مادرم تو پدرم هستی.

شب میلاد بود با دوستانم قرار گذاشتیم که راهی حرم بشیم.سوار اتوبوس شدیم و به نمایشگاه رفتیم و از آنجا سوار مترو شدیم.بعد نیم ساعت به ایستگاه بسیج رسیدیم و پیاده شدیم .وبقیه راه تا حرم را پیاده روی کردیم.
خیلی شلوغ بود چه عظمتی
بالاخره به حرم رسیدیم.
دوتا از بچه ها رفتن به سرویس بهداشتی و مدتی گذشت نیامدند و وقت داشت تنگ میشد.
وقت اذان بود و ما دیگر نمیتوانستیم پیش ضریح برویم.
یکی از دوستان آمد و با خبر شدیم که داخل سرویس پلاستیک تمام شده است و او داوطلب شده است که از داخل پلاستیک بیاورد.
تصمیم گرفتیم حرم را طواف کنیم.
در این حین علی گفت بیایید به باباهامون زنگ بزنیم .
دلم گرفت من که بابا نداشتم.
زنگ زدم به مادرم.
سلام
من حرم هستم.
و او هم به آقا سلام گفتند.و با نم اشکی آرام گشتم.
مادرم تو پدرم هستی.
((به یادتمام مادران و بچه های بی پدر که مادرشان پدرشان است.و شهدای هسته ای.))
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

مریم مقدسی ,حمیدرضا محدثی ,زهرابادره ,سلمان ارژن ,شهره کبودوندپور ,رضا فرازمند ,آزاده اسلامی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

مریم مقدسی (13/2/1394),آزاده اسلامی (13/2/1394),شهره کبودوندپور (13/2/1394),ب-اسدی (13/2/1394),م.ماندگار (13/2/1394),ابوالفضل آقامحمدی (13/2/1394),آرمیتا مولوی (13/2/1394),حسین روحانی (13/2/1394),زهرابادره (14/2/1394),سید علی الحسینی (14/2/1394),حمیدرضا محدثی (14/2/1394),فاطمه رنجبر (15/2/1394),رضا فرازمند (15/2/1394),پیام رنجبران(اکنون) (16/2/1394),ابوالفضل آقامحمدی (18/2/1394),عبدالله عمیدی (19/2/1394),حسین خسروجردی خسرو (21/2/1394),سلمان ارژن (23/2/1394),ابوالفضل آقامحمدی (4/4/1394),م دبيري (17/5/1394),زهرابادره (2/8/1394),ابوالفضل آقامحمدی (10/8/1395),مسعود رضایی (7/11/1398),

نقطه نظرات

نام: مریم مقدسی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 13 ارديبهشت 1394 - 12:10

سلام خوب بود اما سعی کنید داستان بنویسید. به این موضوع ها زیاد پرداخته میشه اما آنطوری نیست که خواننده را به خودش جذب کنه. سعی کنید اگر موضوعی در ذهن دارید و می خواهید داستان باشد پ اجزایش را درست بچینید و قواعدش را رعایت کنید.
موفق باشید.


نام: آزاده اسلامی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 13 ارديبهشت 1394 - 12:52

نمایش مشخصات آزاده اسلامی سلام و عرض ادب و ارادت
گاهی نوشته ای را میخوانم که چندان داستان نیست، یا حتی چندان پرداخت هنری ندارد، اما از لابلای واژگان پاکی و معصومیت نگارنده اش مرا به کرنش و ادای احترامی خاص وا می دارد. اکنون یک لحظه از جایم بلند شدم به حرمت پاکی و معصومیتی که که در نوشتۀ شما موج میزد.
پیشکش شما برادر بزرگوارم با عرض احترام ادب
@};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: شهره کبودوندپور کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 13 ارديبهشت 1394 - 12:55

سلام بر شما
من هم با خانم اسلامی بسیار موافقم
هرچند داستانتان از لحاظ بدنه ایراد و شدیدا نیاز به ویرایش دارد ولی از دل نوشته شده و لاجرم بر دل نشیند
حسهای پاک همیشسه انرژی مثبت خود را می پراکانند


نام: زهرابادره کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 - 08:56

نمایش مشخصات زهرابادره سلام
داستان تان پاکی و زلاليت خاصي دارد
براي قلم زيبايتان موفقيت آرزومندم
شاد باشيد @};- @};- @};-


نام: فاطمه رنجبر کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 15 ارديبهشت 1394 - 17:09

نمایش مشخصات فاطمه رنجبر @};- @};-


نام: رضا فرازمند کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 15 ارديبهشت 1394 - 20:31

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

زیبا بود

ویاد آوری یک غم ومعضل اجتماعی در جامعه .علی الخصوص در جامعه ما با وابستگی افراد خانواده از نظر روحی وروانی.به همدیگر@};- @};- @};- @};- @};-


نام: عبدالله عمیدی کاربر عضو  ارسال در شنبه 19 ارديبهشت 1394 - 22:52

نمایش مشخصات عبدالله عمیدی سلام
داستان اگر ریشه یابی شود به نظر من به روایت می رسد
و روایت همان داشته ی بشر برای انتقال به دیگران بوده و هست
پس اگر به این گزاره قایل باشیم
می توان گفت داستانی اصیل و زیباست
چون تمام ویژگی های یک روایت زلال داراست
همواره سلامت و شاداب و زائر باشید عزیز دلم
@};- @};- @};- @};- @};- @};-


@عبدالله عمیدی توسط ابوالفضل آقامحمدی Members  ارسال در یکشنبه 20 ارديبهشت 1394 - 15:27

نمایش مشخصات ابوالفضل آقامحمدی سلام ممنون از نظرتان مرسی موفق باشید



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.