سیرابی ها

جوان دق الباب می کند و در آستانه در ظاهر می شود، سلامی رسا می دهد و
منتظر می ماند.
مردی درشت اندام پشت میز نشسته است، تکانی به صندلی چرخدارش می دهد و دستی بر محاسن بلند و نامرتبش می کشد :
_ بفرما بشین
آرام می نشیند.نگاهش را به چهره مردی می دوزد که یک لکه بزرگ قهوه ای رنگ بر پیشانیش خودنمایی می کند، آنگاه محو ابهت فضای اتاق شده و اضطراب و دلپیچه سراغش می آید. به خود نهیب می زند که مطمئنا موفق خواهد بود همانطور که همیشه موفق بوده است.!
_ از خودت بگو
_ اِ ...اِم ...با نام و یاد خدا.. بنده ..

حرفش را قطع می کند!

_ مگه لائیک هستی!!
_ بله !؟؟ متوجه نشدم.؟
_ به شما یاد ندادن بگین" بسم الله الرحمن الرحیم "
_ بله ...ببخشید بسم الله الرحمن الرحیم بنده مهندس سید بهنام حسینی هستم .
_ سید هم هستید اما متاسفانه اسم زیبایی برای شما انتخاب نشده ..!!
جوان که حالا متوجه معنای تک تک کلمات شده سعی می کند با احتیاط بیشتری پیش برود.
_ بله... بنده مهندس برق قدرت از دانشگاه بوووق که سال گذشته در لیست دانشگاههای مطرح دنیا و خاورمیانه بوده، هستم و چند طرح تحقیقاتی موفق داشته و سه سال قبل از همایش خوارزمی جایزه دریافت کرده ام و در آزمون استخدامی سازمان شما نفر اول بوده ام.
مرد، چینی بر پیشانی انداخته و چشمهایش را ریز می کند :
_ شما همیشه عمل مکروه تیغ بر صورت کشیدن رو انجام می دین!؟
جوان از شرم و خشم سرخ شده و ادامه می دهد :
_ خیر بنده کوسه هستم ! اِمممم ببخشید کم مو ! هستم.

_ بسیار خوب...نماز جمعه تشریف می برین؟
_ خیر ولی نماز جماعت مسجد محل تشریف می برم ..ب .ببخشید می رم.
_ روحانی مسجد محلتون رو می شناسید؟
جوان که انتظار غافلگیری اینچنین ندارد بر هوشش تکیه می کند :
_ بله به اندازه ائمه جمعه شهر! می شناسمشون!!!
مرد بینی اش را می خاراند تا نیشخندش معلوم نباشد.

_خوب به من بگید شک در بین رکعت سوم و چهارم نماز چه حکمی داره؟
_ بنده چون کثیرالشک هستم، اصولا به شک بین نماز توجهی نمی کنم!!
_ به هر حال حکمش رو باید بدونید ..نباید بدونید!!؟..خوب غسل که می کنید؟
_ خیر...بنده مجرد هستم!!
مرد پوزخندی می زند :
_ مگه فقط مردان متاهل غسل می کنن؟
جوان رنگ از رخسارش می پرد :
_ خیر ولی نیازی به این کار ندارم.
_ مرد قهقهه می زند :
_ پس شما جز کم مویی، ایرادات اساسی دیگری دارید!!!
_ راهپیمایی روز قدس شرکت می کنید؟
_ یک بار یا دوبار شرکت کردم ...فک کنم.

_ بعد از راهپیمایی به شما ناهار دادن؟
_ خیر ناهار را منزل میل کردم. !!!!

جوان از نگاه عاقل اندر سفیه مرد لرزه بر اندامش افتاد.

_ خوب سید عزیز می تونید تشریف ببرید به شما زنگ می زنیم ..
جوان پس از تعظیم و خداحافظی به روش خروج از امامزاده ها، عقب عقب به سمت درب می رود؛ صدای مرد را می شنود :
_ راستی توی راهپیمایی روز قدس کسی ناهار نمی خوره می تونی بری تحقیق کنی!
********
مرد درشت اندام با محاسن بلند روی کاناپه خانه لم می دهد کنترل رسیور را بالا و پایین می کند عاشق شبکه ما و شماست :
مجری طناز و خوش اندام شبکه ما و شما، میکروفون را رو به دوربین در دست گرفته است :

_مهندس بهنام، از نخبه های دانشگاه بوق یکی از کارمندان ارشد سازمان ناسا است ..خوب بهنام عزیزم راز موفقیت تو چیه و اینجا چیکار می کنی !؟
_ سلام به شما و همه هموطنان عزیزم راز موفقیت من و اینکه من اینجام اینه که کلی فرمول و ریاضیات و فیزیک بلد بودم اما توضیح المسائل رو بلد نبودم!!!!





شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.6 از 5 (مجموع 18 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

26

سیدصالح علوی ,ب-اسدی ,آزاده اسلامی , ک جعفری ,سارینا معالی , ناصرباران دوست ,علیرضا لطف دوست ,نعیمه میرزاعلی ,حسین شعیبی ,م.فرياد ,زهرابادره ,کیمیا مرادی ,فرزانه رازي ,م.ماندگار ,رضا فرازمند ,ف. سکوت ,حسین روحانی ,فاطمه مددی ,احمد دولت آبادی ,فرزانه بارانی ,ابوالحسن اکبری ,مریم مقدسی ,عاطفه حجابی دخت ایمن ,الف.اندیشه ,محمد علی ناصرالملکی ,افسانه پورکریم ,


این داستان را خواندند (اعضا)

آرش پرتو (4/3/1394),سیدصالح علوی (4/3/1394),ب-اسدی (4/3/1394),آزاده اسلامی (4/3/1394),سید علی الحسینی (4/3/1394),شهره کبودوندپور (4/3/1394),همایون طراح (4/3/1394),محمد علی ناصرالملکی (4/3/1394), ک جعفری (4/3/1394),سارینا معالی (4/3/1394), ناصرباران دوست (4/3/1394),سحر ذاکری (4/3/1394),علیرضا لطف دوست (4/3/1394),نعیمه میرزاعلی (4/3/1394),حسین شعیبی (4/3/1394),فرهاد کوهکن (4/3/1394),کیمیا مرادی (4/3/1394),اذرمهرصداقت (4/3/1394),علی غفاری دوست (مارتین) (4/3/1394),انسیه زمانی (4/3/1394),زهرابادره (4/3/1394),فرزانه رازي (4/3/1394),امیر محمد رنجبر (4/3/1394),الهه سلیمی (4/3/1394),م.ماندگار (4/3/1394),ف. سکوت (4/3/1394),کامیار پورسرتیپ (4/3/1394),رضا فرازمند (4/3/1394),حسین روحانی (4/3/1394), ناصرباران دوست (4/3/1394),حسین روحانی (4/3/1394),فاطمه مددی (4/3/1394),احمد دولت آبادی (4/3/1394),آرمان رجب زاده (4/3/1394),سید علی الحسینی (4/3/1394),محمد حشمتی فر (4/3/1394),فرزانه بارانی (4/3/1394),مینا موتمنی (4/3/1394),شهره کبودوندپور (4/3/1394),مینا لگزیان (4/3/1394), زینب ارونی (4/3/1394),عطیه امیری (4/3/1394),مصطفی زمانی (5/3/1394),ابوالحسن اکبری (5/3/1394),زهرا فیروزی (5/3/1394),زهرا توکلی (5/3/1394),شیدا محجوب (5/3/1394),محمد اکبری هشترودی (5/3/1394),حمیدرضا محدثی (5/3/1394),علی غفاری دوست (مارتین) (5/3/1394),جلال صابری نژاد (6/3/1394),م.ماندگار (6/3/1394),شهره کبودوندپور (6/3/1394),الف.اندیشه (6/3/1394),افسانه پورکریم (7/3/1394),شیدا محجوب (7/3/1394),حمیدرضا محدثی (8/3/1394),آرمیتا مولوی (8/3/1394),علیرضا قدسی راغب (8/3/1394),احمد دولت آبادی (8/3/1394),م.ماندگار (8/3/1394),عبدالله عمیدی (9/3/1394),شهره کبودوندپور (10/3/1394),م.ارغوان (10/3/1394),زهرا فیروزی (10/3/1394),شهره کبودوندپور (12/3/1394),منصور دیبا (12/3/1394),یونس بیگی (14/3/1394),م.فرياد (25/3/1394),سارینا معالی (29/3/1394),محمدمهدی قنبری مبارکه (9/4/1394),اذرمهرصداقت (31/4/1394),پوریا سبحانلو (1/5/1394),حسین شعیبی (5/5/1394),سارینا معالی (18/6/1394),فاطمه زاهدی تجریشی (21/1/1395),

