),الف.اندیشه (20/12/1394),محمد علی ناصرالملکی (20/12/1394),سیروس جاهد (20/12/1394),فاطمه رنجبر (20/12/1394),حمید جعفری (مسافر شب) (20/12/1394),فاطمه زاهدی تجریشی (21/12/1394), ک جعفری (21/12/1394),احمد دولت ابادی (22/12/1394),ابوالحسن اکبری (22/12/1394),داوود فرخ زاديان (25/12/1394),همایون به آیین (10/5/1395),همایون به آیین (16/9/1395),

نقطه نظرات

نام: رضا فرازمند کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 19 اسفند 1394 - 00:15

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

دوست ادیب

مسافر شب

درد دلمان را زیبا

به تصویر کشیدی
قلمتان رقصان@};- @};- @};- @};-


@رضا فرازمند توسط حمید جعفری (مسافر شب) Members  ارسال در پنجشنبه 20 اسفند 1394 - 23:22

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) سلام بر جناب آقای دکتر فرازمند عزیز@};-
بی نهایت سپاس از حضور و نظر ارزشمندتان.
امیدوارم اثر مطلوب تان واقع باشد.
سعی کردم تا ضجه ای را منعکس کنم که شاید خیلی دیده نشده باشد.
به امید روزی که بتوانیم همه با هم بخندیم و شاد باشیم.
پیشاپیش عیدنوروتان مبارک و شادباش.
پیشکش@};- @};- @};-


نام: ناصرباران دوست کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 20 اسفند 1394 - 10:07

نمایش مشخصات ناصرباران دوست سلام بر جناب جعفری مسافر شب
عرض ادب وارادت
داستانک به زیبایی پرده از روی زشتی های پنهان در لایه های مختلف اجتماع و طبقات متفاوت مردم در رسم ورسومات این ایام برداشته بود . کاشکی کمی از فکر و ذهن هرکس بجای مشغول بودن به خودمون به همنوعانمون معطوف می شد و اینکه عاقبت این اختلافها و بی توجهی ها سیلی عظیم و ویرانگر راه خواهد انداخت !
ممنون بخاطر داستان خوبتون
@};- @};- @};- @};- @};- @};-
برقرار وپاینده باشید


@ ناصرباران دوست توسط حمید جعفری (مسافر شب) Members  ارسال در پنجشنبه 20 اسفند 1394 - 23:27

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) سلام بر استاد باران دوست عزیز@};-
سپاس فراوان از حضور و نظر بسیار دل انگیزتان و خوب تان.
ممنونم از تحلیل و تفسیر بسیار زیبای تون از مضمون اثر.
امیدوارم تا همه ی هم نوعان با هم شاد و خوشحال باشیم.
پیشاپیش عید نوروزتان مبارک باد.@};-
پیشکش و ناقابل@};- @};- @};- @};-


نام: زهرابادره (آنا) کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 20 اسفند 1394 - 10:37

نمایش مشخصات زهرابادره (آنا) سلام بر مسافر شب آقاي جعفري عزيز
داستاني غم انگيز با نگارشي عالي كه برايم لذت بخش يود
اسم داستان طغيان اشك با چشماني دريايي و ضجه هايي پنهان رابطه اي بس زيبا كه كل داستان را در بركشيد و به نتيجه رسيد
خسته نباشيد از بابت نوشتن اين داستان
برايتان موفقيت روزافزون و اوقاتي خوش و خرم آرزومندم @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@زهرابادره (آنا) توسط حمید جعفری (مسافر شب) Members  ارسال در پنجشنبه 20 اسفند 1394 - 23:31

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) سلام بر آنای گرامی،بانوی بادره ی ارجمند و فعال (آنا) @};-
سپاس از حضور و نظر بسیار زیبای تان.
و ممنون از دلگرمی و لطفی که به نوشته های من دارید.
@};-
امیدوارم هیچ وقت شاهد چشمانی بارانی با ضجه هایی پنهان نباشیم و همه با هم شا باشیم.
بنی آدم اعضای یکدیگرند/ که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضو ها را نماند قرار
پیشاپیش عید نوروز را به شما تبریک و تهنیت عرض می کنم. پیشکش@};- @};- @};- @};-


نام: ح شریفی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 20 اسفند 1394 - 11:58

نمایش مشخصات ح شریفی سلام آقای جغفری عزیز @};-
به شما خسته نباشید عرض می کنم
از داستان شما خوشم آمد ، بخصوص تعبیر زیبای از روانه شدن اشک دختر و تبدیل شدن آن به سیل و یکی شدن مردم با لباس های مندرس .
اما تیکه تیکه شدن جملات را دوست نداشتم ( تعدد نقطه ها باعث می شد به هر جمله برسم مکث کنم ، شبیه به سپید شده بود ) همانند تعدد موانع ( سرعت گیر ) در یک شریان فرعی ، که راننده را زجر می دهد . اما می دانم که این ایراد سلیقه ای بوده و نویسنده فقط می خواست به ما یادآور شود که هوای دیگران را داشته باشیم و از خدا بترسیم ، چوب خدا بی صدا ست ، موفق و پیروز باشید @};- @};- @};- @};-


@ح شریفی توسط حمید جعفری (مسافر شب) Members  ارسال در پنجشنبه 20 اسفند 1394 - 23:40

