معلم دروغگو!

مدتی بود پوریا گیر داده بود به خریدن و خواندن کتابهای مذهبی. تنها تفریح من و اون تو شهر غریب این بود که هر ماه موقع حقوق، می رفتیم کتابفروشی رشد تو خیابان نادری!
پوریا هم مثل خودم دوست داشت به طور سری کتاب بخواند. حالا هم که عاشق داستانهای امامان و پیامبران شده بود. 35 داستان در مورد پیامبران و 12 داستان هم در مورد امامان.
یک روز وقتی از مدرسه آمد، عجیب تو فکر بود! پرسیدم: امروز تو مدرسه چی یاد گرفتی؟
پوریا دیگر کلاس اول بود. جوابی نداد و با عجله رفت سمت قفسه کتابها. تعدادی کتاب را برداشت و پخش کرد روی زمین و شروع کرد به شمردن آنها. بعد شروع کرد به شمردن با انگشتهایش و زیر لب ورد خواندن!
- پوریا چی شده؟ داری چکار میکنی؟ چرا جوابم را ندادی؟ پرسیدم امروز تو مدرسه چی یاد گرفتی؟
پوریا با عصبانیت و دلخوری جواب داد: امروز تو مدرسه دروغ یاد گرفتم!
با تعجب پرسیدم: چطور؟ یعنی چه!
- ببین مادر! مگه شما بهم نگفتی که دوازده تا امام داریم؟
- چرا گفتم.
- بفرما مادر! این هم کتاباش!
بعد شروع کرد با انگشتهایش شمردن: علی، حسن، حسین، ... دیدی مادر؟ دوازده تا شد. اما معلم ما میگه سیزده، نه نه چهارده تا امام داریم! معلم ما دروغ میگه! شاید هم کتاب نخونده! مادر، اجازه دارم فردا کتابام را برای معلمم ببرم؟

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.4 از 5 (مجموع 5 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

فرزانه رازي ,علیرضا لطف دوست ,شهره کبودوندپور ,کیانوش همتی ,رضا فرازمند ,م.فرياد ,آریا زال ,آزاده اسلامی ,الف.اندیشه ,


این داستان را خواندند (اعضا)

ف. سکوت (29/11/1393),آریا زال (29/11/1393),آرش پرتو (30/11/1393),محمود لچی نانی (30/11/1393), زینب ارونی (30/11/1393),شهره کبودوندپور (30/11/1393),همایون طراح (30/11/1393), زینب ارونی (30/11/1393),آرمیتا مولوی (30/11/1393), ک جعفری (30/11/1393),علیرضا لطف دوست (30/11/1393),آزاده اسلامی (30/11/1393),محمود لچی نانی (30/11/1393),فاطمه مددی (30/11/1393),مریم موسوی (30/11/1393),علي طرهاني نژاد (30/11/1393),فاطمه رنجبر (30/11/1393),علیرضا لطف دوست (30/11/1393),فرزان انگار (30/11/1393),عباس پیرمرادی (30/11/1393),صفیه سادات میرزابابایی (1/12/1393), ناصرباران دوست (1/12/1393),رضا فرازمند (1/12/1393), فیلوسوفیا (1/12/1393),ف. سکوت (2/12/1393),شهره کبودوندپور (2/12/1393),فرزانه رازي (2/12/1393),م.فرياد (2/12/1393),کیانوش همتی (4/12/1393),شهره کبودوندپور (20/12/1393),شهره کبودوندپور (16/1/1394),ف. سکوت (16/1/1394),ف. سکوت (17/1/1394),ب-اسدی (18/1/1394),ف. سکوت (4/2/1394),ف. سکوت (2/3/1394),ف. سکوت (15/4/1394),الف.اندیشه (15/4/1394),م.ماندگار (16/4/1394),ف. سکوت (21/5/1394),سارینا معالی (20/7/1394),سارینا معالی (7/8/1394),