نقطه نظرات

نام: آرش پرتو کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 3 خرداد 1394 - 02:20

سلام

فکر کنم قبلا یه چیزی تو همین مایه قدس و روزه و ساندیس و کیک شنیده بودم

بد نبود

خسته نباشید


@آرش پرتو توسط آرش پرتو Members  ارسال در یکشنبه 3 خرداد 1394 - 02:22

راستی این دق الباب رو دیدم فکرکردم قراره یه متن تو همین مایه ها بخونم....ولی نه


@آرش پرتو توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 09:03

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر داداش کوچیکه همیشه بیدارم
آرش خان در راهپیمایی روز قدس کیک و ساندیس نمی دن!
از الان بهتون گفته باشم گزینش ردید چون روز قدس ماه رمضونه:D :D
این سوال انحرافی رو توی اداره ما از خیلیها پرسیدن;)
موفق باشید @};- @};- @};-


@شهره کبودوندپور توسط رضا فرازمند Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 16:38

نمایش مشخصات رضا فرازمند با سلام

یکی از دوستان که اطلاعات مذهبی وعمومی زیادی داره حدود دوسال پیش گفت رفتم گزینش .گفت چند سوال ازمن کردن ومن دقیقا جواب دادم ومن شروع کردم از ان اقا سوال کردن ومی گفت ان آقا نتوانست جواب بده .بعد گفتم موفق باشید@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: ب-اسدی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 08:15

نمایش مشخصات ب-اسدی سلام بر خانم کبودوند
از آن زمان که گزینش حرف نهایی رو می زد خیلی گذشته یادم میاد در مصاحبه ای با آقایی که تهاجمی برخورد کرد کارمان به دعوا کشید که صد البته قبول نشدم.زیبا نوشتید.مرسی @};- @};- @};-


@ب-اسدی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 09:10

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام خانم اسدی عزیزم
خوشحالم که شما رو و نظر تون رو توی صفحه خودم می بینم
ما هنوز هم که هنوزه درگیر این مسائل هستیم چون سازمان ما زیر نظر دولت نیست و استخدام شدن در اون سخت تر از جاهای دیگه است
باور کنید نود درصد سوالات بالا رو از من توی گزینش پرسیدند بعد توی کمیته تخصصی که باید سوالات تخصصی می پرسیدند همش آیه و حدیث و سیاست سوال می کردند
یادم که می افته می بینم هیچوقت اینقدر نترسیده بودم
در پناه ایزد شاد و سلامت باشید@};- @};- @};-


نام: آزاده اسلامی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 08:37

نمایش مشخصات آزاده اسلامی سلام شهره جان
خسته نباشید
جسارتا زمانیکه مصاحبه ها اینچنینی بود ماهوراه هنوز باب نشده بود.
قلم قوی و زیبایی دارید. دست مریزاد.
سربلند و موفق باشید
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@آزاده اسلامی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 09:07

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام آزاده گلم
دوست خوب و باوفا که همیشه به من سر می زنه
باور کن این سوالات رو هنوز که هنوزه، دایره گزینش در محل کار از همکاران جدید ما می پرسند.
در ضمن مهندس بهنام هم چندین سال طول می کشه تا کارمند ارشد اونجا بشه
دیگه خودتون می دونید ویزا گرفتن و رفتن و استخدام شدن و اینها چقدر طول می کشه
لطف و سایه ات بر سر ما مستدام دوست همراهم
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- :x :x :x


نام: آرش پرتو کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 09:08

دوباره سلام

دیشب نشد بگم اما الان میگم

۱-هیچ چیز خاصی دیده نمی شد تو آدماهای داستانتون..
۲-بیشتر یه مکالمه ساده بود تا گفتگو
۳-۶بار گفتید جوان! اگه یه خصوصیت دیگه ای هم اضافه می کردید بهتر بود
۴-مسلما اون چیزی که ما از آدم هایی مثل خشکی مثل همین آدم داریم درشت اندام بودن نیست..
۵-راستی تیغ مکروه نیست..حرامه;)

خسته نباشید


@آرش پرتو توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 09:13

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام
ممنون
به دیده منت
خسته نباشید
چشم روش فک می کنم ولی باور کن همشون درشتند لااقل صورتشون اینجوریه ;)


@آرش پرتو توسط ف. سکوت Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 16:23

نمایش مشخصات ف. سکوت سلام،
پس اغلب مردها کار حرام انجام می دهند!!! =)) x-(


@ف. سکوت توسط آرش پرتو Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 17:33

سلام

شما چه جوری می تونید همزمان هم بخندید هم عصبانی باشید؟؟!!!!:D :D ;)


@آرش پرتو توسط ف. سکوت Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 19:54

نمایش مشخصات ف. سکوت بلدم دیگه! :D
چون... دقت کنید... چون خانمها مولتی تسک هستند و آقایون سینگل تسک! به کتاب جامعه شناسی زنان و مردان مراجعه کنید! x-(


@ف. سکوت توسط آرش پرتو Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 21:23

حقیقتش من خودم میتونم چند تا کاره همزمان انجام بدم ولی نه دیگه به این شدت :D :D :D


@آرش پرتو توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 22:27

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام
پس واقعا خسته نباشید;)
همزمان شده تلفن بغل گوشت بوده باشه بعد ادویه تو غذا بریزی و به بچه دیکته بگی و آشپزخونه رو جمع و جور کنی به فکر برنامه فردا باشی و همچنین موضوع داستانی که باید بنویسی ؟
بعله ما خانوما اینجوری هستیم به افتخار خانومای سایت
:D


نام: ک جعفری کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 09:43

نمایش مشخصات ک جعفری درود بر شهره بانو، دوست پردردم!

داستانتان هیچ کدام از اسلوبهای یک داستان کلاسیک را نداشت! ولی مگر باید حتما داشته باشد؟؟؟ گمان نمی کنم!

