مترسک

وقتی باغبان پیر، مرا به باغش دعوت کرد، تنها سایه ی من بود که بر نهالهای نورسته باغ جاری بود. کلاغها که شجاعتر شدند من شروع به تولید مثل کردم و باغبان به گمانش سایه ی فرزندان من، دشمن آفتاب است.!
سحرگاه است... از دور خود و تبرش را می بینم افسوس که هرگز نمی داند مشکل از حاصلخیزی خاک است!
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.3 از 5 (مجموع 24 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

31

محمد حشمتی فر ,م.فرياد ,آزاده اسلامی ,فرزانه بارانی ,حسین روحانی ,کیمیا مرادی ,شیدا محجوب ,فاطمه مددی ,امیر محمد رنجبر ,حمیدرضا محدثی ,رضا فرازمند ,آرمیتا مولوی ,افسانه پورکریم ,نرجس علیرضایی سروستانی ,علی غفاری دوست (مارتین) , ک جعفری ,احمد دولت آبادی ,ف. سکوت ,حسین شعیبی ,مریم مقدسی , ناصرباران دوست ,محمد اکبری هشترودی ,فرزانه رازي ,سارینا معالی ,زهرابادره ,علیرضا لطف دوست ,الف.اندیشه ,محمد علی ناصرالملکی ,شايسته دولتخواه ,ابوالحسن اکبری ,م.ماندگار ,


این داستان را خواندند (اعضا)

شهره کبودوندپور (9/3/1394),سارینا معالی (9/3/1394),آزاده اسلامی (9/3/1394),شهره کبودوندپور (9/3/1394),علیرضا لطف دوست (9/3/1394),آرش پرتو (10/3/1394),الف.اندیشه (10/3/1394),شهره کبودوندپور (10/3/1394),حسین روحانی (10/3/1394),ف. سکوت (10/3/1394),فرزانه بارانی (10/3/1394),زهرابادره (10/3/1394),شايسته دولتخواه (10/3/1394),سحر ذاکری (10/3/1394), ک جعفری (10/3/1394),فاطمه مددی (10/3/1394),الهه سلیمی (10/3/1394),شهره کبودوندپور (10/3/1394),عبدالله عمیدی (10/3/1394),همایون طراح (10/3/1394),افسانه پورکریم (10/3/1394),کیمیا مرادی (10/3/1394),محمد اکبری هشترودی (10/3/1394),فرهاد کوهکن (10/3/1394),احمد دولت آبادی (10/3/1394),فرزانه رازي (10/3/1394),ب-اسدی (10/3/1394),شیدا محجوب (10/3/1394),حسین روحانی (10/3/1394),م.ماندگار (10/3/1394),علی غفاری دوست (مارتین) (10/3/1394), زینب ارونی (10/3/1394),مینا موتمنی (10/3/1394),پیام رنجبران(اکنون) (10/3/1394),سید علی الحسینی (10/3/1394),مریم مقدسی (10/3/1394),حمیدرضا محدثی (10/3/1394),حسین شعیبی (10/3/1394), ناصرباران دوست (10/3/1394),امیر محمد رنجبر (10/3/1394),محمد حشمتی فر (10/3/1394),فاطمه مددی (10/3/1394),ابوالحسن اکبری (10/3/1394),محمدجواد پهلوانپور (10/3/1394),رضا فرازمند (10/3/1394),م.فرياد (11/3/1394), ناصرباران دوست (11/3/1394),محمود لچی نانی (11/3/1394),زهرابادره (11/3/1394),محمود لچی نانی (11/3/1394),اذرمهرصداقت (11/3/1394),عطیه امیری (11/3/1394),نیما کلوندی (11/3/1394),جلال صابری نژاد (11/3/1394),عاطفه حجابی دخت ایمن (11/3/1394),فرزاد خدنگ (11/3/1394),پریناز.ک (12/3/1394),بیژن کیا (12/3/1394),ب-اسدی (12/3/1394),الف.اندیشه (13/3/1394),آرمیتا مولوی (13/3/1394),یونس بیگی (14/3/1394),شیدا محجوب (15/3/1394),شهره کبودوندپور (16/3/1394),شهره کبودوندپور (16/3/1394),حسین روحانی (21/3/1394),سارینا معالی (29/3/1394),م.فرياد (30/3/1394),شهره کبودوندپور (1/4/1394),شهره کبودوندپور (7/4/1394),سارینا معالی (23/4/1394),اذرمهرصداقت (31/4/1394),پوریا سبحانلو (1/5/1394),حسین شعیبی (5/5/1394),نرجس علیرضایی سروستانی (9/12/1394),الف.اندیشه (9/12/1394),شهره کبودوندپور (9/12/1394),فاطمه مددی (9/12/1394),حمید جعفری (مسافر شب) (10/12/1394),

نقطه نظرات

نام: سارینا معالی کاربر عضو  ارسال در شنبه 9 خرداد 1394 - 19:06

نمایش مشخصات سارینا معالی سک سک...اول:) :) :) :) :)

خلاصه اولین بار اول شدم تو زنگیم:(

راستی دلم برای عکس نصفه تون تنگ شد=((

خلاصه که ادم بز بیاره این حاصلخیزی خاک هم میشه مششششکل
قشنگ بود و قشنگ تر از اون خود گل شمایید
فدایی داری(اینرو هم با لهجه بگین )


@سارینا معالی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 09:25

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر تو دختر مهربون و نازنین
منم دلم برای عکس خودت تنگ شده:* :*
ممنونم از اینکه این همه به من لطف داری ولی مطمئن باش این احساسات دوطرفه است ;)
از حضورت به عنوان اولین نفر بسیار مسرورم
دوستت دارم بیشتر از باران:x :x :x
موفق باشی@};- @};- @};-
راستی داستان کوتاه گذاشتم زیاد وقت تو و راضی تلف نشه ;)


