پنالتی در دقیقه 94

ایستاده‌ام و به روبه‌رو خیره شده‌ام! نقطه سرنوشت‌ساز زندگی من! قلبم به‌شدت می‌تپد! همه سرنوشت من به این چند لحظه بستگی دارد. فقط به آن نقطه نگاه می‌کنم! نقطه عطف زندگی‌ام! فکر می‌کنم تابه‌حال چند نفر توانسته‌اند نقطه عطف زندگی‌شان را به چشم ببینند! ولی سریع این فکر را ازسرم بیرون می‌کنم. من تا پایان عمر فرصت دارم تا به افکار مزخرفم پروبال دهم ولی الآن نباید تمرکزم را به هم بزنم. حرکتش شروع شد.
یک نگاه بی‌تفاوت به من...
یک حرکت دست...
یک چرخش عجیب‌وغریب...
و...
تمام...
تمام شد... تمام شد...
موفق شدم. موفق شدم! باور نمی‌کنم! دلم می‌خواهد بدوم! فریاد بزنم! جیغ بکشم ولی نمی‌شود! می‌دانم باید مثل تمام این هفت ماهی که رفتم و آمدم، باید متین و موقر باشم! با بی‌تفاوتی کاغذ را به سمت من می‌گیرد و من با احترام جلو می‌روم و کاغذی را می‌گیرم که برای به دست آوردنش هفت ماه تمام دویده‌ام و کلی پول و وقت هزینه کرده‌ام و فقط یک ماه منتظر بودم تا این رئیس محترم با یک حرکت عجیب‌وغریب امضای کج‌وکوله خود را پای آن بیندازد و من بتوانم مجوز تأسیس مهدکودکم را بگیرم! مجوز را تحویل می‌گیرم و بااحتیاط در کیفم می‌گذارم و از اتاق رئیس خارج می‌شوم! قلبم از شادی به سینه‌ام می‌کوبد! فکر کردم امروز جشن می‌گیرم! به همه دوستانم ناهار می‌دهم! هنوز در این فکر هستم کسی صدایم می‌زند! آن‌قدر رفته‌ام و آمده‌ام که در این اداره همه من را می‌شناسند!
- مبارک باشه! موافقت اصولی را گرفتید؟ به‌سلامتی! بفرمایید این هم مدارکی که برای تائید محل مهدکودک، تائید مشخصات کارکنان، تائید وسایل مهدکودک و سایر مراحل باید تهیه کنید.
کارمند مهربان جزوه قطوری به‌اندازه تمام کتاب‌های دوران تحصیل به دستم می‌دهد و همه شادی‌هایم را با خودش می‌برد و من را با یک‌راه طولانی تنها می‌گذارد!
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

4

"صابرخوشبین صفت" ,رضا فرازمند ,معصومه هوشمندیان ,کوثر علیزاده ,


این داستان را خواندند (اعضا)

محمد علی ناصرالملکی (16/4/1396),"صابرخوشبین صفت" (16/4/1396),رضا فرازمند (16/4/1396),معصومه هوشمندیان (17/4/1396),ابوالحسن اکبری (18/4/1396),پروين خواجه دهي (19/4/1396),کوثر علیزاده (19/4/1396),فاطمه رنجبر (20/4/1396),روح انگیز ثبوتی (20/4/1396),مسعود برزام (24/4/1396),مهشید سلیمی نبی (26/5/1396),

نقطه نظرات

نام: رضا فرازمند   ارسال در جمعه 16 تير 1396 - 23:07

سلام

بانوی ادیب

زیبا بود@};-


@رضا فرازمند توسط سعیده پهلوان کندر شریفی Members  ارسال در سه شنبه 20 تير 1396 - 10:12

نمایش مشخصات سعیده پهلوان کندر شریفی سلام و سپاس از حضور پر مهرتان


نام: سارا کوثری   ارسال در پنجشنبه 22 تير 1396 - 04:55

زیبا و توام با درد


@سارا کوثری توسط سعیده پهلوان کندر شریفی Members  ارسال در شنبه 24 تير 1396 - 08:39

نمایش مشخصات سعیده پهلوان کندر شریفی سلام سپاس از حضورتان. واقعا این درد اداره های امروز ماست که برای گرفتن یک مجوز ساده برای شروع یک کار باید ماه ها و ماه ها دوید



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.