شش داستانک


ایران
خبرنگار بعد از آنکه از زن و مرد جوانی پرسید ایران را دوست دارید ؟ آنها پاسخ دادند آری ! رفت سراغ پیرمرد و پیرزنی که منتظر اتوبوس بودند؛ پرسید ببخشید پدر ! شما ایران را دوست دارید؟ پیرمرد نگا هی به زنش انداخت و گفت : خیلی زیاد! خیلی زیاد! خبرنگار پرسید چرا ؟ پیرمرد لبخندی زد و گفت : ایران همسر من است ! می شود او را دوست نداشته باشم.

فرشته ی من
رو کردم به خدا و گفتم : اگر فرشته ای بیمار شود چه می کنید؟ خداوند فرمود : فرشته ها که بیمار نمی شوند ! گفتم : چرا فرشته ی من مدتهاست که بیمار است ؟ خداوند فرمود : فرشته های زمینی برای پرواز مقدمه ای لازم دارند ! گفتم : چرا بعضی ها این مقدمه را ندارند ؟ خداوند فرمود: این به ما مربوط است که چه کسی این مقدمه را می خواهد و چه کسی آن را نمی خواهد.گفتم : نمی شود رازش را گفت ؟ خداوند فرمود : شما این راز را نمی دانید چه به روز دنیا آورده اید ؛ اگر بدانید چه می کنید !
سلفی
دوستی داشتم که همیشه از کله ی خودش بدش می آمد.یک روز که در فواید آن مطالبی گفتم؛ تحت تاثیر حرف هایم قرار گرفت به طوری که هر روز با خودش سلفی می گیرد.شما هم اگر عکسی از خود یا دوستانت دارید به آدرس زیر ارسال نماید؛ تا در مسابقه ی طاس ها شرکت داده شوند.

خواب هایم
دکترها می گفتند: افسردگی شدید دارید ؛ باید این قرص ها را بخورید ؛ اما من حاضر نمی شدم و می گفتم : اگر او برگردد همه چی درست می شود.مادرم با گریه می گفت : چه کسی پسرم ! من می گفتم : کسی که در خواب هایم راه می رود.

مکر شیطان
مرد رو کرد به زن و گفت : خداوند زن ها را خیلی خوب آفرید ؛ اما اگر این کار را نمی کرد بهتر بود.زن گفت : کدام کار ؟
مرد گفت : مکر شیطان را در مغزشان قرار نمی داد .زن خندید و گفت : برای مقابله با مردها ؛ خدا این کار را کرد.

بیداری
هر روز با چراغ صبح بیدار می شویم.
استاد می گفت : این بیداری تاثیری در زندگی ما ندارد.یکی از دانشجویان بلند شد و گفت : ببخشید استاد ! یعنی ما تا لنگی از ظهر بخوابیم.استاد لبخندی زد و گفت : وقتی که بیدار شدنت از رختخواب باشد ؛ آری !
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

7

همایون طراح ,الف . محمدی ,نرجس علیرضایی سروستانی ,ترنم سرخسی ,"صابرخوشبین صفت" ,عبدالله عمیدی ,محمد علی ناصرالملکی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

ابوالحسن اکبری (14/6/1396),ابوالحسن اکبری (14/6/1396),همایون طراح (15/6/1396),الف . محمدی (17/6/1396),نرجس علیرضایی سروستانی (17/6/1396),ترنم سرخسی (17/6/1396),"صابرخوشبین صفت" (18/6/1396),بهناز باران خواه (20/6/1396),ن.م (20/6/1396),عبدالله عمیدی (21/6/1396),نیما موذن (22/6/1396),

نقطه نظرات

نام: نرجس علیرضایی سروستانی کاربر عضو  ارسال در شنبه 18 شهريور 1396 - 17:17

نمایش مشخصات نرجس علیرضایی سروستانی هر روز با چراغ صبح بیدار می شویم

سلام و عرض ارادت
استاد اکبری بزرگوار :)

هر شش تا عالی بودن و خوندنی
داستانک بیداری رو دوست داشتم
داستانک مکر شیطان هم خیلی خوب بود .. حاضر جوابیش عالی بود :D :D داستانک سلفی هم بامزه بود :D :)

@};- @};- @};- @};-

دم قلمتون همیشه گرم گرم


@نرجس علیرضایی سروستانی توسط ابوالحسن اکبری Members  ارسال در یکشنبه 19 شهريور 1396 - 06:39

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام و عرض ادب خدمت سرکارخانم سروستانی . خیلی ممنون و سپاسگزارم از لطف شما بزرگوار.@};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: عبدالله عمیدی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 21 شهريور 1396 - 22:52

نمایش مشخصات عبدالله عمیدی سلام و عرض ادب
زیبا و آموزنده است
درود بر شما
@};- @};- @};- @};-


@عبدالله عمیدی توسط ابوالحسن اکبری Members  ارسال در شنبه 25 شهريور 1396 - 21:50

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام و عرض ادب خدمت جناب استاد عمیدی . ممنون و سپاسگزارم .@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: محمد علی ناصرالمُلکی   ارسال در جمعه 24 شهريور 1396 - 23:18

سلام ،
داستانک هایتان همیشه شیرین و جالبن ؛
موفق باشین@};- @};- @};-


@محمد علی ناصرالمُلکی توسط ابوالحسن اکبری Members  ارسال در شنبه 25 شهريور 1396 - 21:52

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام و عرض ادب خدمت جناب استاد ناصرالملکی . خیلی ممنون و سپاسگزارم از لطف شما بزرگوار.@};- @};- @};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.