طواف

در پشت درهای بسته ی تالار , فرشتگان سیاه پوش , انسان ها را سر می برند . بی آن که بدانند درون تالار , دسته ای غرق در لباس احرام , به انتظار پر شدن صندلی های خالی , نشسته اند .
با آخرین انفجار , کنسرت ادیت پیاف , سولد اوت می شود ...








پی نوشت :

تقدیم به مهری که , تمام سالم را خزان می کند .

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.7 از 5 (مجموع 6 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



این داستان را خواندند (اعضا)

ح شریفی (24/8/1394),فرزانه بارانی (24/8/1394),همایون به آیین (24/8/1394),زهرابادره (24/8/1394),همایون طراح (24/8/1394),الف.اندیشه (24/8/1394), ناصرباران دوست (24/8/1394),سحر ذاکری (24/8/1394),مریم مقدسی (24/8/1394),شهره کبودوندپور (24/8/1394),فرزانه رازي (24/8/1394), ک جعفری (24/8/1394), ناصرباران دوست (24/8/1394),علی غفاری دوست (مارتین) (24/8/1394),احمد دولت آبادی (24/8/1394),عاطفه حجابی دخت ایمن (24/8/1394),آزاده اسلامی (24/8/1394),کیمیا مرادی (24/8/1394),م.ماندگار (24/8/1394),نرجس علیرضایی سروستانی (24/8/1394),سحر ذاکری (24/8/1394),اميرمحمد نائيجيان (24/8/1394),عاطفه حجابی دخت ایمن (25/8/1394),رضا فرازمند (25/8/1394),شيدا سهرابى (25/8/1394), زینب ارونی (25/8/1394),عباس پیرمرادی (25/8/1394),سبحان بامداد (26/8/1394),علی غفاری دوست (مارتین) (26/8/1394),پیام رنجبران(اکنون) (27/8/1394),کیمیا مرادی (27/8/1394),حمید جعفری (27/8/1394),سارینا حدیث (27/8/1394),ح شریفی (27/8/1394),علی غفاری دوست (مارتین) (28/8/1394),م.ماندگار (28/8/1394),ف. سکوت (29/8/1394),حمید جعفری (مسافر شب) (29/8/1394),بهروزعامری (4/9/1394),زهرا بانو (22/9/1394),سید علی الحسینی (24/9/1394),سحر ذاکری (27/9/1394),آرش پرتو (5/10/1394),سحر ذاکری (20/10/1394),علی غفاری دوست (مارتین) (12/11/1394),سارینامعالی (4/7/1395),همایون به آیین (12/7/1395),همایون به آیین (19/11/1395),همایون به آیین (8/1/1396),علی غفاری دوست (مارتین) (27/8/1397),

نقطه نظرات

نام: زهرابادره کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 10:53

نمایش مشخصات زهرابادره سلام آقاي مارتين عزيز
داستاني زيبايي كه همراه با ايهام است و به جريانات اين روزها اشاره دارد .
هيچ كس نمي داند چه خواهد شد !
برايتان موفقيت روزافزون آرزومندم @};- @};- @};- @};- :)


@زهرابادره توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 14:01

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) به راستی که هیچ کس نمی داند , چه می شود ! و من اکنون بر کودکی می گریم که در وجود من , میلاد را می خواند!
چه کودک خوش باوری است که حتی نمی داند با حجم بی انتهای اشک و آه نیز این سیاهی رفتنی نیست !

درود بر شما ...


نام: همایون طراح کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 10:58

نمایش مشخصات همایون طراح . . .


@همایون طراح توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 14:01

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) . . .


نام: آرمیتا مولوی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 11:04

نمایش مشخصات آرمیتا مولوی خوب بود...موفق باشید @};- @};- @};-


@آرمیتا مولوی توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 14:02

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) سپاسگزارم ... باشد که نوایم را در لا به لای صحنه ای بهتر , بشنوید ...


نام: ح شریفی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 11:19

نمایش مشخصات ح شریفی سلام آقای غفاری دوست
نوشته ی شما چیدمان زیبایی داشت
یه سوال
آیا منظور شما اشاره به انفجار تروریستی در فرانسه ست ؟


@ح شریفی توسط ح شریفی Members  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 12:12

نمایش مشخصات ح شریفی اگر گمان را بر این ببریم که مقصود همان انفجار است ، باید بگویم بنده باور دارم که فرشته نماد پاکی است نه نماد پلیدی . فرشته های سیاه پوش دیگر فرشته نیستند
فقط مقصود از لباس احرام را نفهمیدم
موفق باشید@};-


@ح شریفی توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 14:06

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) فرشته , باید بال سفید داشته باشد ! می ترسم از روزی که , به جای بال , آهن بر دوش ملائک , سبز شود !

