عدالت

آقای مدیر دستی به یقه اش کشید و کرواتش رو شل کرد، بعد با صدایی آهسته آمیخته با خشم و ترس خطاب به معلم جوان گفت :
_ آقای بهرامی! برای آخرین بار می گم من دوست ندارم دبیر خوبی مثل شما رو از دست بدم. بچه های این مدرسه به شما احتیاج دارند. تدریس در چنین دبیرستانی آرزوی خیلی هاست. بهترین دبیرستان کشور توی قلب پایتخت
خودتون در جریان هستید که
معلم جوان همینطور که سرش پایین بود و با دسته عینکش ور می رفت جواب داد:

_ ببینید آقای مدیر شما بزرگترید و قابل احترام.ولی برای من فرقی نمی کنه که ورقه امتحانی مال یه بچه کارگر باشه یا یه درباری و اشراف زاده.هرکسی به فراخور هوش و استعدادش از من نمره می گیره..به نظر شخص شخیص شما این کار درسته که یه بچه فُکلی که هر و از بر تشخیص نمی ده و نیم نمره جواب درست توی برگه اش نیست نمره قبولی بگیره و بعد از پول این ملت بورسیه بگیره و بره اروپا و با مدرک دکتر مهندسی بشه ارباب همون بچه کارگر بدبخت!!

_ به هر حال عواقب این سرسختی شما به خودتون بر می گرده از ما گفتن بود.
*******
صدای دادستان مثل زوزه گرگ در گوشش پیچید :
_ شما به جرم ترویج عقاید مارکسیستی و تمایل به حزب توده به دو سال حبس محکوم هستید به عنوان آخرین دفاع می توانید یک دقیقه صحبت کنید
_ با کسب اجازه از محضر دادگاه و جناب قاضی اعلام می دارم بنده هیچ وابستگی به گروههای چپ و راست نداشته و فقط و فقط طرفدار عدالت اجتماعی هستم
بعد از دو ماه روی همان صندلی دوباره صدای دادستان در سالن پیچید:
_ به علت محرز نشدن عضویت ایشان در حزب منحله توده، ایشان با درج تعهدنامه، در یکی از مدارس استان کرمان به ادامه خدمت، مشغول می شوند
*******
آقای بهرامی با دست و روی گچی نشست روی صندلی دفتر و یکی از فنجانهای چایی رو به لبش نزدیک کرد و محو عکس امام و شهید بهشتی روی دیوار شد که آقای مدیر، با اون هیکل گوشتالو و با یقه بسته شده تا زیر چانه اومد نزدیک گوشش و با صدایی لرزان گفت : این نامه از وزارتخونه اومده مال شماست

بسمه تعالی ...نظر به فرمان امام، مبنی بر پاکسازی ادارات و سازمانهای دولتی از عناصر ضد انقلاب و ضد ارزشهای دینی،نامبرده به علت دارا بودن پرونده در زندان ساواک و وابستگی به حزب توده ادامه خدمتتان در آموزش و پرورش کان لم یکن تلقی می شود..
*******
آقای بهرامی، دبیر نمونه ریاضی و همچنین معلم اخراجی آموزش و پرورش در انتهای خیابان انقلاب یک کتابفروشی کوچک دارد که بیشتر حجم کتابها مربوط می شود به نمونه سوالات کنکور، و تابلوی کوچکی روی سردر مغازه است که روی آن با خط خوش نوشته شده کتابفروشی عدالت...

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 9 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

سلمان ارژن ,م.فرياد ,سحر ذاکری ,یوسف رحیمی ,آرش پرتو ,فرزانه رازي , ناصرباران دوست ,اذرمهرصداقت ,ساناز ﭘيري ,فاطمه مددی ,نعیمه میرزاعلی ,زهرابادره ,آرمیتا مولوی ,محمد علی ناصرالملکی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