نام: آزاده اسلامی کاربر عضو  ارسال در شنبه 9 خرداد 1394 - 19:47

نمایش مشخصات آزاده اسلامی سلام خواهر عزیز و اندیشمندم
اینبار کار متفاوت تری از قلم هنرمندت خواندم و نیز سنگین تر.
از کوزه همان برون تراود که در اوست. از اندیشه متعالی و زیبای شما، فقط زیبایی و تعالی می تراود.
اقرار می کنم کمی برایم سنگین بود که البته این بخاطر سواد اندک و بی بضاعتی من است. دو سه بار اثر زیبایت را خواندم و هر بار هم لذتی تازه بردم.
تقدیم شما با دوست داشتنی از صمیم قلب

@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

:x


@آزاده اسلامی توسط الف.اندیشه Members  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 07:37

نمایش مشخصات الف.اندیشه سلام خانم کبودوند
خسته نباشید.
بسیارعالی.
لذت بردم


@الف.اندیشه توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 09:30

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام اندیشه نازنین
ممنونم از وقتی که برام گذاشتی
با آرزوی بهروزی و پیروزی@};- @};- @};-


@آزاده اسلامی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 09:29

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر تو آزاده جان، یار قدیمی
شرمنده ام مکن بیش از این رفیق:"> :">
یادمه اولین داستانت رو که توی سایت خوندم اولین نفر بودم و برات پیغام گذاشتم که شما نویسنده قهاری هستید و داستانهاتون ارزش انتشار دارد بنابراین تعریف از منِ نوآموز مطمئنا شکسته نفسی است
سپاس و بسیار سپاس از اینکه همیشه در کنارم بودی و حمایت و تشویقم کردید
دوستدار تو:x :x :x @};- @};- @};- @};-


نام: حسین روحانی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 08:01

نمایش مشخصات حسین روحانی سلام
عجب متن سرد ،یاس ،آزار دهنده ،سیاه و یکدستی داشت.راستی خانوم این پنج تا صفتی که از داستانکتون گفتم حروف اولشو بهم بچسبونید که مهمترین ویژگیش همون بود.دم شما گرم@};-
قشنگ بود


@حسین روحانی توسط حسین روحانی Members  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 08:22

نمایش مشخصات حسین روحانی اینا تعریف بود .خودم دوباره خوندم فکر کردم یقین ایراد بود:D


@حسین روحانی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 09:33

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر شما رئیس بزرگوار و نویسنده و مترجم قهار

بله دقیقا اول همون حروف بهش می خورد
ممنونم از اینکه برایم می نویسید نظر ارزشمندتان را

از حضور افرادی چون شما در سایت بسیار خوشحالم و امیدوارم همیشه در کنار ما باشید و برایمان نقد و داستان بنویسید..
هرچی باشه کلید دست شماست;)
سرافراز باشید@};- @};- @};-


@حسین روحانی توسط فاطمه مددی Members  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 10:25

نمایش مشخصات فاطمه مددی چه طراحی جالب انگیزناکی!


@فاطمه مددی توسط حسین روحانی Members  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 11:05

نمایش مشخصات حسین روحانی مرسی@};- :D


نام: فرزانه بارانی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 08:36

نمایش مشخصات فرزانه بارانی سلام
بسیار زیبا
اما به گمانم اسم داستان ،تعلیق را از آن ربوده بود و خواننده با اسم داستان خیلی زود هنگام ،قبل از خوانش پی به همه چیز می برد!
اما بسیار خوب و عالی قلم زدید!


@فرزانه بارانی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 09:35

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام فرزانه عزیزم
داستانم را با باران وجودت باطراوت کردی
ممنونم که برایم نوشتی...در مورد اسم داستان حق با شماست به دیده منت:x :x :x
شاد و سلامت و باطراوت@};- @};- @};-


نام: یک دوست   ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 08:39

سلام
چقدر عالی بود
چقدر سهمگین


@یک دوست توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 09:36

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر شما دوست گرامی
از آشنایی با شما خوشوقتم
ممنونم از اینکه خواندید و نوشتید@};- @};- @};-


نام: شايسته دولتخواه   ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 09:06

@};- @};- @};-
بسيار عميق و زيبا


@شايسته دولتخواه توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 09:37

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام شایسته گرامی
حضور دوباره ات را جشن می گیرم
ممنونم از اینکه به یادم هستی و به من سر می زنی نازنین
تقدیم با عشق و ارادت @};- @};- @};-


نام: زهرابادره کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 09:23

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر خانم شهره عزیز و مهربانم
داستانی زیبا که در قالب اشاره بیان شده بود در این داستان مرادشما از مترسک چیست ؟
آیا درخت تناوری نیست که شما به عمد نام مترسک گذاشتید و اکنون باغبان می خواهد با قطع کردن آن به نهال های کوچک نور برساند ؟
نمی دانم اگر درک من اشتباه باشد لطفا بگویید
از طرفی این نوه كوچولوي من دست منو گرفته وبرای بازی کام‍پیوتری بیتابی می کند مجبورا بگویم فعلا تا بعد
با آرزوي موفقيت و شادابي و بهروزي
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@زهرابادره توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 09:42

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر شما دوست واقعی و عزیزم که همواره امواج قلب دریای اش به سویم روان بوده است..
خانم بادره عزیزم از تشبیه و تعبیرتان بسیار لذت بردم...گاهی خودیها مترسک می شوند چه درخت باشند چه مترسک متعلق به همین خاکند.
خاکی که دیگر قوتی ندارد
سپاس از این همه مهر و عطوفت :x :x :x :x :x @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: م.فرياد کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 09:36

