داستانک داستانکی ها

برای فروش : کفش بچه ، اصلا پوشیده نشده
For sale: baby shoes, never worn
Hemingway

با احترام به عالیجناب همینگوی

دوستان ، هموندان عزیز داستانکی
سلام
همراه با شما ، ده روز گذشته و تعطیلات نوروزی را با کنکاش در داستانک های نویسندگان خارجی و داستانک های شما عزیزان سپری کردم.
برای من هر کدام از داستانک های شما تجربه ای جدید بود . با اندیشه های شما بیشتر آشنا شدم و به یقین همدلی و همراهی فوق العاده ای بین ما جاری بود.
تعداد یکصد و پنجاه داستانک در کامنت ها منتشر شد ، همه را جمع آوری و در ذیل مجددا منتشر می کنم ، این پست در داستانک برای من از بهترین خاطرات نویسندگی ام خواهد بود.
برای همه شما بهترین ها را در سال جدید آرزو دارم و امیدوارم تا بتوانیم در کنار هم برترین داستان ها را خلق کنیم .
از این که در این پروژه من را همراهی کردید سپاسگزارم .




1-من، می نویسم، پس، من، هستم/ محمود لچی نانی
2-دزدید و باز کرد و تنها یک قبض / آرش پرتو
3- با قایقم عازم سفرم ، پاروهایم شکسته است/ شهره کبودوندپور
4- سردم شد بابا پای چوبیشو سوزوند/ آزاده اسلامی
5- تمام ثروتم برگ سبزی بود قبل از خزان/ شهره کبودوندپور
6- توافق هسته ای انجام شد، هستی به ایران برگشت /شهره کبودوندپور
7- جلال بیدارم کرد ، گفتمش عاشقتم آرش/آزاده اسلامی
8- شش کلمه ! تف به این زندگی / آزاده اسلامی
9- حاجی: جواب استخارتون خوبه ، زن: بیوه ام / آزاده اسلامی
10- بوی یاس می آید، باز شهیدی گم شده است/ شهره کبودوندپور
11- عزیزم بیا ، نیامد ، گوساله بیا ، آمد / آزاده اسلامی
12- موهایش را فروخت. یک کلاهگیس خرید / آزاده اسلامی
13- خلبان هواپیمای سقوط شده مرد ، مقصر پیدا شد / آزاده اسلامی
14- درکوچه بن بست بود ، منتظر رهگذر / احمد دولت آبادی
15- بر مزار آرزوهایش باز هم شمعی روشن کرد/ شهره کبودوندپور
16- سالهاست منتظر آغوشت هستم عروسک کودکیهایم / شهره کبودوندپور
17- پدر که مرد، مادر جوان شد/ آزاده اسلامی
18- پدرم وقتی مرد مادرم زیباشد / آذر مهر صداقت
19- کانال1:عزاداری . کانال 2 :عزاداری . کانال18 : فوائد گریه / آزاده اسلامی
20- خرید کرده بود ، اما نمی خندید تا جای خالی دندان طلایش/ آزاده اسلامی
21- خرید کرده بود. می خندید ، دندان طلایش نبود/ آزاده اسلامی
22- فهمیدند غذا آلوده است،خیراتش کردند/ آزاده اسلامی
23- زن اعتراف می کرد و کشیش به گناه می افتاد/ شهره کبودوندپور
24- همه به امام جماعت اقتدا کردند و او به چشمهای ریحانه/ شهره کبودوندپور
25- با چاقو جانش را گرفت ، با چاقو جانش را نجات داد/ شهره کبودوندپور
26- پدرش یک اتومببیل دارد پدرم یک موتور سیکلت دارد و یک کلیه/ شهره کبودوندپور
27- عملش گران می شد، گفت دکترها جوابم کردند/ آزاده اسلامی
28- شوهرش را که کشتند، برای قاتل دعا کرد/آزاده اسلامی
29- حلقه ی موهایش طناب دار گردنش شد/ نعیمه میرزا علی
30- دندان در دهان او گذاشت و نان در سفره ی دیگری/ ناصر باران دوست
31- دندان را به او داد و نان را به دیگری/ ناصرباران دوست
32- لیفهایش را نخریدندند چادرش را برداشت برای خریدنش صف بستند/ زینب ارونی
33- دور درختان حصار کشید،شته باغ راخورد/ آذرمهر صداقت
34- صدا و چهره کودکان را از کوچه ها زدوده اند/ ف. سکوت
35- نگاه کن. کوچه از کودکان خالی است/ ف . سکوت
36- دیگر حتی نمی توان اشکی بر نامه افشاند/ ف سکوت
. 37- قلبش در آینه چشمانش پیدا بود/ف سکوت
38- گلدانی بر مزار آن مادر نبود/ ف. سکوت
39- در شهر پرسه زد. هیچ کودکی در کوچه ها نبود/ ف سکوت
