یا مرگ یا "لیدی گاگا"!

روی کاناپه دراز کشید و ماهنامه اجتماعی را ورق زد. خبر مربوط به درگیری بین عربستان و یمن و گزارش یونیسف در ارتباط با کشته شدن پنج هزار کودک را رد کرد. نگاهی سرسری به مقاله بحران آب و غذا در قاره آفریقا انداخت. از اینکه پانزده صفحه به این مسئله اختصاص داده بودند او را ناراحت می‌کرد، او معتقد بود که ارزش ژورنالیستی این موضوع حداکثر سه صفحه می‌توانست باشد. خبری نیم‌صفحه‌ای نظرش را جلب کرد. بعد از خواندنش سردرد شدیدی گرفت. در گلویش احساس سوزش کرد. ترس و اضطراب باعث شده بود که گوشش سوت بکشد. بغض خود را کنترل کرد. چشمان قرمز و پرآب خود را بست و سعی کرد روی مطلب وحشتناک و دلهره‌آوری که خوانده بود متمرکز شود. خبر را باور نمی‌کرد. «بر اثر گرم شدن کره زمین زیستگاه‌های خفاش‌های قطبی در معرض خطر قرار گرفته‌اند».
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 5 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

4

همایون طراح ,پیام رنجبران(اکنون) ,رضا فرازمند ,نرجس علیرضایی سروستانی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

حسین شعیبی (6/11/1396),همایون طراح (6/11/1396),پیام رنجبران(اکنون) (7/11/1396),حمید جعفری (مسافر شب) (7/11/1396),هستی مهربان (9/11/1396),فاطمه زردشتی نی‌ریزی (10/11/1396),رضا فرازمند (13/11/1396), فیلوسوفیا (14/11/1396),الف . محمدی (16/11/1396),محمد ملکی (28/11/1396),

نقطه نظرات

نام: پیام رنجبران(اکنون) کاربر عضو  ارسال در جمعه 6 بهمن 1396 - 03:14

نمایش مشخصات پیام رنجبران(اکنون)










حتا نمی‌توانم توصیف‌شان کنم، بگویم چطور موجوداتی هستند؟ سطحی، مبتذل، زمینی‌اند؟ فضایی‌اند؟ این موجودات در رسته‌ی کدام گونه‌های جانوری قابلیت طبقه‌بندی دارند؟ فاصله‌ی چندانی با هم ندارند، شانه‌های‌شان بهم می‌مالد، هپروتیان، متوهمین بالفطره، روشنفکران منفعل، سنتی‌های تجددنما، دهن‌کجان به احساس و تفکر ملی، بیعارها، بی‌تفاوت‌ها، آخ چقدر از بی‌تفاوت‌ها بیزارم...

کارکتر این داستان از آن سنخ آدم‌هایی‌ست که نه این‌که بصورت مستقیم مخاطب جمعی قرار بگیرد، نه، اما وقتی صدای داد‌و‌بیداد عده‌ای را می‌شنود که می‌گویند سیستان بلوچستان آب ندارد، بچه‌هایش شناسنامه ندارند، خوزستان به فنا رفت، فقر و فلاکت و بی‌توجهی کوردهای‌مان را به آستانه‌ی نابودی کشانیده، هر ساله هزارن نخبه و بچه‌های به دردبخور این مملکت که سرمایه‌ و ثروت و گنج‌های ملی‌ ما هستند مهاجرند، نکبت و بربریت همه‌جای‌مان را گرفته، آن‌وقت این آدم مزخرف سری می‌جنباند و با نگاهی که به شدت انوار همه‌چیزدانی ازش ساطع می‌شود، می‌گوید: ای بابا...کاری از دست ما که برنمیاد، حیف نیست امشب رو با این حرف‌ها خراب کنیم!!!

بعد فردا پیغامی با این مضمون برایت ارسال می‌کند که ما یه انجمنی هستیم که می‌خواییم یه فکری به حال س.گ‌های ولگرد بیابون‌های اطراف بهمان‌جا بکنیم! بعد تو وجودشان را با هر واژه‌‌ی‌ مناسب حال‌شان که بلدی و البته هنوز هم جانِ مطلب را نمی‌رساند می‌شوری و روی طناب پهن‌ می‌کنی، پشت سرت می‌گویند:«فلانی یه چیزیش میشه هااا....

موضوع را درنیافته‌اند، چپکی گرفته‌اند، و همه‌چیز در ژست باقی‌مانده... محتواهای درونی‌شان مبتذل و بربر اما ظاهر و بیرون‌شان ادای تجدد درمی‌آورد.

امیدوارم یک‌روز که نه! چرا که حالا دیگر ممکن نیست به آینده‌ی دور حوالت کرد، ما در بزنگاه تاریخیم، حالا دیگر این‌ها هم چه بخواهند چه نخواهند خیلی زود مجبور می‌شوند به جای پرسه زدن روی در و دیوار، نگاهی به ستون‌های خانه بیندازند که موریانه خورده است!

اگرآن بابا که در سریال گیم‌آف‌ترونز می‌گفت:«زمستان در راه است!» پایش به اینجا می‌رسید دیگر می‌گفت:«دیری‌ست زمستان فرارسیده!»

پنگوئن‌های قطب، عنکبوت‌های گواتمالا، پانداهای چینی که امسال نزاییده‌اند فدای سرم...


@پیام رنجبران(اکنون) توسط حسین شعیبی Members  ارسال در شنبه 7 بهمن 1396 - 19:32

نمایش مشخصات حسین شعیبی بسیار زیبا و دردمندانه نوشتید
جانا که سخن از دل ما گفتی


نام: پیام رنجبران(اکنون) کاربر عضو  ارسال در جمعه 6 بهمن 1396 - 03:18

نمایش مشخصات پیام رنجبران(اکنون)










درود مهندس جان. نویسنده به معنای واقعی. داستان فوق‌العاده به موقع، به جا، ظریف و زیباست. سلامت باشید. سپاس و بی اندازه سپاسگزارم بابت این اثر.


@پیام رنجبران(اکنون) توسط حسین شعیبی Members  ارسال در شنبه 7 بهمن 1396 - 19:33

نمایش مشخصات حسین شعیبی سلام پیام عزیز
بسیار خرسندم که از داستان خوشتان آمد.
جنابعالی به بنده لطف دارید.



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.