می دانید که ؟! حتی میر غضب نیز , به خاطر سر بریدن هایش , خود را فرشته می پندارد !
و از آن جایی که دنیا مجموعه ایست از نسبیت ها , من در آنی که دیو سرشت هستم , می توانم فرشته باشم !

درود بر شما


نام: ناصرباران دوست کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 11:24

نمایش مشخصات ناصرباران دوست سلام بر جناب غفاری دوست عزیز !
عالی بود از هر جهت بخصوص ادبیات . لذت بردم .

پیشکش با احترام @};- @};- @};- @};- @};- @};-

بلاخره این داعشیون لعنتی یه کار مفید کردند با انگیزش شما به نوشتن داستان

تنور دلتون گرم@};- @};- @};-


@ ناصرباران دوست توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 14:08

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) درود بر استاد بزرگوار

می دانید که ؟! عینکی که بر گردن شما آویخته است , اگر بر چشمان شما بنشیند , وضوح زندگی را چند برابر می کند !
بودن شما را عشق است ...

سبز باشید و آفتابی , تا دمیدن سحر


نام: همایون به آیین کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 12:18

درود بر مارتین عزیز
من از متن شما تنها ادیت پیاف را دریافتم و برایم تازه شد لحظاتی که با شنیدن صدایش،عاشق میشدم و هنوز هم شنیدن صدایش، خزان زندگی ام، شکوفه می آورد.
Inception
Non rien de rien
E. Piaf
Non! Rien de rien …
Non ! Je ne regrette rien
Ni le bien qu’on m’a fait
Ni le mal tout ça m’est bien égal !
Non ! Rien de rien …
Non ! Je ne regrette rien…
C’est payé, balayé, oublié
Je me fous du passé!
Avec mes souvenirs
J’ai allumé le feu
Mes chagrins, mes plaisirs
Je n’ai plus besoin d’eux !
Balayés les amours
Et tous leurs trémolos
Balayés pour toujours
Je repars à zéro …
Non ! Rien de rien …
Non ! Je ne regrette non …
Ni le bien, qu’on m’a fait
Ni le mal, tout ça m’est bien égal !
Non ! Rien de rien …
Non ! Je ne regrette rien …
Car ma vie, car mes joies
Aujourd’hui, ça commence avec toi !
من از هیچ چیز پشیمان نیستم!
نه ! هیچ،هیچ
نه!من از هیچ چیز پشیمان نیستم
نه از خوبیهایی که به من رسیده
نه از بدیهایش، هردو برای من یکسان هستند
نه هیچ ،هیچ
نه ! از هیچ چیز من پشیمان نیستم
انجام شده ،جارو شده و به فراموشی سپرده شده
من گذشته را به آتش می کشم
با خاطراتم
آتش را شعله ور می کنم
با غمها و با شادیهایم
چون به آنها دیگر احتیاجی ندارم
عشق جارو شده
با همه شور و تپش هایش
جارو شده برای همیشه
من دوباره از صفر شروع می کنم
نه هیچ ،هیچ
من از هیچی پشیمان نیستم
نه خوبیهایی که داشته ام
و نه بدیهای آن
هردو برای من یکسان هستند
نه ! هیچ،هیچ
من از هیچ جیز پشیمان نیستم
چون که زندگی ام ،چون که شادی ام


@همایون به آیین توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 14:12

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) درود بر همایون نازنین

از این خرسندم که مقدس نامی , واژه ی خجسته ی عشق را برایتان تداعی کرده است !

نه هیچ هیچ !
هیچ صدای مهیبی , آوای ملکوتی بانو را نمی زداید !


از شعر زیبا و زحمتی که من باب درج آن ترانه , به خرج داده اید , صمیمانه سپاسگزارم ...

می دانید که ؟! خداوند هم صدای زن را دوست دارد !