40- هر هفته چشمان منتظر مادر را از زیر خاک می دید/ ف . سکوت
41- پرسید. قلبش در چشمانش پیدا بود/ ف . سکوت
42- نوشت. بی هیچ اشکی بر آن نامه مدرن/ ف سکوت
43- سکوت کردم تا صدای فریادم را بشنوند/ نعیمه میرزاعلی
44- عابد به شب زنده داری وپشه به خون خواری/ رضا فرازمند
45- بعد از اعدام فهمیدند بیگناه بوده/ آزاده اسلامی
46- رئیس گقت دزدِ کارخانه را پیدا میکنم.معاون پوزخندی زد/ ازاده اسلامی
47- شوهرم آمد. بوسیدمش. عطرش زنانه بود/ آزاده اسلامی
48- متهم تبرئه نشد، قاضی برکنار شد/ آزاده اسلامی
49- معشوقم را از من گرفتند و در زمین تبعیدم کردند/ شهره کبودوندپور
50- بی تو راهی سفرم. قایق سنگی ام آماده است/ شهره کبودوندپور
51- امشب هم نانش را با بوی خورش همسایه خورد/ ناصر باران دوست
52- زودتر از همیشه می رسیدم اگر پل نمی شکست/ آرش پرتو
53- زن از مرز رد شد. سنگسارش کردند / ف. سکوت
54- مرد از مرز رد شد. فراموش کردند / ف سکوت
55- مرد از مرز رد شد. حق را به او دادند/ ف سکوت
56- نگاهش کردم. خیانت چشمانش را دزدید / ف . سکوت
57- آرش اشتباه فهمید. موضوع طلاق نیست / ف سکوت
58- آذر اشتباه متوجه شد. طرف هیچکس نیستم/ ف سکوت
59- کسی که هیچ چیز را تحمل نمی کند خود تحمل ناپذیر است/ آرمیتا مولوی
60- بادریا بجنگ - با کوه مدارا کن / رضا فرازمند
61- بزرگترین انتقام – فراموشی / رضا فرازمند
62- چهار نفر رفتند افغانستان.. هیچکدوم برنگشتند / آرش پرتو
63- این یکی اصلا خوب نبود / آرش پرتو
64- مردی رفت سفر دلش بر نگشت / ناصر باران دوست
65- از جنگ که برگست چشماش جامانده بود / ناصر باران دوست
66- زن در راه خانه پدر، یاد موهای شانه نشده دخترش افتاد/ شهره کبودوندپور
67- شیطان از ندامت مرد ، عده ای از گرسنگی/ نعیمه میرزا علی
68- موقع جنگ، صورتش را شست. کور شد/ ف سکوت
69- از عراق برگشت. شب ها از خواب می پرید/ ف سکوت
70- تلنگر پیاپی منقار کرکسها ،به یادم می آورد: مغز من پیشکش آنهاست / ک . جعفری
71- رود گفت:خلافکارترین ماهیان، ماهیان آزادند/ محسن نیرومند
72- سوژه مرد تا عکس برنده شود / ب . اسدی
73- به امید بار چهارم، طلاق گرفت / ف سکوت
74- پس از عمری معلمی، آلوده ورق شد/ ف سکوت
75- کم گوی و گزيده گوی تا بکار گیرند/ ف سکوت
76- سال گوسپند است شیرها ترسیده اند/ شهره کبودوندپور
77- شمع خاموش شد تا بال پروانه نسوزد/ شهره کبودوندپور
78- سرباز و زندانی هر دو در انتظار پایان / شهره کبودوندپور
79- عشق را سنگسار کردند و شهوت را تبریه / شهره کبودوندپور
80- گندم ها را سر بریدند و علفهای هرز ماندند/ شهره کبودوندپور
81- بدترین بدبخیه دنیا چیه ؟ نویسنده:چیزی که نمیشه نوشتش / آذر مهر صداقت
82- بچه تر که بودم دلم میخواست رقاص باشم امروز کنگفو کارمیکنم فردامیخوام الهیات درس بدم / آذر مهر صداقت
83- از مذهب به رقص تانگو رسید/ ف سکوت
84- فریاد سکوت ، فرو میریزد ، آوار دلم / رضا فرازمند
85- به زخم دلم ، نمک بزن ، به اندازه / رضا فرازمند
86- بسلامت مرگ ، سر میکشم ، زندگی را / رضا فرازمند
87 - ره یتیم ، قوچ قربانی ، اسماعیل نمی شود / رضا فرازمند
88- کفنش که آب رفت ، فهمیدیم نامرد است / رضا فرازمند
89- به سلامتی مرگ که افسار یابو هاست / آذرمهر صداقت
90- مردی پولدار، خنگ، مایل به ازدواج / ف سکوت
91- مردی که به عمرش یک کتاب نخوانده بود، منتقد معروفی شد/ ف سکوت
92- زنی که هیچ کتابی نخوانده بود، نویسنده شد / ف سکوت
93- زنی کتابخوان را به مردی بیسواد دادند / ف سکوت
94- کتابهای زنش را در تنور مادرش سوزاند/ ف سکوت