حق مطلب را بخوبی وبا طنزی ظریف بیان کردید ولذتی شیرین نصیبمان کردید وما را ازین بیش ، انتظاری نیست !!
سپاس از شما و قلم شما
به یاد دارم روزگاری ،در یکی ازین هوش سنجیها ، شرکت کرده بودم !! که سرانجام مرا به دلیل هوش بسیار بسیار پایینم شایسته اعدام دانستند!!!!
ما هم دوپا داشتیم ، صد پای دیگر قرض گرفتیم و از مهلکه گریختیم!! :D

پیشکشت نازنینم:
@};- @};- @};-
@};- @};- @};-


@ ک جعفری توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 11:50

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور
من و تو چلّه نشین این ٬ شب پر اندوهیم
من و تو سایه ی غمگین ٬ غروب رو بروییم

سلام بر کاف بانو، دوست نازنین و همیشه همراهم
داستان خوبی نبود قبول دارم...همکاران چند روز قبل خاطرات تلخ و در عین حال خنده دار گزینش را تعریف می کردند یه دفعه دلم خواست بنویسم
خیلی از دوستان خوب و باسواد را به خاطر مسائلی اینچنین از دست دادیم و آنها رفتند و پیشرفت کردند اما داغ بی عدالتی بر جانمان همچنان نشسته است
راستی در این سرزمین اسلام دیدم و مسلمان هرگز
;)
با آرزوی روزهای بی دریغ و بدون حسرت برای تو بهترینم :x @};- @};- @};-


نام: سارینا معالی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 09:56

نمایش مشخصات سارینا معالی سلام گل نازم

اگه با نابغه ها همیشه اینجوری رفتار شه پس شما من رو هم از ایران گریخته حساب کن:)

جالب بود.البته نه بدون عیب.
جمله اولش شروع خوبی نبودجوان دق الباب کرده...البته به نظرمن باز شما بزرگید

خسته نباشید


@سارینا معالی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 11:55

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام سارینای عزیز دل
نابغه ها روی چشم ما جا دارند
البته من با فرار مغزها و سیرابی ها موافق نیستم;) :D
ولی وقتی چاره نباشه چه میشه کرد !؟؟
امیدوارم همیشه موفق و در جایگاه واقعی خودت باشی
ممنون از ایرادات و نقد بجایت دخمل خوب;)
تقدیم بر تو دوست داشتنی@};- @};- @};-


نام: نعیمه میرزاعلی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 10:32

نمایش مشخصات نعیمه میرزاعلی سلام دوست من .
واقعیت تلخ جامعه را به زیبایی بیان کردید .
پاینده باد قلم رسایتان .@};-


@نعیمه میرزاعلی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 11:57

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام ویژه بر تو دوست قدیمی
چقدر خوشحالم که شما و نظرتون رو می بینم
امیدورام زین پس بیشتر شاهد حضورت و قلمت باشیم
ممنون و سپاس بابت همراهیت:x :x @};- @};- @};-


نام: حسین شعیبی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 10:39

نمایش مشخصات حسین شعیبی سلام
داستان سر راست ولی زیبایی بود
از اصطلاح مرد درشت اندام با ریش بلند را دو بار استفاده کردید که به ایجاز داستان کوتاه لطمه میزند


@حسین شعیبی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 12:14

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر شما آقای شعیبی گرامی
قدم رنجه کردین و از حضورتان و حسن نظرتان بسیار خوشحالم
بله حق با شماست دلیل تکرارش شاید این باشه که اشاره باشه به همون آقای بالایی
با آرزوی سلامتی و بهروزی برای شما@};- @};- @};-


نام: ناصرباران دوست کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 11:05

نمایش مشخصات ناصرباران دوست سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما
این بنده را بر داستان شما دو نقطه نظر و یک توصیه موجود است که به سمع ونظر می رسد
نقطه نظر اول از حیث بیان مطلب و انتخاب سوژه و پردازش کار که بسیار جالب بود و بر دل نشیننده و البته شیرین و خنده بر لبهامان نشاندید و ما را به غور در دهه 60و مرور خاطرات و مصاحبه ها تعداد گره های کفن و رفتن پشه در رکعت دوم نماز جماعت ماموم در هنگام ولالضالین در ظهر ماه رمضان و ...انداختید و...
نقطه نظر دویم از لحاظ ساختار داستانی و عناصر یک داستان که حقیر!!!خیلی در این باب تخصص ندارد و اظهار نظر نمی کند
اما توصیه با توجه به نوع شغل شریفتان همانا تاکید بنده بر حفظ آب باریکه است جدا جدا مواظب باشید

برقرار باشید @};-


@ ناصرباران دوست توسط آرش پرتو Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 11:16

سلام جناب باران دوست

خسته نباشید


نکات ایمنی..؟؟؟ نداشتیمااااا:D ;)


@آرش پرتو توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 13:23

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلامی دیگر سو بر آقای آرش پرتو .....ان
شنیدم پول قرض می دی؟!!
یه چک برگشتی دارم
:">


@شهره کبودوندپور توسط آرش پرتو Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 13:36

سلام

شایعاتو بشنو اما باور مکن:D :D :D


@آرش پرتو توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 13:37

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور خوشم میاد زود می گیری;)


@شهره کبودوندپور توسط اذرمهرصداقت Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 13:52

نمایش مشخصات اذرمهرصداقت جونت درآد
تبریک بگوx-(


@اذرمهرصداقت توسط اذرمهرصداقت Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 13:52

نمایش مشخصات اذرمهرصداقت مال ِ طبقه بالابود:">


@شهره کبودوندپور توسط فرهاد کوهکن Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 18:39

نمایش مشخصات فرهاد کوهکن آرش یه چی بگو خو تو لا اقل
تولد کیه حالا ؟
پ کیکش کو؟
چای نبات و قهوه تلخش کو ؟


@فرهاد کوهکن توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 19:54

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور تشریف داشته باشید
صاحبش که شمعها رو فوت کردند کیک و چایی هم میاریم;)


@شهره کبودوندپور توسط فرهاد کوهکن Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 23:44

نمایش مشخصات فرهاد کوهکن تو بخش حرکات موزونش رو من حساب کنید یه تنه مجلسو گرم میکنم ;)


@آرش پرتو توسط فرهاد کوهکن Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 23:46

نمایش مشخصات فرهاد کوهکن رو کن پولاتو میخوام استقلالو بخرم


@فرهاد کوهکن توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در سه شنبه 5 خرداد 1394 - 10:40

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلامی دیگر بر فرهاد کوهکن
چون استقلال رو می خای بخری کمکت می کنم
فقط جسارتا یه کم بهم فرصت بده چون الان اوضاع کیف پولم مثل پیاز می مونه تا درشو باز می کنم اشکام سرازیر می شه


@آرش پرتو توسط ناصرباران دوست Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 17:48

نمایش مشخصات ناصرباران دوست سلام اقای پرتو
خسته نباشید
بله نکات ایمنی


@ ناصرباران دوست توسط اذرمهرصداقت Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 11:42

نمایش مشخصات اذرمهرصداقت تولـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تولــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تولــــــــــــــــــــ@};- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدت
مبآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآرک

:x :x :x :x :x :x :x :x :x :x

@};- @};- @};- @};- @};- @};-
ببخشید دیرشد(مشغول این عربی بودم)
:D

بااینکه بنده از جمیع خردادی ها(با لاخص)خواهرم ورفیق فابم
متنفرم(امـــــــــــــــــــــــــــــا)
بسی چاکر خاتونیم

اینم تقدیم به شما:
اصن حدیث داریم میگه خردادی باشو وپادشاهی کن
x-(

سایه تون مستدام:x :x :x :x :x :x :x @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@اذرمهرصداقت توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 13:26

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام راضی
دوستت دارم
همینجوری بی دلیل :x :x ;)


@شهره کبودوندپور توسط اذرمهرصداقت Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 13:50

نمایش مشخصات اذرمهرصداقت من:D
داضی:D
آزر:D
راضیه-آزر-مهر-صدا-قت:D
بت احوال شیروان وحومهx-(


@اذرمهرصداقت توسط ناصرباران دوست Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 17:52

نمایش مشخصات ناصرباران دوست سلام و عرض ادب و عرض شگفتی و عرض خجالت و عرض خوشحالی و عرض تشکر و عرض شرمندگی و عرض ارادت و عرض همه چیزای خوب
تشکــــــــــــــــــــــــــــــــــــر فراوان
کلن اهل شیروان باشی یعنی نمرت 20
تازه با صداقت باشی
و راضی هم باشی
نورا علی نورا
مراتب ارادت و تشکر مارا بپذیرید @};- @};- @};- @};-


@اذرمهرصداقت توسط فرهاد کوهکن Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 23:47

