بلوتوث

مجید!چیزی خورده ای ،امشب این همه پرت و پلا می گی؟ ای ،یه ته استکانی .توهم گیر می دی احمد مثل بابام که می گه سیگارنکش ،توخیابانون نرو ،با این واون نپر،تونخ کسی نباش .آخه یه آدم بیکار چطوری خودش را سرگرم کن .توکه خوب بلدی خودت را سرگرم کنی ،من ، آره .کی بودکنارت نشسته بود .خواهرم بود .اوکه این قدر محجبه نیست .توکجا اون را دیده ای ؟توگوشی ها .احمدناراحت شد .گلوی مجید را گرفت ،می دونی چه غلطی می کنی .آره ،چرا عصبانی می شه ،بیا فیلمش را ببین .باشه ،خودت خواستی مجید ،حال که این طوریه ،بلوتوثت را روشن کن تا......
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.6 از 5 (مجموع 5 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

نیلوفر روشن ,مریم مقدسی ,موژان تقوی ,خدایار آزادی ,علی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

مرضیه دستگرد (22/5/1392),ابوالحسن اکبری (22/5/1392),شیما بخشی (22/5/1392),شیما بخشی (22/5/1392),احسان رضايي (22/5/1392),میر حسن علوی (22/5/1392),ابوالحسن اکبری (22/5/1392),جلال صابری نژاد (22/5/1392), ساسان فرهادی (23/5/1392),مریم مقدسی (23/5/1392),بهار زرافشان (23/5/1392),فهيمه مهدوي (23/5/1392),خدایار آزادی (23/5/1392),موژان تقوی (23/5/1392),بهناز کشاورز (23/5/1392),حسن ایمانی (23/5/1392),آرش شهنواز (23/5/1392),علی (24/5/1392),بهناز کشاورز (24/5/1392),سعید س (24/5/1392),علی (24/5/1392),ابوالحسن اکبری (25/5/1392),محمد کاشانی (26/5/1392),نیلوفر روشن (26/5/1392),ابوالحسن اکبری (26/5/1392),نریمان م (26/5/1392),ابوالحسن اکبری (26/5/1392),علیرضا زمانی (27/5/1392),ابوالحسن اکبری (28/5/1392),ابوالحسن اکبری (29/5/1392),ابوالحسن اکبری (30/5/1392),ابوالحسن اکبری (1/6/1392),نادیابزرگی نژاد (2/6/1392),لیلا فام (رها نفس) (18/6/1392),ابوالحسن اکبری (21/7/1392),ابوالحسن اکبری (6/9/1392),ابوالحسن اکبری (19/4/1393),عبدالرزاق نعمتی (13/6/1393),ابوالحسن اکبری (17/9/1393),

نقطه نظرات

نام: مرضیه دستگرد کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 22 مرداد 1392 - 11:33

نمایش مشخصات مرضیه دستگرد با سلام مفهومش بسیار جالب و خاص بود موفق باشید@};-


@مرضیه دستگرد توسط ابوالحسن اکبری Members  ارسال در سه شنبه 22 مرداد 1392 - 21:56

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام سرکارخانم دستگرد ممنونم که همیشه داستان های مرا می خوانید.@};- @};- @};-


نام: شیما بخشی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 22 مرداد 1392 - 12:05

نمایش مشخصات شیما بخشی این که نمیشه. یه داستان علاوه بر درون مایه و قدرت قلم خوب باید چیزای دیگه هم داشته باشه تا بشه گف بی نقص. خوب اینکه اصا چیدمان نداشت. آدم قاطی میکنه کجا احمد حرف زده کجا مجید. آخرشم معلوم نبود بلوتوث خواهر احمد بود یا مجید. یه جا گفتی احمد ناراحت شد گلوی اونو گرف. یه جام گفتی خودت خواستی مجید!


@شیما بخشی توسط ابوالحسن اکبری Members  ارسال در سه شنبه 22 مرداد 1392 - 22:00

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام سرکارخانم شیما ممنوم که سرزدید .شاید اولین بارکه داستان های مرا می خوانید ،البته تو این داستان خواستم کمی متفاوت با داستان های دیگرم بنویسم .@};- @};- @};-


نام: ساسان فرهادی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 23 مرداد 1392 - 10:20

نمایش مشخصات ساسان فرهادی جالب بود!