95- تنها چیزی که مرد می خواند، واتس اپ بود / ف سکوت
96- از مردانگی تنها سبیلش را داشت/ ف سکوت
97- به مرغها هورمون دادند، زنها سبیل دار شدند/ ف سکوت
98- زن و مرد ایرانی ریش و سبیل دارند/ ف سکوت
99- استاد سر کلاس آمد. ابرویش زنانه بود/ ف سکوت
100- استاد عروسی کرد. ابرویش زنانه شد/ ف سکوت
101- خودش عبرت شد اما داستانهایش نه / مریم مقدسی
102- انسانیتش زیاد بود، دیوانه اش پنداشتند/ ف سکوت
103- برای زنده ماندن، انسانیتش را فروخت/ ف سکوت
104- آدم بودنش در نوسان خلقش بود / ف سکوت
105- انسانیتش را نفهمیدند، زبانش را برید / ف سکوت
106- خواست انسانیت بخرد، در مغازه نبود / ف سکوت
107- تلاشش برای بهبود داستانک را آلودند / ف سکوت
108- وقتی مادر مرد فهمیدم بیمار بود / آزاده اسلامی
109- باران که می بارد، یاد او می افتم / ازاده اسلامی
110- قطار ایستاد ، دیدمش ، دویدم ، گمشان کردم / آزاده اسلامی
111-باران بارید و از سقف دلم یاد تو چکه کرد/ ناصر باران دوست
112- شب که شد یواشکی کفش های مردانه را پشت در گذاشت / مریم مقدسی
113- دندان برای نان-نه برای گاز/ رضا فرازمند
114- مرغ در عروسی وعزا عزا دارست / رضا فرازمند
115- بوسیدش، درد خنجر را حس کرد/ ف سکوت
116-چشمانش می خندید. در دست خنجری داشت/ ف سکوت
117- جای سگک کمربند روی بازوی مادرش بود / ف سکوت
118- به دوستش اعتماد کرد، اعدام شد/ ف سکوت
119- باور نمی کرد کفش دوستش پشت در بود/ ف سکوت
؛120- وقتی بر نی دمیدم ، زخمهای کهنه اش تازه شد و بر سنگ هم اثر کرد / زهرا بادره
121- حلقۀ گمشده ام را دست همکار شوهرم دیدم / آزاده اسلامی
122- حلقۀ گمشده ام را دست همکار زنم دیدم/ آزاده اسلامی
123- عکسهای همسرش را در رودخانه انداخت/ آزاده اسلامی
124- دماغش را عمل کرد، طلاق خواست/ آزاده اسلامی
125- از وقتی دزد محله را گرقته اند، بابا نیامده / آزاده اسلامی
126- فهمید دوستش دارم، با زنش کوچ کرد/ آزاده اسلامی
127- پولها را شمرد...برای شام شب کم بود/ شهره کبودوندپور
128- برای نوه ها خونه مادربزرگ سرای سالمندان است / شهره کبودوندپور
129- شیطان در جلدش رفت قابل تحملتر شد/ شهره کبودوندپور
130- زمین که خورد قدر عصا را فهمید / ناصر باران دوست
131- تا اون روز از جیب خودش دزدی نکرده بود / ناصر باران دوست
132- گرسنه اش که شد یاد مادرش افتاد / ناصر باران دوست
133- دستش که پینه بست فهمید پدر بودن سخته / ناصر باران دوست
134- تا امروز سر خودم کلاه نگذاشته بودم / ناصر باران دوست
135- خیلی تنهاس؟ چطو ؟ جواب ایرانسلو میده / آذر مهر صداقت
136- فردا گم شد-می گریم در ماتم دیروز/ رضا فرازمند
137- سبیل می ذاره برای باج سبیل -مردانگی نداره/ رضا فرازمند
138- آخرین خواسته اش، دیدن دخترش بود/ ف سکوت
139- قبل از طناب دار به که اندیشید؟/ ف سکوت
140- مادر بیمار بود، به دیدنش نرفتم/ ف سکوت
141- وقتی مرد، با هم قهر بودیم/ ق سکوت
142- شیطان بر آدم، رقیبش ،سجده نکرد / شهره کبودوندپور
143- سالهاست تمرین می کنم آدم بودن را / شهره کبودوندپور
144- مزه تلخی داشت آخرین بوسه بر جسد پدر/ شهره کبودوندپور
145- مرد هر صبح با اعتیادش خداحافظی می کرد/ناصر باران دوست
146- خواستم طلاق بگیرم حلقه از انگشتم بیرون نیامد / شهره کبودوندپور
147- همسر در آشپزخانه مرد با منشی در رستوران / شهره کبودوندپور
148- باران از سقف بر گلهای قالی می بارید / آزاده اسلامی
149- زن گهوارۀ خالی را تکان میداد... میگریست / آزاده اسلامی
150- 5+1=0 / آذر مهر صداقت










شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

13

فرزانه رازي ,مریم مقدسی , ناصرباران دوست ,زهرابادره ,آرمیتا مولوی ,سیدصالح علوی ,اذرمهرصداقت ,سلمان ارژن ,شهره کبودوندپور ,ف. سکوت ,مجتبی یوسفوند ,آزاده اسلامی ,ب-اسدی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

آزاده اسلامی (14/1/1394),همایون طراح (14/1/1394), ک جعفری (14/1/1394),اذرمهرصداقت (14/1/1394),رضا فرازمند (14/1/1394),علیرضا لطف دوست (14/1/1394),محسن نيرومند (14/1/1394),ف. سکوت (14/1/1394),زهرابادره (14/1/1394),محمد اکبری هشترودی (14/1/1394),عطیه امیری (14/1/1394), ناصرباران دوست (14/1/1394),مجتبی یوسفوند (14/1/1394),فاطمه مددی (14/1/1394),مینا موتمنی (14/1/1394),آرمیتا مولوی (14/1/1394),امیر یزدی (14/1/1394),سحر ذاکری (14/1/1394),فرزانه رازي (14/1/1394),آرش پرتو (14/1/1394),نعیمه میرزاعلی (15/1/1394),شیدا محجوب (15/1/1394),ب-اسدی (15/1/1394),اعظم رحمتی (15/1/1394),سارا باقری (15/1/1394),احمد دولت آبادی (15/1/1394),زهرا فیروزی (15/1/1394),ف. سکوت (15/1/1394),محسن نيرومند (15/1/1394),شهره کبودوندپور (16/1/1394),ب-اسدی (16/1/1394),همایون طراح (16/1/1394),سلمان ارژن (16/1/1394),شهره کبودوندپور (16/1/1394),سیدصالح علوی (17/1/1394),شهره کبودوندپور (17/1/1394),ف. سکوت (17/1/1394),عباس پیرمرادی (17/1/1394),کیمیا مرادی (19/1/1394),شیدا محجوب (20/1/1394),سیدصالح علوی (23/1/1394),زهرابادره (25/1/1394),سید حسین (25/1/1394),زهرابادره (6/2/1394),مریم مقدسی (17/2/1394),علی زارع (29/2/1394),ابوالحسن اکبری (31/2/1394),اذرمهرصداقت (2/3/1394),رضا فرازمند (4/3/1394),شهره کبودوندپور (1/4/1394),ب-اسدی (29/4/1394),ف. سکوت (24/5/1394),سارینا معالی (15/6/1394),سحر ذاکری (24/6/1394),آزاده اسلامی (27/7/1394),محسن نيرومند (19/2/1395),سبحان بامداد (19/10/1395),

نقطه نظرات

نام: آزاده اسلامی کاربر عضو  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 10:59

نمایش مشخصات آزاده اسلامی سلام و عرض ادب و خسته نباشید به شما نویسنده دلسوز و مهربان سایت
دست مرزاد و خدا قوت. من به نوبه خودم کمال سپاس و تشکر را از شما و زحماتی که برای من و دوستان کشیده اید تقدیمتان میکنم.و وجود گرانقدر شما را در این سایت موهبتی بزرگ میدانم.
با سپاس و احترام فراوان
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
@};- @};- @};- @};- @};-
@};- @};- @};-
@};-


@آزاده اسلامی توسط علیرضا لطف دوست Members  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 12:28

نمایش مشخصات علیرضا لطف دوست سرکار خانم دکتر اسلامی ، سلام
من نیز ممنون از همراهی شما هستم.
از داستانک های شما لذت بردم و برایتان آرزوی موفقیت دارم.
از اظهار لطف شما سپاسگزارم.