نقطه نظرات

نام: نیک   ارسال در چهار شنبه 29 بهمن 1393 - 21:07

سلام خسته نباشین. داستان جالبی بود یه چیزی میگم امیدوارم ناراحت نشین .یه کم کوتاه بود.موفق باشین. @};- @};- @};-


@نیک توسط ف. سکوت Members  ارسال در چهار شنبه 29 بهمن 1393 - 22:21

نمایش مشخصات ف. سکوت سلام، مرسی که خواندید.
بله خب، قراره داستانک بنویسیم. یعنی داستانی کوتاهتر از داستان کوتاه. :)


@نیک توسط محمود لچی نانی Members  ارسال در چهار شنبه 29 بهمن 1393 - 00:43

نمایش مشخصات محمود لچی نانی سلام بر شما نیک، یه جا میگی بلند بود، یه جا میگی کوتاه بود، موضع خودتو مشخص کن تا بدونیم چقدری بنویسیم اخه، این خیلی مهمه جون تو


@محمود لچی نانی توسط اقای نیک   ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 21:13

سلام بر اقا محمود ببخشین نمیدونستم ناراحت میشین.راست میگین این هم مهمه متوسط باشه خوبه;)


نام: آریا زال کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 29 بهمن 1393 - 21:19

نمایش مشخصات آریا زال با سلام.بسیار زیبا بود.این پوریا یه نخبه باهوش است.قدرش را بدانید!


@آریا زال توسط ف. سکوت Members  ارسال در چهار شنبه 29 بهمن 1393 - 22:22

نمایش مشخصات ف. سکوت سلام عزیزم، نه واقعا. فقط یک بچه کنجکاوه که شهامت پرسیدن و اظهار نظر داره!


نام: آرش پرتو کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 29 بهمن 1393 - 00:29

سلام
از نابغه ی شما که سابقه ی تز فلسفی دادنو داره همچین سوالی بعید بودا!!!


@آرش پرتو توسط محمود لچی نانی Members  ارسال در چهار شنبه 29 بهمن 1393 - 01:12

نمایش مشخصات محمود لچی نانی بازم سوال داری بپرس ها، تو دلت نگه ندار، یه وقت میزنه به یه جاییت خدای نکرده، زبونم لال.......


@آرش پرتو توسط ف. سکوت Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 06:41

نمایش مشخصات ف. سکوت سلام،
1. نه وقتی که باور داره قراره تو مدرسه علم یاد بگیره! یعنی حقیقت و واقعیت جهان و زندگی!
2. نه وقتی که به معلم برای یاد دادن حقایق و درستی ها اعتماد داره!
3. تضاد آن چه می داند با آن چه میخواهند به زور بهش یاد بدهند، طبیعتا باعث ایجاد شبهه و سوال میشود!


@ف. سکوت توسط آرش پرتو Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 07:49

راستی خیلی راحت می تونستید با توضیح درباره امام معصوم و امام فقیه و امام جماعت ، این تضادو براش حل می کردید.
آن چنان چیز پیچیده ای نیست.
مثلا به برادران غزالی می گفتن: امام غزالی !
یا به ابراهیم که پیامبره امام هم میگن حتی تو قرآن هم گفته!
یا امام موسی صدر! یا خیلی از مثالهای دیگه.. .
وقتی صحبت دوازده امام پیش میاد یقینا عصمت و پاک بودن اوناست که معنای خاصی به امامت می بخشه.. و خود کلمه ی امامت یعنی رهبر و پیشوا .


@آرش پرتو توسط ف. سکوت Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 08:00

نمایش مشخصات ف. سکوت آرش جان، نکته را نگرفتید، عزیزم!
از اون وری نگاه کنید!


@ف. سکوت توسط آرش پرتو Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 13:20

اتفاقا نکته رو از همون جهت گرفتم ! و دقیقا خیلی از مشکلات به خاطر این موضوع پیش میاد که ما همیشه سعی می کنیم کج و کوله و از این ور و اون ور نگاه کنیم و اصلا عادت نداریم صاف و مستقیم وایستیم و به اصل موضوع نگاه کنیم!