نمایش مشخصات م.فرياد سلام بر تو مهربان@};-
بسيار زيبا و ژرف... مثل درياي انديشه ات@};- @};- @};-
به صليب كشيدند مرا و
بار تمام فصلها را
نهادند بر گُرده ام
چه بسيار
از باد و باران و تقدير
شلاق خورده ام!
چه كم زيسته ام!
چه بسيار مرده ام!...(م.فرياد)
@};- @};- @};-
فريادت رسا... سكوتت سهمگين@};-


@م.فرياد توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 09:46

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر برادر پر زفریادم

اگر اندیشه ای باشد بی شک آن را در دریای خروشان شعرهای شما یافته ام ...
ممنونم از حضور دریایی تان بر کویر نوشته هایم بزرگوار
قلم شعرتان تابناک و گوهرین
با آرزوی بهترینها @};- @};- @};- @};-


نام: فاطمه مددی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 10:24

نمایش مشخصات فاطمه مددی سلام بربانوی نویسنده،دوست داشتنی،مهربان،فعال...
چه داستان عمیق وزیرکانه ای;)
دستتون دردنکنه:x


@فاطمه مددی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 12:42

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام فاطمه عزیز و دوست نازنینم
اگر کسی مهربان و دوست داشتنی باشد بی شک شمایید که همیشه به یادم بوده و هستید
ممنونم بابت خوانش و حضور همیشه سبزت خواهر خوبم
فعالیت زیاد نشان دهنده دل پر هستش که اگه بیرون نریزه صاحبش منفجر می شه و همچنین علت دیگرش پیدا کردن شنونده ها و خواننده های خوبی چون شماست
همیشه شاد باشی @};- @};- @};-


نام: الهه سلیمی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 10:36

نمایش مشخصات الهه سلیمی خیلی قشنگ توصیف کردید
کلاغ ها که شجاع تر شدند عالی بود عالی


@الهه سلیمی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 12:43

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام الهه بانوی نازنین
ممنونم بابت همراه بودننتون و درج نظر خواهر مهربان
امیدوارم لیاقت دوستانی چون شما را داشته باشم@};- @};- @};- @};-


نام: ک جعفری کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 11:16

نمایش مشخصات ک جعفری درود بر شهره بانو، دوست عزیز ونازنین@};-

داستان متفاوتی از شما خواندم وبسیا رلذت بردم!
در مورد عنوان داستان هم باید بگویم گاهی در داستانکهای کوتاه ، ضروریست ( الزام نیست! ) که سرنخی به خواننده داده شود. وبنظرم عنوان داستانتان، همان سرنخ بود که ضروری هم بود.

سپاس فراوان برای حضور فعال وامید بخشت!
پاینده باشی ، هم در این سایت وهم در یادها وخاطره ها...
پیشکش تو با احترام ومهر:
@};- @};- @};-


@ ک جعفری توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 12:47

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر برادر زاده عزیزم:D (در جریان هستید که )
پدر هم تاکنون غیبت داشته !! و بسی دلنگرانش هستم

وقتی یه داستان و اسمش به دل کاف بانو بشینه یعنی نویسنده اش می تونه به آینده نویسندگی امیدوار باشه
ممنونم نازنینم که همیشه مرا با نظرات و همراهیت امید می بخشی
اگرتاکنون از نوشتن دست برنداشته ام وجود عزیزانی چون شماست ور نه ما را چه به قلم و داستان
تقدیم با تعظیم خدمت یار دیرینم@};- @};- @};-


@شهره کبودوندپور توسط فرهاد کوهکن Members  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 15:04

نمایش مشخصات فرهاد کوهکن هو حق
سلام
ما نیز آمدیم:D


@فرهاد کوهکن توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 15:31

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور یاحق خوش اومدین پهلوون@};-


@شهره کبودوندپور توسط فرهاد کوهکن Members  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 16:59

نمایش مشخصات فرهاد کوهکن بر دختر خوانده ی ما سخت نگیرید آبجی جان دختران حساس می باشند شما که بهتر می دانید .
بهتر است هرچه فریاد دارید بر سر آرش بزنید بهترین دلیلش همان آرش بودنش می باشد :D :D :D


نام: منصور دیبا   ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 11:53

مشکل از حاصل خیزی خاک است
چه تعبیر زیبا وچه تعبیر اشنایی
چه زیباست کوتاهی داستانی که سرشار از مطالبی عمیق است
پاینده باشید


@منصور دیبا توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 12:50

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلامی ویژه خدمت شما جناب آقای دیبا
مسرورم و مغرور از اینکه اسم و نظر ارزشمند شما را اینجا می بینم
ممنونم از اینکه خواندید و برایم نوشتید و تعریف کردید
حضورتان بر سر داستانهایمان و در سایت داستانک مستدام باد@};- @};- @};- @};-


نام: محمد اکبری هشترودی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 12:45

نمایش مشخصات محمد اکبری هشترودی سلام
خواندمتان

مترسک شخصیت جالبی دارد... شاید تنها موجود بی جانی ست که انقدر میتواند شخصیت پردازی کند و جولان بدهد.
مترسک ها جولان میدهند...
ممنون
لذت بردم...


نام: شهره کبودوندپور کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 12:54

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلامی بلند و رسا بر شما جناب آقای هشترودی گرامی
ممنون که خواندید و نوشتید و تعریف کردید
بله مترسک شخصیت جالبی دارد ...بین انسانیت و مجسمه بودن مانده مغزش پر از کاه است و قلبش نیز ولی گاه پر از شعور و احساس می شود
گاه عاشق باغبان می شود گاه عاشق کلاغها گاهی هم شاهد خزان و در نهایت مرگی خاموش
از شخصیت مترسک خیلی خوشم میاد توی داستانها و همچنین شخصیت گرگ
اگر قرار باشد حیوانی را انتخاب کنم بی شک آن گرگ است
تقدیم با احترام و کرنش@};- @};- @};-


نام: احمد دولت آبادی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 13:32

نمایش مشخصات احمد دولت آبادی بسیار بسیار زیبا و ستودنی.درود بر تو خواهر نازنینم.