@علی غفاری دوست (مارتین) توسط همایون به آیین Members  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 14:51

بی تردید، آفریدگار زیبایی ها، صدای زن را دوست دارد


@همایون به آیین توسط زهرابادره Members  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 15:03

نمایش مشخصات زهرابادره و بي ترديد با گريه زن ، خداوند نيز گريه مي كند :)


نام: شهره کبودوندپور کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 12:26

سلام آقای مارتین
اونقدر که ما منتظر ادامه ی داستان قبلی شما ماندیم چشممان به داستانک دوخته شد!!!گویا کربن مدادتان تمام شده است ؟!
خیلی داستان کوتاه و زیبایی بود ترکیبی از حوادث منا...پاریس و مرگ موسیقی
جهان بی موسیقی یعنی خشونت
دست مریزاد @};- @};- @};-


@شهره کبودوندپور توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 14:15

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) شهره بانو

از این که هستید , می ایید , میخوانید و می نویسید بسیار بسیار خوشحالم . گر چه می دانم حلاوت این جمله ی ناب , به شدت دیروز نیست !

بنویسید تا زنده بودنتان را برای خاموشی های هر روزه مان , فریاد بزنید ...

مشرقی بمانید


نام: فرزانه رازي کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 13:06

نمایش مشخصات فرزانه رازي دونخته زنبیل


@فرزانه رازي توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 14:15

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) دو نخته Waiting


@فرزانه رازي توسط فرزانه رازي Members  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 15:29

نمایش مشخصات فرزانه رازي درود بر مارتین کبیر ! خوبی میدونم .
همین که سایت بالا اومد و یهو اسمتو دیدم تعجب کردم !!! مگه تو هم اینجا هستی ؟!!!!!!!!!! اصن یه لحظه شاخ در آوردم !!!
همه ی این بکش بکشا رو یادم انداخت داستانت . ببشخیناااا ... ولی خو دوس نداشتم . نداشتم دیگهههه... چیه ؟؟؟
خلاصه ش میکنم ...
دونخته شعر

دندان به هم بزن ، جگرم درد میکند
نه ، جز جگر ، تمام سرم درد میکند

آنقدر گریه کردم و گریه که تا سکوت
هر قطره اشکِ چشمِ ترم درد میکند

از درد چشم و چار و سرم دست و پا زدم
نه دست و پا ، که بال و پرم درد میکند

روی دلم سوار شدی بال و پر زدی
از اوج تو چنان کمرم درد میکند ...

هر روز با خیال تو شب را قدم زدم
باز آمدم و خاک سرم درد میکند

دندان به هم بزن ، جگرم را دریده ای
آری جگر و خشک و ترم درد میکند

" مجید مهران "

دمت گرم .
دلت به نشاط .
سرت سلامت .
جف شیشت آرزومه ...
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@فرزانه رازي توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در سه شنبه 26 آبان 1394 - 17:51

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) درود بر فرزانه ي بزرگ

پيامت را دير ديدم چرا كه خروار زنبيل هايت ، ديد ما را كور مي كند !

از بابت نقد و شعر زيبايت سپاسگزارم ...

باش تا فردا ...


نام: ک جعفری کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 13:12

نمایش مشخصات ک جعفری بخون بخون، صدای تو بال پریدن منه
تمام ذرات هوا ، واسه نفس کشیدنه

بخون که بی صدای تو ، بهارمون گل نمیده
سکوت تو ، خیانته به باغ پاییز کشیده

اگر تو ساکت بمونی، کی عشقو فریاد بزنه؟!
کی قفل تنهاییمونو ، با یک اشاره بشکنه؟!


با یک اشاره ات، قفل تنهاییم می شکند!
خوشحالم که دوباره می بینمت، تو را و مغز سیاه قلم سرکشت را !!

عزیزی مارتین!
درود بر تو !



@};-


@ ک جعفری توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 14:17

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) کاف بانو

با نوشتن این ترانه , نوای به یاد ماندنی فریدون و نوش آفرین در ذهنم جان گرفت !
همان شوی میخک نقره ای که سکوت شب را زیر آوار موسیقی , ویران می کرد ...

لطف شما , مایه ی بودن من است ...


@علی غفاری دوست (مارتین) توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 14:19

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) به واقع بر این باورم که روحی چند ده ساله , در جسم من تقلا می کند ! اگر نه که نوای چند ده ساله , در سرم چنگ نمی زد !!


@ ک جعفری توسط بهروزعامری Members  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 00:39

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام

چرا غیبت؟


@};- @};- @};-


@ ک جعفری توسط بهروزعامری Members  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 00:43

نمایش مشخصات بهروزعامری مرثیه


نام: الف.اندیشه کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 14:17

نمایش مشخصات الف.اندیشه سلام مارتین عزیز
خوشحالم که هستی و می نویسی.
داستان کوتاه و عمیق و پر مفهومی بود.
از کنار هم گذاشتن کلمات پرمعنی که به کار بردی لذت بردم.
بمان و برای ما بنویس.
سبزززززز باشی و آفتابییییی.@};- @};- @};- @};- @};- @};-


@الف.اندیشه توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 14:22

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) الف بانو

بودن و نبودن های ما , مادی نیست ! ما هستیم ! یاد و خاطره ی تمامی ما , در گستره ی تاریخ حک می شود ! به سان آنان که رفتند اما زنگ صدا و یاد سبزشان نمی رود !

