بابایه غیرتونمی خوام

این روزها به تو فکر می کنم که همه چی را برایم فراهم کرده ای .خونه ٰ؛ماشین ؛این همه عروسک ؛گوشواره و النگو.نمی دونم چرا بی خبر ازپیش ما رفتی .خواهش می کنم بابا یی به خواب مامانی بیا و بگوکه بابایه غیر تو نمی خوام .
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

نیلوفر روشن ,موژان تقوی ,بهناز باران خواه ,آرش شهنواز ,


این داستان را خواندند (اعضا)

ابوالحسن اکبری (13/6/1392),موژان تقوی (14/6/1392),علي طرهاني نژاد (14/6/1392),کیمیا مرادی (14/6/1392),سارا سلطانیان (14/6/1392),آرش شهنواز (15/6/1392),مرضیه دستگرد (15/6/1392),لویذا هدایتی (15/6/1392),بهناز باران خواه (16/6/1392),نیلوفر روشن (19/6/1392),بهناز باران خواه (19/6/1392),بی بی فردوس سید آسیابان (20/6/1392),ابوالحسن اکبری (19/4/1393),ابوالحسن اکبری (21/1/1394),

نقطه نظرات

نام: علي طرهاني نژاد کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 14 شهريور 1392 - 11:35

نمایش مشخصات علي طرهاني نژاد سلام

1- داستان در خط اول نوشتاری بیان شده و در خطوطه بعدی گفتاری.

2- داستان با وجود اینکه کمه. اما پر معنی و گیراست.

3- موضوع، تقریبأ تکراری نیست.

با تشکر.


نام: کیمیا مرادی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 14 شهريور 1392 - 12:21

داستان هاتون کوتاه و گیرا هستند@};-
پیروز باشید@};- @};-


نام: نیلوفر روشن کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 19 شهريور 1392 - 03:57

نمایش مشخصات نیلوفر روشن ناراحت کننده بود جناب اقای اکبری:(



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.