مرگ تو قسمت سوم

ساعت هشت صبح بود که صدای زنگ من از رو صندلی بلند کرد به طرف در رفتم دیشب اصلا نخوابیدم چرا حس بدی دارم بهشت زهرا چرا
بله
لادن:داداش بیا پایین
همه مشکی پوشیدن جریان چیه چرا حس میکنم بچه ها هم دیشب نخوابیدن بذار من خودم به قبراقی بزنم شاید بچه ها هم شاد بشن پس خودم زدم به پر انرژی بودن
شوخی کن خنده کن سوار ماشین شدیم به سمت بهشت زهرا راه افتادیم اول رفتیم سر مزار شهید ابراهیم هادی که هرموقعه کم میارم اونجام بعد سر خاک عموم اصغر بادره که حرفای دلم بزنم بهش و بعد مهدیه ثابت که بهترین رفیق نه بلکه عالی ترین بود واسه من .
محراب:محمد داریم میرم جای که دوست نداشتم ببرمت حالا حالا ها اما متاسفم میبرمت
عاطفه:محمد گریه ممنوع داد ممنوع هرس خودن ممنوع ناراحت شدن ممنوع به سرت نباید فشار بیاری باشه
لادن:محمد داداشی همه مارو بیاد ببخشی قسمت میدم به ابراهیم هادی قسمت میدم به مهدیه ثابت قسمت میدم به روح عموت درکمون کن و مارو ببخش
محمد:مگه قتل انجام دادین ؟چی شده ؟چی میخواید بگید؟ دارید بهم استرس میدن حرفتون بزنید.
صابر:سوار شید میرم پیشش
همه سوار شدن و کم کم دلم داره میلرزه چند دقیقه بعد از ماشین پیاده شدیم بچه ها ایستاده بودن من ناخود اگاهبه سمت جای کشیده میشدم ولی قدمام چرا میلرزه اولین بار و آخرین بار این قدما تو حرم امام رضا لرزید پاهام میخواد وایسه اما دلم میخواد بدوه اینجا این سنگ این مزار وای خدا چی نوشته روی این ها این شوخیه عاطفه لادن فاطیما کیمیا این چیه ها خدا خدا خواب میبینم اینا دروغه درسته این شباهته دست پاهام سست شد افتاد طوری که مزارت بغل کردم پاهام هس نمیکنم قلبم دیگه نمیزنه پاشو پاشو پاشو ببین شکستم پاشو بیمعرفت تو قول داده بود
من: نگین ببین ببین اینم رو قولش نموند ببین رفت ببین مثل مهدیه من تنها گذاشت
پوریا:محمد پاشو پاشو داداشی
پرهام و پوریا اومدن دستام گرفتن بلندم کردن ولی نمیخواستم برم بلند داد زدم ولم کنید و بعد یه ساعت گریه گیتار خواستم وشروع کردم به خوندن اما چی برا کی ( یه لحظه بر نگشتی تا ببینی دردمو یه لحظه نشنیدی حرفمو / ببینی باز دوباره دل هوای گریه داره بی تو روز هارو میشماره) دیگه حق حق هم نمیذاره بخونم فاطیما شروع به تعریف کرد
سرطان داشت دوست داشت لحظه ای اخر عشقش پیشش باشه اما نمیخواست ببینی که موهاش ریخته دوست داشت لحظه ای اخر پسرش رو به تو بسپاره بره چون شوهر ولش کرده بود بابت بیماریش تاریخ فوتش روزیه که تو" تو بیمارستان بستری بودی بخاطر همین نتونستیم بهت بگیم سرت و قلبت ممکن بود تورو هم از ما بگیره اما نتونستی بهت بگیم عشقت منتظرت بود محمد تا لحظه ای اخر و قبل رفتن دوست داشت از من خواست که بهت نگم که داره میمیره و گفت بهت بگم تو خیابون من دیده و ازم پرسیده محمد به قول های که داده عمل کرده زن گرفته خوشبختش کرده قرار بود ازم فاصله بگیره و من رو فراموش کنه آیا کرده عکسام چطور پاک کرده .
نگین: محمد این تمام قول های تور انجام داد شوهر کرد بچه دار شد اسم پسرش شد پارسا اسم تو اسمی که ما صدا میکنیم قرار شد شوهرش رو خوشبخت کنه تو چی ها تو چیکار کردی واسش ؟
تا خواستم حرف بزنم باز پرید رو حرفم
تو حرف نزن بذار من بگم چیکار کردی ؟ هیچی افسرده شدی اتاق تاریک خنده های دروغ انرژی دادن بیخود به ما و خیلی دروغ های دیگه بس کن لذار روحش شاد باشه عشقت مرد درسته اما داره زجر میکشه چون چشمش به تو
بچه ها راست میگفتن تاریخ مرگ میشه تاریخ مرگ محمد پس باید محمد افسرده رو بکشم و محمد جدیدی باشم من ببخش قول میدم بهترین دوست واه پارسا باشم و بهترین رفیق واسه دوستام بعد چند شب خوابیدن سر مزارش تصمیم گرفتم تغیر کنم الان پارسا دوسالشه
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0


این داستان را خواندند (اعضا)

حسن ایمانی (7/9/1397),

نقطه نظرات

نام: حسن ایمانی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 5 آذر 1397 - 10:45

نمایش مشخصات حسن ایمانی سلام و عرض ادب
داستان خوبي بود. پيش فرض خوبي توي ذهن نويسنده حك شده بود كه به قلم اومد. اما نكته خيلي مهم در روايت داستان اينه كه اتفاقات و جريان داستان به تعجيل نگاشته شده و توي توصيفات شرايط كم كاري شده. از طرف ديگه بحث لغوي كاره كه اونا هم بايد ويرايش بشه. در كل موضوع جالبي دستمايه كار بوده.
مرحبا
حسن ايماني



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.