یک دور چرخش به دور دنیا(برداشت آزاد)

باسلام
ابلهی کوله پشتی به دوش از جایی میگذشت
عاقلی اورا دید وپرسید رفیق کجا با این عجله؟؟.آبله
گفت می روم تا به آخر دنیا برسم.عاقل او
را گفت آخر دنیاهم اینجاست .آبله قبول نکرد
و به راه خود ادامه داد .سالیان دراز طول کشید تامرد ابله دوباره به مرد عاقل رسید وبا تعجب پرسید رفیق خودتهستی.مرد‌عاقل گفت بله خودم هستم .چطور؟؟؟؟؟ .مرد ابله گفت ای وای برمن.من که دوباره برگشتم سر جای اول .یعنی آخر دنیا همین جاست؟؟؟؟؟؟
مرد عاقل گفت بله همین جاست .مرد آبله از
مرد عاقل پرسید تو چطور فهمیدی که آخر دنیا اینجاست.مردعاقل گفت این یک‌چیز بدیهی است چون دنیا گرد است یک دور که بچرخی برمی گردی سر جای اول.

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

4

زهرابادره (آنا) ,بهروزعامری , ک جعفری ,نرجس علیرضایی سروستانی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

رضا فرازمند (12/10/1399),هلیا محمدی (12/10/1399),زهرابادره (آنا) (19/10/1399), ک جعفری (21/10/1399),حمید جعفری (21/10/1399),بهروزعامری (29/10/1399),نرجس علیرضایی سروستانی (26/11/1399),

نقطه نظرات

نام: زهرابادره (آنا) کاربر عضو  ارسال در جمعه 19 دي 1399 - 12:06

نمایش مشخصات زهرابادره (آنا) درودها آقای فراز مند عزیز
داستانی فلسفی زیبایی خواندم
قلم تان مانا @};- @};-


نام: بهروزعامری کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 28 دي 1399 - 02:41

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام و درودها
جناب فرازمند خوشحالم از دیدنتون
@};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.