نام: رضا فرازمند کاربر عضو  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 11:52

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

این ایراد نوشته بنده را ویرایش نمایید
بره یتیم قوچ نمی شود.
با کمال تشکر.@};- @};- @};- @};- @};-


@رضا فرازمند توسط علیرضا لطف دوست Members  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 12:32

نمایش مشخصات علیرضا لطف دوست آقای رضا فرازمند عزیز ، سلام
دوستان در هنگام خوانش متن و کامنت ها ، خود داستانک شما را اصلاح خواهند کرد.
از حضور مستمر شما سپاسگزارم .
برایتان قلمی توانا آرزو دارم و منتظر داستان های خوب شما در داستانک می مانم.


نام: اذرمهرصداقت کاربر عضو  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 11:54

نمایش مشخصات اذرمهرصداقت سلام
آقا ما الان خیلی خوشحالیم ومتشکر وکمی ذوق مرگ
دم شما مسیحایی،کار وبارتون بیل گیتس زندگیتون ژو آن هریس .رفقاتون حسین ابراهیمیان.
جز اینکه این جمله 18 مال ما نیست،مال آقا سپهریِ،جون ما دورشو لاک بگیرید.


@اذرمهرصداقت توسط اذرمهرصداقت Members  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 12:07

نمایش مشخصات اذرمهرصداقت این جمله 57 58 هم داستان بود؟
نبودا!


@اذرمهرصداقت توسط ف. سکوت Members  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 12:36

نمایش مشخصات ف. سکوت نه آذر جان، نبودند!!! باید حذف شوند!


@اذرمهرصداقت توسط علیرضا لطف دوست Members  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 12:37

نمایش مشخصات علیرضا لطف دوست آذر مهر با صداقت و مهربان ، سلام
دستیاری گاه به گاه تو در کامنت ها افتخاری بود برای من.
داستانک هایت هم زیبا و دلنشین بود.
برایت بهترین ها را ارزو دارم و در انتظار داستان های خوب تو هستم.
نقل قول از دیگران نیز هیچ ایرادی ندارد وقتی نویسنده منبع ان را ذکر می کند.
پس با احترام به عالیجناب سپهری و احترام به مهربانو اذر مهر صداقت.


نام: رضا فرازمند کاربر عضو  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 11:55

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

به هر دیواری نمی شود میخ کوبید.
>>>>>>>>>>>>........


نام: زهرابادره کاربر عضو  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 12:31

نمایش مشخصات زهرابادره سلام آقای لطف دوست عزیز
« وقتی گرسنگی آمد تمام عشق ها فراموشش شد »
وااای من سکته زدم دیدم اسم من تو اون لیست نیست
:) ;)
این دومین داستان کوتاه کوتاه من است امیدوارم اسم منم توی لیست قرار بگیرد :D
تشکر و سپ‍اس فراوان @};- @};- @};-


@زهرابادره توسط علیرضا لطف دوست Members  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 12:41

نمایش مشخصات علیرضا لطف دوست زهرا خانم بادره ، سلام
نام شما در قلب ما است ، این پست همراه با کامنت هایش یادگاری بس پر بها برای من است مخصوصا حالا که نام و داستانک شما هم در آن است.
داستان های دنباله دار شما زینت داستانک است و امیدوارم در سال جدید شاهد بهترین های انها باشیم.
از حضور و اظهار لطف شما سپاسگزارم.


نام: ف. سکوت کاربر عضو  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 12:33

نمایش مشخصات ف. سکوت سلام، از زحمات شما بسیار سپاسگزارم. @};- @};- @};-
چند ایراد کوچک:
1. جمله 18 مال سهراب است نه آذر.
2. جمله 75 مال سعدی است نه بنده.
لطفا حتماً موارد بالا را حذف کنید که به سرقت ادبی متهم نشویم. مرسی.
3. جملات 26 و 27 هر کدام دو جمله هستند که باید تفکیک شوند.
با حذف دو مورد اول و تفکیک دو مورد بعدی رقم رند 150 داستانک همچنان حفظ خواهد شد.

باز هم سپاس. @};-


@ف. سکوت توسط ف. سکوت Members  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 12:35

نمایش مشخصات ف. سکوت وای راستی! جملات 57 و 58 که داستانک نیستند! لطفا حذفشان کنید!!!


@ف. سکوت توسط علیرضا لطف دوست Members  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 12:46

نمایش مشخصات علیرضا لطف دوست سرکار خانم سکوت ، سلام
هر چه از دوست رسد نیکوست.
این که داستانک نیست را همان موقع که می نوشتید فکر می کردید !!!
فارغ از مزاح ، هر کدام از روایت ها زیبایی خودش را دارد و حالا که در کنار هم مرورشان می کنیم به برخی نقص ها پی می بریم و مگر قرار ما از حضور در داستانک غیر از این است ؟
در باب نقل قول ها برای آذر هم نوشتم ، همین قدر که منبع را ذکر کنید کافی است و البته فراموش نمی کنم تذکر ارزشمندی را که شما دادید که بزرگان ادبیات پارسی و شعرای ما نیز اهل داستانک بوده اند.
ممنونم که همیشه همراه و یاور داستانکی من هستید.