سلمان ارژن (6/11/1393),سحر ذاکری (6/11/1393),كوروش جعفري زاده (6/11/1393),زهرابادره (6/11/1393),محمدمهدی گلشاهی (6/11/1393),علي طرهاني نژاد (6/11/1393),یوسف رحیمی (6/11/1393),شهره کبودوندپور (6/11/1393),حسین خسروجردی خسرو (6/11/1393),آرش پرتو (6/11/1393),فرزانه رازي (6/11/1393),وحید مداحی (6/11/1393),محمود لچی نانی (6/11/1393),شیدا محجوب (6/11/1393),شهره کبودوندپور (6/11/1393), ناصرباران دوست (6/11/1393),سحر ذاکری (6/11/1393),محمود لچی نانی (6/11/1393),انسیه زمانی (6/11/1393),اذرمهرصداقت (6/11/1393),فاطمه مددی (6/11/1393),ساناز ﭘيري (6/11/1393),رضا فرازمند (6/11/1393),احمد دولت آبادی (6/11/1393),زهرابادره (6/11/1393),حمیدرضا محدثی (7/11/1393),آرمیتا مولوی (7/11/1393),همایون طراح (7/11/1393),شهره کبودوندپور (7/11/1393),شايسته دولتخواه (7/11/1393),محمود لچی نانی (7/11/1393), ناصرباران دوست (7/11/1393),عباس پیرمرادی (7/11/1393),امیر یزدی (7/11/1393),محمد شاهکان (7/11/1393), زینب ارونی (8/11/1393),مجتبی یوسفوند (8/11/1393),شهره کبودوندپور (11/11/1393),امید ناظمی (12/11/1393),امید ناظمی (17/11/1393),محمد علی ناصرالملکی (13/12/1393),آزاده اسلامی (16/12/1393),اذرمهرصداقت (28/12/1393),فهیمه محمدی (24/1/1394),م.فرياد (25/3/1394),سارینا معالی (15/6/1394),

نقطه نظرات

نام: سلمان ارژن کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 6 بهمن 1393 - 13:23

نمایش مشخصات سلمان ارژن باسلام و درود
به شهره کبودوندپور عزیز
عالی بود ...
لذت بردم ...
شاد و سر بلند باشید
@};- @};- @};-


@سلمان ارژن توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 6 بهمن 1393 - 18:13

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام استاد ارژن
سپاس از حضور سبزتون@};- @};-


نام: م.فرياد کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 6 بهمن 1393 - 13:51

نمایش مشخصات م.فرياد سلام@};-
هزاران آفرين بر شما هنرمند فهيم@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
...دلم خون است از دست كسي كه
تبر در آستينش ناپديد است
دلش تسليم شيطان رجيم و
زبانش غرق قرآن مجيد است
بكِش بر بوم غمگين خيالت
گلي زيبا كه پيشآهنگ عيد است
گلي از باغهاي آسماني
كه برگش سرخ و گلبرگش سپيد است
بگو نامش عدالت باشد اين گل
كه آوندش پر از خون شهيد است...
(م.فرياد)


@م.فرياد توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 6 بهمن 1393 - 18:14

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام آقای فریاد
چ شعر زیبایی مرحبا
همیشه به ما سر بزنید


@م.فرياد توسط شايسته دولتخواه   ارسال در سه شنبه 7 بهمن 1393 - 06:57

سلام شهره خانم عزیز
داستان یاد آور خاطرات تلخی است که ممکنه برای خیلیها اتفاق افتاده باشه.ممنون@};-


نام: علي طرهاني نژاد کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 6 بهمن 1393 - 14:35

نمایش مشخصات علي طرهاني نژاد با سلام

1- داستان یه کم از منطق خارج شده یه جاهایی. (این مرد که در زندان ساواک پرونده داره دلیلش چیه که نمیتونه توی آموزش و پرورش تدریس کنه؟ و اینکه آیا این داستان بر اساس واقعیت بوده؟)

2- موضوع داستان کمی روند کلیشه به خودش گرفته.

3- ادبیات داستان روان و همه کس فهمه.

4- علم داستان از املا گرفته تا ادبیات و دیالوگ ها عالیه.

با تشکر.