@احمد دولت آبادی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 15:35

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر شما جناب آقای دولت آبادی گرامی
ممنونم از نظر ارزشمندتون و مهر تایید بر این چندخط
و باز هم ممنون از اینکه همیشه به یاد من هستید و حمایتم می کنید
سبز باشید و پیروز@};- @};- @};- @};-


نام: ب-اسدی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 14:18

نمایش مشخصات ب-اسدی سلام بر خانم کبود وند عزیزم
با شما هم عقیده ام "مشکل از حاصل خیزی خاک است"
متن زیبا و سنگینی بود.برقرار باشید@};- @};- @};- @};- @};-


@ب-اسدی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 15:39

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بانو اسدی عزیز و گرامی
کم پیدا بودی دوست خوبم
ممنونم از همراهی و همدلیت با این چندکلمه که نه میشه بهش گفت داستان نه می شه گفت دلنوشته
فریادی است بی صدا
سبز چون سپیدار جاری چون رود@};- @};- @};-


@شهره کبودوندپور توسط ب-اسدی Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 10:55

نمایش مشخصات ب-اسدی سلام مجدد بر بانوی فرهیخته سایت
عذرخواهی می کنم ولی حقیقت امر اینه که با بالاتر رفتن سن وسابقه کار وبزرگتر شدن بچه ها زمان کمی برای پرداختن به علایق شخصی می مونه، خیلی دوستون دارم .مرسی که بود ونبودمان را هم حس می کنی. :x :x :x :x :x :x :x :x :x :x :x @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@ب-اسدی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 11:30

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور ممنون از شما
باور کنید وارد سایت که می شم تک تک دوستانم را انتظار می کشم و براشون آروزی سلامتی و شادابی دارم من جمله شما دوست من@};- @};- @};-


@شهره کبودوندپور توسط ب-اسدی Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 16:00

نمایش مشخصات ب-اسدی بقول خواهرزاده ام
هزار هزارتا دوست دارم:x :x :x :x :x :x :x :x


نام: فرهاد کوهکن کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 15:09

نمایش مشخصات فرهاد کوهکن سلام بر خواهر همزاد من شهره کبودوند خانم

داستان مترسک که هیچ ارتباطی با مترسک سر جالیز نداشت به دل نشست چون به سبکی نمادین جوالدوز در انبان مشکلات اجتماع فرموده بود که بسیار دلچسب بود و مقبول .

چاااااااق باشند آبجی ما بسیار و بیشتر از همیشه@};-


@فرهاد کوهکن توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 15:48

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر شما برادر همزاد، مهربان و خونگرمم
چقدر شاد می شم دست خط و نظر شیرین! شما را اینجا می بینم و دهانم تا بناگوش باز می شود
مترسک سرجالیز:D ! یادش بخیر گاهی یه بنده خدایی وقتی هیچ عکس العملی از من نمی دید این نام زیبا را بر من می نهاد
آره یه سوزن به خودم زدم یه جوالدوز هم به این انبان متروک و بایر و بی حاصل
:(
چاااق و سر دماغ همچنین @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- (گل باشین عمرتون گل نباشه)


نام: علی غفاری دوست (مارتین) کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 16:00

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) سلام
خیلی زیبا بود ! صاحب این زمین از ترس کلاغ ها مترسک گمارده است! مترسک تمامیت خود را برای شکست دشمن به خرج می دهد (تولید مثل ) اما کج فهمی صاحب , او را به باد فنا می دهد !
غافل از این که این زمین حتی به درد کلاغ ها هم نمی خورد ........


@علی غفاری دوست (مارتین) توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 07:57

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر شما جناب آقای غفاری
سپاس از حضورتان و رمزگشایی زیبایتان
آنقدر غرق دشمنیم یادمان رفته مشکل از زمین خودمان است
حضورتان مستدام
سبز باشید @};- @};- @};-


نام: فرزانه رازي کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 16:34

نمایش مشخصات فرزانه رازي مترسک...
هیچ کس وسعت تنهاییت را حس نکرد!
هیچ کس غریبی دل بی کست را حس نکرد!
گرچه بادها می وزیدند؛
اما اشک های آسمان را تو دلداری دادی...
این صحرای پر غم را نگهبانی دادی...
مترسک!
بگو چه بغضی در میان لبخندت پنهان است...
بگو...
چه رازی در آن آسمان چشم هایت نهفته است!
ای مترسک،
می دانم دلت پر است...
میدانم قلب چوبیت از این دنیا رنجور است!


بالاخره همیشه یکی هس که یه چیزی رو نفهمه و همه چی رو به گند بکشه...

درود بانو جان.خوبین؟
قشنگ بود...دستتون درس...
:)
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
:x :x :x
:* :* :*
فدایی...شاد...


@فرزانه رازي توسط فرهاد کوهکن Members  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 17:00

نمایش مشخصات فرهاد کوهکن فرزانه اینا مال مترسک بود یا مال آن شرلی ؟


@فرهاد کوهکن توسط فرزانه رازي Members  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 18:01

نمایش مشخصات فرزانه رازي چه فرقی میکنه مال کی باشه محسن جان؟؟؟ :D
مهم اینه قشنگه...منم یه روز نمیدونم کجا خونده بودمش،ورداشتم واسه روز مبادا...الان به دردم خورد! :D

همیشه قطوووووووووور...
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@فرزانه رازي توسط فرهاد کوهکن Members  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 00:03

نمایش مشخصات فرهاد کوهکن محسن؟!!!!

