امانتی

مادرآروم ‍پیشانی پسرش را بوسید ورو به آسمون کرد وگفت :خدایا دیگه کسی را ندارم .این چهارمین امانتی بود که تحویلت دادم .
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

مصطفی سالاروند(طوبی) ,مریم مقدسی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

بنفشه ایرانی (15/11/1392),مهساعبدلی (15/11/1392),جعفر عباسی (15/11/1392),مرضیه دستگرد (15/11/1392),جلال صابری نژاد (15/11/1392),مصطفی سالاروند(طوبی) (16/11/1392),ابوالحسن اکبری (16/11/1392),موژان تقوی (16/11/1392),مریم مقدسی (17/11/1392),ذوالفقار مخدومی (18/11/1392),بهروز پورصفر بروجنی (19/11/1392),ابوالحسن اکبری (20/11/1392),ابوالحسن اکبری (20/11/1392),ابوالحسن اکبری (21/11/1392),ابوالحسن اکبری (26/11/1392),موژان تقوی (22/12/1392),ابوالحسن اکبری (7/9/1393),ابوالحسن اکبری (22/9/1394),ابوالحسن اکبری (2/10/1394),

نقطه نظرات

نام: مریم مقدسی   ارسال در سه شنبه 15 بهمن 1392 - 10:53

دست مادرهای شهید رو باید بوسید خدا چه صبری بهشون داده
خسته نباشید استاد @};-


@مریم مقدسی توسط ابوالحسن اکبری   ارسال در چهار شنبه 16 بهمن 1392 - 16:11

سلام سرکارخانم مقدسی ممنونم ازهمراهی شما .‍@};- @};- @};-


نام: مصطفی سالاروند(طوبی) کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 15 بهمن 1392 - 00:50

نمایش مشخصات مصطفی سالاروند(طوبی) سلام.بسیار زیباست.درعین کوتاهی بسیار پرمعنی و مغزدار. مرحبا آقای اکبری.@};-


@مصطفی سالاروند(طوبی) توسط ابوالحسن اکبری   ارسال در چهار شنبه 16 بهمن 1392 - 08:28

سلام جناب سالاروند ممنون وس‍‍پاسگزارم .@};- @};-


نام: ذوالفقار مخدومی کاربر عضو  ارسال در جمعه 18 بهمن 1392 - 21:47

به قولی :مفید مختصرو پر از حرف .اگر البته باشد گوش شنوایی



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.