نمایش مشخصات فرهاد کوهکن راضی ؟!!!!!
الان تو امتحان نهایی داری یا اومدی تولد؟!:D


@ ناصرباران دوست توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 12:23

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور آفتاب چهارم خرداد ماه 42 در نصف جهان بسی تابنده تر شدو زاینده رود بس خروشانتر با قدوم مبارک شما
سلام بر شما استاد مهربانی و صفا
تبریک و شادباش ما را به مناسبت میلادتان پذیرا باشید با آروزی ناصری و منصوری برای شما که همچون باران طبع لطیفتان، هماره شامل بنده و سایر دوستان بوده است@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
توصیه هایتان را بر دیده می گذارم ولی باور بفرمایید خیلی سخته دیدن و سکوت کردن
در پناه حق با آروزی شادی و شادکامی


@شهره کبودوندپور توسط ناصرباران دوست Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 17:56

نمایش مشخصات ناصرباران دوست سلام مجدد سرکار خانم کبودوند پور
ممنونم از شما بخاطر اون همه لطف شرمنده و شگفت زده ام فرمودید .
خداوند حافظ سلامتی وجودتان و مهربانی قلبتان باشه .
یک دنیا آرزوهای خوب تقدیم شما
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@ ناصرباران دوست توسط م.فرياد Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 12:36

نمایش مشخصات م.فرياد سلام آقاي باران دوست عزيز@};-
تولدتون مبارك@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
لحظه هاتون سرشار از شادي و نشاط و سلامتي و سرافرازي و آرامش و آسايش@};-


@م.فرياد توسط ناصرباران دوست Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 17:59

نمایش مشخصات ناصرباران دوست سلام وعرض ادب و احترام فراوان خدمت شما شاعر توانا و فرهیخته جناب فریاد .
باعث افتخار است برای بنده پیام شما !ممنون لطف بیکرانتان هستم .
عمرتان به بلندای آفتاب

برقرار باشید @};- @};- @};- @};- @};-


@ ناصرباران دوست توسط ک جعفری Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 13:11

نمایش مشخصات ک جعفری چه خوب ، که هنوز اذهان جوان وزنده ایی هستند که نیکی هایی را به اذهان پیر واز کار افتاده ، یاد آوری کنند!!
تا باد چنین بادا....
ودریغا، که اذهان پیر واز کار افتاده ، هیچ در چنته ندارند که پیشکش بزرگواری چون جناب باران دوست کنند!حتی دریغ از پس اندازی کوچک !!!!

جناب باران دوست عزیز ونازنین

زادروزتان به خجستگی ومیمنت!
امید که تا زنده اید ، سرزنده باشید!


@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


و با سپاس فراوان از شهره بانو برای فراخوان عمومی
وهمچنین سپاس ویژه برای آذرمهر نازنین برای این یادآوری زیبا
@};-


@ ک جعفری توسط ناصرباران دوست Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 18:02

نمایش مشخصات ناصرباران دوست درود و عرض ادب فراوان سر کار خانم کاف جعفری

باعث سر افرازی و سرور قلبی بنده شد لطف حضور و پیام تبریک شما از این بابت سر بر آسمان می سایم

سایه ی لطفتان مستدام بر سر ما
بر قرار باشید @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@ ناصرباران دوست توسط ف. سکوت Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 16:31

نمایش مشخصات ف. سکوت سلام آقای باران دوست،
تولدتان مبارک! @};- @};- @};-


@ف. سکوت توسط ناصرباران دوست Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 18:03

نمایش مشخصات ناصرباران دوست درود و عرض ادب خدمت سرکار خانم ف سکوت همشهری محترم و فرهیخته

ممنونم از لطف شما

برقرار باشید و توانا @};- @};- @};-


@ ناصرباران دوست توسط باران   ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 17:35

چه خب است اینجا!! تولد کرفته اند برای بابایی ما و ما بی خبریم!!!!!!
یعنی ما دیشب خودمان را هلاکیده و تک تک انگشتانمان را سوزانیده ایم که کیک تولدی دست ساز با هنر آشپزی خودمان برای تولدتان مهیا کنیم. و سرتاپای آشپزخانه را خامه کشی کردیم تا بالاخره یک کیک آبرومندانه و رژیمی برای پدرمان فراهم آوریم. و اینقدر بادکنک باد کردیم که کم مانده بود ریه هامان به هم پیچ بخورد و چقدر کتاب فروشی ها ی روبروی هتل عباسی را زیر و رو کردیم تا کتاب باب طبع بابایی مان بیابیم و جشن تولدی رمانیک برپا کنیم.
آنوقت شما فقط یک گاز کوچک از کیک ما را خوردید.فقط و فقط به این دلیل که بعضی ها رژیم قند و شیرینی گرفتند و چندین ماه است لب به هیچ چیز شیرین نمی زنند.(یعنی خییییلی لجبازید).
و اصلا هم نگذاشتید ما کمی جیغ و کف و دست و هورا چاشنی تولدتان بکنیم.بسکه فکر همسایه ها بودید. حالا می بینم که اینجا خوب برایتان تولد گرفته اند!!
یعنی ما تا اطلاع ثانویه در قهریم.شب هم خانه نمی آییم.گوشیمان هم شارژ ندارد و خاموش است.


@باران توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 19:51

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر شما
چه خوب که اسم و نوشته شما رو اینجا می بینم باعث افتخاره باران نازنین
شما هم در جشن ما شرکت کنید..خداوند پدر فرهیخته و مهربانتان را برای شما حفظ کند و زیر سایه ایشان و خداوند روزهای پر از نیکبختی را برایتان آرزومندیم..
اینجا کف و جیغ و هوراااا مجازه تا دلتون بخاد;)
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@باران توسط ناصرباران دوست Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 23:21

نمایش مشخصات ناصرباران دوست سلام
سلام
سلام بر گل روی دختر عزیزتر ار جانمان
ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر
مگه میشه پدر زحمات دخترش را از یاد ببرد آنهم دختری به خوبی و لطافت باران بهاری دختری آراسته به هزار وصد هنر (پیام بازرگانی ) که فقط یکی از آنها هنر نویسندگیه
دختری که دست بابا را به نوشتن باز کرده و دختری که باعث نشاط زندگیه؟!
من همینجا در این سر زمین و در این نقطه ی صفر مرزی روی یک پا می ایستم و با تمام وجودم از زحمات دخترم در برگزاری مراسم تولدم تشکر می کنم و نمی گذارم احدی متوجه شود که دیشب ساعتها دستمال به دست کاشی و سرامیک های آشپزخانه را که خامه اندود شده بود خامه زدایی می نموده ام باور کن دختر عزیزم من به هیچکس نمی گویم که از آن کیک خوشمزه فقط یک برش باریک به من رسید چون مکررا توصیه در توصیه می رسید که چند خوردی چرب و شیرین از طعام اینقدر دیگر نخور به دیار باقی می شتابیا !!!
و خلاصه همه جور ممنون و متشکرم از زحماتی که برای بر گزاری این جشن کشیدی بخصوص در قسمت تزیینات و جمع آوری دوستان خودت و آویزهای زیبا و غیره و ذلک و قس علیهذا
همین جا پیشانی و گونه ی دخترمان را می بوسیم و موهای یلداییش را ناز می کنیم و برایش هزارن دعا و آرزوی خیر داریم
امیدواریم که عمرش به درازی آفتاب باشد @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
در ضمن به کَس کَسونش نمی دم به همه کَسونش نمیدم


@ ناصرباران دوست توسط زهرابادره Members  ارسال در سه شنبه 5 خرداد 1394 - 08:16

نمایش مشخصات زهرابادره سلام استاد عزیز و ارجمند
برادر بزرگوارم جناب باران دوست

شب شکاف برداشت
خورشید ابرها را کنارزد
با تبسمی شیرین
از افق نمایان گشت
آسمان عشق را بر زمین گسترد
و مژده داد تولدي ديگر را
................
سالروز خجسته ميلاد شما گرامي را به حضورتان تبريك مي گويم
اميدوارم كه خداوند درخت سبز عمر زندگي شما روز به روز بربارتر نمايد تا در سايه آن شاگردانتان آرامش را تجربه كنند
البته تاخير مرا خواهيد بخشيد كه اين روزها به خاطر مشغله زياد از حضور دوستان كمتر نافع مي شوم
با آرزوي سلامتي و ايامي شيرين
@};- @};- @};- @};- @};-
@};- @};- @};- @};-
@};- @};- @};-
@};- @};-
@};-