خو الان محسن کیه فرزانه خانم خاااااااااان؟!!
چقد امتحانات بچه را ریخته بهم کلن؟:D :-/


@فرهاد کوهکن توسط فرزانه رازي Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 11:25

نمایش مشخصات فرزانه رازي از لحاظ قد و قواره به برنج دانه بلند محسن نسبت دادمت فرهاد خان...برنج دونه بلند آبرومند تر از خیارشوره که خودت گفتی... :D
پ همون محسن رو داشته باش خیرشو ببینی دادااااااااا... :D
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@فرزانه رازي توسط فرهاد کوهکن Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 22:14

نمایش مشخصات فرهاد کوهکن :( x-( x-( x-( x-( x-( x-( x-( x-( x-( :"> :"> :">


@فرزانه رازي توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 08:00

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور آنه
تکرار غریبانه ی.....!!!:D (بقیه اش یادم نیست)
سلام ماه بانوی عزیزم
سپاس و سپاس از شعر زیبا و حضور همیشه گرمت
از امتحانا هم خسته نباشی
پیروز باشی و شاد
دوستت دارم به اندازه هر دم و بازدم :x :x :x @};- @};- @};-


نام: م.ماندگار کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 16:48

نمایش مشخصات م.ماندگار سلام شهره ی عزیزم
:x :x :x :* :* :*
داستان بسیار زیبایی بود
واقعا عالی بود
آفرین خانم@};- @};- @};-


@م.ماندگار توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 08:02

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام مژگان عزیزم
ممنونم از حضور انرژی بخشت
و خوشحالم از اینکه تعریف کردی@};- @};- @};- :x :x :x :x


نام: زینب ارونی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 16:50

نمایش مشخصات زینب ارونی با سلام خدمت خواهر گلم .ابجی خوشگله .خانم کدبانو و همسری نمونه :x :x :x
خوشم اومد .لذت بردم و خیلی خوشحال شدم بگو چرا ؟
چون دیدم نویسنده با تدبر قلم زده مخاطب و تو فکر برد ممنونم بانو جان عالی بود
شهره با اسمش مشکل دارم .میدونی داستانو لو میده .مترسک رو توی داستان لو بده نه توی عنوان مثلا اشاره به یک پایی بودن .در اخر داستان ضربه رو هم میزنی
موفق باشی عزیزم


@ زینب ارونی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 08:08

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام زینب
روح دیگرِ من
واییییییییییییییییی چقدر تعریف !!:"> :">
ممنونم بابت حضورت و نقد قشنگت
باشه اسمش رو عوض می کنم (روش فکر می کنم)
از خودتون بگید برامون از جشنواره از کارهایی که داری منتشر می کنی
چشممون سیاه شد به در داستانک تا جلد زیبای کتابتون رو رونمایی کنین

@};- @};- @};- @};-
سبز باشی چون برگ سپید چون شکوفه:x :x :x :x


نام: مریم مقدسی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 18:02

سلام
تصویرسازی تون بیشتر از اینکه نمایان کننده یک مترسک باشه نمایان کننده یه درخت بود که تولید مثل و تبر بیشتر بهش می خورد مگر اینکه ساعتها به یه مترسک خیره بشید و تصویرهای داستان را دوباره بنویسید البته منظورم از تولید مثل این نیس که زیاد شدن مترسک ها امکان نداره اما این واژه مناسب نیست همچنین تبر
مگه یه مترسک چقدر قطر داره که تبر نیاز باشه؟
خوب بود خسته نباشید


@مریم مقدسی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 08:15

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام مریم عزیز و منتقد کم سن و سال و دقیق و مهربان و دوست داشتنی و نازنین
آره مترسک شخصیتش ضعیف بود شاید اینجوری که شما می گین قشنگتر باشه
یعنی یه درخت تنومند در نقش مترسک یا نگهبان باغ
و اما اون تبر!!تبر نشانی از نابودی است و آخرش رو دوپهلو نوشتم (واقعا می گم) چون درختها که خوب رشد نکنند و میوه ندهند باید قطعشون کنی شاید باغبان می خواست درختها رو ببره نه مترسکها رو
یادم باشه ازش سوال کنم:D ;)
ممنون و بسیار ممنون که وقت ارزشمندتون رو برای من صرف می کنید و برام می نویسید دختر دانا و مهربان:x :x :x


نام: حسین شعیبی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 18:30

نمایش مشخصات حسین شعیبی سلام خانم کبودوندپور
داستانک جذابی بود با توصیفهای زیبا!
موفق باشید
@};- @};- @};- @};- @};- @};-


@حسین شعیبی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 08:23

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر شما آقای شعیبی گرامی و بزرگوار
ممنونم از حضورتون و تعریف بابت این دو سه خط !!!
همیشه سلامت و سربلند باشید@};- @};- @};-


نام: ناصرباران دوست کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 18:33

نمایش مشخصات ناصرباران دوست درود و عرض ادب و احترام بر شما
حاصل عشق مترسک به کلاغ
غارت مزرعه بود
اینگونه است سرنوشت خاکی که حاصلخیزی اش مورد تردید است .
داستان جالبی بود خیر الکلام قل و دل

برقرار باشید


@ ناصرباران دوست توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 08:24

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر شما جناب باران دوست، استاد پرمهر و نازنین سایت
ممنونم بابت تعریف و تشویق و دلگرمی!!
زدیم تو خط استعاره بابت همون آب باریکه ای که فرمودید;)
همیشه تندرست و بهروز و پیروز@};- @};- @};-


نام: محمد حشمتی فر کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 19:42

نمایش مشخصات محمد حشمتی فر سلام
هم کوتاه بود و هم زیرکانه. ایرادی هم داشت. ایرادش شاید به روی مترسک و باغبان باشه. بیشتر کشاورزهایی که محصولاتتی به روی زمین می کارند، از ترس پرندگان مترسک می سازند تا دانه ها را نچینند، نه باغبانها!
اما زمین حاصل خیز و تبرباغبان حرفهای زیادی داشت.


