"مسئله ریاضی"

یه مسئله ریاضی بود که کلافم کرده بود و آخرش هم نتونستم حلش کنم.بچه زرنگ های کلاس هم توش مونده بودن.یکی از دوستام کسیو از کلاس دیگه ای معرفی کرد و گفت احتمال قوی اون می تونه حلش کنه.برو پیشش ولی خیلی از رفتارش تعجب نکن.پسر خوبیه.گفتم مگه رفتارش چطوریه.گفت خودت می فهمی.پیدا کردنش خیلی سخت نبود چون بعدا معلوم شد مثل گاو پیشونی سفیده.بهش سلام کردم و موضوع اون مسئله کذایی ریاضی رو بهش گفتم.یهو مثل فنری که از جا کنده بشه اومد سمتم و شونه هامو تکون داد و گفت الهی بمیرم من که این سوال اینطور تو رو بهم نریخته باشه حالا بده ببینم چی هست.هاج و واج دفترمو بهش دادم یه نظر به مسئله انداخت ابروهاشو کمی بالا پایین برد وگفت.وووووووووووووی این که راسته کار انیشتنه ولی غصه نخور منم انیشتنی هستم واسه خودم.تو دلم گفتم این دیگه کیه گویی از دماغ فیل افتاده .همش قراره یه مسئله رو حل کنه چه کلاسی واسه خودش میذاره.همونطور که به مسئله نگاه میکرد بدون اینکه به من نگاه کنه عقب عقب رفت تا کمرش دیوارو لمس کرد و همونجا نشست به دقیقه ای طول نکشید که صداشو تو گلوش پیچوند و گفت هومممممممممممممممم یوهووووووووووو حلش کردم.گفتمت که منم واسه خودم انیشتنی هستم.قابل شما رو نداره چون تویی و خیلی ازت خوشم اومده میشه دو هزار تومن.خشکم زده بود.دوستم درمورد رفتار عجیبش بهم گفته بود ولی نگفته بود این طرف پولکیه.ترش کردم و با یه اخمی که اونم متوجه بشه با اکراه تمام دستمو به سمت جیبم بردم که دستمو گرفت و قاه قاه خندید.گفت پسر باورت شد.بابا شوخی کردم.هر وقت سوالی داشتی بیا پیش خودم.ازش تشکر کردم و رفتم پیش همون دوستم تا از ماوقع داستان براش بگم.توی راه همش با خودم فکر میکردم درسته که کمی مغرور بود ولی دستش درد نکنه بالاخره مشکلم حل شد.بیشتر که فکر کردم دیدم همه ما به گونه ای درگیر رفتاری نادرست هستیم.این بی انصافی محضه بخواهیمم صرفا بر اساس یه وجه از مجموع رفتار آدمها در موردشون یه قضاوت کلی کنیم.اینکه مغرور باشی ولی گره از کار کسی باز کنی خیلی ارزشمنده ما آدمها که فرشته. نیستیم/مهر96
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 3.3 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

5

رضا فرازمند ,کوثر علیزاده ,حمید جعفری (مسافر شب) ,مصطفی زمانی ,پریناز.ک ,


این داستان را خواندند (اعضا)

هستی مهربان (7/7/1396),رضا فرازمند (7/7/1396),ف. سکوت (8/7/1396),کوثر علیزاده (8/7/1396),نرجس علیرضایی سروستانی (8/7/1396),الف . محمدی (9/7/1396),حمید جعفری (مسافر شب) (10/7/1396),داوود فرخ زاديان (10/7/1396), ツفریماه آرام فر ツ (11/7/1396),ستیا (11/7/1396),رها تمیمی (12/7/1396),مرتضی عیدی زاده (12/7/1396),حمید جعفری (مسافر شب) (12/7/1396),شايسته دولتخواه (12/7/1396),حسین شعیبی (14/7/1396),مصطفی زمانی (14/7/1396),مرتضی عیدی زاده (18/7/1396),حسین شعیبی (24/7/1396),ترنم سرخسی (24/7/1396),مرتضی عیدی زاده (25/7/1396),مرتضی عیدی زاده (26/7/1396),پریناز.ک (27/7/1396),

نقطه نظرات

نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 10 مهر 1396 - 09:33

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) سلام
بين زبان سخن گفتن و زبان نوشتن تفاوت است.
نبايد دقيقن آنچه را كه در عاميانه صحبت مي كنيم بنويسيم بلكه بايد از زبان معيار استفاده كرد و در ضمن تلفيق بين عاميانه و كلاسيك جز موارد نادر و خاص، خيلي جذاب نيست.
موفق باشيد


@حمید جعفری (مسافر شب) توسط مرتضی عیدی زاده Members  ارسال در چهار شنبه 12 مهر 1396 - 11:16

نمایش مشخصات مرتضی عیدی زاده ممنون از نقدتون.ولی تا جایی که من از نویسندگانی چون دولت آبادی صادق چوبک خسرو شاهانی و دیگران خوندم تقریبا نثری مشابه رو تجربه کردم


نام: شایسته دولتخواه   ارسال در چهار شنبه 12 مهر 1396 - 21:38

سلام
ماجرایی بسیار روان و جذاب بود خوب بود @};-
موفق باشید


نام: حسین شعیبی کاربر عضو  ارسال در جمعه 14 مهر 1396 - 09:20

نمایش مشخصات حسین شعیبی سلام
به غیر از پاراگراف آخر، داستان خوبی بود.
قضاوت خودتان را وارد داستان نکنید. اجازه بدهید هر خواننده برداشت خودش را نسبت به داستان داشته باشد.
موفق باشید


نام: مصطفی زمانی کاربر عضو  ارسال در جمعه 14 مهر 1396 - 15:24

نمایش مشخصات مصطفی زمانی خیلی دوسش داشتم اما من یه خورده مشکل با پیام های اخلاقی آخر قصه که نویسنده با مخاطب صحبت می کنه دارم. ترجیح می دادم اون پیام رو یه جوری توی داستان می گنجوندین ولی به هر حال داستان خودتونه. آدم نمی تونه به یکی بگه پسرت باید موهاش رو این مدلی بزنه.
مرسی



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.