@زهرابادره توسط ناصرباران دوست Members  ارسال در سه شنبه 5 خرداد 1394 - 15:42

نمایش مشخصات ناصرباران دوست سلام و عرض ادب و احترام خدمت بخواهر مهربانم سرکار خانم بادره
بسیار خوشوقتم ار اینکه در کنار شما مهربانان لحطاتی از عمرم سپری می شود .
سپاسگزار لطف بیکران شما هستم
خداوند به سر کار عالی عمر بابرکت و سلامتی و شادکامی در کنار عزیزانتون عطا فرماید .
برقرار باشید


نام: م.فرياد کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 11:56

نمایش مشخصات م.فرياد سلام خواهر گلم@};-
دست و پنجه ت درد نكنه:) حرف دل هزاران نفر زجر كشيده رو زدي يكيش خودم:( و چه با شهامت، چه دلنشين چه ملموس و چه هنرمندانه@};- @};- @};- @};- @};- @};-
منم كلي خاطره از گزينشهاي متعدد رد شده دارم و حرفتو خوب مي فهمم ولي راستشو بخواي من بيشتر زجرشون مي دادم تا زجرم بدن;) هرچند مسير زندگيم عوض شد ولي خوشحالم كه هيچوقت جلوشون كوتا نيومدم حتي اون بار آخري كه قبولم كردن:-/
ولي بعضي از دوستان حق دارن كه ساده بگذرن چون سنشون به اون سالها نميخوره الآنم فكر نميكنم توي همه اداره ها اين تشكيلات به جديت اون سالها انجام وظيفه كنه:(
صحبت از زنبور بي حاصل بوَد
با يكي در عمر خود ناخورده نيش!
(زنده ياد سعدي شيرازي)
باز هم ممنونم به خاطر اين اثر هنرمندانه@};-
فريادت رسا... سكوتت سهمگين@};-


@م.فرياد توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 12:32

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر شما استاد شعر و اندیشه و فریاد
همیشه و همیشه اونقدر لطف و تشویقتون شامل حالم بوده که واقعا نمی دونم دیگه چی بگم!!؟
ممنونم از همراهی و همدلی همیشگیتان
خدمت خانم اسدی هم عرض کردم که هنوز این سوالات توی اداره ما متداوله
بماند که بعد از گزینش هم سراغ تحقیقات محلی و اداری هم می روند و غیر از تفتیش عقاید، حجاب و نماز و روزه درد دیگری ندارند!!
من که خودم توضیح المسائل و مسائل شرعی رو از بر بودم ولی خیلیها به خاطر مسائل پیش پا افتاده از بین ما رفتند و دور برمون پر شد از سیرابی;)
پیروز و تندرست باشید @};- @};- @};-


نام: شهره کبودوندپور کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 12:41

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور لیدیز اند جنتلمن
اینجا تولد داریم تشریف بیارید
گل و کادو یادتون نره

تولد جناب آقای باران دوست :)


@شهره کبودوندپور توسط علیرضا لطف دوست Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 12:58

نمایش مشخصات علیرضا لطف دوست مهربانو شهره کبود وند پور ، سلام
خسته نباشید !!! هم بابت داستان و هم برگزاری تولد استاد فرهیخته و بزرگوار جناب آقای ناصر باران دوست.

جناب آقای باران دوست عزیز ، سلام
تولدتان مبارک ، سایه شما بر سر ما داستانکی ها و خانواده گرامی مستدام باد .
@};- @};- @};-


@علیرضا لطف دوست توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 15:52

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر شما جناب آقای لطف دوست
ممنونم از حضور گرم و مهربانانه شما
لطفتان مستدام و سلامت باشید@};- @};- @};-


@علیرضا لطف دوست توسط ناصرباران دوست Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 21:57

نمایش مشخصات ناصرباران دوست درود و عرض ادب جناب لطف دوست گرامی
ممنون و متشکرم از محبتهای شما
سلامت باشید


@شهره کبودوندپور توسط اذرمهرصداقت Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 13:35

نمایش مشخصات اذرمهرصداقت بانو برگردیدتو آشپزخونه.. من گند زدم
هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا رفقا دستا شله
:D

آرش داداش این فلافلارو بین رفقا پخش کن

یه زنگ به عمو بزنید بگیدبپاشه مجلس تموم شد


عی خدا:D


@اذرمهرصداقت توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 13:39

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور امتحان چطور بود عزیزم
عربی داشتید یا رقص عربی!!؟؟;)


@شهره کبودوندپور توسط اذرمهرصداقت Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 13:48

نمایش مشخصات اذرمهرصداقت دیروز رفتم باشگاه گفتم شب بیدار میمونم میخونم
ساعت 10 شب بود اینقد زانو هام درد میکرد تصمیم گرفتم
صبح زود پاشم درس بخونم
6 پاشدم دیدم خدایی خیلی ظلمه ادم تو این هوا نخوابه
:D
خلاصه بعداز یه دوره مطالعه سخت،
16 رو قهرمانانه گرفتیم:D


@اذرمهرصداقت توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 13:51

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور 16 هم نمره خوبیه گلم
خواهر زاده 19 و نوه عمه ی بیسته :D


@شهره کبودوندپور توسط اذرمهرصداقت Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 13:56

نمایش مشخصات اذرمهرصداقت خخخخخ
بعله اصن من میمیرم واسه نسبت فامیلی

الان که دارم نیگا میکنم این 16 خیلی نمره شیکیه

سعی میکنم واسه باقی امتحانات همین برنامه ریزی رو پیاده کنم:D
یاعلی;)


@شهره کبودوندپور توسط ناصرباران دوست Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 18:05

نمایش مشخصات ناصرباران دوست :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :">
شرمنده فرمودید
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
پیشکش همه ی سروران و همسایتی های عزیز @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@ ناصرباران دوست توسط آرش پرتو Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 21:29

120سالگیتونو ببینیم;)


@آرش پرتو توسط ناصرباران دوست Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 23:41

نمایش مشخصات ناصرباران دوست سلام
ممنونم
اما الان این دعا در حق من بود یا کی ؟!:D :-/


@ ناصرباران دوست توسط آرش پرتو Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 00:35

صد در صد شما;)


نام: زهرابادره کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 13:59

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر خواهر عزیزم خانم شهره نازنین
نخست از دیر کردم پوزش مي طلبم
و بعد تشكر از داستان زيبايي كه نوشته ايد متاسفانه بعضي عملكرده ها در ادارات هست كه مايه تاسف است
ما حديث نبوي داريم كه فرموده اند براي طلب علم حتي به چين برويد و اين نشان مي دهد كه دين ما چقدر براي علم و دانش اهميت فوق العاده اي قائل بوده
اسلام به ذات خود ندارد عيبي
هرعيبي كه هست از مسلماني ماست
اميد كه روزي ماهيت اصلي دين ما براي همگان روشن و آشكار گردد
براي تان موفقيت آرزومندم و اميدوارم ايامي شادي بخش را تجربه كنيد
@};- @};- @};- @};-


@زهرابادره توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 15:57

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام خانم بادره عزیز و دوست داشتنی
نبودنتان را تاب نیاوردم
کلی دلنگرانتون بودم خواهر مهربانم
بله دقیقا حق با شماست اسلام ربطی به این سیستم اداری نداره
کسی که کچله اسم زلفعلی بودن دردی ازش دوا نمی کنه
سپاس فراوان از اینکه خواندید و نوشتید و تشویقم کردید
بد عادتمان کردین بدجور;)
روزهایتان تابان شبهایتان پر ز رویا:x :x @};- @};- @};-