@محمد حشمتی فر توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 08:27

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر شما جناب آقای حشمتی فر گرامی
حضور همیشگی و تعریف و تمجیدهاتون همیشه شرمسارم می کنه
کمتر می نویسید برادر خوبم!!امیدوارم مثل گذشته فعال باشید و برامون بنویسید.
سپاس
سبز باشید و شکوفا و حاصلخیز@};- @};- @};-


نام: عبدالله عمیدی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 21:25

نمایش مشخصات عبدالله عمیدی سلام بر سرکارخانم کبودوندپور عزیز و گرامی
در ارتباطات تعریفی برای انتقال مؤثر پیام ارائه می دهند که جالب می دانم در ذیل داستان شما بیارم
پیام زمانی در "انتقال مؤثر" شناخته می شود که علاوه بر انتقال معنی ذهن مخاطب را نیز درگیر کند.
پس "انتقال موفق" پیام معنی را منتقل می کند اما ذهن مخاطب درگیر آن نمی شود.
پیام شما منتقل و ذهن درگیر شد
پیام تمام.
شاد و سلامت و موفق و نویسا باشید
@};- @};- @};- @};- @};- @};-


@عبدالله عمیدی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 08:35

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر شما آقای عمیدی بزرگوار و سپاس بابت تعریف انتقال موثر
خیلی کوچولو بودم که برادرم کتاب (ماهی سیاه کوچولو) رو بهم داد تا بخونم کمی بزرگتر که شدم بهم یاد داد که داستانهایی چون ماهی سیاه کوچولو رو باید عمیق بخونم و به معناش فکر کنم ...از همون کودکی دوست داشتم چیزایی بخونم که پیامش غیرمستقیم باشه و حتی از فیلمهایی که استعاره ای بود (هامون و ...) خوشم میومد تا بتونم بیشتر بهش فکر کنم
سایه تان مستدام @};- @};- @};-


نام: ابوالحسن اکبری کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 23:18

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام خدمت سرکارخانم کبودوندپورخیلی عالی بودبخصوص این که مخاطب را به فکرکردن وامی دارد.
کلاغ ها !
ازسکوت مترسک ها می ترسند
آنها !
خیال می کنند توطئه ی درکاراست .


@ابوالحسن اکبری توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 08:30

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر شما معلم و استاد مهربان سایت داستانک
و رزمنده دوران افتخار
ممنونم از اینکه همیشه قابل می دانید و به داستانهای بنده سر می زنید.
این داستان مصداق این شعر معروف است
من از بیگانگان دیگر ننالم. که با من هر چه کرد آن آشنا کرد.
حضورتان مستدام
قلمتان پر گوهر@};- @};- @};-


نام: رضا فرازمند کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 23:56

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

مترسک یک دروغ است

نه اصل داره نه ریشه

ولی باغبان در اندیشه

چرا باغش به یغما رفت

از محتوای داستانتان خوشم امد

دست مریزاد@};- @};- @};- @};-


@رضا فرازمند توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 08:37

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر شما طبیب و شاعر مهربان
باغبان بدون اندیشه مترسکی بیش نیست
از حضورتون و نظر هوشمندانه تون متشکرم@};- @};- @};-


نام: محمود لچی نانی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 08:16

نمایش مشخصات محمود لچی نانی سلام بر شما


@محمود لچی نانی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 08:40

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر شما جناب آقای محمود لچی نانی!
از آشنایی با شما بزرگوارخوشحالم و خوشحالم که به داستان بنده سر زدین
فقط جسارتا یه سوال داشتم ..بنده قبلا شما رو جایی ندیدم؟؟
یه کم چهره تون برام آشناست!!:-/ :-/ [-( [-( [-(


@شهره کبودوندپور توسط زینب ارونی Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 10:09

نمایش مشخصات زینب ارونی شهره =)) =)) =)) =)) =)) =)) =))
دیالوگ با حالی بود
من نمیدون چطوری باید عکس رو جلد رمانهام رو بزارم توی سایت عزیزم
فدات
:x :x :x @};- @};- @};-


@ زینب ارونی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 10:27

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور خخخخ
منم نمی دونم
دلیلش هم اینه که من کتابی ندارم ولی در عوض تا دلت بخاد دوستانی دارم بهتر از باران... ارزشمند چون کتابخانه کنگره:D
هرچند بی معرفت
از آقای دولت ابادی بپرسید راهنماییتون می کنه تبلیغ کتابو
من ترجیح می دم کتابای دوستای سایت رو داشته باشم
زینب جونم دوستت دارم:x :x :x


@محمود لچی نانی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 10:29

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور
من آنچه خوانده ام،همه از یادِ من برفت
الا حـدیـثِ دوسـت کـه تـکـرار می کـنـم


@شهره کبودوندپور توسط محمود لچی نانی Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 12:16

نمایش مشخصات محمود لچی نانی و سلامی دوباره

ساده بگویم :
کسی که همیشه تو سایت سرک میزنه ، که خوب میزنه دیگه ! همه جا هم هست .

اما ، اما کسی که بعد از مدت ها میاد تو سایت و یراست میره سراغ فردی خاص ، آره اون بفکرته !!!


@محمود لچی نانی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 14:35

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلامی دیگر سو
یه چیزایی داره یادم میاد کم کم:-/
می گم الان این دو سه تا هندونه رو چه جوری بلند کنم:D
ما این حرفا حالیمون نیست
نگران میشیم (من و آرش و آذر)
غیبت صغرا رو می شد تحمل کرد ولی این دفعه غیبت کبرا بود
امیدوارم دیگه تکرار نشه
راستی من شما رو کجا دیده بودم؟؟!!


