آی پرستوها

به عکس های روی دیوارخیره شد واشک ازچشم هایش باریدن گرفت و زیر لب زمزمه کنان گفت:
تصویرهای سرخ تان !
به روی دیوارها
های های چشم ها را بلندمی کند
آی پرستوها !
چقدرپیراهن کربلا
به تن تان می آید.

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 1.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

عباس پیرمرادی ,فرزانه رازي ,مریم مقدسی ,آرمیتا مولوی ,زهرابادره ,آرش شهنواز ,


این داستان را خواندند (اعضا)

عباس پیرمرادی (7/10/1393),فرزانه رازي (7/10/1393),مریم مقدسی (7/10/1393),آرمیتا مولوی (8/10/1393),زهرابادره (8/10/1393),حسین خسروجردی خسرو (8/10/1393),آرش شهنواز (9/10/1393),شیدا محجوب (12/10/1393),آزاده اسلامی (17/11/1393),ابوالحسن اکبری (22/9/1394),

نقطه نظرات

نام: آرش شهنواز   ارسال در دوشنبه 8 دي 1393 - 00:27

بسیار عالی بوذ اقای اکبری. ترکیبی از داستانک و شعرهای خوب شما. @};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.