@آرش پرتو توسط ف. سکوت Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 14:59

نمایش مشخصات ف. سکوت آخه شما صاف هم نگاه نکرده اید! اصلا خوب نگاه نکردید، ببینید چی نوشته!
جوابتان زیر کامنت خ ارونی داده شده.


@آرش پرتو توسط آرش پرتو Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 15:17

شما معلم رو بذارید کنار که بادمجون دور قاب چیده!!
من حرفم اینه *امام* مختص به دوازده تا امام نیست بلکه معصومیت و پاکی اونا بود که امامت اونا رو فراتر از حد بشری می برد.
امام یعنی پیشوا. یعنی کسی که جلوی راهه. یعنی کسی که رهبری میکنه. حالا جدای از مسایلی که عرف جمعی معنای دیگه ای ساختن.. و اگه با این دید به مساله نگاه کنیم خب اشکالی نداره که انسان دیگه ی هم امام خطاب بشه..


@آرش پرتو توسط ف. سکوت Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 06:50

نمایش مشخصات ف. سکوت راستی، کدام یک از ما آدم بزرگها جرات کرده ایم که این سوال را با صدای بلند از کسی بپرسیم؟ ;)


@ف. سکوت توسط آرش پرتو Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 07:16

اونقدرها هم این سوال نشنیدنی نیست!


@آرش پرتو توسط ف. سکوت Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 07:36

نمایش مشخصات ف. سکوت بله. تو دلها و تو اذهان. شما را نمی دانم! ولی من درمحیط کارم، احساس می کنم تو مرکز گشتاپو هستم و هیچ حرفی نمیزنم!


@ف. سکوت توسط ف. سکوت Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 08:01

نمایش مشخصات ف. سکوت قابل توجه آقای لچی نانی: برای همین لقبم سکوت است.
قبلا پرسیده بودید. :)


@ف. سکوت توسط ف. سکوت Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 16:51

نمایش مشخصات ف. سکوت خب، امام پرتو!
الآن شما دقیقا امام چندم هستید؟ من که شیعه دوازده امامی هستم و بیشتر از اون را بلد نیستم بشمارم!


@ف. سکوت توسط آرش پرتو Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 20:13

خب یاد بگیر!!!


نام: محمود لچی نانی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 29 بهمن 1393 - 00:46

نمایش مشخصات محمود لچی نانی و حالا سلام بر سکوت، درود بر سکوت، مرگ بر... ، ببخشید، یه لحظه جوگیر شدم، اجازه بده اصلا چیزی نگم و سکوت کنم. آره اینجوری بهتره،


@محمود لچی نانی توسط ف. سکوت Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 06:48

نمایش مشخصات ف. سکوت درود بر شما!
1. این داستان جریمه شما بود که زیر داستان زخم بهم کنایه زده بودید!:D
2. بالاخره موضع خودتان را مشخص کنید: برله من یا برعلیه من؟ ;)
3. شما هم که هی در حال نوشتن و گفتن، ادعای سکوت می کنید؟ عجب!=))
4. ولی فکر کنم به داستانهای من و پوریامعتاد شده اید!!! :D :x اعتراف کنید. =))


@ف. سکوت توسط آرش پرتو Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 07:13

بر له و بر علیه غلطه! باید بنویسید له و علیه.


@آرش پرتو توسط ف. سکوت Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 07:31

نمایش مشخصات ف. سکوت بله. درست می گویید. چشم. اصلاح میکنم.


