چرخش

همین گونه سمج، به سرش می تابید خورشید و او همچنان با پای برهنه، به دنبال ردی بود که جا مانده، از آخرین دو لنگه کفش.

#(بمثابه مربع)

همین گونه یخ زده، در خونش منجمد می شد قلب یخ زده!
او همچنان با پای برهنه، به دنبال ردی بود جا مانده،
از آخرین دو جاپای برهنه.

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 3.3 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

لیلا حسن زاده , ناصرباران دوست ,علی غفاری دوست (مارتین) ,عباس پیرمرادی ,فرزانه رازي ,الف.اندیشه ,


این داستان را خواندند (اعضا)

سعید پرمشکانی زاده (3/4/1395),الف.اندیشه (3/4/1395),لیلا حسن زاده (3/4/1395), ناصرباران دوست (3/4/1395),رضا فرازمند (3/4/1395),محسن نيرومند (4/4/1395),فرزانه رازي (4/4/1395),عباس پیرمرادی (4/4/1395),علی غفاری دوست (مارتین) (4/4/1395),سعید پرمشکانی زاده (5/4/1395),علی غفاری دوست (مارتین) (5/4/1395),محسن نيرومند (26/4/1395),سعید پرمشکانی زاده (26/4/1395),سعید پرمشکانی زاده (28/5/1395),

نقطه نظرات

نام: ناصرباران دوست کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 3 تير 1395 - 12:25

نمایش مشخصات ناصرباران دوست همینگونه به تنش شلاق می زد دست وحشی و ویرانگر باد خزان و او با قلبی که می پژمرد همچنان با پای برهنه به دنبال دو رد پای بجا مانده از دوپای برهنه!!

همینگونه پر شور عشق در وجودش جوانه می زد ! و او باقلبی که به طرزی متفاوت می تپید . همچنان با پای برهنه بر روی شکوفه های ریخته از درختان گیلاس! به دنبال دو رد پای بجا مانده بود از اخرین دوپای برهنه!

درود برشما
چه طرح جالب و دلنشینی بود
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: سعید پرمشکانی زاده کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 3 تير 1395 - 14:12

نمایش مشخصات سعید پرمشکانی زاده درود بر شما آقای باران دوست.
جالب و دلنشین دیدگاه شماست@};-
پایستار مانید.


نام: ح شریفی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 3 تير 1395 - 15:06

نمایش مشخصات ح شریفی سلام بر جناب پرمشکانی زاده
"چرخش " حکایت جالبی داشت ، از جستجوی صاحب اثر
موفق باشید@};- @};-


@ح شریفی توسط سعید پرمشکانی زاده Members  ارسال در پنجشنبه 3 تير 1395 - 16:06

نمایش مشخصات سعید پرمشکانی زاده درود بر شما جناب شریفی.

من گنگ خواب دیده و عالم همه کر
من ناتوان ز گفتن و خلق ز شنیدنش.

کوچک ابجد خوانم.


نام: رضا فرازمند کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 3 تير 1395 - 22:51

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

دوست ادیب

زیبا بود

چرخش یا دور تسلسل داستان زیبایی بود

از حکایت تکراری زندگی ما انسانها

احسنت@};- @};- @};- @};- @};-


نام: محسن نيرومند کاربر عضو  ارسال در جمعه 4 تير 1395 - 13:09

نمایش مشخصات محسن نيرومند همانگونه گیچ، میچرخید دور سرش ستاره های بیشمار در جستجوی جای عصا بجای کفشهایی که نداشت و پاهایی.

بازم ببخشید که پا کردیم توی کفش بزرگترها
عجب حکایتی دارد این تسلسل :-/


نام: علی غفاری دوست (مارتین) کاربر عضو  ارسال در جمعه 4 تير 1395 - 19:08

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) درود

به نظر من تکه اول داستان به تنهایی مینیمال زیبایی است !

سبز باشید



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.