@علیرضا لطف دوست توسط ف. سکوت Members  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 12:52

نمایش مشخصات ف. سکوت آقای لطف دوست،
یک پیام خصوصی داده ام. لطفاً بخوانید. مرسی.


نام: مریم مقدسی کاربر عضو  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 14:42

اما هیچ چیزی جای داستان های بلند با پر از تصویر های ناب رو نمی گیره.
موفق باشید.


نام: اذرمهرصداقت کاربر عضو  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 15:21

نمایش مشخصات اذرمهرصداقت دنیا _ ایران =5+1
به همه تبریک میگم
هرچند....


نام: مریم مقدسی کاربر عضو  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 15:58

کلا تو این سایت توهین باب شده
بعد هم که اعتراض میکنی میگن چرا دعوا دارید. بیا حالا به روستایی بودمون گیر دادن و توهین می کنم.
اصلا من افتخار می کنم که لهجه گیلکی دارم و آبا و اجدادم روستا زاده بود.




تا وقتی که لهجه داشت اصالتش حفظ شد.


@مریم مقدسی توسط علیرضا لطف دوست Members  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 16:21

نمایش مشخصات علیرضا لطف دوست چه تدبیر ای مسلمانان که من خود را نمیدانم.

نه ترسا نه یهودم من نه گبر و نه مسلمانم

نه شرقیم نه غربیم نه بریم نه بحریم

نه از ارکان طبیعیم نه از افلاک گردانم

نه از هندم نه از چینم نه ار بلغار و سقسینم

نه از ملک عراقینم نه از خاک خراسانم

نه از خاکم نه از آبم نه از بادم نه از آتش

نه از عرشم نه از فرشم نه ازکونم نه از کانم

نه از دنیا نه از عقبی نه از جنت نه دوزخ

نه از آدم نه از حوا نه از فردوس و رضوانم

هوالاول هوالاخر هوالظاهر هوالباطن

که من جز هو و یا من هو کس دیگر نمیدانم

مکانم لا مکان باشد نشانم بی نشان باشد

نه تن باشد نه جان باشد که من از جان جانانم

دوئی را چون برون کردم دو عالم را یکی دیدم

یکی بینم یکی جویم یکی دانم یکی خوانم

اگر در عمر خود روزی دمی بی تو برآوردم

از آن روز و از آن ساعت پشیمانم پشیمانم

زجام عشق سر مستم دو عالم رفته ازدستم

به جز رندی و قلاشی نباشد هیچ سامانم

اگر دستم دهد روزی دمی با تو در این خلوت

دو عالم زیر پای آرم همی دستی بر افشانم

الا ای شمس تبریزی چنان مستم در این عالم

که جزمستی و سرمستی دگر چیزی نمی دانم.


@علیرضا لطف دوست توسط مریم مقدسی Members  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 18:29

ممنونم ازاین شعر @};-


@مریم مقدسی توسط ف. سکوت Members  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 17:41

نمایش مشخصات ف. سکوت واقعا شما کارتان آشوب درست کردن و توهین کردن زیر داستان این و اون و به این و اون است!
من از کجا بدونم شما روستایی هستید یا لهجه گیلکی دارید؟ حالا گیرم که می دونستم! چه ربطی به داستان بنده یا آقای لطف دوست داره؟؟؟؟!!!!
اما حالا این را فهمیدم که فکر می کنید مرکز کائنات و محور اصلی سایت داستانک هستید و هر کس هر چه می گوید و می نویسد، هدفش نابودی شماست!!!!!!!!!!!!!!!!


@ف. سکوت توسط مریم مقدسی Members  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 18:22

اصلا جلوی من احترامی نداری
برات توضیح دادم که گفتن لهجه روستایی درست نیست اما چکار کردی ?! کار چوپان ها رو هم وسط کشیدی
نمیدونم چجور کتاب خونی هستی که انقدر طرز فکر سطحی داری
اصلا فکر نکنم کتابی هم که خوندی ازش چیزی فهمیده باشی.
خجالت نمی کشی ?!
تو داستانتم گفتم
این جمله نگهبان با لحن بی ادبانه و لهجه روستایی درست نیست. اما جواب خنده داری دادی
لحن بی ادبانه با کدوم کلمه اومده ها ?! با لهجه روستایی!
بجای اینکه معذرت خواهی کنی چرت و پرت می گی
بعدم من یه داستانک کوتاه برای آقای لطف دوست نوشتم و اصلا به تو چه ها ?!
چهل سال سنته اما شعورت هنوز در حد بچه چهار سالست.