@آرش پرتو توسط ف. سکوت Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 14:57

نمایش مشخصات ف. سکوت میگم این همه غلط تو این سایت توی داستانها هست! شما گیر دادید به من؟ کلی غلط املایی و انشائی تو داستانها هست! برید برای اونها هم کامنت بگذارید! :)


@محمود لچی نانی توسط ف. سکوت Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 06:52

نمایش مشخصات ف. سکوت به قول خودتون: این سکوت کردنتون منو کشته!!! =))


@محمود لچی نانی توسط ف. سکوت Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 06:54

نمایش مشخصات ف. سکوت یادآوری: شما فقط به خودتان قلب می دهید، یعنی چی هستید؟ [-(


@ف. سکوت توسط محمود لچی نانی Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 07:49

نمایش مشخصات محمود لچی نانی نه، اگه دقت کنید، به بعضی نوشته ها، یه قلب کوچولو میدم، اما ، آره به بعضی دیگه، قلب خودمو میدم، و همیشه باهاشون هستم، با داستانشون، خوب، یا بد!!! شما، کدوم رو ترجیح میدین؟؟


@محمود لچی نانی توسط ف. سکوت Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 07:59

نمایش مشخصات ف. سکوت قلب بزرگ را!


@ف. سکوت توسط ف. سکوت Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 08:03

نمایش مشخصات ف. سکوت :D


نام: شهره کبودوندپور کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 09:31

سلام
صبح بارانی همگی به خیر
دختر من هم زیاد سوال می کنه مثلا به آخوند میگه خدا!!!:D
بعد من بهش می گم عزیزم خدا رو هیچکس ندیده که بدونه چه شکلیه جواب می ده ولی من دیدمش همین شکلیه=)) =)) =))
نویسا باشید خانم سکوت:x :x


@شهره کبودوندپور توسط م.فرياد Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 09:52

نمایش مشخصات م.فرياد سلام@};-
اينجور كه شما تبليغ دخترتونو كردين، الان سيل خواسگاراش از حوزه هاي علميه سرازير ميشه در خونه تون:)


@شهره کبودوندپور توسط محمود لچی نانی Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 10:36

نمایش مشخصات محمود لچی نانی یه بار داشتیم با ماشین تو یه محله میرفتیم ، رو در و دیوار اونجا پر بود از عکسهای حضرات ! یهو پسر چهار ساله ام برگشت گفت : پدر ، اینجا نمایشگاه س ، گفتم نمایشگاه چی ؟ گفت : نمایشگاه آخوند =)) =)) =))


@محمود لچی نانی توسط ف. سکوت Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 12:44

نمایش مشخصات ف. سکوت جالب بود! مثل داستان لباس مد روز بود! :D
پس پسر شما هم نابغه است؟! :D
اسمش پوریا نیست؟! :D


@شهره کبودوندپور توسط آزاده اسلامی Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 10:39

نمایش مشخصات آزاده اسلامی سلام شهره عزیز
دخترتون درست میگه واژه آخوند صورن تحول یافته ی خداونده
ابتدا بصورت خوند درآمد که برای عالمان بزرگی چون ملاصدرا استفاده میشود و سپس مبتذل شد و کاربرد همگانی پیدار کرد . شد آخوند(نراجعه بفرمایید به کتاب تحول معنا و واژۀ محسن ابوالقاسمی)


@آزاده اسلامی توسط ف. سکوت Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 12:49

نمایش مشخصات ف. سکوت سلام، مرسی که آمدید.
پس تکلیف کلمه آخوندک چی میشه؟ که در حال حاضر، باوجود تاکید فرهنگستان زبان بر عدم استفاده از کلمات غربی!!! در کتابهای درسی مانتیس گفته شده؟
نتیجه: فرهنگستان نمیدونه این واژه از کجا آمده، برای همین هم فکر میکنه بده، عیبه، زشته! واسه همین به جاش میگه مانتیس! =))


@شهره کبودوندپور توسط ف. سکوت Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 12:42

نمایش مشخصات ف. سکوت سلام، مرسی که آمدید.
میگم خدا به ما رحم کنه! اگه دخترتان راست بگه؟! چه خاکی به سر ما میشه؟! :-/ :( [-(


نام: زینب ارونی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 09:48

نمایش مشخصات زینب ارونی با سلام
خوب من جای شما بودم میگفتم
عزیزم معلمت دروغ نگفته ما دوازده تا امام داریم
چهار ده تا معصوم..
و معلم شما چهارده معصوم را گفته بهتره کتاباتو ببری و بهش نشون بدی چقدر خوب دوازده امام را میشناسی
:) :) :) :) :) :)
و او به تو بگه چهار ده تا امام معصوم کیا هستند
سپاس
@};- @};- @};- @};- @};- @};-