@ ساسان فرهادی توسط ابوالحسن اکبری Members  ارسال در چهار شنبه 23 مرداد 1392 - 11:21

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام حناب فرهادی ممنونم که سرزدید.@};- @};-


نام: مریم مقدسی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 23 مرداد 1392 - 11:27

امان از این آدما :(

عالی بود خسته نباشید @};- @};-


@مریم مقدسی توسط ابوالحسن اکبری Members  ارسال در چهار شنبه 23 مرداد 1392 - 21:40

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام سرکارخانم مقدسی ممنونم ازلطف ومحبت شما.@};- @};- @};- @};-


نام: بهار زرافشان کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 23 مرداد 1392 - 12:28

نمایش مشخصات بهار زرافشان داستان پرمفهومی بود
اما من با نظر خانم شیما بخشی موافقم
دیالوگ ها باید جدا می شد
تفکیک کردنش برای خواننده سخته
چیزی تو تو ذهن شماست مسلماً تو ذهن بقیه نیست
تا جایی که من یادم میاد بقیه کارهاتون هم همینطور بوده که خواننده رو وادار به مکث میکنه
درکل سوژه های جالبی دارین@};-


@بهار زرافشان توسط ابوالحسن اکبری Members  ارسال در چهار شنبه 23 مرداد 1392 - 21:43

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام سرکارخانم زرافشان بازم ممنون وسپاسگزارم .شما که با دست نوشته های من آشنا هستید همیشه دلم می خواهد مخاطب را درگیر داستان کنم .البته تو این داستان اگر به علایم دستوری توجه کنید مشخص است آن جایی که نقطه تما م می شود چه کسی صحبت می کند .@};- @};- @};- @};-


نام: فهيمه مهدوي کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 23 مرداد 1392 - 12:40

نمایش مشخصات فهيمه مهدوي زيبا بود موفق باشيد...


نام: خدایار آزادی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 23 مرداد 1392 - 16:33

با سلام و درود
با نظر دوستان در خصوص رعایت و فاصله گذاری متن ها موافقم.
نکته ی خوبی که در کار شما به چشم می خورد یکی پیشبرد و حرکت روبه جلوی کار است .
دیگر اینکه آدم ها در طرح ،گفت وگو می کنند.
یعنی شما حرف نمی زنید بلکه نشان می دهید
***************
طرح خیلی موجز است و فرصت برای تحلیل آدم ها به همین اندازه کم است .اگر از فضای بیشتری استفاده شود می توان به داستان زیبایی ا دست یافت.
پاینده باشید
@};- @};-


@خدایار آزادی توسط ابوالحسن اکبری Members  ارسال در چهار شنبه 23 مرداد 1392 - 21:45

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام جناب آزادی ممنون وسپاسگزارم که داستانم را خواندید .@};- @};- @};- @};- @};-


نام: آرش شهنواز کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 23 مرداد 1392 - 20:39

نمایش مشخصات آرش شهنواز سلام. مدتی است داستان های شما را دنبال می کنم. جالب بود. موفق باشید.


@آرش شهنواز توسط ابوالحسن اکبری Members  ارسال در چهار شنبه 23 مرداد 1392 - 21:47

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام جناب آرش ممنون وسپاسگزارم که داستان های مرا دنبال می کنید انشالله که این روند ادامه داشته باشد ..=)) =)) =)) @};- @};- @};- :x :x :x


نام: علی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 23 مرداد 1392 - 01:19

نمایش مشخصات علی سلام
من ازبخش اکشن داستاناتون خوشم اومده یود.
ازخنده روده بر میشم.
عجب صفا وپاکی داشت داستاناتون.
متشکر متشکر متشکرصدگل ودعا نثارشما@};-


@علی توسط ابوالحسن اکبری Members  ارسال در پنجشنبه 24 مرداد 1392 - 05:36

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام ممنون علی آقا که به داستانهای من توجه می کنید .سپاسگزارم .@};- @};- @};-


نام: مرتضی عسکری دستجردی   ارسال در پنجشنبه 24 مرداد 1392 - 20:10

سلام خوب بود حض بردم


نام: امیر ولا   ارسال در پنجشنبه 24 مرداد 1392 - 23:03

سلام دوست بزرگوار.دردناک بودولی عبرت انگیز.ممنون از نوشتنتان


نام: علی کاربر عضو  ارسال در جمعه 25 مرداد 1392 - 13:15

نمایش مشخصات علی پس چی شد مدتی است نه داستان جدیدی نه چیزی


نام: محمد کاشانی کاربر عضو  ارسال در جمعه 25 مرداد 1392 - 00:31

سلام اقای اکبری عزیز
توسط چند تن از بچه های سایت مثل اقای رضایی تصمیم گرفتیم جلسات نقد و طرح ایده برگزار کنیم تا هم همدیگرو از نزدیک ببینیم هم ایده هامون بیشترشه و هم کارامون بهترشه شماهم دعوتید برای اعلام امادگی یا حتی پیشنهاد یاهر هماهنگی دیگه با شماره موبایل اقای رضایی تماس بگیرید09125002039منتظر زنگتون هستیم


نام: نیلوفر روشن کاربر عضو  ارسال در جمعه 25 مرداد 1392 - 01:57

نمایش مشخصات نیلوفر روشن سلام جناب اکبری .شخصیت های داستانتون خیلی ادم های مشکل داری بودند:-s :-s :-s
ناراحت کننده بود:(



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.