نام: فرزانه رازي کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 14:40

نمایش مشخصات فرزانه رازي =)) =)) =)) =)) =)) =)) =))
فرمول ریاضی و فیزیک بلد بودم و توضیح المسائل بلد نبودم...
پس من خیلی موفق ترم...چون نه فرمول ریاضی فیزیک بلدم نه توذیه المصائل!!! =))
درود.
کف کردیم.
شاد باشین.
:x :x :x
:* :* :*
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@فرزانه رازي توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 16:00

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام ماهبانوی آن سوی آبها
خوب توظیه المثایل را من هم بلت نیستم ولی فرار مغزها نشدم;) فک کنم یه جای کار ایراد داره:D
خوشحالم می کنی همیشه با انرژی وجودت و گل رویت;)
شاد و سلامت و پیروز @};- @};- @};-


@فرزانه رازي توسط ف. سکوت Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 16:30

نمایش مشخصات ف. سکوت سلام فرزانه جان،
از این غلط املایی ات کلی حال کردم!
فکر کنم توذی المصائب هم بشود گفت!!!=))


@ف. سکوت توسط فرزانه رازي Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 17:07

نمایش مشخصات فرزانه رازي :D
قربون شما... :)
:x :x :x
:* :* :*
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: م.ماندگار کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 14:50

نمایش مشخصات م.ماندگار سلام شهره ی عزیزم
داستان قشنگی بود
لذت بردم
خسته نباشید
تولد جناب باران دوست رو هم تبریک می گم @};- @};- @};-


@م.ماندگار توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 16:01

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام مژگان مهربانم
خوشحالم که خطخطیهای من مورد پسندتون بوده
امیدوارم همیشه موفق و سعادتمند باشی :x :x :x @};- @};- @};-


@شهره کبودوندپور توسط احمد دولت آبادی Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 18:25

نمایش مشخصات احمد دولت آبادی این چه وضعشه. همه فاعل اندر فاعل.با احتیاط بیشتری پیش برود بهتره یا کمی محتاط تر پیش برود. اوزان را همه تا دقت نمی کنید.
به شما زنگ می زنیم چیه؟ با شما تماس می گیریم.
کمی ادبی تر بنگار. یک انسان نخبه با یک انسان معمولی لحنش فرق داره.قطع به یقین یک تسبیح اگه دست یک آخوند بیفته نوع حرکت تسبیح متفاوت تر می شه تا همون تسبیح بیفته دست یک راننده جاده. و همون تسبیح دست یک انسان دیگه با شغل دیگه بیفته. یک نخبه نمیگه مدرک دریافت کردم.مییگه نائل اومدم.خواهر عزیزم آفرین. سوژه نابی بود. متاسفانه اینجا همه چیز همینجوریه. پیچیده ست. اینجا تعهد مهمه نه تخصص.ممنون.متاسفانه چون ازت انتظار دارم زیاد از رای محرومت میکنم تا بیشتر دقت گنی و انقدر با عجله ننویسی. این سوژه انقدر زیبا بود که می تونست به ذهن همه میخ بشه .


@احمد دولت آبادی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 20:05

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور درود و سلام آقای دولت آبادی برادر پر حوصله و دقیق و تیزبین
چشم دیگه تکرار نمی شه:)
ممنو نم از وقت گرانبهاتون که صرف نوشته های بنده میشه@};- @};- @};-


نام: کامیار پورسرتیپ کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 16:27

نمایش مشخصات کامیار پورسرتیپ روند داستان جالب بود ولی به نظرم از قسمت "جوان پس از تعظیم و خداحافظی...." به بعد اضافی بود و جنبه ی شعار و تخلیه احساسات گرفت.

همیشه به نوشتن باشید.


@کامیار پورسرتیپ توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 20:01

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلامی نظامی بر شما جناب آقای سرتیپ:D
دوستان می دونن من همیشه آغاز آشناییم با دوستان تازه وارد اینجوریه:)
پروفایل شما رو دیدم بنابراین با توجه به هنر و تجربیاتتون فرمایشات شما درست و بجاست
ممنون از اینکه به ما سر زدین
لطف شما مستدام قلمتان پر گوهر@};- @};- @};-


نام: رضا فرازمند کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 16:31

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

احسنت وآفرین زدی تو هدف

حال قبلا تعداد تکه کفن مرده را هم می پرسیدند

ومی گفتند در رکوع نماز میت آگه عینک افتاد چکار می کنی

ولی این گزینش هم یک سوال انحرافی داشت نهار روز قدس که باید می گفت بنده زخم معده واثنی عشر دارم ویا بقول یک آقا گفته بود مادرم بچه شیر می ده

لذت بردم .گرچه ما اینها را به شوخی می گیریم ومی خندیم ولی واقعا تلخ است ودرد.دست مریزاد@};- @};- @};- @};- @};-


@رضا فرازمند توسط ف. سکوت Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 17:40

نمایش مشخصات ف. سکوت سلام آقای فرازمند،
حالا کفن مرده یک تکه است یا دو تکه؟ =))


@ف. سکوت توسط رضا فرازمند Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 21:03

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

به قول یک نفر بستگی داره زن باشه یامرد@};- @};- @};- @};- @};-


@رضا فرازمند توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 20:08

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر شما استاد گرانقدر و طبیب مهربان سایت
ممنونم از توجه شما بزرگوار
بر حسب اتفاق بنده قبل از گزینش دربه در به دنبال تعداد قطعات کفن بودم گویا برای خانومها تکه ای اضافه تر دارد:D
سپاس از شما و همراهی همیشگیتان@};- @};- @};-


نام: ف. سکوت کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 16:38

نمایش مشخصات ف. سکوت سلام شهره جان،
حیف که نزدیک نیستی وگرنه کلی بغلت می کردم و فشارت می دادم و بازوهایت را ماساژ می دادم! @};-
و این طوری شد که مغزها رفتند و سیرابی ها که نه دلی دارند و نه چشمی و نه مغزی ما را زیر پر و بال خود گرفتند و ... کسانی که حتی سر ندارند که بتوانیم بگوییم سرشان به تنشان نمی ارزد!!!
تازه اون هم با یک مدرک جعلی از دانشگاه بوق یا یک مدرک راستکی از دانشگاه آبوق...
الآن نمی دانم باید بخندم یا گریه کنم؟


@ف. سکوت توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 20:13

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام خانم سکوت عزیز و باوفا
از همین راه دور در آغوشتان گرفته و روی ماه شما را می بوسم
باور کنید وقتی داستان را آپ کردم پیش خودم گفتم اگر هم داستان خوبی نباشه باب میل خانم سکوت است
دقیقا نظرتان را درباره سیرابی به زیبایی بیان کردین
دوستان و همکاران معتقدند سرم را به زودی در سر در اداره آویزان خواهند کرد تا عبرت سایرین باشد:D
امیدوارم روزهای خوبی در انتظارتان باشد دوست من :x :x :x :* :* @};- @};- @};-


نام: حسین روحانی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 16:44

نمایش مشخصات حسین روحانی سلام@};-
همین که کسی بیاد درد رو بگه آدم از گفتن خیلی چیزا باز میمونه دم شما گرم ولی کاش میامدید معادل سازی میکردید.مثلا طرف کله پاچه ای بود و سوالات کله پاچه ای میپرسید.هم مخاطب منظور رو میفهمید هم طنز داشت هم از یه سری سووالات کلیشه مثه ناهار روز قدس کاسته میشد.مرسی بابت داستانتون.موفق باشید


@حسین روحانی توسط ف. سکوت Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 17:34

نمایش مشخصات ف. سکوت سلام آقای روحانی،
جسارت نباشد ولی این سؤال واقعاً کلیشه ای نیست و از یکی از اقوام ما هم پرسیده بودند. اون هم می گفت: "من فکر کردم چه فرقی می کنه که اون روز چی خوردم؟ و الکی گفتم مرغ خوردم!"
به خاطر همین رد شد. هنوز هم بیکار است! البته الآن دیگه وقته مردنش است! ولی خب، دیگه بعد از جنگ و آوراه شدن و از دست دادن کارش و شرایط اون زمان که می دانید چطور بود، کاری پیدا نکرد اما آشپزی اش خیلی خوب شد...:D


@ف. سکوت توسط ف. سکوت Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 17:35

نمایش مشخصات ف. سکوت ببخشید اصلاح می کنم: آواره شدن...


