جنگ بچه ها //عیدانه//

با سلام وتشکر
دخترک مثل هرروز چشم خود را گشود وبا دیددن برادر کوچک خود

فریاد زد باز چه گناهی مرتکب شده ای که دوباره بابا وما مان تورا

از پاها آویزان کرده اند .پسر ناراحت شد وگفت برو با این چشم های

وزغی - با این کله گنده ات که مثل کدوی تنبل می مونه .دختر گفت

من از تو خوشمل ترم .پسر گفت من از تو خوش تیپ ترم .دختر گفت

بابا دوتا مرا بیشتر از تو دوست داره .پسرگفت من دوبرابر تو ارثیه

می برم .دختر گفت آخرش با این حرفها بابامو دق مرگ می کنی

.من می خواهم در س بخوانم یک خانم دکتر آزمایشگاه بشم .پسر

گفت اّه اّه اّه اینجا را به گند کشیدی حالا می خواهی دکتر آزمایشگاه

هم بشی .خون وادرار و....چیز مردم را هم آزمایش کنی برو تو اصلا

لیاقت اینو نداری که خواهرم باشی .دختر گفت خوب جناب پرفسور تو

می خواهی چه کاره بشی؟پسر کمی فکر کردو گفت بله می خواهم

خلبان بشم .دختر زد پشت دست خودش و قاه قاه خندید وگفت

تو میخواهی خلبان بشی.؟ پسر گفت مگه چیه ؟دختر گفت خلبان

همیشه رو به آسمان نگاه می کنه .توبیچاره که همیشه سربزیر و

خجالتی هستی .تو بهتره چون به پایین نگاه میکنی چاه کن بشی

پسر که حسابی کم آورده بود یک لگد زد که بخورد تو سر خواهرش

دختره مثل برق وبلا جا خالی داد ولگد محکم خورد توشکم مادر

که آن اطراف بود .مادر ناراحت شد وداد زد چه خبره صبح اول

وقتی مثل سگ و گدا با هم می جنگید .اگه بابا بیاد می دونم ...

یک دفعه.خانم متوجه شد دست مهربانی شانه اش را لمس کرد وگفت

خانم پاشو -پاشو درست بخواب .مگه دیروز متخصص زنان نگفت

زن باردار نباید روی شکم بخوابه .پاشو درست بخواب دوقلوهامون

دارند اذیت میشن.

سال نو را پیشاپیش به همه ی دوستان عزیز تبریک می گویم

موفق -موید وسرافراز

رضا فرازمند
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

ف. سکوت ,آرمیتا مولوی ,شهره کبودوندپور ,آزاده اسلامی ,محمد حشمتی فر ,آرش پرتو ,امیر محمد رنجبر ,فاطمه مددی ,احمد دولت آبادی ,فرزانه رازي ,مریم مقدسی ,شیدا محجوب ,زهرابادره ,حسین روحانی ,الف.اندیشه ,


این داستان را خواندند (اعضا)

ف. سکوت (22/12/1393),ب-اسدی (22/12/1393),آرمیتا مولوی (22/12/1393),آرش پرتو (22/12/1393),شهره کبودوندپور (22/12/1393),امیر محمد رنجبر (22/12/1393),آزاده اسلامی (22/12/1393),رضا فرازمند (22/12/1393),عباس پیرمرادی (22/12/1393),همایون طراح (22/12/1393),شیدا محجوب (22/12/1393),محمد حشمتی فر (22/12/1393),حسین خسروجردی خسرو (22/12/1393),فاطمه مددی (22/12/1393),فاطمه رنجبر (22/12/1393),رضا فرازمند (22/12/1393),احمد دولت آبادی (22/12/1393),محمود لچی نانی (22/12/1393),فرزانه رازي (22/12/1393),رضا فرازمند (22/12/1393), زینب ارونی (22/12/1393),شهره کبودوندپور (23/12/1393),عباس پیرمرادی (23/12/1393),احمد دولت آبادی (23/12/1393),محمود لچی نانی (24/12/1393),امیر محمد رنجبر (24/12/1393),شهره کبودوندپور (25/12/1393),شهره کبودوندپور (25/12/1393),سارینا معالی (28/12/1393),شیدا محجوب (28/12/1393),زهرابادره (29/12/1393),حسین روحانی (1/3/1394),رضا فرازمند (5/3/1394),سارینا معالی (16/6/1394),رضا فرازمند (19/8/1394),الف.اندیشه (19/8/1394),آزاده اسلامی (20/8/1394),

نقطه نظرات

نام: شهره کبودوندپور کاربر عضو  ارسال در جمعه 22 اسفند 1393 - 09:56

سلام استاد
بسی غافلگیرمان کردی
پیشاپیش سال نوی شما هم پیروز باد:)


@شهره کبودوندپور توسط رضا فرازمند Members  ارسال در جمعه 22 اسفند 1393 - 21:20

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

خوش آمدید .قدمتان گلباران.در پناه حق@};- @};- @};- @};-


نام: امیر محمد رنجبر کاربر عضو  ارسال در جمعه 22 اسفند 1393 - 09:59

نمایش مشخصات امیر محمد رنجبر اقای فرازمند مثل همیشه عالی . سال نوتان پیشاپیش مبارک
در پناه حق....