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) سلام بر دوست گرامی جناب آقای شریفی گرامی@};-
سپاس از حضور ارزشمند و نظر بسیار زیبای و مهربان.
اما این نوع سبک و استفاده از نقطه در این نوع، متداول است هر چند سخن شما بسیار صحیح است و به نوعی سرعت گیری دارد.
در این نوع سبک مثل بعضی آثار خانم فهمیه جعفریان.
امیدوارم تا همه ی مردم و افراد جامعه با هم بخندیدم.
عید نوروز را پیشاپیش خدمت تان تبریک و تهنیت عرض می کنم. پیشکش @};- @};- @};- @};-


نام: محمد علی ناصرالملکی   ارسال در پنجشنبه 20 اسفند 1394 - 13:35

سلام ، حرفی برای گفتن ندارم ، زیبا و واقعی . موفق باشی و شاد@};- @};- @};- @};- @};- =((


@محمد علی ناصرالملکی توسط حمید جعفری (مسافر شب) Members  ارسال در پنجشنبه 20 اسفند 1394 - 00:06

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) سلام برجناب آقای ناصر الملکی عزیز@};-
سپاس از حضور مهربان و نظر گرانقدرتان.
امیدوارم مطلوب واقع شده باشد....نویسنده ی طرح های بزرگ و پیچیده.@};-
امیدوارم همه افراد جامعه با هم شاد و خندان باشیم.:)
پیشاپیش عید نوروز را خدمت تان تبریک و تهنیت عرض می کنم. پیشکش@};- @};- @};-


نام: فاطمه رنجبر کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 20 اسفند 1394 - 15:58

نمایش مشخصات فاطمه رنجبر @};- @};- @};- @};- @};-
موفق باشید


@فاطمه رنجبر توسط حمید جعفری (مسافر شب) Members  ارسال در پنجشنبه 20 اسفند 1394 - 23:55

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) @};- @};- @};- @};- @};- @};-
همچنین شما موفق و پیروز باشید.
پیشاپیش عید نوروز باستانی تان مبارک باد.
پیشکش@};- @};-


نام: نرجس علیرضایی سروستانی کاربر عضو  ارسال در جمعه 21 اسفند 1394 - 15:07

سلام به مسافر شب داستانک آقای جعفری گرامی:)
تنوع توی نوشتن همیشه خوبه و بعضی وقت ها تغییر سبک.. من به شخصه استقبال میکنم از این نوع نوشته ها ..حتی اگه خوب هم از آب در نیاد ..حتی اگه ریسک بالایی بخواد ..حتی اگه مخاطب از دست بده .. همه اینها فدای پیامی ک میخواد داده بشه ..البته این نظر منه ..شایدم اصلا کار درستی هم نباشه از نظر اساتید.. قالب فدای پیام .. مهم گفتن حرف حقه
به نظرم استفاده از جمله های کوتاه و ضربه ای با مضمون داستان هم خوانی خوبی داشت ... هر لحظه یه مکث برای هضم جمله ... تشبیه های خیلی خوبی هم به کار برده بودید
دوبار جیغ توی داستان بود ..یکی جیغ هیجان و خوشحالی یکی جیغ از گرفتار شدن توی سیل.. واین جالب بود
اغراق امیزی داستان هم خیلی خوب بود ... باوجود اینکه غیر قابل باور و پذیرش بود ..ولی طوری نوشته بوید ک اصلا حس نمیشد ک آخرش به خودت بگی نه بابا مگه میشه ... چون اینجا سیل نماد بود ..همچین دختر و خیلی خوب میشد تعمیم داد به مردم جامعه و قشر فقیر ... و سیل اشک ک آخر دامن همه رو گرفت .. و باعث یک رنگی ها شد
خدا کنه قبل از اینکه بخواد اشکی به غم و ناراحتی ریخته بشه به خودمون بیایم ..تبدیلش کنیم به اشک شوق :)
داستان بسیار خوبی بود ..همراه با پیام اخلاقی ..لذت بردم از خوندنش زیــاد خــیلی:)
دم قلمتون همیشه گرم


@نرجس علیرضایی سروستانی توسط   ارسال در جمعه 21 اسفند 1394 - 23:55

سلام بر بانو سروستانی گرامی @};-
تشکر از حضور پر مهرتان و نظر بسیار نیک و جامع تان.
کاملن با نظرتان موافق هستم..گاهی تغییر سبک خالی از لطف نیست همان طور که فرمودید.
- در مورد مکث و هضم مطلب...بسیار زیبا تببین کردید.
- در مورد اشک غم و تبدیل به اشک شوق...بسیار از این نکته تان لذت بردم.
با آرزوی سلامتی برای شما...از طرف ما نایب زیاره باشید شاهچراغ را.... برای تان سعادت را آرزومندم.@};-


نام: احمد دولت ابادی کاربر عضو  ارسال در شنبه 22 اسفند 1394 - 13:36

نمایش مشخصات احمد دولت ابادی درود بر حمید. شناخت شما در واژه گان تنها کافی نیست. بهتر است برایشان جایگاهی بیابید. سکته ادبی خوب نیست


@احمد دولت ابادی توسط حمید جعفری (مسافر شب) Members  ارسال در شنبه 22 اسفند 1394 - 23:16

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) درود بر استاد دولت آبادی گرامی@};-
ممنونم از حضور گرانسنگ و نقد و نظر گرانقدرتان.
بله صِرف اشراف بر لغات، بدون شناخت جایگاه آنها به سکته ی ادبی منجر خواهد شد.
از این به بعد نسبت به جایگاه لغات بیشتر دقت خواهم کرد.
پیشاپیش عید نوروزتان مبارک باد.
شاد باشید
پیشکش@};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.