@شهره کبودوندپور توسط محمود لچی نانی Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 15:49

نمایش مشخصات محمود لچی نانی سلامی دیگر
آره، قدیم ها این طرف ها یه پارک بود، یه قهوه خونه داشت،...... آدم های باحال،......


@محمود لچی نانی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 17:17

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور هنوزم هست اون قهوه خونه
يه كم اوضاعش كساد هست ولي خوب رونق اكر نيست صفا هست
ببخشيد من شما رو كجا ديدم؟!!!


@شهره کبودوندپور توسط محمود لچی نانی Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 19:55

نمایش مشخصات محمود لچی نانی شاید، آره شاید تو تلویزیون دیده باشی، آخه زیاد از اونجا رد می شم، :D


@محمود لچی نانی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 21:40

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور آهان يادم اومد
طراح صحنه اون برنامه اي بوديد كه تهيه كنندش من بودم
برنامه آناليز اسلام و نئو سرمايه داري ناسيوناليسته با سخنراني رحيم ازغدي :D
تلويزيون ما برنامه هاش اينجوريه


@شهره کبودوندپور توسط محمود لچی نانی Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 19:55

نمایش مشخصات محمود لچی نانی شاید، آره شاید تو تلویزیون دیده باشی، آخه زیاد از اونجا رد می شم، :D


@محمود لچی نانی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در سه شنبه 12 خرداد 1394 - 09:44

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور او باز گفت :
بیابان زیباست و راست می گفت
من همیشه بیابان را دوست داشته ام
آدم روی یک تپه شنی می نشیند
چیزی نمی بیند
و چیزی نمی شنود و
با این وصف چیزی در سکوت و خاموشی می درخشد...
شازده کوچولو گفت: چیزی که بیابان را زیبا می کند چاه آبی است که در گوشه ای از آن پنهان است !


نام: اذرمهرصداقت کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 14:10

نمایش مشخصات اذرمهرصداقت آخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
سیلام
دلم براتون تنگ شده بود دلم براتون تنگ شده بود
واینکه دلم براتون تنگ شده بود
:* :* :* :* :* :* :* :* :* :* :* :* :* :*


@اذرمهرصداقت توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 14:28

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام آذر جونم
اون بالا برای تو و سارینا نوشتم چون تو امتحان داشتی داستان کوتاه گذاشتم وقتت هدر نره
منم دلم برات تنگ شده خسته نباشی
اتفاقا یکی دیگه هم امتحانات خردادماهش تموم شده تشریف آوردن
:D


نام: عاطفه حجابی دخت ایمن   ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 20:25

سلامممممم
شهره خانمی مرسی ولی من این مدل داستاناتو دوست ندارم:D منتظر اون قشنگاشم...البته اینم عالی بود ولی خوراک من نبود
مرسی عزیزدلم خسته نباشی:x


@عاطفه حجابی دخت ایمن توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در پنجشنبه 14 خرداد 1394 - 11:13

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام عاطفه جانم
شرمنده روم به دیوار
رو تخم چشمام جبران می کنم@};- @};- @};-


@شهره کبودوندپور توسط عاطفه حجابی دخت ایمن   ارسال در جمعه 15 خرداد 1394 - 11:13

دشمنت شرمنده عزیزمممممممم;)


نام: آرش پرتو کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 21:35

سلام بر خواهر گرامی ام

امان از این انبوه سازی...وقت نمیذاره واسه آدم!!


الکی مثلا من تو ساخت و سازم=)) =))


خوب بود

موفق باشید


@آرش پرتو توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 21:46

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام داداش فعالم
واقعا كه
يه جي بكم باورت مي شه من الان تو عروسي نشستم خير سرم خخخخ
اعتياد رو مي بيني :D
فقط شامش خوبه هنوز سرونكردن
:D


@شهره کبودوندپور توسط آرش پرتو Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 21:57

به سلامتی عروس و دوماد

@};- @};- @};- @};- @};-


@آرش پرتو توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 22:04

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور دست به شما باشه
داستانهاو كامنتات رو جمع كردم نشون عروس بدم
:D


@شهره کبودوندپور توسط آرش پرتو Members  ارسال در دوشنبه 11 خرداد 1394 - 22:06

x-( x-(




نام: آرمیتا مولوی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 13 خرداد 1394 - 17:03

نمایش مشخصات آرمیتا مولوی سلام شهره نازنین
بسیار قابل تامل بود
به خصوص خط آخر که ضربه نهایی را زد
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@آرمیتا مولوی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در پنجشنبه 14 خرداد 1394 - 11:10

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام دوست قدیمی و عزیزم آرمیتای مهربان
ممنونم از اینکه هنوز به ما سر می زنید
کم پیدایی بانو؟
هرکجا هستید شاد و پیروز @};- @};- @};-


نام: محمد علی ناصرالملکی   ارسال در پنجشنبه 14 خرداد 1394 - 10:19

سایه تان مستدام ، عالی @};- @};- @};-


نام: آرش پرتو کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 14 خرداد 1394 - 14:46

سلام....

میگم یهو این مدیر سایت فردا ۶۰،۷۰تا داستان تایید نکنه ..بیچاره مون کنه:D


@آرش پرتو توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در پنجشنبه 14 خرداد 1394 - 16:18

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام
اتفاقا دیروز غروب اومدم سایت دیدم خبری نیست همین فکر رو کردم
مدیر سایت رفته لب دریا فک کنم :D
اعتیاد به سایت هم ما رو از زندگی انداخته این دو روز فرصت خوبی بود کتابای نمایشگاه رو که خریده بودم یه نگاهی بندازم
دوست بازیافته نوشته فرد اولمن رو خوندین ؟
کوتاه...زیبا و تکان دهنده
اوقات خوشی داشته باشید
ما که از بی ماشینی خونه نشبن شدیم
:(


@شهره کبودوندپور توسط آرش پرتو Members  ارسال در پنجشنبه 14 خرداد 1394 - 22:19

سلام

نه متاسفانه ...فعلا هم نه می خوام داستان و رمان بخونم نه وقتشو دارم..