@مریم مقدسی توسط مریم مقدسی Members  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 18:31

انقد هم که ترسویی کامنت ها رو حذفیدی.
هه


@مریم مقدسی توسط سحر ذاکری Members  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 21:36

نمایش مشخصات سحر ذاکری واقعا که !!!!!
شما آبروی هر چی آدمه بردی !!!!
شما جز همون آدمهایی هستی که آقای رنجبران تو داستان جدیدش ازشون به اسم توهم زده ها نوشته !!!
واقعا تاسف باره...............


@سحر ذاکری توسط مریم مقدسی Members  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 21:39

البته مثل خود توهم زدت
تو که از ماجرا خبر نداری بی خود می کنی وارد بحث می شی.


@مریم مقدسی توسط سحر ذاکری Members  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 21:44

نمایش مشخصات سحر ذاکری شعورت در حد یه نخوده ، خاااااااااااااااااااانوووووووووم نوییییییییییییییییسنده ومنتقد داستااااااااااااانهاااااااااااااااااااااا ..............!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


@سحر ذاکری توسط مریم مقدسی Members  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 22:02

نه ادعای نویسندگی کردم نه ادعای منتقد بودن اینا رو خودت داری نسبت می دی. و می گی شعورت اندازه نخوده که اینم خودت داری نسبت می دی بقول شیخ ابو طاهر حرمی من این همه نیستم.
و خب خانم جوابی که در کامنت قبل بهت دادم در حد خودت بود که دخالت بیجا نکنی وقتی چیزی از موضوع اصلی نمی دونی.
اصلا حرف حسابت چیه ?! تو چی می گی این وسط?!


@مریم مقدسی توسط مریم مقدسی Members  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 22:04

چقدر حرف تو دل بعضی ها مونده ها
کسی دیگه ای نبود ?! =))


@مریم مقدسی توسط سحر ذاکری Members  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 22:23

نمایش مشخصات سحر ذاکری به همون اندازه که شعورت قد یه نخوده به همون اندازه هم درک وفهمت در حد یه نخوده !!! من چی گفتم و شما چی برداشت کردی !! همیشه هر چی دوست داشتی برداشت می کنی از حرفای دیگروون ، مگه نه؟؟
جالبه واقعا... یه کامنت به من نشون بده که تو داخلش اظهار نظر نکرده باشی!!!! اونوقت به من میگی این وسط چیکار می کنم!!
به کسیکه تربیتت کرده باید گفت دست مریزاد !!! چه گلی کاشته !!


@سحر ذاکری توسط مریم مقدسی Members  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 22:50

هی پای مادر پدرمو نکش وسطا ! اتفاقا من می دونم چی داری می گی.
یکی از این عقده ای ها که تا یه جا دعوا و بحث میبینه میشه هیزم بیار معرکه.
توی نخود بگو ببینم بحث ما راجب چیه تا بدونم با تو چه بحثی دارم که پریدی وسط!
اصلا توهم واسه من آدمی که بحث می کنم ?!
به جهنم
هر عرعری خواستی بکن
دیگه جوابتو نمی دم. چون توی بیشعور بی خودی پریدی وسط و بحثی باتو ندارم.


نام: علیرضا لطف دوست کاربر عضو  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 19:11

نمایش مشخصات علیرضا لطف دوست داستانک های مرضیه مهر عزیز کمی دیر به دستم رسید و در لیست بالا منتشر نشد، بنابراین در ضمیمه داستانک داستانکی ها روایت های او را می آورم.
مرضیه عزیز ممنون از همراهی


1-پسرك از نگاه پيرمرد خجالت كشيد
2-پنج نفر ريختند و حسابي كتكش زدند
3-آنقدر آب خورد تا سيراب شد
4-با شنيدن صداي رعد خشكش زد
5-يكي بود ؛مثل اينكه كسي نبود
6-طوفان همه چيز رو از بين برد
7-شير اسير چشمان زيبا آهو گشت
8-رنگ ها رو در آميخت و زندگي ساخت
9- اين دفعه او بازي را برد
10-در قفس باز شد و اوج گرفت
11-با چشمانش به پسرك شادي هديه مي كرد
12-ديروز با يك دسته گل رفت خواستگاري


@علیرضا لطف دوست توسط مریم مقدسی Members  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 19:21

آفرین همشون قشنگ بودند


@علیرضا لطف دوست توسط مرضيه .مهر   ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 20:36

سلام!
آقاي لطف دوست نتيجه كارتون عاااااااااااالي شد!
داستانك ها به شدت زيبا و داستاني هستند!
با اينكه داستانك هاي خوبي ننوشتم باز ممنون از درج آن ها@};-


