رسم عاشق نیست با یک دل دو دلبر داشتن 2


قسمت دوم
دلا تا نخندی مو نخندوم آی گُلُم که مو نخندُم
دگر عهد و وفا با کس نبندُم، آی گُلُم با کس نبندُم

دگر عهد و وفا با یارِ جونی، ای گُلُم با یار جونی
نه چشمم سورمه کنم نه سر ببندم ای گلم نه سرببندم
نه چشمم سورمه کنم نه سرببندم ای گلم نه سر ببندم

به این فکر افتاد که زودتر وارد کافه شود و قیمت نوشیدنی های مختلف را ببیند و میزی در کنجی دنج را انتخاب کند. به آرامی وارد کافه شد.فضایی آرام همراه با طنین شستن ظرفهای متعدد از روز گذشته و میزهایی که تقریبا همگی هنوز اثراتی از خرده کیک و دستمال کاغذی های استفاده شده داشتند را مشاهده میکرد! در و دیوار و فضای کافه به مسجدهای قدیمی بیشتر شبیه بود تا کافه . ولی به جای عکس شهدا و پوسترهای مذهبی از عکس چرچیل و پوسترهای آلات موسیقی استفاده شده بود. تنها منظره زیبای کافه پیانویی است که مقابل در ورودی قرار گرفته است. با همه ی این تفاسیر او تنها به دنبال منوی قیمت نوشیدنی هاست ولی هیچ اثری نیست. پسری جوان سراغش می آید و می گوید چی میل می فرمایید جناب؟
چی دارین کاکو؟! میشه منوی کافه رو ببینم؟
از زیر موس کامپیوتر کارگر کافه منویی خوش آب و رنگ را تحویلش میدهد.
دستتون درد نکنه .من منتظر یکی از دوستامم تا ایشون میاد من پشت همین میز میشینم .بعدا یه چیزی برای خوردن انتخاب میکنم ...
کارگر کافه در حالی که همچنان دستانش را با کاور لباسی اش خشک می نماید می گوید : باشه اشکال نداره منتظر امر شمام جناب... .

پشت میز جلوی در مغازه مینشیند .میزی شیشه ای وکوچک که تمیزترین میز مغازست! به سرعت همه لیست را ورانداز میکند و با اسامی عجیب و غریبی رو به رو می شود! در خیال و افکارش به نوعی با واژه چه غلطی کردم و چه گ..خوردم مواجه شد!! به خود میگفت :"خب یه استکان چای ساده 6000 هزار تومن!!! بستنی 14هزار تومن!؟! خدایا خودت یه معجزه ای کن ! اون ازون بانک عوضی اینم ازین لیست کافه لعنتی !!" برای حفظ کلاس در تنهایی کافه اش، گوشی اش را از جیبش در آورد و واتساپ و تلگرامش را چک نمود! و دوباره گوش دادن آهنگهایش:
دلم از بهر رفتارت خرابه
چو مرغابی که سرگردون آبه
نداروم قاصدی نزدت فرستوم
اگه مثل منی حالوم خرابه آی گلم حالوم خرابه
...
ای بابا این آهنگه که تمومی نداره . بهنام بانیه کوش پس ؟!
به سرعت در تاریخچه کانال تلگرامی مورد نظر پیدایش میکند :

"این دل فقط جای توئه گوشم به حرفای توئه قلبم تو دستای توئه عشقم
آرامش حال منی عشق ایده آل منی اما فقط مال منی عشقم
دوس دارم تورو مثل همیشه از حس دلم نه دیگه کم نمیشه
دوس دارم تورو مثل همیشه از حس دلم نه دیگه کم نمیشه
چه بخوای چه نخوای تورو به دست میارم چه بخوای چه نخوای به تو علاقه دارم
خودتو برسون به دل بی قرارم آخه من تورو دوست دارم
چه بگی چه نگی میخونم از تو چشمات چه بیای چه نیای میمونم عشق من پات
هنوزم میپیچه داره تو گوشم حرفات تو بخند بذار آروم شم بات"

