اصغرسبیل

در آن هوای لطیف وبهاری بدنبال یه سوژه ای بودم که سروکله ی اصغرسبیل پیداش شد.ظاهرش خیلی ترسناک بوداما وقتی یای حرف هایش نشستم آن طورکه می گفتندنبود.خیلی مهربون ودوست داشتنی بود.ناخودآگاه این سئوال درذهنم جرقه زد.پرسیدم :ببخشیداصغرآقا چرا سبیلت رانمی زنی ؟چهره اش برافروخته شد؛آهی کشیدوگفت:ببخشیدداش ؛اسمت چه بود.نوکرخودت کامران .داش کامران این سبیل ماجریان دارد.وقتی که با لیلی ازدواج کردم یه شب روکردبه من وگفت :دلم می خوادشوهرم یه سبیل بلندی داشته باشه که هروقت با اسبش می یاد همه ازش حساب ببرند.من که اون روزها سبیلی نداشتم گفتم :زن ! تو ازمن خونه ؛زمین ؛باغ وملک بخواه تا برات همه را مهیا کنم نه سبیل .لیلی گفت : دلم رانشکن .من هم برای این که این آرزو به دل آن خدا بیامرزنمونه دیگه سبیلم را نزدم .مردم چه آرزوهایی دارند.ببخشیدناراحتت کردم .داش مشکلی نیست .من سروپا پرازدردم مثل کوره می سوزم .راستی نگفتی لیلی چه شد؟تا این را گفتم .اشک های اصعرسبیل مثل بارون باریدن گرفت وگفت :این اتفاق به سال 51برمی گردد.درآن زمان زمین مانند گاهواره ای به حرکت درآمدو عده ی زیادی ازمردم قیروکارزین زیرخروارها خاک برای همیشه به خواب رفتند.لیلی من با مریم دخترم مثل دوتا کبوتر پرواز کردندومن را تنها گذاشتند.حرف های اصغرسبیل که تموم شد؛چندتا عکس ازش انداختم .صورتش را بوسیدم وگفتم :فردا شب تو بیست وسی می تونی ببینی.
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 2.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

ناصرباران دوست ,آرش شهنواز ,کیمیا مرادی ,هستی مهربان ,


این داستان را خواندند (اعضا)

کیمیا مرادی (30/4/1393),هستی مهربان (30/4/1393), ناصرباران دوست (30/4/1393),همایون طراح (30/4/1393),آرمیتا مولوی (30/4/1393),زهرا فیروزی (30/4/1393),هستی مهربان (30/4/1393),شیدا محجوب (30/4/1393),علي طرهاني نژاد (31/4/1393),مسعود رضایی (31/4/1393),بی خودی (31/4/1393),بی خودی (3/5/1393),ابوالحسن اکبری (9/5/1393),حسین خسروجردی خسرو (13/5/1393),ابوالحسن اکبری (21/5/1393),ابوالحسن اکبری (28/5/1393),ابوالحسن اکبری (12/9/1393),ابوالحسن اکبری (17/9/1393),ابوالحسن اکبری (26/9/1393),ابوالحسن اکبری (21/1/1394),ابوالحسن اکبری (17/6/1394),ابوالحسن اکبری (4/8/1395),ابوالحسن اکبری (29/1/1396),

نقطه نظرات

نام: ناصرباران دوست کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 30 تير 1393 - 09:28

نمایش مشخصات ناصرباران دوست درود بر شما و کاراکتر مهربان سیبیلوی داستانتان

@};- @};-


@ ناصرباران دوست توسط ابوالحسن اکبری   ارسال در دوشنبه 30 تير 1393 - 13:03

سلام ممنون وسپاسگزارم جناب استادباران دوست عزیزوبزرگوار.


نام: آرش شهنواز   ارسال در دوشنبه 30 تير 1393 - 19:09

سلام کاکو. چه خوب یاد کردی از فاجعه زلزله قیر و کارزین. پدرم همیشه از ان زلزله و پیامدهایش با تلخی یاد می کنه. یاد تمامشان جاویدان. انشاالله هیچ کدام از هم استانی ها یادشان را از خاطر نبرند@};-


@آرش شهنواز توسط ابوالحسن اکبری   ارسال در دوشنبه 30 تير 1393 - 23:51

سلام جناب استادشهنواز ممنونم ازلطف شما بزرگوار .این تنها کاری بود که می توانستم بکنم .واقعن فاجعه ی دردناکی بود هیچ وقت ازذهن مردم فراموش نخواهدشد.@};- @};- @};-


نام: علي طرهاني نژاد کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 30 تير 1393 - 00:47

نمایش مشخصات علي طرهاني نژاد با سلام

1- داستان نتیجه ای نداشت.

2- در کل داستان خوبی بود. اما به نظرم کمی ادبیاتش نیاز به کار داره. در واقع باید کمی روانتر بشه.

با تشکر.


@علي طرهاني نژاد توسط ابوالحسن اکبری Members  ارسال در جمعه 3 مرداد 1393 - 10:18

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام ممنونم جناب طرهانی نژاد .@};- @};- @};-


نام: مسعود رضایی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 31 تير 1393 - 10:08

نمایش مشخصات مسعود رضایی عالی بود


@مسعود رضایی توسط ابوالحسن اکبری Members  ارسال در جمعه 3 مرداد 1393 - 10:19

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام ممنون جناب رضایی بزرگوار.@};- @};-


نام: بی خودی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 31 تير 1393 - 22:16

نمایش مشخصات بی خودی احسنت جناب اکبری...لذت بردیم...خسته نباشید@};-


@بی خودی توسط ابوالحسن اکبری Members  ارسال در جمعه 3 مرداد 1393 - 10:19

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری ممنون بزرگوار.@};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.