@ف. سکوت توسط حسین روحانی Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 17:51

نمایش مشخصات حسین روحانی سلام
منظور من از کلیشه بودن این سوال اینه که دیگه بیش از حد این سوال رو همه شنیدیم و جوابشم دیگه همه میدونیم و دیگه هیجانی بهمو وارد نمیشه با شنیدنش.مثلا من وقتی در این داستان چنین سوالی مطرح شد تا دو خط جلوترش هم پیش بینی کردم که الان قرار است گفته شود راهپیمایی روز قدس در ماه رمضان صورت میگیرد.منظور بنده این بود
اما در مورد فیوز پراندن آقای محدثی :D : ایشان فرموده بودند امروزی ها میگن فیوز پروندیم .من هم منظورم این بود که امروزی ها نمیگن فیوز پروندن جوانان سی سال پیش میگفتن فیوز پروندن.فیوز پروندن نه تنها اصطلاح امروزی نیست بلکه یه اصطلاح قدیمیه.@};- :D :D


@حسین روحانی توسط حسین روحانی Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 18:13

نمایش مشخصات حسین روحانی ببخشید اصلاح میکنم : بهمون...


@حسین روحانی توسط ف. سکوت Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 20:10

نمایش مشخصات ف. سکوت بله خب، زمان داستان ایشان قدیم بود و اون مکالمه ها هم در همان زمان بود که برای خودشان می شد: جوانان امروزی! @};-


@حسین روحانی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 20:17

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام آقای روحانی یاری که دیگر غریبه نیست
چقدر مشعوفم که اینبار نظر طولانی و پرباری از شما می بینم
ممنونم از نقد و توصیه های خوبتان
حق با شماست
راستش از نظر خودم کلا کلیشه بود :D
سپاس از وقت ارزشمندتون که صرف بنده شد@};- @};- @};-


نام: فاطمه مددی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 17:53

نمایش مشخصات فاطمه مددی سلام بانوووو
قشنگ بودمخصوصاآخراش;)


@فاطمه مددی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 20:19

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر شما فاطمه بانوی مهربانم
خوشحالم که خوندین و برام نوشتین عزیزم
امیدوارم روزهای خوبی در انتظارتان باشد:x :x :x @};- @};- @};-


نام: فرهاد کوهکن کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 18:37

نمایش مشخصات فرهاد کوهکن سلام بر شهره کبودوند
می بینم که دس از دلت برداشته ای و کله ات بو قرمه سبزی گرفته و سراغ سیراب شیردون بزرگان رفته ای !
خب من الان برات سوت و جیغ و کف و هورا می زنم

اما مطمئن نیستم بیش از این کمکی از دستم بربیاد
می فهمی که آبجی ؟

چااااق باشی :D @};-


@فرهاد کوهکن توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 20:26

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر حکاک هنرمند بیستون
باور کنید به دور از هر اغراقی عرض می کنم حضور کمرنگتان در این روزهای اخیر اوقاتمان را تلخ کرده بود ...بودنتان را عادت کرده ایم شدید
اتفاقا قورمه سبزی و کله پاچه بار گذاشته بودم :D
ولی زیرش رو خاموش کردم و کیک درست کردیم بابت تولد
شما هم دعوت هستید @};- @};- @};-
اتفاقا والدینم هم گفتن رو کمک ما حساب نکن;)
همسرم هم قراره علیه من بیانیه صادر کنه و اهلام براءت کنه=)) =)) =))
در پناه ایزد منان@};- @};- @};-


نام: احمد دولت آبادی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 19:14

نمایش مشخصات احمد دولت آبادی بستن اين نظر]
نام: حسین خسروجردی خسرو Members عنوان مطلب:دوستان باوفا پیام خصوصی
تاريخ: دوشنبه 4 خرداد 1394 -زمان:18:40
گفتم که هر جور راحتی بخون.ولی من حرفمو زدم چون تو اصلا به چیزی قیدو بند نداری.پس بخون.اما این یه حق اخلاقیه. البته قانونی نویسنده خیلی اختیارات داره.


نام: محمد حشمتی فر کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 19:31

نمایش مشخصات محمد حشمتی فر سلام خانم کبودوندپور
هر چند برخی از دوستان ایراداتی از داستان طنز و پردرد شما گرفتند اما چون اشاره زیبای شما به یک درد یزرگ ما، به من خواننده خوش آمد بیست میدم.
:) @};- @};- @};-


@محمد حشمتی فر توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 20:29

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام آقای حشمتی فر عزیز همراه همیشگی و مهربان سایت
خیلی خوشحالم کردید بابت این همه تشویق و دلگرمی
بیست شما در یتدم می مونه
همیشه پیروز و تندرست باشید@};- @};- @};-


نام: شهره کبودوندپور کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 22:55

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور چرا به سفره ما دیگر نشانی از نان نیست(حضور آقای لچی نانی)
به شهر غم زده ما ،نمی ز باران نیست (کامنت آقای لچی نانی)

آخه چرا میایید که بعدش دست خالی برید؟..


نام: مینا لگزیان کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 22:55

سلام و درود بانو شهره نازنین
بانو بسیار زیبا و عالی بود نقطه اوج داستان انتهای بی نظریش بود ممنونم خیلی خوب

براتون موفقیت رو ارزو می کنم
@};- @};- @};- @};- @};-


@مینا لگزیان توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در سه شنبه 5 خرداد 1394 - 09:49

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر شما دوست خوبم مینای عزیز
خوشحالم که اینجا بودین و برام نوشتین
و خوشحالتر بابت تشویق و دلگرمیت دوست نازنینم@};- @};- @};-


نام: زینب ارونی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 خرداد 1394 - 23:49

نمایش مشخصات زینب ارونی سلام به شهره عزیز و دوست داشتنی
اینکه تو قالب طنز حرف خیلی از جوونها زده شده خوبه .اینکه به خاطر مسائلی که همیشه بین خدا و بنده اش مطرح بوده و اونو وارد سیاست میکنن و در اخر جوونهای ما مجبور میشن از دین زده بشن خوب گفته شده .به غیر از چند نکته دستوری در ادبیات داستانی ،طرح و درون مایه داستان رو دوست داشتم
ممنونم بانو جانم
دوستدار همیشگی شما @};- @};- @};- @};- :x :x :x :x :x


@ زینب ارونی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در سه شنبه 5 خرداد 1394 - 09:52

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام زینب عزیزم
خوشحالم از حضور همیشگیت و خیلی خیلی خوشحالم که طرح داستانی باب میلت بوده;)
بله دقیقا همینجوریه و خصوصی ترین رابطه آدم با خدای خودش به چالش کشیده میشه و نتیجه اش همینی است که در جامعه می بینیم
با آرزوی بهترین اوقات و سلامتی برای تو نازنین دوست داشتنی و منتقد با حوصله و صبور:* :* :* :x :x :x


نام: ابوالحسن اکبری کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 5 خرداد 1394 - 06:35

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام .درود،درود .آفرین صدآفرین ....خیلی عالی بود .واقعن لذت بردم .پایان غافلگیرانه ای داشت .خسته نباشید.@};- @};- @};- @};- @};- @};-