@علي طرهاني نژاد توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 6 بهمن 1393 - 14:49

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام آقای راسل کرو !!! ببخشید گلادیاتور:D
با سلامی ویژه آقای طرهانی نژاد و تشکر بابت خوانش شما
بنده فیلمهای زیادی در محل کارم بازبینی کردم که مربوط میشد به دادگاههای شاهنشاهی که در آن گاه به اشتباه فردی دستگیر می شد و یا جرم سبکی داشت که نهایتا تبعید می شد. در دوران پهلوی اکثر معلمان و کارگران گرایشهای توده ای داشتند
از سال 1359 بنا به فرمان امام کارمندان و مهندسان زیادی به عنوان ضدانقلاب از سطح ادارات اخراج شدند که برخی از آنها به خاطر گروههای تندرویی که خود امام هم مخالف عملکردشان بود بدون مدرک محکمه پسندی اخراج می شدند
حضورتان مستدام
درضمن این داستان کاملا خیالی است


نام: فرزانه رازي کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 6 بهمن 1393 - 14:59

نمایش مشخصات فرزانه رازي درود بر شهره ی شهر...خوبین خانوم جان؟
فک کنم مناسبه که بگم عاش نخورده و دهن سوخته! :)
بنده خدا پای شانسش میلنگیده!
فدایی..شاد...:)
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@فرزانه رازي توسط شهره کبودوندپور   ارسال در سه شنبه 7 بهمن 1393 - 11:00

سلام بر فرزانه رازی عزیز
ممنونم از حضورت@};- @};- @};-


نام: محمود لچی نانی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 6 بهمن 1393 - 17:31

نمایش مشخصات محمود لچی نانی سلام، شهره کبود وند، یاد سریال های صدتا یه غاز دهه فجر افتادم، که چشم دیدنشونو ندارم، پس چرا خوندمش،؟ چون واسه نویسنده ش، احترام قایلم.


@محمود لچی نانی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در دوشنبه 6 بهمن 1393 - 18:13

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام آقای لچی نانی
ممنون از شما دوست گرامی
نظرتون برای من هم محترمه هم خیلی مهمه چون از تعارف به دور هستید
و اما دفاعیه
شاید باورتون نشه من خودم از اون سریالها اصلا خوشم نمیاد ولی گویا این داستانک رو با عجله خوندید:D
اولش فکر می کردم شاید داستان تایید نشه چون در بخش دوم داستان یعنی بعد از انقلاب معلم طفلکی بدون هیچ دادگاهی توی پاکسازی ادارات دولتی اخراج شد (البته توسط تندروها)


@شهره کبودوندپور توسط محمود لچی نانی Members  ارسال در دوشنبه 6 بهمن 1393 - 18:36

نمایش مشخصات محمود لچی نانی سلامی دیگر بر شما، اختیار دارید، یعنی میفرمایید یه خط اول و خوندیم و. .... بقیه شو، نه، ما اینکاره نیستم، اتفاقا تا اندش و خوندم ، ولی چی بگم که دیگه این یاد آوری ها هم دردی رو دوا نمیکنه،


@محمود لچی نانی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در سه شنبه 7 بهمن 1393 - 09:01

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلامی دوباره آقای لچی نانی
جسارت بنده رو ببخشید
همینکه به ما سر بزنید کافیه@};- @};- @};-


نام: ناصرباران دوست کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 6 بهمن 1393 - 18:56

نمایش مشخصات ناصرباران دوست سلام و عرض ادب
داستان خوبی بود
من از این تابلوی عدالت بسیار دیده ام قصابی عدالت! کله پاچه ی عدالت این رشته سر دراز دارد

برقرار باشید @};-


@ ناصرباران دوست توسط شهره کبودوندپور   ارسال در سه شنبه 7 بهمن 1393 - 11:02

سلام آقای باران دوست
خوشحالم که هدف اصلی داستان با نظر شما همیشه منطبق است
برقرار باشید استاد گرانمایه@};- @};-


نام: مژگان عباسی   ارسال در دوشنبه 6 بهمن 1393 - 19:48

سلام شهره عزیز
ممنون لذت بردم از داستات
ارزویم است عدالت


@مژگان عباسی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در سه شنبه 7 بهمن 1393 - 11:04

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام مژگان خانوم
سپاس از حسن نظر شما@};- @};- @};-


