کله‌پاچه یک قهرمان، گرانتر نیست!

ولوله‌ای بین گله گوسفندان بوجود آمده بود. غرور در چشم تک تک آنها دیده می‌شد. وقتی به هم می‌رسیدند، پیشانی خود را به هم می‌مالیدند. یکی از گوسفندان که به خاطر خنگ بودن همیشه مورد شماتت بقیه قرار می‌گرفت، دلیل این همه شور را متوجه نمی‌شد. گوسفند خنگ با خجالت از میش پیر پرسید: «چی شده این جوری باد تو دماغتون افتاده؟»
چشمان میش پیر درخشش عجیبی داشت. دماغش را به گوش گوسفند خنگ مالید و با مهربانی گفت: «با اتفاقی که امروز افتاد، من دیگه آرزویی ندارم و آماده مردن هستم»
_ جون به لب شدم بگو.
_ صاحب گله می‌خواست سر یکی از دوستای ما رو ببره. وقتی داشت کشان کشان اونو می‌برد، رفیق شجاع ما حرکتی سریع و غیرمنتظره‌ای کرد و اون رو یه متر روی زمین کشید. از زانوی مرتیکه خون زده بود بیرون. وقتی داشتند سر قهرمان را می‌بریدند، تلاش می‌کرد زیاد دست و پا نزنه! مثل یک قهرمان مرد.
گوسفند خنگ نگاهش به رد خون قهرمان افتاد. بدون هیچ احساسی از میش پیر دور شد. ته سیگار صاحب گله، لقمه کم ارزشی بود ولی او به جبر تاریخی اعتقاد داشت.


شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.3 از 5 (مجموع 6 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

9

فرزانه رازي , ناصرباران دوست ,همایون طراح ,ف. سکوت ,م.ماندگار ,محمد علی ناصرالملکی ,علی غفاری دوست (مارتین) ,نرجس علیرضایی سروستانی ,الف . محمدی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

همایون طراح (1/9/1395),محمدرضا سلمانیان‌نژاد (1/9/1395),فرزانه رازي (1/9/1395),م.ماندگار (1/9/1395),حسین شعیبی (1/9/1395),شیوا خان آبادی (1/9/1395),الف . محمدی (1/9/1395), ناصرباران دوست (1/9/1395),شیوا خان آبادی (3/9/1395),محمد علی ناصرالملکی (4/9/1395),علی غفاری دوست (مارتین) (4/9/1395),سیدمحمد موسوی بهرام آبادی (5/9/1395),فرهاد گرامی (6/9/1395),همایون به آیین (6/9/1395),علی غفاری دوست (مارتین) (6/9/1395),سارینامعالی (7/9/1395),محمد شاهکان (7/9/1395),ف. سکوت (9/9/1395),داوود فرخ زاديان (13/9/1395),

نقطه نظرات

نام: همایون طراح کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 1 آذر 1395 - 13:29

نمایش مشخصات همایون طراح درود بر شما.
بسیار عالی! یک نوع اعتراض و البته یک پوچی زیر پوستی در داستان دیدم! به نظر من که ************ داستان شما اصلن خنگ نبود! من که بسیار لذت بردم. خسته نباشید.

سبز باشید.


@همایون طراح توسط حسین شعیبی Members  ارسال در سه شنبه 2 آذر 1395 - 18:33

نمایش مشخصات حسین شعیبی سلام جناب طراح عزیز
از دقتی که به داستان داشتید تشکر می‌کنم.
وقتی که یک حرکت ساده و غریزی به حرکتی قهرمانانه تعبیر میشود باید هم به آن کسی که دیدگاه آنان را ندارد، خنگ بگویند!
ممنون از حضورتان
سربلند باشید


نام: ناصرباران دوست کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 1 آذر 1395 - 22:53

نمایش مشخصات ناصرباران دوست در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
روبه صفتان زشتخو را نکشند
گر عاشق صادقی ز کشتن نگریز
مردار بود هر آنکه او را نکشند !
درود بر شما
می دونم و میفهمم که دوره اش گذشته
کله پاچه ی قهرمان و سیراب شیردان غیر قهرمان یه قیمت اصلن مفت مفت
عالی بود
پاینده باشید
@};- @};- @};- @};- @};-


@ ناصرباران دوست توسط حسین شعیبی Members  ارسال در سه شنبه 2 آذر 1395 - 18:38

نمایش مشخصات حسین شعیبی سلام جناب باران دوست عزیز
ممنون از یادداشت زیبایتان و حضورتان
شاد و پیروز باشید

@};- @};- @};- @};- @};-


نام: علی غفاری دوست (مارتین) کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 4 آذر 1395 - 22:55

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) شگفتا !!

این داستان به این زیبایی چرا چنین مهجور افتاده است حسین شعیبی عزیز ؟!
ساده و زیبا و پرمفهوم و با پایانی بسیار به جا و طنازانه !
به این می اندیشم که ته سیگار نصیب ************ خنگ شده است ! بگذار گمان کنم آن را نمی جود ! سیگار را می کشد و به فکر فرو می رود !
جبر تاریخی ؟! من که یاد میشی افتادم که به فرمان خدا , به دست ابراهیم کشته شد !! نمی دانم ولی شاید منشا این جبر از همان نقطه است !

درود بر حسین شعیبی


@علی غفاری دوست (مارتین) توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در پنجشنبه 4 آذر 1395 - 22:56

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) ستاره ها را عشق است !

I meant the SHEEP !


@علی غفاری دوست (مارتین) توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در پنجشنبه 4 آذر 1395 - 23:01

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) و البته از نام زیبایی که برای داستان برگزیدی ...

واقعا که کله پاچه ی یک قهرمان گران تر نیست ! نمی دانم ککه آیا می توانم این جمله را به انسان هم تعمیم بدهم یا خیر !
پیش تر ها جناب م فریاد جمله ای از چه گوارا گفتند با این مضمون که جای هیچ کس در دنیا خالی نیست ! هنوز هم بر این باورم که جای بعضی از آدم ها خیلی بیش از سایرین در دنیا خالی است ! با دیدن برخی از انسان ها , به فردا امیدوارتر می شوم ...حال آن که برخی فقط سیاهی لشکر اند .
نمی دانم ... ولی من ترجیح می دهم این داستان را به انسان تعمیم ندهم !


@علی غفاری دوست (مارتین) توسط حسین شعیبی Members  ارسال در جمعه 5 آذر 1395 - 15:26

نمایش مشخصات حسین شعیبی سلام جناب مارتین عزیز
ممنون دوست من بابت یادداشتت
چه بگویم؟ گله‌ای نیست! شاید هم حوصله‌ای نیست!
اینجا ************های جالبی دارند مانند نام نقش اول داستان من!!!
اگر جبر تاریخی نیست، پس چیست؟
متشکر از لطفتان و حضورتان @};- @};- @};-


@حسین شعیبی توسط حسین شعیبی Members  ارسال در جمعه 5 آذر 1395 - 15:29

نمایش مشخصات حسین شعیبی حتی کلمه "س ا n س و r" مرا هم "s ا ن s و ر" کردند!!!!


@حسین شعیبی توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در جمعه 5 آذر 1395 - 15:39

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) آسان سور !
راستی ! می دونم به جا نیست ولی زنده باد کهکشانی ها ! آماده باشین !


@علی غفاری دوست (مارتین) توسط حسین شعیبی Members  ارسال در جمعه 5 آذر 1395 - 18:26

نمایش مشخصات حسین شعیبی منظورتون رئاله؟
رئال عمرا تیم باشه!!!!



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.