@ابوالحسن اکبری توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در سه شنبه 5 خرداد 1394 - 09:53

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام آقای اکبری گرامی و بزرگوار
بسیار مسرورم که این نوشته موردپسند شما بوده است خود دردآشنایید و داستانهای کوتاه و عمیق شما نشان از همین درد آشنا دارد
همیشه سلامت و در پناه حق@};- @};- @};-


نام: زهرا فیروزی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 5 خرداد 1394 - 07:59

نمایش مشخصات زهرا فیروزی ریا نباشه اما بنده هم که گاهی راهپیمایی روز قدس شرکت میکنم در اینجور مواقعی احتمالا جوابم همون میل ناهار در منزله:
واقعی چیزی که این روزها کمترین توجهی بهشون نمیشه استعداد و دانش و لیاقتهای افراد هست
ممنون بابت داستان قشنگتون.مانا باشیدD


@زهرا فیروزی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در سه شنبه 5 خرداد 1394 - 09:55

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام زهرا جانم
ریا نباشه من هم شرکت نمی کنم ولی ناهار منزل فراموش نمی شه:D
خوب اینم یه شوخی بی مزه بود
استعداد و لیاقت تنها چیزی است که در جامعه ما دفن می شود متاسفانه
با آرزوی بهترینها برای شما دوست خوبم@};- @};- @};- @};- @};- @};- :x :x :x


نام: الهه سلیمی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 5 خرداد 1394 - 15:12

نمایش مشخصات الهه سلیمی خوب بود خوشم اومد ازش


@الهه سلیمی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در چهار شنبه 6 خرداد 1394 - 15:33

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام الهه جان
ممنونم که وقتتون رو اینجا صرف کردید و خوشحالم مقبول قرار گرفته @};- @};- @};-


نام: محمد اکبری هشترودی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 5 خرداد 1394 - 19:23

نمایش مشخصات محمد اکبری هشترودی سلام خانم کبودوندپور...
ممنون برای این داستان...
لطف هالی متعالی...
متاسفانه موفق نشدم خیل کامنتهای خوب دوستان رو بخونم... فقط عرض کنم که داستان محکم تری رو انتظار داشتم... شروعش رو نمیدونم چرا با دق الباب شروعش کردید که نه اصلا به متن میخونه و نه واقعا جوان دق الباب میکنه... چون دقالباب اشاره به در بیرونی کوچه ست که در اینجا جوان میخواد وارد اتاق بشه نه خونه... و اینکه داستان باید روی یک خط بدون قضاوت سیر میکرد که متاسفانه همش پر بود از قضاوت و یکطرفه نگاه کردن که این باعث میشه داستان مورد قبول واقع نشه و از تاثیرش کاسته بشه... یه نسخه رو برای همه ی ین نوع موارد پیچیده اید که باید حداقلی از گره افکنی، کشش، ماجرا، شخصیتپردازی و غیره رو میداشت... کارکترها حتی به تیپ هم نرسیدن چه برسد به شخصیت...
در هر صورت ببخشید... اینها فقط نظرات شخصی من بود و میتونه درست نباشه...
ایشالا بتونم داستانهای دیگه تونو بخونم...
ممنون@};-


@محمد اکبری هشترودی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در چهار شنبه 6 خرداد 1394 - 15:37

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر شما یار آشنا
روزهای آغاز ورودم رو به سایت و نقدها و تشویقهای شما رو هرگز فراموش نمی کنم
ممنونم بابت این همه زحمتی که بابت خطخطیهای من کشیدید
دق الباب را بیشتر بابت نیمچه طنزی که می خواستم به درونمایه داستان بدهم نوشتم ولی قبول دارم که یه کم تو ذوق می زنه
خوب توی طنز اکثر مواقع قضاوت یکطرفه است یعنی دوست داری یه چیزی روBOLD کنی ولی با این حال نظر شما برای من بسیار ارزشمنده و بر دیده می گذارم
سپاس از حضورتون
امیدوارم این روزها بیشتر شاهد حضورتان و نقدهای خوبتان باشیم @};- @};- @};-


نام: عاطفه حجابی دخت ایمن   ارسال در چهار شنبه 6 خرداد 1394 - 10:55

سلام...وای انگار خیلی دیر اومدم!
ببخشید:">
داستان عمیقی بود حرف دل اکثر جوونا:D
راستی شهره جونم منم قراره این ماه برم گزینش ولی هیچی از توضیح المسائل سرم نمیشه خدا کمکم کنه :D
بااین داستانیم که تو نوشتی فکر می کنم اونجا یادم بیفته سوتی بدم
درهرحال تشکرات فراوووووون بابت قلم تکت


@عاطفه حجابی دخت ایمن توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در چهار شنبه 6 خرداد 1394 - 15:39

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام عزیزم
دیر یا زود
قدم بر دیده می گذاری
امیدوارم خدا کمکت کنه احکام روزه و نماز رو زیاد می پرسند سیاسیها رو اصلا جواب نده
بگو من به سیاست کار ندارم اونجوری کلی هم خوشحال می شن:D
با آرزوی موفقیتت@};- @};- @};-


نام: الف.اندیشه کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 6 خرداد 1394 - 15:16

نمایش مشخصات الف.اندیشه سلام
خیلی جالب بود .
لذت بردم .مرسی:D


@الف.اندیشه توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در چهار شنبه 6 خرداد 1394 - 15:40

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بر بانوی قلم و اندیشه
خوشحالم کردین با حضورتون
با اروزی دیدار همیشگیتان در سایت@};- @};- @};-


نام: عبدالله عمیدی کاربر عضو  ارسال در شنبه 9 خرداد 1394 - 12:41

نمایش مشخصات عبدالله عمیدی سلام بر سرکار خانم کبودوندپور عزیز
باید عرض کنم خدمت شریف شما که داستان در کلیت خود خوب و به قولی هم لبخندزا و هم دردآور است.
تا اینجا تبریک
عرض بعدی خاطر مقدس سرکار گرامی این است که اثر...رو به آینده است...جهت رو به جلو دارد...برمی انگیزد برای استمرار یا اصلاح یا حتی تخریب و بازسازی...
اینجا تسلیت
سپس عارضم به حضور انور مکرم شما بزرگوار که انتظار داشتم بر مسائل رسائل اشراف بیشتری می داشتی
اینجا تعجب!
...توقع داریم چون شمایی در چفت و بست داستان از توانمندی خود بیشتر استفاده کند تا لذت و امید وافری در درونمان بجوشد
اینجا حیف!
القصه...
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: م.ارغوان کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 15:06

نمایش مشخصات م.ارغوان سلام شهره خانم عزیز.داستان زیبایی بود لذت بردم.برای من ک تاحالا تجربشو نداشتم هیجان انگیز بود.ولی تو ادارات شاید اینطوری باشه تو شرکت های خصوصی برعکسه و مذهبی ها تحت فشار قرار میگیرن.لااقل تو چند موردی که من شنیدم!کاش داستان واقعی بود و میتونستم اون مهندس ناسارو ببینم.چون منم هدفم اونجاست:)
در کل داستان جذابی بود.زود با شخصیت داستان همراه شدم:)


نام: م.ارغوان کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 خرداد 1394 - 15:06

نمایش مشخصات م.ارغوان سلام شهره خانم عزیز.داستان زیبایی بود لذت بردم.برای من ک تاحالا تجربشو نداشتم هیجان انگیز بود.ولی تو ادارات شاید اینطوری باشه تو شرکت های خصوصی برعکسه و مذهبی ها تحت فشار قرار میگیرن.لااقل تو چند موردی که من شنیدم!کاش داستان واقعی بود و میتونستم اون مهندس ناسارو ببینم.چون منم هدفم اونجاست:)
در کل داستان جذابی بود.زود با شخصیت داستان همراه شدم:)



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.