@امیر محمد رنجبر توسط رضا فرازمند Members  ارسال در جمعه 22 اسفند 1393 - 12:24

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

زیبا وادیبانه

بهره بردم


@امیر محمد رنجبر توسط رضا فرازمند Members  ارسال در جمعه 22 اسفند 1393 - 21:22

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

از حضورتان بسیا رمتشکرم

داستان زیبای شما را خواندم .لذت وبهره بردم .دست مریزاد@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: محمد حشمتی فر کاربر عضو  ارسال در جمعه 22 اسفند 1393 - 13:14

نمایش مشخصات محمد حشمتی فر سلام
می خواستم بگم «چطور شده پسری که دست و پاش آویزونه کاراته کار میکنه» که دیدم خواب بوده!
معلومه بند ناف دور پاش پیچ خورده و باز هم لگدی زده.
قشنگ بود.
سال نوی شما هم پیشاپیش مبارک@};- @};- @};-


@محمد حشمتی فر توسط رضا فرازمند Members  ارسال در جمعه 22 اسفند 1393 - 21:24

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

از حضورتان متشکرم . قدمتان گلباران@};- @};- @};- @};- @};-


نام: آزاده اسلامی کاربر عضو  ارسال در جمعه 22 اسفند 1393 - 15:02

نمایش مشخصات آزاده اسلامی سلام و عرض ادب
از داستانتون خیلی خوشم اومد. زاویه دیدتون عالی بود
سپاس


@آزاده اسلامی توسط رضا فرازمند Members  ارسال در جمعه 22 اسفند 1393 - 21:15

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

از حضورتان بسیار متشکرم.لطف فرمودید@};- @};- @};-


نام: فاطمه مددی کاربر عضو  ارسال در جمعه 22 اسفند 1393 - 16:05

نمایش مشخصات فاطمه مددی سلام
داستان قشنگی بود
سال نوی شماهم پیشاپیش مبارک@};- @};- @};-


@فاطمه مددی توسط رضا فرازمند Members  ارسال در شنبه 23 اسفند 1393 - 23:33

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

از حضورتان متشکرم@};- @};- @};-


نام: فاطمه رنجبر کاربر عضو  ارسال در جمعه 22 اسفند 1393 - 16:37

نمایش مشخصات فاطمه رنجبر سلام استاد سال نو را منم پیشاپیش به شما تبریک می گویم.@};-


@فاطمه رنجبر توسط رضا فرازمند Members  ارسال در جمعه 22 اسفند 1393 - 17:18

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام
قدمتان گلباران .در پناه حق


نام: احمد دولت آبادی کاربر عضو  ارسال در جمعه 22 اسفند 1393 - 19:02

نمایش مشخصات احمد دولت آبادی درود.
داستانی زیباو ساده و روان.
جنگی کودکانه بر سر اصول و ارزش ومعیار ها
باب میل مان بود.سال نو هم پیشاپیش...
بدرود


@احمد دولت آبادی توسط رضا فرازمند Members  ارسال در جمعه 22 اسفند 1393 - 21:10

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

از حضور با ارزش شما بسیار متشکرم

سال نو شما مبارک@};- @};- @};-


نام: فرزانه رازي کاربر عضو  ارسال در جمعه 22 اسفند 1393 - 19:46

نمایش مشخصات فرزانه رازي عاقا باحال بوداااااااااااا...
چقد جالب بود...
سلام خوبین؟
عاقا عید مبارکی...
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@فرزانه رازي توسط رضا فرازمند Members  ارسال در جمعه 22 اسفند 1393 - 21:14

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

از حضور شما متشکرم

علی الخصوص این طرز کا منت نوشتن زیبا وخاص که من فوق العاده من دوست دارم واز آن لذت می برم@};- @};- @};- @};-


نام: مریم مقدسی کاربر عضو  ارسال در جمعه 22 اسفند 1393 - 20:14

داستان خوبی بود مخصوصا آخرش
موفق باشید.


