شش تا داستانک

طلوع !
راوی صحنه ها را که دید اشک هایش جاری شد و بر زمین نشست .از دور نیزه ها را دید که می درخشند. آهی کشید و گفت : خورشیدی که بر نیزه طلوع کند هرگز غروب نخواهد کرد.


نصیحت !
پدر رو کرد به پسر و گفت : پسرم ! باید سرت به سنگ بخورد تا از این راه برگردی.
پسر خندید و گفت : پدرجان ! این نصیحت را به آنها بگو که چهل سال است سرشان به سنگ می خورد اما از راهی که می روند برنمی گردند.


خاطره ی بد !
بحث سیب و انگور که بالا گرفت. انگور فریاد زد تو آدم را به این روز انداختی !
سیب عصبانی شد و گفت : اگر تو نبودی این همه مستی در جامعه نبود. انگور خندید و گفت : من می خواهم آن خاطره ی بد را از ذهن آدم ها پاک کنم .


احترام !
میش ها به چوپان اعتراض کردند که چرا به بزها احترام بیشتری می گذارید. مگر آنها چه فرقی با ما دارند. چوپان خندید و گفت : آنها چیزی دارند که شماها ندارید.


مترسک !
مرد با چوب دستی بر فرق مترسک زد و گفت : نکند باکلاغ ها همدست شده ای ! آنها همه ی شالیزار را خوردند. مترسک آهی کشید و گفت : وظیفه ی من ترساندن است اما هر کاری می کنم بی فایده است. مرد تاملی کرد و گفت : اگر با ترساندن کارها درست می شد که این همه اختلاس گر در جامعه نبود.

شناسایی !
شیر رو کرد به مشاورانش و گفت : من به خاطر کهولت سن تصمیم دارم از قدرت کناره گیری کنم. روباه برخاست و گفت : جناب سلطان اگر این کار را بکنید نان همه ی ما آجر خواهد شد. گرگ گفت : قربان ! روباه راست می گوید ما از گرسنگی خواهیم مرد.
. شیر غرید و گفت : شما پدر سوخته ها تا کی می خواهید بخورید و بخوابید. الاغ وقتی که این حرف ها را شنید آهسته به خرگوش گفت : شیر واقعن می خواهد از سلطنت کناره گیری کند. خرگوش خندید و گفت : نه جناب الاغ ! شیر می خواهد دشمنانش را شناسایی کند.











شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 3.7 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

3

بهروزعامری ,نرجس علیرضایی سروستانی ,طراوت چراغی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

ابوالحسن اکبری (17/6/1398),بهروزعامری (18/6/1398),حمید جعفری (مسافر شب) (19/6/1398),امین هلاکویی (20/6/1398),طراوت چراغی (22/6/1398),نرجس علیرضایی سروستانی (23/6/1398),سعید فلاحی (زانا کوردستانی) (23/6/1398),طراوت چراغی (26/6/1398),بهروزعامری (26/6/1398),

نقطه نظرات

نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 19 شهريور 1398 - 17:36

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) @};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.