از این که لطف کردی و نوشته ام را خواندی بسیار سپاسگزارم ...

سبز باشی و صد البته آفتابی


نام: احمد دولت آبادی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 14:18

نمایش مشخصات احمد دولت آبادی درود بر علی عزیز.
پشت درهای بسته ی تالار{در } اضافه بود.
بسیار زیبا بود. مثل دیگر کارهایتان
هرچند در مورد ادیت پیاف چندان اصلاعات قابل به عرضی ندارم. اما موضوع را بسیار خوشمان آمد. پیروز باشید دوست من! در ضمن دو سه روز پیش تماس گرفتم در دسترس نبودی. یعنی آنتن نمی دادی.


@احمد دولت آبادی توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 14:27

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) احمد عزیز

در تالار را بسته اند ! اما ارواح , راه نفوذ به دیوار را می دانند !

سفری رفته ام به عمق بیست هزار فرسنگ زیر قدم هایم !

سعادتی دست دهد , صدایمان در خم امواج , به هم گره

خواهد خورد ...

سبز باشید


نام: مریم مقدسی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 14:45

سلام
خوب بود
موفق باشید @};-


@مریم مقدسی توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 21:41

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) درود

سپاس که خواندید ...

سبز باشید ...


نام: عاطفه حجابی دخت ایمن کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 15:23

نمایش مشخصات عاطفه حجابی دخت ایمن سلام بر علی آقا@};-
خاص فکر می کنید و خاص نگاه می کنید و نتیجه هم می شه خاص نوشتنتون;) :)
به نظرم خیلی بیشتر از سنتون درک دارید از پیرامونتون و این خیلی خوبه برای اطرافیان و خیلی بده برای خودتون...از بد هم بدتر البته!
سپاس که می نویسید:)
@};- @};- @};- @};-


@عاطفه حجابی دخت ایمن توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 21:44

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) درود بر بانوی نیک نام

می دانید که ؟! کماکان می شود نامتان را در چند دفتر نوشت !

نمی دانم ...

همین که بودید برایم با ارزش است . پس بمانید ... سپاسگزارم


نام: رضا نیرمی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 15:52

نمایش مشخصات رضا نیرمی درود دوست عزیز ... بعضی اوقات فلسفه حقیقت یک نگاه رو به تصویر میکشه ولی انچه واقعیت فلسفه رو به چالش میکشه ....نگاه ماست ....و ادمی تنها موجود سطحیست که در خویش عمیق میشود ...........................


@رضا نیرمی توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 21:49

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) درود بر شما

از دیدارتان خوش وقتم . روح عصین گر انسان , سیری ناپذیر است . می کاود و می جوید و از نو می سازد !
کلامتان را کاملا قبول دارم ... واقعیت , همانی است که می بینیم ! به گستره ی میلیاردها نگاه و تفکر ...

سبز باشید


نام: م.ماندگار کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 17:14

نمایش مشخصات م.ماندگار سلام
بی شک اگه میدونستم مارتین کبیر برامون نوشته زودتر از اینا به سایت سر میزدم!!!!
جوابت به الف بانو رو خوندم نبودن های ما مادی نیست!!!
خوبه که مادی اینجا هستی و نوشتی و ما خوندیم
مثل همیشه عالی و با فکر
درود بر تو مرد بزرگ
سبز و صد البته آفتابی



@};-


@م.ماندگار توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 21:51

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) م ماندگار گرامی

دیر و زود آمدن , اهمیتی ندارد ! همین که معنوی , بودید برای ما کافی است ! مادی ها , فنا می شوند !