اما نهایتا یکی دو ماه دیگه یه تایمی باید باز کنم واسه ادبیات داستانی!

شما هم اگه تازه بی ماشین شدین...غصه نخورین...یه عمر ما بی ماشینیم..:D نه غم بنزینشو داریم و تاریخ روغنشو انقدر هم راحتم...از اینم راحتر اینه که چندی ست موبایلامو هم خاموش انداختم گوشه ی خونه و اصلا هم نمیدونم کجان..یک حالی میده بی موبایلی;) ;) ;)


نام: شهره کبودوندپور کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 14 خرداد 1394 - 23:12

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام
فک کنم درگیر پایان نامه هستید ؟
دو سه تا همکار جدید هم سن و سال شما دارم گرفتاریشون همینه;)
راستی من جادوگر نیستم ولی یه کوچولو تله پاتی بلتم :D
نمی دونم شما جوونها چرا دو سه تا موبایل دارید:-/
والا ما همین یه دونه اش هم دوس نداریم...از تلفن حرف زدن و موبایل بیزارم...
من رو توی یه اتاق پر از کتاب با یه خط اینترنت زندانی کنند صدام درنمیاد:D
حرف از پول بنزین و روغن ماشین زدین نکنه یزدی هستین یا اصفهانی=)) =)) =))


@شهره کبودوندپور توسط آرش پرتو Members  ارسال در پنجشنبه 14 خرداد 1394 - 02:06

دوباره سلام

پایان نامه؟؟!!

همون یه باری که رفتم دانشگاه واسه پشیمونی کافیه...
عمرا دیگه پامو بذارم

:D

هم یزدیا و هم اصفهانیا رو هم دوست دارم


@آرش پرتو توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در جمعه 15 خرداد 1394 - 11:18

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور می گم اصلا نمیشه ازتون اعتراف گرفت;)
البته به من می گن شرلوک هلمز:D
نه عکسی نه پیشینه ای نه پسینه ای ولی من سرآخر موفق میشم رمزگشاییتون کنم ;)
راستی بازم سلام
خدا به داد برسه من شنبه حوصله 50 تا داستان خوندن رو ندارم


@شهره کبودوندپور توسط اذرمهرصداقت Members  ارسال در جمعه 15 خرداد 1394 - 11:23

نمایش مشخصات اذرمهرصداقت دآشمون فرا مرزه،
اعتراف کن ای فرامنطقهx-(


@شهره کبودوندپور توسط آرش پرتو Members  ارسال در جمعه 15 خرداد 1394 - 12:59

پاپ و فروید هم نمیتونن از من اعتراف بگیرن:D

یعنی دراین حد;)


به هرحال رمزگشایی با دیتایصفرامکانپذیرنیست:-/ :D :D
من عمرا3تا داستانبیشتر بخونم


@شهره کبودوندپور توسط آرش پرتو Members  ارسال در جمعه 15 خرداد 1394 - 13:00

پاپ و فروید هم نمیتونن از من اعتراف بگیرن:D

یعنی دراین حد;)


به هرحال رمزگشایی با دیتایصفرامکانپذیرنیست:-/ :D :D
من عمرا3تا داستانبیشتر بخونم


@آرش پرتو توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در جمعه 15 خرداد 1394 - 23:12

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلامی دیگر
خوب هنر شرلوک هلمز اینه که با دیتای صفر رمزگشایی کنه
آقای آرش پرتو خیلی کتاب و مقاله می خونه و بیشتر از سنش درک می کنه این به این معنا نیست که باهوشه بلکه بیشتر موقعیت شناسه و هوش هیجانیش خوبه..از جر و بحث تا حدامکان فرار می کنه مگر با اهلش;)
مطمینا توی جای اداری کار نمی کنه وگرنه تا 4 صبح بیدار نمی موند بیشتر کاراش با کامپیوتره که احیانا چیزی شبیه نقشه کشی، کار تحقیقاتی و با برنامه نویسیه
توی زندگیش آدم سختگیریه و یه عالمه تابو داره...از مخالفت کردن با اکثریت لذت می بره ولی سعی می کنه حقی رو ناحق نکنه
در کل آدم سختی نیست ولی هرکسی هم نمی تونه باهاش راحت باشه
کافیه یا بازم بگم
:D :D :D :D :D :D
دم خودم گرم


@شهره کبودوندپور توسط آرش پرتو Members  ارسال در جمعه 15 خرداد 1394 - 03:46

سلام دوباره

خب مسلما اکثر کسایی که اینجان مطالعه دارن!! باور کنید..شاید نه همه جور اما دبگه فهمیه رحیمی خون زیاد هست!!

باور میکنید با این وجود 7:30صبح نشده بیدارباشم !!!!!!!!!!!

از مخالفت لذت نمیبرم !!!

اینو درست گفتین..همیشه واسم مهم بوده که مثل خیلیا نباشم که به جاده رو یه طرفه میبینن..


دم شما گرم !! هر چند اینها نیازی به دیتا نداشت



:D :D


نام: زهرا ف کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 17 خرداد 1394 - 16:03

باسلام

داستان جالب بود


نام: الف.اندیشه کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 9 اسفند 1394 - 11:39

نمایش مشخصات الف.اندیشه سلام:x :* @};- @};- @};-


@الف.اندیشه توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در یکشنبه 9 اسفند 1394 - 11:41

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام دوست و خواهر عزیزم :x :x :x :*
خوشحالم از دیدنت:x
می گم عاطی.. فرزانه و آقای روحانی کجان؟!:(
چرا سایت این مدلی شده؟:(



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.