نام: اذرمهرصداقت کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 6 بهمن 1393 - 19:58

نمایش مشخصات اذرمهرصداقت عرض ادب واحترام.اول اینکه ماشا... .عالی بود ازهرحیث
من بی عیب دیدمش.
اووووووووووووووووووووف...فقط میتونم بگم اللهم عجل،رفقا عجل


@اذرمهرصداقت توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در سه شنبه 7 بهمن 1393 - 14:53

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام خانم صداقت
از تبلیغاتتون هم ممنون
:D
سپاس از خوانش شما@};- @};- @};-


نام: نعیمه میرزاعلی   ارسال در دوشنبه 6 بهمن 1393 - 21:50

سلام شهره ی عزیز .
قشنگ بود وخاطره انگیز .
شاد باش ومانا .


@نعیمه میرزاعلی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در سه شنبه 7 بهمن 1393 - 14:53

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام نعیمه جان
سپاسگذارم بانو@};- @};- @};-


نام: رضا فرازمند کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 6 بهمن 1393 - 22:06

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام .زیبا بود از نظر نگارش ولی چون اهل سیا ست نیستم.


از نظر محتوا نمی توانم قضاوت کنم.در پناه حق@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@رضا فرازمند توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در سه شنبه 7 بهمن 1393 - 14:54

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام آقای فرازمند
سپاس از حضورتون@};- @};- @};-


نام: احمد دولت آبادی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 6 بهمن 1393 - 22:50

نمایش مشخصات احمد دولت آبادی سلام. بنده نظری در مورد این داستان ندارم.
چ.ن راستش رو اگه بگم الان غوغا می شه.
سکوت سکوت و سکوت


نام: زینب ارونی   ارسال در دوشنبه 6 بهمن 1393 - 22:51

با سلام
هره جان تا حالا شده یه پارچ اب رو توی یه لیوا ن جا بدی ؟
نمیشه .نشده نخواهد شد هدر میره زحمتت
داستان کوتاه یعنی یک برش از زندگی شخصیت داستانی شما وقتی طرح شما برای یک داستان بلند جا داره نمیتونی توی یه داستان یه صفحه ای جا بدی
اقای بهرامی دبیر ریاضی به دلیل وجدان کاری از کار برکنار میشه دادگاهی میشه سوابقش زیر سوال میره از کار برکنار میشه .کتابفروشی میزنه
خوب برای اینهمه طرحی که توی سرت هست دادگاه میخوای قاضی میخوای سروان میخوای ساواک میخوای مدیر میخوای
در نتیجه مجبوری سرو ته داستانو بزنی و کاری رو بنویسی که من خواننده جذب کار تو نشم و هدر میره زحمتی که کشیدی
داستان شما با طرح تکراری و پرداخت بسیار ضعیفی که داشت نتونست منو با شخصیت های داستانیت همراه کنه دلم برای اقای بهرامی بسوزه یا کارشو تحسین کنم چون نتونستی شخصیتشو به من نشون بدی .تا اومدم بهرامی رو بشناسم سر از دادگاه در اوردم ..بعدشم که یهویی رفت توی دفتر کلاس و بعد .....
موفق باشی عزیزم منتظر داستان قوی تری از شما هستم
@};- @};- @};- @};- @};-


@ زینب ارونی توسط محمود لچی نانی Members  ارسال در سه شنبه 7 بهمن 1393 - 12:51

نمایش مشخصات محمود لچی نانی سلام من بر شما ، خانم ارونی ، اینجا هستم که بگم: با دید خوبی به داستان نگاه کردین ، تشبیه تون هم خیلی بجا بود .
راستش داشتم از اینجا رد میشدم که ، یهو چشمم به متن شما افتاد ، نگاه خوبتون به داستان ، اره ، قابل تقدیر بود .


