یک دختر اهل کارولینای جنوبی که با یک سگ اهل داکوتای شمالی فقط دوست است

چرا باید به چیزی که دوستش ندارم فکر کنم؟
چیزی که آنقدر از آن بدم می‌آید که مثل چیزهایی که دوستشان دارم همیشه همراه من است. خسته کننده، ملال آور و اتفاقا همیشگی.
مثل این می‌ماند بگوییم این شهر را لذت پر کرده است. شهری که در آن یک دختر اهل کارولینای جنوبی با یک سگ اهل داکوتای شمالی فقط دوست است. سگی که هیچ‌وقت دختر را ندیده و دختر که از وجود این سگ بی اطلاع است. آنقدر بی اطلاع که اگر روزی همدیگر را ببینند سگ فقط دم تکان می‌دهد. دم تکان دادنی که با بقیه دم زدن‌هایش هیچ فرقی ندارد. چون او یک سگ اهل داکوتای شمالی‌ست که با دختری اهل کارولینای جنوبی فقط دوست است دختری که او را اصلا ندیده است. البته آدم‌ها هر چقدر دنیایشان مدرن‌تر بشود از ابتدای خودشان دورتر می‌شوند. در واقع می‌خواهم از راز بزرگی پرده‌برداری کنم. بله آدم‌ها قبل از اینکه بتوانند آتش را کشف کنند می‌توانستند مثل بقیه موجودات قبل از زلزله متوجه بشوند. البته نه با وق زدن یک سگ یا پرواز ناگهانی پرندگان یا بیرون آمدن کرم‌ها از زمین بلکه توسط یک حس درونی که حالا بین بوق‌های ماشین‌ها و روی خط‌های ممتد و نیمه ممتد خیابان گمش کرده‌اند. حسی که اگر حالا همراه ما بود چیزی که من دوستش ندارم را دوست خواهم داشت و یک دختر اهل کارولینای جنوبی با یک سگ اهل داکوتای شمالی علاوه بر اینکه فقط دوست باشد او را هم به خوبی بشناسد. سگی که هم شب روی بدنش دارد و هم برف و موقع واق‌کردن به این فکر می‌کند که چطور دمم را تکان بدهم که وقتی یک دختر اهل کارولینای جنوبی من را دید من را بشناسد. فرق نمی‌کند هر دختری می‌خواهد باشد. مهم این‌ست چطور اینکار را انجام بدهم که از طرف حیوانات هم شهر پر از لذت بشود.
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

3

نیلوفر روشن ,زهرابادره (آنا) ,ماریه آزاد ,


این داستان را خواندند (اعضا)

نگین پارسا (9/5/1397),همراز محمدی (9/5/1397),زهرابادره (آنا) (9/5/1397),نگین پارسا (10/5/1397),زهرا میرزایی (13/5/1397),نیلوفر روشن (13/5/1397),مهشید سلیمی نبی (13/5/1397),نگین پارسا (15/5/1397),ماریه آزاد (16/5/1397),

نقطه نظرات

نام: نگین پارسا کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 9 مرداد 1397 - 16:28

نمایش مشخصات نگین پارسا @};-


@نگین پارسا توسط فرزاد خدنگ Members  ارسال در پنجشنبه 11 مرداد 1397 - 08:12

نمایش مشخصات فرزاد خدنگ ممنونم


نام: زهرابادره (آنا) کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 9 مرداد 1397 - 23:26

نمایش مشخصات زهرابادره (آنا) درودها
آدم ها هرچقدر مدرن تر میشوند از خود واقعی شان دور تر میشوند و قبل از کشف آتش حس شان قوی تر بود ، خیلی عالی و بر دل نشست .
برای تان موفقیت روزافزون آرزومندم


@زهرابادره (آنا) توسط فرزاد خدنگ Members  ارسال در پنجشنبه 11 مرداد 1397 - 08:13

نمایش مشخصات فرزاد خدنگ دقیقا. همچنین@};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.