فقط مرد

ساعت 11:59 شب- هتل t*5.........آنتالیا.
پیرمرد مَست قزاق از کافه تریای* گوشه ی لابی به سمت رسپشن* می آید و بعد از ارایه ی رجیستر کارت*، از روی فرانت دسک*، بروشور پ و ر ن* صورتی رنگی را بر می دارد.
هنوز چند ورق نمی زند که آن را می اندازد و می گوید: «*!no،only male»
رسپشن با لبخندی شکاک به بروشور دیگرِ روی فرانت دسک اشاره می کند.
........................................................................
t*5: پنج ستاره
کافه تریا: کافی شاپ + سرو غذا
رسپشن: مسئول تشریفات هتل
رجیستر کارت: کارت حاوی اطلاعات مسافر
فرانت دسک: میز پذیرش
پ و ر ن: مستهجن
male: مرد
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

ح شریفی ,بهروزعامری ,اهورا جاوید , ناصرباران دوست ,عاطفه حجابی دخت ایمن ,شهره کبودوندپور ,زهرابادره ,


این داستان را خواندند (اعضا)

ک جعفری (17/8/1394),زهرابادره (17/8/1394),شهره کبودوندپور (17/8/1394),اهورا جاوید (17/8/1394),عاطفه حجابی دخت ایمن (17/8/1394),الف.اندیشه (17/8/1394),بهروزعامری (17/8/1394), ناصرباران دوست (17/8/1394),احمد دولت آبادی (17/8/1394),همایون به آیین (18/8/1394),چیا سرابی (18/8/1394),حمید جعفری (19/8/1394),حمید جعفری (20/8/1394),حمید جعفری (21/8/1394),نرجس علیرضایی سروستانی (21/8/1394),امیر محمد رنجبر (24/8/1394),حمید جعفری (26/8/1394),حمید جعفری (مسافر شب) (6/9/1394),حمید جعفری (مسافر شب) (7/9/1394),همایون به آیین (16/9/1395),

نقطه نظرات

نام: زهرابادره کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 17 آبان 1394 - 14:00

نمایش مشخصات زهرابادره سلام آقاي جعفري عزيز
عالي و عالي به اوج فساد در اوراسيا اشاره كرديد
ياد قوم هود در سوره هود قران كريم افتادم
براي قلم تان موفقيت روزافزون آرزومندم @};- @};- @};- @};-


@زهرابادره توسط حمید جعفری Members  ارسال در یکشنبه 17 آبان 1394 - 19:11

نمایش مشخصات حمید جعفری سلام بر بانو بادره ارجمند و گرامی@};-
از محبتهایی که به نوشته هام دارید، ممنونم.
از دلگرمی هاتون هم نیز سپاسگزارم.
روزهای پاییزیتون، بهاری.


نام: شهره کبودوندپور کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 17 آبان 1394 - 14:29

سلام بر شما
یک کنایه بی پرده از هم جنس گرایی در میان نسل جدید
جالب بود @};-


@شهره کبودوندپور توسط حمید جعفری Members  ارسال در یکشنبه 17 آبان 1394 - 19:13

نمایش مشخصات حمید جعفری سلام بر بانو کبودوندپور گرامی@};-
ممنونم از شما و نظرتون که بخوبی به موضوع اثر اشاره دارد.
با آرزوی بهترین ها برای شما


نام: عاطفه حجابی دخت ایمن کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 17 آبان 1394 - 14:59

نمایش مشخصات عاطفه حجابی دخت ایمن سلام جناب جعفری@};-
نوع نگاهتون بر مسائل قشنگه
ممنون@};-


@عاطفه حجابی دخت ایمن توسط حمید جعفری Members  ارسال در یکشنبه 17 آبان 1394 - 19:15

نمایش مشخصات حمید جعفری سلام بر بانو حجابی محترم@};-
ممنونم از نظر لطفی که به زاویه نگاهم دارید.
قلمتان مانا


نام: بهروزعامری کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 17 آبان 1394 - 18:29

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی
با اینکه ترجمه کردید بازم نفهمیدم فقط 90 درصدشو کلمه قزاق حل کرد

موفق باشید

@};- @};- @};-


@بهروزعامری توسط حمید جعفری Members  ارسال در یکشنبه 17 آبان 1394 - 19:19

نمایش مشخصات حمید جعفری سلام دوست خوبم@};-
شکسته نفسی می کنید دوست عزیزم، شما بزرگوار گاهی از نوشته ها، براحتی به روان نویسنده اشاره می کنید.
شما خواننده فوق هوشمندی هستید.;)
با آرزوی سلامتی برایتان.