به ناگاه در باز شد و عطر دخترانه ای به مشامش رسید .صدای نفس زدن های پیاپی دختر و بوی عطر دخترانه اش را می شنید و فهمید که با عجله آمده است. به عقب برگشت و از جایش بلند شد و سلام و احوالپرسی و دیداری نو در صبحی در اوایل شهریور.لیدیِ منظور مثل همیشه باوقار و بالحن خاص خودش آرام آرام و با متانت جوابش را میداد. اما با چهره ای کاملا متفاوت و آرایش کرده و شالی روشن و موهایی که موجش برگوشه ای از چهره همیشه خندان و آرامش سایه انداخته بود...
هر دو به سمت همان میز رفتند . ببخشید شما کدوم میز رو انتخاب میکنین؟!
با لبخندی ...هوووم بنظرم همین میز عالیه... .
آره خواهر میز خوب و تمیزیه!!! ولی اینجا هر کی وارد بشه به ما برمیخوره چون دم دره ...!
ولی بشینیم دیگه انگار باقی میزا قرار نیس تمیز بشن!
بفرمایید شما. راستی این پیانو رو یادتونه؟؟ با سعید اومدیم یه روز؟!
...
ادامه دارد



پی نوشت : 1 . اون پیش نوشت قسمت اول رو حتما بخونین، اولش دو نکته مهم داشت .
2. آهنگ های زمینه یکیش که محلی فارسی زبونا در اقصا نقاط ایرانه که توسط افراد مختلف بازخوانی شده . ترانه بعدی با صدای بهنام بانی و شعر از عاطفه حبیبی بود که در اینجا شاهدش بود ... .

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.0 از 5 (مجموع 4 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

13

الف . محمدی ,نرجس علیرضایی سروستانی ,شهره کبودوندپور ,م.ماندگار ,سبحان بامداد , ناصرباران دوست ,تینا قدسی ,ترنم سرخسی ,عاطفه حجابی دخت ایمن ,آرمیتا مولوی , ツفریماه آرام فر ツ ,پریناز.ک ,محمد علی ناصرالملکی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

الف . محمدی (15/7/1396),نرجس علیرضایی سروستانی (15/7/1396),حمید جعفری (مسافر شب) (15/7/1396),شهره کبودوندپور (15/7/1396),سارینامعالی (15/7/1396),م.ماندگار (15/7/1396),سبحان بامداد (15/7/1396), ناصرباران دوست (15/7/1396),تینا قدسی (16/7/1396),ترنم سرخسی (16/7/1396), ناصرباران دوست (16/7/1396),آرمیتا مولوی (16/7/1396),آرمیتا مولوی (16/7/1396),پریناز.ک (25/7/1396),محمد علی ناصرالملکی (25/7/1396),ترنم سرخسی (28/7/1396),

نقطه نظرات

نام: ناصرباران دوست کاربر عضو  ارسال در شنبه 15 مهر 1396 - 21:11

نمایش مشخصات ناصرباران دوست سلام کاکو
زوودتر ادامه بده نکنه مثه سریالای سیما آب بهش ببندیا .
بازم سیت وفور انرژی آرزومیکنم


نام: ناصرباران دوست کاربر عضو  ارسال در شنبه 15 مهر 1396 - 21:11

نمایش مشخصات ناصرباران دوست سلام کاکو
زوودتر ادامه بده نکنه مثه سریالای سیما آب بهش ببندیا .
بازم سیت وفور انرژی آرزومیکنم


@ ناصرباران دوست توسط سبحان بامداد Members  ارسال در شنبه 15 مهر 1396 - 21:14

نمایش مشخصات سبحان بامداد سلام و درود بر استاد عزیز و پرانرژی مون جناب باران دوست

رو چیشام کاکو . سعیمو میکنم که زودتر تمومش کنم خخخ

ممنون که خوندین و تکراری بود . شاد و سلامت و موفق باشین


نام: آرمیتا مولوی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 17 مهر 1396 - 12:59

نمایش مشخصات آرمیتا مولوی سلام و منتظر @};-


@آرمیتا مولوی توسط سبحان بامداد Members  ارسال در سه شنبه 18 مهر 1396 - 08:34

نمایش مشخصات سبحان بامداد سلام و عرض ادب . سپاس از لطفتون . ایشالله به زودی زود قسمت بعدی ارسال میشه



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.