سبز باش و صد البته آفتابی


نام: نرجس علیرضایی سروستانی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 18:25

نمایش مشخصات نرجس علیرضایی سروستانی با سلام و عرض ادب :)
یا خود خود خدا ...حالا وسط این همه ادبیات چی بنویسم زشت نباشه :D همیشه اراجیف نوشتن بهترین راه حله :D
خوشحالم ک حداقل بچه های شیراز و استان فارس هستن و مینویسن تا ادبیات زنده بمونه ... با تعصب نوشتم :D :) خدا کنه به کسی بر نخوره .... والا به خدا
بیشتر از متن نوشته ... از متن های داخل نظرات ک به دوستان جواب داده بودید ...خوشم اومد ...خیلی خوب بود یه جورایی تکمیل کننده داستان بود

دم قلمتان گرم گرم


@نرجس علیرضایی سروستانی توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 21:54

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) درود بر بانو

از سروستان خاطره ها دارم ! از اطراق های بین راهی در کنار آن میدان بزرگ که نامش را نمی دانم ! همان که فرفره های بزرگ رنگارنگ دارد !! نمی دانم نامش چیست !
با این همه , از این که لطف کرده و خواندید مرا , سپاسگزارم ...
باشد که باشید ...


نام: بهروزعامری کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 00:39

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی

کاش خوددتان را راحت میکردید وشعر مینوشتید

بنظرم مبارزه آینده ی بشر بایستی حذف خشونت و چرخه انتقام باشد ووظیفه هنر درین راه بسیار سنگینتر میشود.

کشتن هر انسانی کار رذیلانه است

چرا کشتن ؛ اقلا روبروی دوربین را دنیا اینطوری ندید
چرا ما بداعش وهزار ان قاتل دیگه فقط با چشم اونها مینگریم و منظریم اونها بگن کی اهمیت داشت براش مثیه بسرایید؟

منتظر داستانهای زیبایتان هستم

موفق باشید

@};- @};- @};-


@بهروزعامری توسط بهروزعامری Members  ارسال در یکشنبه 24 آبان 1394 - 00:44

نمایش مشخصات بهروزعامری مرثیه


@بهروزعامری توسط بهروزعامری Members  ارسال در دوشنبه 25 آبان 1394 - 17:54

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی

فعل آخرهم بسراییم بود
و مثیه نه مرثیه

چرا بجای جوونا اینقدر پیر مردا عجولند؟

@};- @};- @};-


@بهروزعامری توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در سه شنبه 26 آبان 1394 - 17:45

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) درود بر شما

مرثيه سرايي براي انسان هاي مظلوم همواره نيكوست . و چه زيباست كه اين مرثيه سرايي را از زنده به گور شدن انسان هاي مال باخته ، به انسان هاي بي گناهي بكشانيم كه در محافل شادي ، جان مي بازند ...

سبز بمانيد


نام: عباس پیرمرادی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 25 آبان 1394 - 10:46

نمایش مشخصات عباس پیرمرادی .

این بار خبری از حضور بمب‌افکن‌ها بر فراز آسمان شهر دوست‌داشتنی ژان پل سارتر و آلبرکامو نبود.

حتی دومیه هم نمی توانست ولگردانی که کاخ تویلری را غارت می کنند، با چنین قساوتی به تصویر بکشد......

.
.


@عباس پیرمرادی توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در سه شنبه 26 آبان 1394 - 17:49

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) عباس پيرمرادي عزيز

بله ! دنيا به مثابه كنسول بازي كودكانه ايست كه دسته هاي بازي اش در دستان كودكان نابالغ ، رها شده است ...

سبز بمان


نام: بهروزعامری کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 25 آبان 1394 - 17:51

نمایش مشخصات بهروزعامری پاریس غمگین!!
برخی ازین کشته ها
در آسیا
در آفریقا
وخاور میانه
از شما عاشقتر بودند
ب.ع


@بهروزعامری توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در سه شنبه 26 آبان 1394 - 17:59

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) درود بر شما

@};-


نام: رضا فرازمند کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 25 آبان 1394 - 18:14

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

عالی

دست مریزاد

@};- @};- @};-


@رضا فرازمند توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در سه شنبه 26 آبان 1394 - 18:00

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) سپاس از اين كه بوديد و خوانديد ...

سبز باشيد جناب فرازمند


نام: شيدا سهرابى کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 25 آبان 1394 - 19:41

نمایش مشخصات شيدا سهرابى درود مارتین عزیز!
یک شب ز ماورای سیاهی ها
چون اختری ب سوی تو می آیم
بر بال بادهای جهان پیما
شادان ب جستجوی تو می آیم
سرتا ب پا حرارت و سرمستی
چون روز های دلکش تابستان
پر می کنم برای تو دامان را
از لاله های وحشی کوهستان
یک شب ز حلقه ک ب در کوبم
در کنج سینه قلب تو می لرزد
چون در گشوده شد، تن من بی تاب
در بازوان گرم تو میلغزد
دیگر در آن قایق مستی بخش
در چشم من گریز نخواهی دید
چون کودکان نگاه خموشم را
با شرم در ستیز نخواهی دید
.
.
.
آه ای دو چشم خیره ب ره مانده
آری، منم ک سوی تو می آیم
بر بال بادهای جهان پیما
شادان ب جستجوی تو می آیم!
پیش کش ب انهایی ک دوستشان داریم و .... جایشان خالیس!@};- @};- @};-
همایون باشید! حادثه تلخ و دور از انسانیتی بود! ب امید صلح@};-


