هذیان شیشه/ شانه به شانه /

سلام

قسمت اول

مرد خوش تیپ در کنار اتاق روی تخت به خواب عمیقی فرو رفته بود وخُرناسه می

کشید.کم کم بدن وپاهایش گز گز و مور مور شدو چند لحظه ای بعدسایه ای

کوچک به اندازه یک مداد سوسمار از انتهای شست دو پایش خارج شد.ولی هنوز

به انگشت شست هایش متصل بود.کم کم آن دوشبح سیاه بزرگ وبزرگتر شدند تا

طول آنها به حدود یک متر رسید واز نوک انگشت پاهایش جدا شدند وبه پایین تخت

پریدند.

لحظه ای بعد این دوشبح مانند دو توده ابر در هم ادغام شدند وبزرگ وبزرگتر شدند

و تا زیر سقف اتاق قد کشیدند.جسم مرد که روی تخت خوابیده بود دچار سر

گیجه ی شدیدی شد وسایه که تا زیر سقف قد کشیده بود مانند مته شروع کرد

به چرخیدن و از طبقه اول تا هشتم را سوراخ کرد وآن سایه سر وگردنش به بالای

پشت بام رسید .واز انجا دوباره قد کشید وسر ش با موهای مشکی وبلند به

سقف آسمان نیلگون رسید .برای لحظه ای موهای بلندش با ابر سفید وپشته ای

آسمان به هم پیچ خوردند ودر هم ادغام شدند .دراین هنگام پاهای این سایه بلند

که قبلا به زمین چسبیده بود کم کم از زمین جدا شدند.و وقتی به یک متری از

سطح زمین رسیدندفرزندان آن مرد نیما پسر 14 ساله ونوشا دختر 12 ساله به

سرعت وارد اتا ق شدند وبا فریاد وشیون فراوان به طرف پاهای آویزان آن شبح

رفتند دختر از مچ پای چپ شبح آویزان شد و پسر از پاچه راست شلوار شبح

آویزان شد وبا تلاش تمام خواستند او را پایین بکشند .ناگهان پاچه شلوار ونیمه ی

راست شلوار که در دست پسر بود همراه با لباس زیر جدا شدو آن شبح نیمه

عریان شد وپسر با باسن محکم به زمین خورد.ولی دختر هنوز به مچ پای شبح

آویزان بود وفریاد می زد کمک -کمک.....ادامه درقسمت بعد

زمین خورد ولی دختر هنوز از مچ پای چپ آویزان بود


شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 3.8 از 5 (مجموع 4 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

محمد حشمتی فر ,علی غفاری دوست (مارتین) ,کیمیا مرادی ,شیدا محجوب ,سارا باقری ,آرمیتا مولوی ,فرزانه رازي ,رضا فرازمند ,ف. سکوت ,فرزانه بارانی ,نعیمه میرزاعلی ,احمد دولت آبادی ,حسین شعیبی ,شهره کبودوندپور ,حسین روحانی ,زهرابادره ,آزاده اسلامی ,محمد علی ناصرالملکی ,الف.اندیشه ,ابوالحسن اکبری ,م.ماندگار ,


این داستان را خواندند (اعضا)

آرش پرتو (28/3/1394),فرزانه رازي (28/3/1394),شهره کبودوندپور (28/3/1394),م.ماندگار (28/3/1394),سارینا معالی (28/3/1394),شیدا محجوب (28/3/1394),آرمیتا مولوی (28/3/1394),آرش پرتو (28/3/1394),احمد دولت آبادی (28/3/1394),مریم مقدسی (28/3/1394),کیمیا مرادی (28/3/1394),الف.اندیشه (29/3/1394),م.فرياد (29/3/1394),حسین خسروجردی خسرو (29/3/1394),شهره کبودوندپور (29/3/1394),محمود لچی نانی (29/3/1394),عبدالله عمیدی (29/3/1394),منصور دیبا (29/3/1394),حسین شعیبی (29/3/1394),علی غفاری دوست (مارتین) (29/3/1394),آزاده اسلامی (29/3/1394),فرزانه بارانی (29/3/1394),ابوالحسن اکبری (29/3/1394),فرزاد خدنگ (29/3/1394),سارا باقری (29/3/1394),حسین روحانی (29/3/1394),محمد علی ناصرالملکی (29/3/1394),امید محترم (29/3/1394),زهرابادره (29/3/1394),علی غفاری دوست (مارتین) (29/3/1394),میثم کوهزینی (29/3/1394),محمد علی ناصرالملکی (29/3/1394),باران (29/3/1394),محمد اکبری هشترودی (30/3/1394),شهره کبودوندپور (30/3/1394),نعیمه میرزاعلی (30/3/1394),محمد حشمتی فر (30/3/1394),اذرمهرصداقت (31/3/1394),شیدا محجوب (3/4/1394),رضا فرازمند (12/6/1394),سارینا معالی (16/6/1394),رضا فرازمند (8/11/1395),

