این چکاره ی

وقتی وارد مجلس شد ،همه دست به سینه مقابلش ایستادند .از بغل دستی پرسیدم مگه این چکاره ی؟گفت :نمی شناسی .روزنامه ها درباره اش خیلی نوشته اند ،چیزی یادم نمی یاد .ای بابا این یکی از وارد کنندگان است که لقب......
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 3.1 از 5 (مجموع 10 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0


این داستان را خواندند (اعضا)

مریم مقدسی (17/3/1392),سنامحمودی (17/3/1392),نیلوفر روشن (18/3/1392),علیرضا فرهی (18/3/1392),فاطمه فياضي نژاد (18/3/1392),محسن نيرومند (24/3/1392),سمانه (3/4/1392),بی بی فردوس سید آسیابان (3/4/1392),نازنین کریمی (3/4/1392),نیلوفر روشن (3/4/1392),مهدی کیانی (4/4/1392),مختار محمدیان (4/4/1392),بهار زرافشان (10/4/1392),سیده ساجده شهریاری (4/9/1392),ابوالحسن اکبری (29/1/1393),وحید نورالهی (16/7/1393),ابوالحسن اکبری (4/7/1394),

نقطه نظرات

نام: نیلوفر روشن کاربر عضو  ارسال در جمعه 17 خرداد 1392 - 04:16

نمایش مشخصات نیلوفر روشن :D @};-


@نیلوفر روشن توسط ابوالحسن اکبری   ارسال در شنبه 18 خرداد 1392 - 15:21

سلام سرکارخانم روشن ممنونم ازلطف شما.


نام: محسن نيرومند کاربر عضو  ارسال در جمعه 24 خرداد 1392 - 17:43

نمایش مشخصات محسن نيرومند سلام بازم متوجه نشدم داستان شما رو!!!



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.