@حمید جعفری توسط بهروزعامری Members  ارسال در دوشنبه 18 آبان 1394 - 22:57

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی

زیاد بگید حواسم پرت میشه ها

@};- @};- @};-


نام: ناصرباران دوست کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 17 آبان 1394 - 22:17

نمایش مشخصات ناصرباران دوست درود جناب جعفری
آقا قهرمان داستانتون که هم قزاق بود هم مست و هم دگر اندیش جنسی خداوند به همه ی مار رحم کند و به رسپشن !
:D :D :D
تنور دلتون گرم@};- @};- @};- @};-


@ ناصرباران دوست توسط حمید جعفری Members  ارسال در دوشنبه 18 آبان 1394 - 18:40

نمایش مشخصات حمید جعفری هزاران درود و سلام بر دوست خوبم، جناب باران دوست عزیزم@};-
ممنونم از لطفی که به نوشته ام دارید و سپاس از حضورتان.
روزهاتون بهاری@};-


نام: احمد دولت آبادی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 17 آبان 1394 - 23:27

نمایش مشخصات احمد دولت آبادی راستش من متوجه نشدم. چرا فکر می کنی بی بند باری جای دیگه زیاده. چرا فکر می کنید هرجا برهنگی هست فساد و بی بند و باری هم هست. نه نه نه. مگه بشکافی.


@احمد دولت آبادی توسط حمید جعفری Members  ارسال در دوشنبه 18 آبان 1394 - 18:46

نمایش مشخصات حمید جعفری سلام بر دوست عزیزم، جناب دولت آبادی @};-
امیدوارم که چشمان نازنینتون بهتر باشند و خدای ناکرده مانعی از حضور شما بزرگوار در بین ما نباشد.
من در این اثر تاثیر گرفتم از خاطرات یکی از دوستانم که چندسالی در ترکیه حضور داشته بخصوص هتلهایش.
نمی خواهم ایدئولوژیکی ببینید، صرفا یه خاطره را منعکس کردم و بس.
ما رو چه به بحث در مفهوم اثر با شما بزرگان قلم.@};-
با آرزوی بهترین ها برایتان@};-


نام: چیا   ارسال در دوشنبه 18 آبان 1394 - 12:31

سلام دوست عزیز.با آقای دولت آبادی موافقم.
پیشنهاد میکنم کتاب شاهد بازی در ادبیات . نوشته دکتر سیروس شمیسا را بخونی.


@چیا توسط حمید جعفری Members  ارسال در دوشنبه 18 آبان 1394 - 18:41

نمایش مشخصات حمید جعفری سلام دوست عزیز، چیا گرامی و ارجمند@};-
بر روی چشم، سعی می کنم کتاب مذکور را مطالعه کنم.
مانا باشید


@چیا توسط احمد دولت آبادی Members  ارسال در دوشنبه 18 آبان 1394 - 19:35

نمایش مشخصات احمد دولت آبادی درود بر تو . البته من از سیروس شمیسا هم خوندم.