@مریم مقدسی توسط رضا فرازمند Members  ارسال در جمعه 22 اسفند 1393 - 21:08

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

از حضورتان بسیار متشکرم

از احساس پاک شما متشکرم


نام: ب-اسدی کاربر عضو  ارسال در شنبه 23 اسفند 1393 - 20:22

نمایش مشخصات ب-اسدی سلام ، وسطای داستان متوجه موضوع شدم خیلی جذاب بود .
چند روز پیش یه مطلب خوندم که به نظرم یکی از جذاب ترین برهان های اثبات وجود خدا بود که براتون می نویسم.
گقتگوی دو جنین در شکم مادر
اولی: تو به زندگی بعد ار زایمان اعتقاد داری.
دومی: آره حتما" یه جایی هست که می تو نیم راه بریم ، شاید هم بتونیم با دهن چیزی بخوریم.
اولی: امکان نداره ما با جفت تغذیه می شیم، طنابش هم اونقد کوتاهه که بیرون نم رسه، اصلا" اگه دنیای دیکه هم هست چرا تا حالا کسی از اونجا نیومده بهمون نشون بده.
دومی شاید مادرمونم ببینیم.
اولی: مگه تو به مامانم اعتقاد داری، اگه هست پس چرا نمی بینیم.
دومی: به نظرم همه جا هست دور تا دورمونه.
اولی: من مامانو نمی بینم پس وجود نداره.
دومی: اگر ساکت باشی صداشو می شنوی و اگه خوب گوش کنی حضورشو حس می کنی.
حالا بی زحمت ربطشو خودتون پیدا کنین:) :
پیشاپیش عید مبارک.


@ب-اسدی توسط رضا فرازمند Members  ارسال در شنبه 23 اسفند 1393 - 23:37

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

من یک مطلب علمی میگم . با سونوگرافی در حین بارداری ثابت شده که در دوره بارداری جنین ها هم گریه می کنن وهم خنده .پس علم این اتفاقات را هم تایید میکنه@};- @};- @};- @};- @};- دست مریزاد@};- @};- @};- @};-


نام: محمود لچی نانی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 24 اسفند 1393 - 14:21

نمایش مشخصات محمود لچی نانی سلام بر شما

امرسون میگه : "تو نویسنده نیستی ، چون ، نمی نویسی ."

و ، رضا فرازمند ،
محمود لچی نانی میگه : "تو نویسنده هستی ، چون ، مینویسی ".آره


@محمود لچی نانی توسط رضا فرازمند Members  ارسال در یکشنبه 24 اسفند 1393 - 22:10

نمایش مشخصات رضا فرازمند \k bbvv d.h.hggv,hbbvyk.jhjgdevjjmkgg.hgghggrrcc.mkjbfxc.kjjgtwuo[]qb ,,kkjhhggvbnj''kgfg.,mnyyhn ysaxvi5ea56677-0t1= bhjkll;;;dx
برو حالشو ببر


@رضا فرازمند توسط محمود لچی نانی Members  ارسال در دوشنبه 25 اسفند 1393 - 07:51

نمایش مشخصات محمود لچی نانی اتفاقا، این از داستانت جالب تر بود،
این سبک و، ادامه بده، آره


@محمود لچی نانی توسط رضا فرازمند Members  ارسال در دوشنبه 25 اسفند 1393 - 16:51

نمایش مشخصات رضا فرازمند sfnmjjm
gkursn n,lpiofrnijyhnmmk/
mhff vfrds0-sv44g hrr69koll-.[ytbnbncvtggffzcvbhnjjiu9uybnp[];,l,huvtcsvtnudddgyhjifdddfjkklppkih33rghhjo.;/, dsc ,/]
\]\\
mkftxe3aaaaZzسلام

اینو مثل قبلی نمی تونی ترجمه کنی بده یکی برات
ترجمه کنه .پرفسور دالتی فیژور سانی مال


نام: سارینا معالی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 28 اسفند 1393 - 11:48

نمایش مشخصات سارینا معالی سلام.خیلی غافلگیری و جالب بود.:x


@سارینا معالی توسط رضا فرازمند Members  ارسال در پنجشنبه 28 اسفند 1393 - 19:12

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام
خوش آمدید

لطف فرمودید@};- @};- @};- @};- @};-


@سارینا معالی توسط رضا فرازمند Members  ارسال در جمعه 29 اسفند 1393 - 14:57

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

خوش آمدید

سال نو مبارک .انشا الله سالی پر بار در پیش رو داشته باشید@};- @};- @};-


نام: زهرابادره کاربر عضو  ارسال در جمعه 29 اسفند 1393 - 09:59

نمایش مشخصات زهرابادره سلام
خیلی جالب بود این گل ها تقدیم شما به خاطر این داستان زیبا
@};- @};- @};-
@};- @};-


@زهرابادره توسط رضا فرازمند Members  ارسال در جمعه 29 اسفند 1393 - 14:58

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

از حضورتان ممنونم

سال نو مبارک .@};- @};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.