@ زینب ارونی توسط ف. سکوت Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 13:02

نمایش مشخصات ف. سکوت سلام خانم ارونی عزیز، مرسی که آمدید. @};-
1. من نگفتم معلم دروغ گفته. خود پوریا گفت. من هم موضوع را مسکوت گذاشتم. چون پوریا خودش حقیقت را با استفاده از کتابها کشف کرد. نیازی به تایید یا رد من نبود.
2. معلم اصلا در مورد 14 معصوم حرف نمی زد! یه چی دیگه می گفت!!! :D
3. اگر پاسخ شما را میدادم: هم پوریا را گمراه نی کردم و هم خودش به دنبال کشف حقیقت نمی رفت.
4، معلم واقعا دروغ میگفت! همون دروغی که از سال ... تا به حال تو به راحتی به همه میگویند... حتی تو مصاحبه استخدامی و گزینشی باور به این دروغ خیلی مهم و سرنوشت ساز است!!!


نام: فاطمه مددی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 10:41

نمایش مشخصات فاطمه مددی سلام خانم نویسنده
فقط یه جملشودوس داشتم(امروزتومدرسه دروغ یادگرفتم)


@فاطمه مددی توسط ف. سکوت Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 12:54

نمایش مشخصات ف. سکوت سلام، خدا را شکر که همین یک جمله را هم دوست داشتید! :) شاید فردا شد دو جمله، روز بعدش 3 جمله و ... بالاخره کل داستان.@};-


@فاطمه مددی توسط محمود لچی نانی Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 14:28

نمایش مشخصات محمود لچی نانی تو که تو خونتون کسی دروغ نمیگه که، نه؟ هرچی دروغ یاد گرفتی، از مدرسه یاد گرفتی!! خونتون همه امام زاده ن، آره جون تو


@محمود لچی نانی توسط فاطمه مددی Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 21:41

نمایش مشخصات فاطمه مددی وا!چه ربطی داشت؟!مگه من گفتم هرچی دروغ یادگرفتم ازمدرسه یادگرفتم؟؟
توکامنت قبلی جمله ی پوریارونوشته بودم


نام: آزاده اسلامی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 11:18

نمایش مشخصات آزاده اسلامی سلام خانم سکوت
دستتان درد نکند. همواره بنویسید .موضوع دروغ یاد گرفتن در اماکن آموزشی و تربیتی آنهم از مربیان بسیار قابل توجه است.
مانا و پیروز باشید


@آزاده اسلامی توسط ف. سکوت Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 12:53

نمایش مشخصات ف. سکوت ممنون که با حضور خود مرا دلگرم میکنید. @};-


نام: محمود لچی نانی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 12:48

نمایش مشخصات محمود لچی نانی لطفا داستان بعدی مرا هم مورد خانش قرار دهید ، ممنون ، چی ؟ اسمش چیه ؟ نمیدونم . ها؟ کی میزارم رو سایت ؟ نمیدونم ، گفتم که نمیدونم ، خوب هر وقت گذاشتم دیگه ، آره حتما بخونیدش .:D


@محمود لچی نانی توسط ف. سکوت Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 12:52

نمایش مشخصات ف. سکوت چرا کم کاری میکنید آقای عزیز! حالا مجبورم برم از انبار، یک داستان دیگر پوریا را آپلود کنم!
حق اعتراض هم ندارید! :D


@محمود لچی نانی توسط آرش پرتو Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 13:54

من نخونده از همین الان میگم طولانیه!!! و خیلی هم بی مزه ست!! حالا اگه جرات داری داستان بذار !!=)) =)) =)) =))


@آرش پرتو توسط محمود لچی نانی Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 14:22

