درمیان آتش - 10


کاساندرا در حالیکه به دیوار زنجیر شده بود به هوش آمد . زخمهایش را در مان کرده بودند . آوِکسیس ساکت در گوشه ای از سلولش روی زمین نشسته بود .
بایرون و مارکوس به دیدار دیفرل رفتند.
بایرون : موفق شدیم ، دختر الف را راحت دستگیر کردیم ولی اون دختر ه خیلی سرسخت بود .
دیفرل نگاهی به گوی کرد و گفت : حالا هر دو تحت کنترل ما هستند و چاره ایی جز اطاعت ندارند .
مارکوس در گوی و جام تصویر کاساندرا و آوکسیس را در زندان تما شا می کرد رو به دیفرل کرد و پرسید : لرد این گوی و اون طوق ها متعلق به فرنیک و مردور نیست ؟
- چرا برای اوست .
: چطوری به دست شما رسید ؟
دیفرل با او یه معامله کردم ، در ازای گرفتن این دو نفر و این جادوی کنترل ، شهر بالارون رو نابود خواهم کرد . اونجا مرکز تجمع مخالفان مردور.
بایرون : فرنیک و مردورقدرتمند هستند ، چرا خودش این کار رو نمی کنه.
دیفرل : اون نمی خواد فعلا حضورش در سرزمین میانه حس بشه و آشکارا اقدام کنه ، در حال جمع کردن نیروی عظیمی است که جنگ رو اینبار به نفع جنوب و سرزمین میانه تغییر می ده .
مارکوس : مطمئنی اگه پیروز بشه ما رو سهیم می کنه ؟ اگه از پشت خنجر بزنه ؟
دیفرل : ما هم بی کار نمی شنیم ! از هر طایفه نژادی نیرو جمع می کنیم ، در عین حال مواظب نیرو های مردور و فرنیک هستیم . باید آنقدر قدرتمند بشیم که فرنیک و مردور مجبور به پذیرش ما بشن . دوستی ها و دشمنی ها ابدی نیستن و ممکنه جاشون با هم عوض بشه. اون دختر الف می تونه اژدها رو هر جا بخواهد احضار و کنترل کنه و اون دختر یه شکا رچی اژدها ست که نسل در نسل شغلشون بوده ؛ او باید اژدهای بزرگ رو شکار کنه .
بایرون : اژدهای بزرگ خیلی خطرناکه ، افرادش اگه بفهمن به ما حمله می کنن .
دیفرل : وقتی کاساندرا بتونه اونو بکشه ، ما هم کاساندرا رو می کشیم و سرش رو برای والرین می فرستیم . این طوری هم حقیقت مخفی می مونه و هم والرین یه نیروی بزرگ رو از دست می ده.
با یرون : اجازه مرخصی می خواییم .
دیفرل سری تکان داد . آنها از دفتر لرد بیرون آمدند.
مارکوس : نمی دونم لرد تو چه فکریه ، اما بازی خطرناکی رو شروع کرده ، باید دقیق مواظب اوضاع باشیم ، تمام جاسوسها رو به مناطق اطراف می فرستم ، حتی به سرزمین شمالی . باید امیدوار باشیم لرد تو نقشه هاش موفق بشه و گرنه قبل از نیروهای سلطنتی ، همسایه هامون ما رو نابود می کنن ؟!
بایرون : نیروی نظامی رو باید شدیدا تقویت کنیم ، اورگ ها و گابلین ها ی بیشتری رو به خدمت می گیریم ، یه قسمت جدا براشون درست می کنیم ، برخورد مردم عادی با اونها فاجعه درست می کنه.
- اونها گوشتخوارن ، با این چه کار کنیم ؟
: اسیران و اعدامی ها و مخالفان و مردم شهرهایی که به اونها حمله می کنیم ، غذای خوبی برای اونهاست . از شر مزاحمها هم به راحتی خلاص می شیم ، کسی جرأت مخالفت با ما لرد رو پیدا نمی کنه و اگه سر بلند کنه ، اورگها و گابلین ها مثل گرگ او رو خواهند درید !
مارکوس : فکر همه جا شو کردی ؟ گاهی ازت خیلی می ترسم !
- نترس ! ما با همیم . کنار من باش، حتی می تونی حاکم یه شهر بشی !
هر دو خندیدند .

