طلاق

دختر 14 ساله شان را داده بودند به پسر 27 ساله.

زن ، خيلي ناراحت تنهايي خودش و دخترش بود.

بعد از چند ماه براي هميشه دور هم جمع شده بودند

پدر ، مادر ، دختر و نوه كوچكشان...
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 2.0 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

1

عباس روحي دهبنه ,


این داستان را خواندند (اعضا)

شهره کبودوندپور (6/1/1394),مریم مقدسی (6/1/1394),فاطمه مددی (6/1/1394),اذرمهرصداقت (6/1/1394),سارا باقری (6/1/1394),آرش پرتو (6/1/1394),رضا فرازمند (7/1/1394),ب-اسدی (8/1/1394),عباس روحي دهبنه (29/1/1394),امیر یزدی (16/4/1394),

ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.