نمایش مشخصات محمود لچی نانی اصلا معلوم هست کجایی؟ صبح تا حالا دارم تو پارک دم خونه، هی اینور و اونور واست دام میزارم بیای جلو یه چیزی بگی و منم جوابت و بدم و باز تو بگی و من بگم و یه نفر خودشو بندازه وسط و باز تو بگی و من بگم و اون بگه و....،


@محمود لچی نانی توسط آرش پرتو Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 14:42

تا اینکه کامنت ها باریک بشن! انقدر باریک بشن که تو در اعماق وجودشون محو بشی! گوله بشی! برف شی! بارون بیاد چق چق!! پشت خونه ی هاجر!!!!! :D :D


@آرش پرتو توسط محمود لچی نانی Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 14:54

نمایش مشخصات محمود لچی نانی اره راس گفتی، میای باریکش کنیم؟ :D


@محمود لچی نانی توسط ف. سکوت Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 15:04

نمایش مشخصات ف. سکوت معلومه دیشب که شما دو تا ایستاده تو کامنت دونی داستان زخم خوابیدید، خیلی بهتون خوش گذشته!
بروید زیر یک داستان دیگه بساط پهن کنید!
من هم دیگه نمیام آقای لچی نانی! [-( =((


@محمود لچی نانی توسط آرش پرتو Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 15:07

من کارم باریک کردنه کامنت دونیه!!


@آرش پرتو توسط محمود لچی نانی Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 15:21

نمایش مشخصات محمود لچی نانی یه داستان راجه به خودت و نازنینت بزار، بریم اونجا باریک بازی کنیم، از اینجام دارن میندازنمون بیرون


@محمود لچی نانی توسط آرش پرتو Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 15:25

اولا نازنین نه ! نازنین خانم!!!!!!!!!!!=)) =)) =))
دوما اون مرد مگه با روحش داستان بذارم!!!!!!!!!
سوما من تا باریک نکنم از اینجا تکون نمی خورم!!


@آرش پرتو توسط آرش پرتو Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 15:27

دیدی هویجوری داره نم نم باریک میشه!!!!!!!!!!!!!!=)) =)) =))
فقط دو تا می خواد.... تو می تونی !!!!=)) =)) =))


@محمود لچی نانی توسط محمود لچی نانی Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 15:26

نمایش مشخصات محمود لچی نانی ف سکوت، از چهل قسمت، ده قسمتشو گذاشتی، مونده سی قسمت،اونم نگهدار واسه ماه رمضون، هر شب یکی بده بیرون :D


@محمود لچی نانی توسط محمود لچی نانی Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 15:29

نمایش مشخصات محمود لچی نانی جرات داری برو تو کامنت دونی عباس پیرمرادی ادا بازی در بیار بیار ببینم میتونی،


@محمود لچی نانی توسط آرش پرتو Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 15:31

چته الان؟؟ هیشکی نیست جوابتو بده!!! خودت به خودت جواب میدی!! نابغه!!! پوریای ثانی!!!:D


@محمود لچی نانی توسط آرش پرتو Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 15:34

من دارم میرم... نیام ببینم تنهایی باریک کردی!!!؟


@آرش پرتو توسط محمود لچی نانی Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 15:37

نمایش مشخصات محمود لچی نانی نه خودش الان میاد کمک، یواشکی داره میاد ساکت


@محمود لچی نانی توسط علیرضا لطف دوست Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 16:47

نمایش مشخصات علیرضا لطف دوست سلام به همه دوستان عزیزم ، هموندان داستانکی مهربان ،
فکر می کنم کمی از آنچه در داستانک برای خود انتظار داریم ، فاصله گرفته ایم.
در یکی از کامنت های بالا هم ذکر کردم که ای کاش در سایت ، بخش گفتگوی آنلاین داشت تا گپ و گفتمان را آنجا میزدیم و ذیل داستان ها ، مثل نویسنده های خوب ، باب نقد و بررسی داستان ها را گسترده تر می کردیم.
حالا که گپ و چت آنلاین نداریم ، فی الواقع گاهی خط و ربط بررسی و کنکاش داستانهایمان به جهت برخی صحبت های خودمانی از دستمان در می رود.
پس پیشنهاد میکنم اگر موافق باشید یکدیگر را در یکی از رسانه های ارتباطی مثل وایبر ، واتس آپ و یا مشابه ، پیدا کنیم و در انجا عقده دل خالی کنیم و به طرح و توطئه بپردازیم و در اینجا خود را به چالش نقد و چانه زنی فنی داستان ها بکشانیم.
امیدوارم تا با یاری یکدیگر بتوانیم هر روز بهتر از دیروز بنویسیم.
همه شما را از صمیم قلب دوست دارم