@محمود لچی نانی توسط محمود لچی نانی Members  ارسال در سه شنبه 7 بهمن 1393 - 12:56

نمایش مشخصات محمود لچی نانی یه سلام کوچولوی دیگه به خانم ارونی ، راستش داشتم میرفتم که ، یهو چشمم به یه چیز دیگه افتاد. میگم : ز ، ارونی با شما نسبتی داره ؟ ...بله ؟؟ نه ، خوب ، نه ، اسم این کار من چیه ؟! ، نه ، اسمش اونی نیست که شما فکر میکنید ، اسمش ، اره اسمش کنجکاوی ه ، همین ، باور کن


@محمود لچی نانی توسط زینب ارونی Members  ارسال در پنجشنبه 9 بهمن 1393 - 10:51

نمایش مشخصات زینب ارونی با سلام خدمت اقای لچی نانی خوب هستید
ممنونم از لطف شما
بله ز.ارونی هم خودم هستم :) :) :) :) :)


@ زینب ارونی توسط محمود لچی نانی Members  ارسال در پنجشنبه 9 بهمن 1393 - 11:52

نمایش مشخصات محمود لچی نانی خیلی باهوش بودم ها


@ زینب ارونی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در سه شنبه 7 بهمن 1393 - 14:57

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام زینب جان
از نقد بجا و همچنین راهنمایی شما متشکرم
سپاس از وقت گرانبها که صرف داستان کردید
موفق باشی@};- @};- @};- @};-


نام: آرمیتا مولوی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 7 بهمن 1393 - 07:48

نمایش مشخصات آرمیتا مولوی سلام شهره عزیز
خوب بود ...آفرین
خسته نباشی @};- @};- @};-


@آرمیتا مولوی توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در سه شنبه 7 بهمن 1393 - 14:56

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام بانو
سپاس از خوانش شما@};- @};-


نام: اعظم رحمتی   ارسال در سه شنبه 7 بهمن 1393 - 10:26

سلام.سرکار خانم کبود وند.
خوب بود.موفق باشید.
کاشکی یه روز این عدالت ها از سر در مغازه ها و ذهن ها و دهان ها به واقعیت بپیوندند.


@اعظم رحمتی توسط شهره کبودوندپور   ارسال در سه شنبه 7 بهمن 1393 - 11:00

سلام خانم رحمتی عزیز
یاد یه جمله از دکتر حسابی افتادم که می گه
آنکس که بخواهد مملکتش را آباد کند باید خانه اش را ویران کند و آنکس که بخواهد خانه اش را آباد کند مملکتش را ویران می کند
سپاس از حسن نظرتون@};- @};- @};-


@شهره کبودوندپور توسط محمود لچی نانی Members  ارسال در سه شنبه 7 بهمن 1393 - 14:27

نمایش مشخصات محمود لچی نانی سلام ، اره داشتم رد میشدم!، چشمم به یه جمله قشنگ افتاد :
آنکس که بخاهد مملکتش را آباد کند ، خانه اش را ویران می کند ، و آنکس که بخاهد خانه اش را آباد کند ، مملکتش را ویران می کند .
فکر کنم ارزش دوباره نوشتن رو داشت .


نام: شهره کبودوندپور کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 7 بهمن 1393 - 14:52

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام مجدد آقای لچی نانی
خوشحالم که دوباره از این طرفا رد شدید و خوشحالم از درج مجدد جمله
@};- @};- @};- @};- @};-


نام: مجتبی یوسفوند کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 8 بهمن 1393 - 16:47

نمایش مشخصات مجتبی یوسفوند سلام
پيام بسيار قشنگي داشت...
معلمي كه دو بار محكوم شده و هنوز تشنه عدالت است...
درود...


نام: امید ناظمی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 12 بهمن 1393 - 21:01

نمایش مشخصات امید ناظمی باسلام.مطالب خوب وداراي فهم حضرت عالي را خواندم اول خوشحال شدم كه توانسته ي يكي از آسيبهاي اجتماعي وقشر مبارز وعدالت خواه را در دوسه پرده كاملا جدا از هم ومكمل هم نقاشي كني البته ميتوانستي قلم فرسايي كني وبهتر ازاين باشد.واما ازاينكه نشان ميدهي يك عدالت خواه نه ماركسيستي هست ونه گرايشي به عقايد حكومت جديد، خيلي خوب است واين نشان از عدم در ك كامل عدالت وعدالت خواهي مسئولين در جامعه مان است



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.