@شيدا سهرابى توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در سه شنبه 26 آبان 1394 - 18:02

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) شيداي سايت

از اين كه هستي و ميخواني ، سپاسگزارم .
گفته بودم كه ! گاهي مورچگان در هم تنيده مي شوند و به جان هم مي افتند !
اما گاهي دست ستم كاري مي آيد و لانه ي مورچگان را ويران مي سازد ! اين تلخ ترين است


نام: سحر ذاکری کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 25 آبان 1394 - 21:11

نمایش مشخصات سحر ذاکری سلام

خیلی خوشحالم که دوباره داستانی از شما خواندم.

فضای سایت به دلیل حضور کمرنگ نویسنده های خوبش، بشدت کسل کننده و بی روح شده....

امیدوارم که بازهم برایمان بنویسید!

موفق باشید.


@سحر ذاکری توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در سه شنبه 26 آبان 1394 - 18:03

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) خانم ذاكري گرامي

در ايام اقامتم در سايت زيباي داستانك ، همواره حضور گرم شما را حس كرده ام و از اين بابت صميمانه از شما متشكرم .
اميد است كه فردايي خوش رنگ تر در انتظار اين محافل شاعرانه باشد ...


نام: زینب ارونی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 25 آبان 1394 - 23:43

نمایش مشخصات زینب ارونی با سلام
دلنوشته خوبی بود
سپاس


@ زینب ارونی توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در سه شنبه 26 آبان 1394 - 18:05

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) درود بر بانو اروني عزيز

رنگ قلب سرخ ، بر ديوار مي ماسد ! از دل ننوشتم ! دل نوشته نمي نام خط هاي معوجم را ...

از اين كه خوانديد سپاسگزارم ...


نام: سبحان بامداد کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 26 آبان 1394 - 12:25

نمایش مشخصات سبحان بامداد سلام کاکو
خوب و خوش و سلامتی؟




@سبحان بامداد توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در سه شنبه 26 آبان 1394 - 18:06

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) سلام بر سبحان

چگونه اي برادر ؟!! از آمدنت سرمستي كوچكي ما را دست داد كه نيش كاممان را به نوش عيادتت ، باختيم !


نام: حمید جعفری کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 27 آبان 1394 - 18:12

نمایش مشخصات حمید جعفری سلام بر جناب غفاری عزیز
برای اولین بار اثر شما خواندم. ذهن پراکنده و عمیقی دارد. از یک طرف از الفاظ دیپلماتها بهره بردید و از طرف دیگر همچون شعرا و حکما، وارد اریکه خوب و بد یا همان خیر و شر شدید.
به نظرم این اثرتان متاسی و اهام گرفته از فاجعه منا است و در خط آخر هم اشارتی به بمب گذاری فرانسه کردید.
فرشتگان سیاه پوش، لفظ مشترکی بود که برداشت های بسیاری می توان از آن استخراج کرد.
به نظرم ذهن شما مطلوبش، ناجوانمردی و رفتارهایی است که شاید رنگ و بوی دینی دارند.
روزهاتون بهاری@};-


@حمید جعفری توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در شنبه 30 آبان 1394 - 09:59

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) درود بر جناب حميدي

از اين كه اين نوشته را خوانديد بسيار سپاسگزارم . همين براي من با ارزش ترين بوده است همواره ...

سبز باشيد


نام: عاطفه حجابی دخت ایمن کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 11 بهمن 1394 - 20:17

نمایش مشخصات عاطفه حجابی دخت ایمن سلام@};-
عکس جدیدتون مبارک علی آقا...خیلی جالبه:)


@عاطفه حجابی دخت ایمن توسط علی غفاری دوست (مارتین) Members  ارسال در دوشنبه 12 بهمن 1394 - 10:40

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) سلام بر بانوي عزيز

رد پاي اين عكس ، كهنه و قديمي است ! اما خب حس نوستالژي خوبي به من مي دهد ...

به هر روي ، سپاس كه هستيد !



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.