نام: فاطمه رنجبر کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 14:39

نمایش مشخصات فاطمه رنجبر :D :D :
موفق باشید


@فاطمه رنجبر توسط ف. سکوت Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 15:00

نمایش مشخصات ف. سکوت مرسی از حضورتان. @};-


نام: مریم موسوی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 16:53

نمایش مشخصات مریم موسوی عجبا!!!!!!!!!


نام: عباس پیرمرادی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 22:00

نمایش مشخصات عباس پیرمرادی دورد خانم سکوت..

@};-


@عباس پیرمرادی توسط ف. سکوت Members  ارسال در پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 22:30

نمایش مشخصات ف. سکوت سلام، مرسی که آمدید. @};-
این داستانک های ساده من پیش داستانهای شما خجالت میکشند.
:">
خودم هم! :">


@ف. سکوت توسط عباس پیرمرادی Members  ارسال در جمعه 1 اسفند 1393 - 12:11

نمایش مشخصات عباس پیرمرادی اختیار دارید..

برای به دل نشستن داستانی حتما نیازی به رعایت نکات ادبی نیست@};-


نام: محمود لچی نانی کاربر عضو  ارسال در جمعه 1 اسفند 1393 - 16:47

نمایش مشخصات محمود لچی نانی سلام میکنم، و میپرسم: پوریا دیگه گیر نمیده؟؟؟!! خوب داشتم از اینجا رد میشم، گفتم بپرسم دیگه؟
حالا چرا اینجوری نیگا میکنی؟ خوب سواله دیگه، ندونستن که عیب نیست، چیه؟ پرسیدن عیبه؟!


نام: رضا فرازمند کاربر عضو  ارسال در جمعه 1 اسفند 1393 - 17:09

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

زیبا بود وعقیدتی

بهره بردم@};- @};- @};-


@رضا فرازمند توسط ف. سکوت Members  ارسال در جمعه 1 اسفند 1393 - 18:48

نمایش مشخصات ف. سکوت سلام، ممنون که سر زدید. سرافرازمون کردید. @};-


نام: بهروزعامری کاربر عضو  ارسال در شنبه 2 اسفند 1393 - 13:24

نمایش مشخصات بهروزعامری بله متاسفانه در جامعه ای که ترس باشه ریاکاری رشد میکنه
اصولا انسان نباید از چیزی بترسه باید یاد بکیره درست رفتار کنه


@بهروزعامری توسط ف. سکوت Members  ارسال در شنبه 2 اسفند 1393 - 13:48

نمایش مشخصات ف. سکوت سلام، سرافراز نمودید. متشکرم. @};-


نام: فرزانه رازي کاربر عضو  ارسال در شنبه 2 اسفند 1393 - 17:06

نمایش مشخصات فرزانه رازي درود...خوبین؟
دوتای بعدی ارتباط به ******* نداشته عایا؟؟؟ :D
شاد باشین خانوم... :)
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

(پ.ن:
ستاره ها از طرف سایت نبود...فحش هم نبود...شخصا سان سور کردم که بعدا شر نشه!)


@فرزانه رازي توسط ف. سکوت Members  ارسال در شنبه 2 اسفند 1393 - 21:17

نمایش مشخصات ف. سکوت سلام، مرسی که خواندید و نظر دادید. @};-
نمی دانم دقیقا ستاره ها چی هستند؟ شاید همونی باشند که مد نظر معلم پوریا بوده! :-/ :-/ :-/ :D



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.