شش داستانک


شاد
استاد روی تخته سیاه نوشت ؛ اگر مردم شاد باشند چه پیامدهایی به دنبال دارد.حسن بلند شد و گفت : شاد بودن باعث نشاط جامعه می شود و مردمی که شاد باشند کمتر دچار بیماری های روحی و روانی می شوند و شادی اوقات فراغت بیشتری را برای مردم فراهم می کند و این وقت بیشتر باعث می شود که به مسافرت بروند ؛ مطالعه کنند ؛ روزنامه بخوانند و بر اداره و سازمان ها نظارت داشته باشند و اگر اتفاقی در سازمان یا اداره ای رخ داد در مقابل آن عکس العمل نشان دهند و این باعث پیشرفته جامعه ای می شود که شادند؛ اما محمود برخاست و گفت : ببخشید استاد ! شادی پیامدهای منفی هم به دنبال دارد.یک - باعث بی بند و باری و فساد اخلاقی در جامعه می شود.دو - نان خیلی ها را آجر می کند.استاد خندید و گفت : بله ! نان آنهایی که نمی خواهند مردم شاد باشند.
رژیم
دکتر رو کرد به مرد و گفت : برای این که لاغر بشوید باید رژیم بگیرید.مرد گفت : آقای دکتر برایم دردسر ایجاد نکنید ؛ من توان این کار را ندارم.دکتر گفت : یعنی شما نمی توانید روزی چند لقمه کمتر بخورید. مرد گفت : این کار را می توانم اما شما چیز دیگری را گفتید.

مترسک
معلم گوشه ی تخته سیاه نوشت.کلاغ -خط فاصله مترسک .بعد از دانش آموزان خواست تا جمله ای بسازند که در آن این دو کلمه باشد.امین بلند شد و گفت : اجازه ! کلاغ از مترسک می ترسد.معلم لبخندی زد و گفت : چرا ؟ امین گفت : به خاطر این که مترسک شبیه انسان است.

بازنشستگی
پسر رو کرد به پدر و گفت : کارمندانی که در یک اداره کار می کنند بعد از چند سال بازنشسته می شوند. پدر گفت : سی سال ! پسر گفت : چرا بعضی ها ؛ چهل سال است که خدمت می کنند اما بازنشسته نمی شوند؟ پدر خندید و گفت : آنها بازنشستگی ندارند !
شب
هوا کم کم روشن شده بود که پسرم بلند شد و فریاد زد : پدر ! پدر ! برخیز که شب تمام شده است.من غلتی در رختخواب زدم و گفتم : بخواب پسرم ! شب با آمدن روز تمام نمی شود.
ابرها
زمستان در سراشیبی افتاده بود و خبری از ابرها نبود؛ سرو ؛ آه می کشید؛ کلاغ قارقار می کرد؛ باغبان ؛ نگاهی به آسمان انداخت و گفت : امسال همه ی درخت ها می میرند.
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 3.7 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

6

"صابرخوشبین صفت" ,همایون طراح ,سبحان بامداد ,رضا فرازمند ,نرجس علیرضایی سروستانی ,پروین بهادری ,


این داستان را خواندند (اعضا)

"صابرخوشبین صفت" (7/12/1396),رضا فرازمند (7/12/1396),حسین شعیبی (7/12/1396),حمید جعفری (مسافر شب) (8/12/1396),نرجس علیرضایی سروستانی (8/12/1396),همایون طراح (9/12/1396),رضاقلیخانی (11/12/1396),سیدجوادحسینی (14/12/1396),پروین بهادری (17/12/1396),سبحان بامداد (19/12/1396),داوود فرخ زاديان (20/12/1396),مجتبی صمدیار (16/1/1397),

نقطه نظرات

نام: "صابرخوشبین صفت" کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 7 اسفند 1396 - 13:06

نمایش مشخصات "صابرخوشبین صفت" سلام و درودها
به استاد اکبری عزیز
ابرها ، شب ، بازنشستگی ، مترسک ،رژیم و شاد ....
داستانکهایی زیبا و بااحساس
درودها@};- @};-


@"صابرخوشبین صفت" توسط ابوالحسن اکبری Members  ارسال در یکشنبه 13 اسفند 1396 - 06:01

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام و عرض ادب خدمت جناب استاد خوشبین صفت.ممنون و سپاسگزارم از لطف شما بزرگوار.@};- @};-


نام: رضا   ارسال در دوشنبه 7 اسفند 1396 - 18:04

سلام
دوست ادیب
زیبا بود@};- @};-


@رضا توسط ابوالحسن اکبری Members  ارسال در یکشنبه 13 اسفند 1396 - 06:02

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام و عرض ادب .خیلی ممنون و سپاسگزارم از لطف شما بزرگوار.@};- @};-


نام: رضاقلیخانی کاربر عضو  ارسال در جمعه 11 اسفند 1396 - 17:21

سلام
من همین الان عضو سایت شدم و پست شما واقعا زیبا بود و کلی لذت بردم ;) :)


@رضاقلیخانی توسط ابوالحسن اکبری Members  ارسال در یکشنبه 13 اسفند 1396 - 06:04

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام و عرض ادب خدمت جناب قلیخانی.خیلی ممنون و سپاسگزارم از لطف شما بزرگوار.@};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.