نقطه نظرات

نام: فرزانه رازي کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 28 خرداد 1394 - 18:09

نمایش مشخصات فرزانه رازي درود.خوبین؟
عاقا طاعات قبول درگاه حق ایششالا...
خدا بخیر کنه...بخونیم ببینیم بقیه ش چی میشه!
اما عاقا یه چیزی...میگم،میخواین این اینتر ها رو توی خطوط داستان اعمال نفرمایید؟؟؟باور بفرمایید خوندن سخت میشه!:D :D
پیشنهاد بود عاقا...هر جور خودتون دوس دارین!:D
عاقا دلتون کلا به نشاط.
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@فرزانه رازي توسط رضا فرازمند   ارسال در پنجشنبه 28 خرداد 1394 - 22:34

سلام

قدمتان گلبارن

هر از گاه یکبار این کار تایپ کردن من هم با مشکل مواجه می شود

ببخشید ایشالا میشالا تکرار نشده @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@فرزانه رازي توسط رضا فرازمند Members  ارسال در جمعه 29 خرداد 1394 - 09:47

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام


از حضور گرمتان بسیار متشکرم

از بابت تایپ بد متن معذرت می خواهم

ایشالا جبران وتکرار نشود

@};- @};- @};- @};- @};-


نام: م.ماندگار کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 28 خرداد 1394 - 18:22

نمایش مشخصات م.ماندگار سلام جناب فرازمند عزیز
منتظر ادامه داستان هستم
خسته نباشید@};- @};- @};-


@م.ماندگار توسط رضا فرازمند   ارسال در پنجشنبه 28 خرداد 1394 - 22:36

سلام

قدمتان گلباران

از ویرایش بد این داستان معذرت می خواهم@};- @};- @};- @};-


@م.ماندگار توسط رضا فرازمند Members  ارسال در جمعه 29 خرداد 1394 - 09:48

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

خوش آمدید

از حضورتان ممنونم وسپاسگزارم @};- @};- @};- @};-


نام: الف.اندیشه کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 28 خرداد 1394 - 00:48

نمایش مشخصات الف.اندیشه سلام جناب فرازمند

از جذابیت ابتدای داستان معلومه که قسمتهای بعدی هیجان انگیز و جالبن.

خسته نباشید.@};- @};- @};-


@الف.اندیشه توسط رضا فرازمند   ارسال در جمعه 29 خرداد 1394 - 09:41

سلام


از حضور گرمتان بسیار متشکرم

قدمتان گلباران وعیش تان بر قرار@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@الف.اندیشه توسط رضا فرازمند Members  ارسال در جمعه 29 خرداد 1394 - 09:49

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

خوش آمدید

قدمتان گلباران@};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: عبدالله عمیدی کاربر عضو  ارسال در جمعه 29 خرداد 1394 - 09:40

نمایش مشخصات عبدالله عمیدی سلام بر جناب فرازمند عزیز و بزرگوار
شروع جذاب و درگیرکننده ای دارد حتما ادامه اش نیز خواندنی و لذتبخش خواهد بود.
با امید قبولی طاعات و سلامتی و شادابی شما منتظر می مانیم.
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@عبدالله عمیدی توسط رضا فرازمند Members  ارسال در جمعه 29 خرداد 1394 - 09:51

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

از حضور گرمتان متشکرم

قدمتان گلباران

از بابت تایپ بد متن معذرت می خواهم

طاعات مورد قبول@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: حسین شعیبی کاربر عضو  ارسال در جمعه 29 خرداد 1394 - 10:43

نمایش مشخصات حسین شعیبی سلام آقای فرازمند عزیز
یاد سریال لاست افتادم (دود سیاه)
تعلیق خوبی داره، منتظر قسمت بعدیش هستم
@};- @};- @};- @};-


@حسین شعیبی توسط رضا فرازمند Members  ارسال در جمعه 29 خرداد 1394 - 19:08

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

قدمتان گلباران

متشکرم@};- @};- @};- @};-


نام: علی غفاری دوست (مارتین) کاربر عضو  ارسال در جمعه 29 خرداد 1394 - 12:03

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) درود بر جناب فرازمند

بسیار زیبا بود . در ابتدا گمان کردم می خواهید مرگ کوتاه و خواب را به تصویر بکشید . بعد گمان کردم مرد مرده است ! بعد احساس کردم خودش را حلق آویز کرده بوده !!

منتظر ادامه می مانم !