ماریا پس از مدتی بازگشت و خبری را که به شارلوت داد موجب شگفتی او شد . رئیس گروه اژدهای بزرگ یک دختر از خاندان سلطنتیه که سالها پیش تبعید شده ، او یه خواهر بزرگتر داشت . استفان و والریا هیچوقت به او نگفتند که خواهر بزرگتری دارد و چرا او در کودکیتبعید شده ، تمام عکسها و آثاری که نشانگر حضور و وجود او در خاندان سلطنتی بود را پاک کرده بودند . چند نفر به طور مرموزی مُرده بودند که همه آن را به پاک کننده ها و موضوع آن پرنسس تبعیدی نسبت داده بودند . پاک کننده ها گروهی بودند که مستقیما از شاه و ملکه دستور می گرفتند و هیچ مقامی نمی توانست بر آنها نظارت کند و فرد با دیدن آنها خودش را مرده فرض می کرد . آنها هیچ حد و مرزی نداشتند و جزو وفادار ترین افراد به شاه و ملکه بودند .

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

5

م.فرياد ,نرجس علیرضایی سروستانی ,زهرابادره (آنا) ,م.ماندگار ,فرزانه رازي ,


این داستان را خواندند (اعضا)

محمد علی ناصرالملکی (9/6/1395),فرزانه رازي (9/6/1395),م.فرياد (9/6/1395),م.ماندگار (9/6/1395),نرجس علیرضایی سروستانی (10/6/1395),زهرابادره (آنا) (10/6/1395),ترنم سرخسی (7/9/1395),محمد علی ناصرالملکی (9/9/1395),

نقطه نظرات

نام: ح شریفی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 9 شهريور 1395 - 16:48

نمایش مشخصات ح شریفی سلام بر جناب ناصرالملکی
هر سه قسمت را خواندم ، به شما خسته نباشید عرض می کنم
منتظر ادامه خواهم ماند.
موفق و پیروز باشید@};-


@ح شریفی توسط محمد علی ناصرالملکی Members  ارسال در سه شنبه 9 شهريور 1395 - 17:00

نمایش مشخصات محمد علی ناصرالملکی سلام بر شما

متشکرم
@};-


نام: م.فرياد کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 9 شهريور 1395 - 17:57

با سلامی دوباره@};-
@};- @};- @};-
علائم گفتگو خیلی متغیرن و به نظرمن بهتره که روشون کار بشه تا سردر گمی خواننده کمتر بشه... البته موقع چاپ کتاب معمولا ویراستار اینجور کارها رو انجام میده ولی خب اینجا ویراستار نداریم:-/
منتظر ادامه ی داستان هستم انشاالله@};-
بادبان خیالتون برافراشته@};-


@م.فرياد توسط محمد علی ناصرالملکی Members  ارسال در سه شنبه 9 شهريور 1395 - 20:53

نمایش مشخصات محمد علی ناصرالملکی سلام ،


روهان پرسید : غذا هم دارین ؟ گوشتی ، تخم مرغ نیمرو شده؟
مرد : آره ، همه جور غذا داریم .
- خوبه ، خوراک گوشت و سیب زمینی می خوام . اینجا جایی هست که بشه اسب و لباس خرید .
مرد : یه نفر هست ، چه اسبی می خوای ؟!
روهان : سریع و قوی که بتونه مسافت خیلی طولانی رو طی کنه .
- چه چقدر حاضری بابتش بدی ؟
: بستگی به اسبش داره ، مشکل پول ندارم . می تونیم با هم به توافق برسیم .
مرد خنده ایی کرد و گفت : هم باهوشی و هم اهل معامله ، به نظر پولدار هم هستی ؟

معمولا وقتی که دو نفر مشخص باهم گفتگو می کنند،
و شخص سومی در میان آنها نیست ، به جای فرد اول (:) رو قرار می دن و به جای فرد دوم (-) و اگه گفتگوی طولانی باشه ، از ضمیر او و اسم استفاده می شه،
روهان :
گیبلی :
من یا باید مُدام اسم شخصیتها را بیاورم ، که فکر کنم تکرای و بی مزه می شه ، و یا تا وقتی که نفر سومی نیامده و یا شخصیت در حین صحبت عملی رو انجام بده ، مثل نوشیدن و نگاه کردن و ...
از دو علامت
:
-
به جای شخصیت ها استفاده و کلمه گفت استفاده کنم،
با این حال هر جا به نظرتون گنگه بگین ، و طرز نوشتن مورد نظرتون رو هم بنویسید تا متوجه چیزی که در ذهنتان هست بشم و تا حد امکان و توانایی خودم ویرایش و اصلاح کنم،
ممنون که آمدید ، ممنون که خواندید و خوشحالم که بعد از مدتها یکی از داستانهای من رضایت شما را برای خواندن و همراهی جلب کرد
موفق باشید و شاد@};- @};- @};- @};- @};-


@م.فرياد توسط محمد علی ناصرالملکی Members  ارسال در سه شنبه 9 شهريور 1395 - 20:55

نمایش مشخصات محمد علی ناصرالملکی به جای فرد اول دو نقطه رو قرار می دن و به جای فرد دوم (-)



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.