نام: فرزانه رازي کاربر عضو  ارسال در جمعه 14 فروردين 1394 - 23:03

نمایش مشخصات فرزانه رازي نگااااااااااااااااااااااااا...باحال ماحالاشو نبودیم!!! :(
عاقا شما چرا...
وایسا...سلام.خوبین عاقا؟؟؟
سال نو مبارک.ایشالا گلن گونلروز خیر اولسون... :D تورکوخ داااااا... :D
برو بقیه ش!عاقا شما چرا باحالاشو تو تعطیلات عید رو میکنین؟؟؟اصن دونخته اشک گریه چیلیک چیلیک...
ایده ی جالبی بوده!دستتون درد نکنه...حیف که از چالش دور موندیم!هعی...ایشگال نداره...ایشالا دور بعدی... :D
همین دیگه عاقا...
فدایی شااااااااااااااد...
سال نو,اوف!
:D
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@فرزانه رازي توسط علیرضا لطف دوست Members  ارسال در سه شنبه 18 فروردين 1394 - 15:45

نمایش مشخصات علیرضا لطف دوست فرزانه خانوم رازی ، سلام
امیدوارم تعطیلات خوش گذشته باشه ، دیگه ما هم تعطیلات نداشتیم و سفر نرفتیم و اینجوری سرگرم شدیم.
ممنون که همین آخر کار هم آمدی و این پست را با کامنتت مزین کردی
موفق باشی


نام: اعظم رحمتی کاربر عضو  ارسال در شنبه 15 فروردين 1394 - 13:25

نمایش مشخصات اعظم رحمتی سلام.وقت به خیر.سال نو مبارک.
کارتون خیلی قشنگ و کاربردی بود.البته من بازهم به دلیل ذیق وقت نه نظرات رو خوندم و نه داستانک های برگزیده شمارو.اما نظر و زحمتتون برام قابل تحسینه.حتما می خونمشون.


@اعظم رحمتی توسط علیرضا لطف دوست Members  ارسال در سه شنبه 18 فروردين 1394 - 15:45

نمایش مشخصات علیرضا لطف دوست سرکار خانم رحمتی ، سلام ، سال نو مبارک
از اظهار لطف شما سپاسگزارم


نام: مجتبی یوسفوند کاربر عضو  ارسال در شنبه 15 فروردين 1394 - 20:06

نمایش مشخصات مجتبی یوسفوند سلام
دست مریزاد بابت این ابتکار جالب شما..@};- @};- @};- @};- @};-


@مجتبی یوسفوند توسط علیرضا لطف دوست Members  ارسال در سه شنبه 18 فروردين 1394 - 15:46

نمایش مشخصات علیرضا لطف دوست جناب آقای یوسفوند ، سلام ، سال نو مبارک
بسیار سپاسگزارم از حضور و اظهار لطف شما


نام: شهره کبودوندپور کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 16 فروردين 1394 - 08:41

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام آقای لطف دوست
واقعا زحمت کشیدید
ممنون بابت وقت ارزشمندتون که صرف دوستان از جمله بنده نمودید
پویا باشید


@شهره کبودوندپور توسط علیرضا لطف دوست Members  ارسال در سه شنبه 18 فروردين 1394 - 15:48

نمایش مشخصات علیرضا لطف دوست مهربانو شهره کبودوند پور ، سلام
من باید از شما تشکر کنم که همراهی بسیار داشتید و فعالانه در این پست ها من را یاری کردید.
برایتان بهترین ها را آرزو دارم


نام: سلمان ارژن کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 16 فروردين 1394 - 19:14

نمایش مشخصات سلمان ارژن با سلام
سال نو مبارک ، آرزوی سالی پر از برکت را برای شما خواهانم ...
خسته نباشید
عالی بود
@};- @};- @};- @};- @};-


@سلمان ارژن توسط علیرضا لطف دوست Members  ارسال در سه شنبه 18 فروردين 1394 - 15:48

نمایش مشخصات علیرضا لطف دوست جناب آقای ارژن سلام ، سال نو مبارک

از اظهار لطف شما سپاسگزارم.


نام: رضا فرازمند کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 18 فروردين 1394 - 18:17

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

موهای سیاه-لنزهای آبی -تبارک الله@};- @};- @};- @};-


@رضا فرازمند توسط ف. سکوت Members  ارسال در جمعه 21 فروردين 1394 - 17:50

نمایش مشخصات ف. سکوت سلام آقای فرازمند،
دختر یکی از دوستان بنده دقیقا موهای مشکی و چشم های آبی داره. بدون لنز. زیاد عجیب نیست. :)


@ف. سکوت توسط رضا فرازمند Members  ارسال در جمعه 28 فروردين 1394 - 17:05

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

حتما مادرش آلمانی وپدرش هندی است@};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.