@علی غفاری دوست (مارتین) توسط رضا فرازمند Members  ارسال در سه شنبه 2 تير 1394 - 22:48

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

از حضور گرمتان بسیا رمتشکرم@};- @};- @};-


نام: ابوالحسن اکبری کاربر عضو  ارسال در جمعه 29 خرداد 1394 - 12:12

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام .درودجناب فرازمند .منتظرقسمت هاب بعدی هستم .@};- @};- @};- @};- @};-


@ابوالحسن اکبری توسط رضا فرازمند Members  ارسال در سه شنبه 2 تير 1394 - 22:50

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام
خوش آمدید

قدمتان گلباران@};- @};- @};- @};-


نام: سارا باقری کاربر عضو  ارسال در جمعه 29 خرداد 1394 - 13:24

سلام حتما ادامه ی داستان را خواهم خواند.


نام: حسین روحانی کاربر عضو  ارسال در جمعه 29 خرداد 1394 - 14:05

نمایش مشخصات حسین روحانی سلام جناب فرازمند@};-
مثل بقیه دوستان منتظریم ببینیم چی میشه@};-
دست شما درد نکنه


نام: محمد علی ناصرالملکی   ارسال در جمعه 29 خرداد 1394 - 14:13

سلام ، منتظر می شوم @};- @};- @};- :x


نام: احمد دولت آبادی کاربر عضو  ارسال در جمعه 29 خرداد 1394 - 14:57

نمایش مشخصات احمد دولت آبادی درود بی صبرانه منتظر ادامه اش هستم.


نام: سارینا معالی کاربر عضو  ارسال در جمعه 29 خرداد 1394 - 15:13

نمایش مشخصات سارینا معالی سلام بر شما...

@};- @};- @};- @};-
شرع جذابی بود...

تا پایان...
موفق باشید


نام: زهرابادره کاربر عضو  ارسال در جمعه 29 خرداد 1394 - 16:35

نمایش مشخصات زهرابادره سلام آقای فراز مند عزیز
با آرزوي قبولي طاعات و عبادات
داستان در ابهام زیبایی پيش مي رود منتظر ادامه داستان مي مانم
برايتان موفقيت آرزومندم @};- @};- @};-


@زهرابادره توسط رضا فرازمند Members  ارسال در سه شنبه 2 تير 1394 - 22:53

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

خوش آمدید

از حضورتان متشکرم@};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: آرمیتا مولوی کاربر عضو  ارسال در جمعه 29 خرداد 1394 - 16:56

نمایش مشخصات آرمیتا مولوی سلام استاد
من که بسیار دوست داشتم
لطفا ادامه اش را زود زود بگذارید @};- @};- @};-


@آرمیتا مولوی توسط رضا فرازمند Members  ارسال در جمعه 29 خرداد 1394 - 19:08

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

از حضورتان متشکرم

از تایپ بد متن معذرت می خواهم@};- @};- @};- @};- @};-


نام: زهرا ف کاربر عضو  ارسال در جمعه 29 خرداد 1394 - 19:57

باسلام

داستان شمارا خواندم بسیار زیبا بود@};- @};- @};-


@زهرا ف توسط رضا فرازمند Members  ارسال در سه شنبه 2 تير 1394 - 22:54

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام
خوش امدید

دلتان شاد@};- @};- @};- @};-


نام: میثم کوهزینی کاربر عضو  ارسال در جمعه 29 خرداد 1394 - 20:03

نمایش مشخصات میثم کوهزینی سلام علیک واقعا زیبا بود استاد


@میثم کوهزینی توسط رضا فرازمند Members  ارسال در جمعه 29 خرداد 1394 - 22:20

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

قدمتان گلباران

خوش امدید ولطف فرمودید


نام: میثم کوهزینی کاربر عضو  ارسال در شنبه 30 خرداد 1394 - 09:47

نمایش مشخصات میثم کوهزینی سلام استاد واقعا که زیباست دست پنجت درد نکن زمان افطار ا هم دعا کنبا تشکر


نام: اکرم کامرانی کاربر عضو  ارسال در شنبه 30 خرداد 1394 - 17:03

سلام

دوست گرامی وعزیز جناب فرازمند داستانتان را خواندم


عالی بود بستگی به قسمت بعد داره@};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: زهرا ف کاربر عضو  ارسال در شنبه 30 خرداد 1394 - 17:23

سلام

قشنگ بود

علی الخصوص وقتی دختر وپسر از پاهای آن سایه آویزان بودند وآن روح می خواست به هوا برود ولی انها اجازه نمی دادند@};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: محمد حشمتی فر کاربر عضو  ارسال در شنبه 30 خرداد 1394 - 17:50

نمایش مشخصات محمد حشمتی فر سلام
منتظرم تا ببینم چی میشه


@محمد حشمتی فر توسط رضا فرازمند Members  ارسال در سه شنبه 2 تير 1394 - 22:52

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام


قدمتان گلباران@};- @};- @};- @};-


نام: محمد اکبری هشترودی کاربر عضو  ارسال در شنبه 30 خرداد 1394 - 03:49

نمایش مشخصات محمد اکبری هشترودی منم ادامشو میخونم بعد نظر میدم
سلام



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.