نام: ح شریفی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 19 آبان 1394 - 12:59

نمایش مشخصات ح شریفی سلام آقای جعفری
داستان را خواندم ، چیز خاصی توش ندیدم ، فقط یک مرد مست که گوی میخواهد از بودن با یک زن خودداری کند.:) @};-


@ح شریفی توسط حمید جعفری Members  ارسال در سه شنبه 19 آبان 1394 - 18:09

نمایش مشخصات حمید جعفری سلام بر دوست خوبم جناب شریفی عزیز@};-
خوشحالم از حضور ازشمندتون@};-
یه چند وقتیه دوست خوبم، کم پیدا بودید ولی من به فکرتون بودم.
روزهاتون بهاری دوستم


نام: نرجس علیرضایی سروستانی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 21 آبان 1394 - 11:43

نمایش مشخصات نرجس علیرضایی سروستانی با سلام و عرض ادب :)
چرا حالا 11:59....چه حکمتی توی این یه دقیقه هست خدا میدونه :D
آهان نه خودم جواب رو پیدا کردم ....شاید اگه میشد 12 مجبور بودید بنویسید مثلا بامداد ...همیشه هم ک همه خلاف ها و کار های زشت توی شب اتفاق میافته پس همون 11:59 بهتره :D
خارج از شوخی کلی کلمه یاد گرفتم اطلاعات عمومی ام رفت بالا خیلی خوب و جالب بود موضوع جدیدی هم داشت.. باوجود کوتاه بودن کلی حرف داشت برای گفتن...احسنت
دم قلمتان همیشه گرم گرم


@نرجس علیرضایی سروستانی توسط حمید جعفری Members  ارسال در پنجشنبه 21 آبان 1394 - 13:07

نمایش مشخصات حمید جعفری ﺳﻼم ﺑﺮ ﺑﺎﻧﻮ ﺳﺮوﺳﺘﺎﻧﯽ ﮔﺮاﻣﯽ ﻣﻦ ﺳﺮوﺳﺘﺎن را ,ﺑﺎ ﺑﺎزﯾﮕﺮ ﺧﻮﺑﻤﺎن ﺟﻨﺎب ﺳﻠﻄﺎﻧﯽ ﺳﺮوﺳﺘﺎﻧﯽ .ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﻢ ﻣﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ از ﻧﻈﺮات ﭘﻮﯾﺎ و ﺗﻮام ﺑﺎ ﺷﺎدی ﺷﻤﺎ, ﺑﺴﯿﺎر ﻟﺬت ﻣﯽ ﺑﺮم. روﺣﯿﻪ ﺷﺎد و ﭘﺮ از اﻣﯿﺪﺗﺎن را ﻣﯽ ﺳﺘﺎﯾﻢ و .ﺑﺮاﯾﺘﺎن ﺑﻬﺘﺮﯾﻨﻬﺎ را آرزوﻣﻨﺪم از ﺧﻮاﻧﺪن آﺛﺎرﺗﺎن ﺧﻮﺷﺤﺎل ﻣﯽ ﺷﻮم و .در ﻗﻠﻤﺘﺎن آﯾﻨﺪﻩ ای ﺑﺰرگ را ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ﺣﻀﻮر ﺷﻤﺎ ﺑﺎ ﭼﻨﯿﻦ روﺣﯿﺎﺗﯽ اﻣﺮوزﻩ در ﻓﻀﺎﻫﺎی ﻣﺠﺎزی ﻧﯿﺎزﯾﺴﺖ ﻛﻪ ﺟﺒﺮان ﭘﺬﯾﺮ .ﻧﯿﺴﺖ ﻓﻘﻂ ﻫﻤﻪ ی ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺳﻌﯽ ﻛﻨﯿﻢ ﻛﻪ در اﯾﻦ ﻣﺴﯿﺮ و ﺣﻀﻮر در ﺑﺮﺧﯽ ﻓﻀﺎﻫﺎی ﻣﺘﻨﻮع, دﭼﺎر اﺳﺘﺤﺎﻟﻪ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻧﺸﻮﯾﻢ و ﺑﺎ ﺣﻔﻆ روﺣﯿﺎت ﺑﺪوی و ﺗﻜﺎﻣﻞ آن, در .ﻣﺴﯿﺮ ﭘﺎﯾﺪار ﺑﺎﺷﯿﻢ .ﻗﻠﻤﺘﺎن ﺗﺎﺑﻨﺎك و ﭘﺮﻓﺮوغ روزﻫﺎﺗﻮن ﺑﻬﺎری



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.