زنگ تفريح - زنگ تفريح

مورد توجه

وارد فروشگاه شدند. صاحب مغازه كه پسري جوان بود از پشت ميز بلند شده و به پيشوازشان
آمد . احترام زيادي از خود نشان داد. با صبر و حوصله فراوان تمامي اجناس را نشان داد. آنها هر جنسي را كه نگاه مي كردند صاحب مغازه با خوشرويي تمام دقايقي در موردش توضيح مي داد و احساس خستگي نمي كرد.
صندلي خود را به آنها تعارف كرد.حتي وقتي چايي خود را كه سرد شده بود عوض كرد براي آنها هم ريخت و اصرارداشت كه بخورند.
بعد از اينكه خريدهاي خود را انجام دادند به منزل برگشتند. موقع برگشت همگي از خريدهاي خود راضي بودند.
چند روز بعد براي خريد دوباره به آن فروشگاه رفت. اين بار صاحب مغازه او را تحويل نگرفته و حتي نيم نگاهي هم نينداخت تعجب نكرد چون اين بار دو تا دختر جوان او همراهش نبودند.

..................................

دوست اينترنتي من

همه چيز عالي پيش مي رفت. صبح هامون با صبح به خير گفتن به همديگه شروع مي شد تا آخر شب كه با گفتن شب بخير دفتر روز شلوغ مون رو بسته و به اميد فردايي ديگه مي خوابيديم و دوباره روز از نو و روزي از نو !!
ماجرا برمي گرده به چند ماه پيش كه من از تنهايي حوصله ام سر رفت و به چت مراجعه كردم.
خيلي زود با هم آشنا شديم. ازش در مورد كارش پرسيدم. گفتش كه مدير يك شركت بزرگ غذايي هستش. اونم از من پرسيد:منم كم نذاشتم و گفتم كه مدير يك مهد كودك هستم. پيش خود توجيه كردم كه من دوتا بچه دارم و رسيدگي به اونا يعني مهد كودك!
چند روز بعد ازش خواستم تصوير خودش رو برام بفرسته .

از من اصرار بود و از او انكار، قبول نمي كرد تا اينكه سرانجام تسليم شد وقتي در مقابل ديدگانم تصويرش ظاهر شد انگار دنيا را بر سرم كوبيدن!
اوصاحب سوپرماركت سركوچه مون بود كه چند بار باهاش دعوا كرده بودم .


شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 8 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

29

ابوالحسن اکبری ,فرزانه رازي ,مریم مقدسی ,فرزانه بارانی , ناصرباران دوست ,کیمیا مرادی ,بهروزعامری ,چیا سرابی ,سینا حجازی ,حمیدرضا محدثی , فیلوسوفیا ,شیدا محجوب ,سبحان بامداد ,عاطفه حجابی دخت ایمن , ک جعفری ,ستاره ,محمد حشمتی فر ,شهره کبودوندپور ,رضا فرازمند ,ف. سکوت ,آزاده اسلامی ,مینا لگزیان ,م.ماندگار ,الف.اندیشه ,زهرا بانو ,شيدا سهرابى ,مرتضی حاجی اقاجانی ,ح شریفی ,نرجس علیرضایی سروستانی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

کیمیا مرادی (13/8/1394),زهرابادره (13/8/1394),ابوالحسن اکبری (13/8/1394),الف.اندیشه (13/8/1394),ف. سکوت (13/8/1394),فرزانه رازي (13/8/1394),ح شریفی (13/8/1394),حسین روحانی (13/8/1394),آزاده اسلامی (14/8/1394),آزاده اسلامی (14/8/1394), ناصرباران دوست (14/8/1394),مریم مقدسی (14/8/1394),همایون طراح (14/8/1394),مینا لگزیان (14/8/1394),شيدا سهرابى (14/8/1394),زهرا بانو (14/8/1394),احمد دولت آبادی (14/8/1394),سارینا حدیث (14/8/1394),محمد حشمتی فر (14/8/1394),احمد دولت آبادی (14/8/1394),رضا فرازمند (14/8/1394), فیلوسوفیا (14/8/1394),م.ماندگار (14/8/1394),عاطفه حجابی دخت ایمن (14/8/1394),نرجس علیرضایی سروستانی (14/8/1394),اهورا جاوید (14/8/1394),بهروزعامری (14/8/1394),فرزانه بارانی (14/8/1394), ک جعفری (14/8/1394),ح شریفی (14/8/1394),سبحان بامداد (14/8/1394),آرمیتا مولوی (15/8/1394),آرمیتا مولوی (15/8/1394),حمید جعفری (15/8/1394), زینب ارونی (15/8/1394),میثم کوهزینی (15/8/1394),ستاره (15/8/1394),عاطفه حجابی دخت ایمن (15/8/1394),شیدا محجوب (15/8/1394),شهره کبودوندپور (16/8/1394),سینا حجازی (16/8/1394),ستاره (16/8/1394),حمیدرضا محدثی (16/8/1394),مرتضی حاجی اقاجانی (16/8/1394),ابوالفضل آقامحمدی (17/8/1394),همایون به آیین (19/8/1394),زهرابادره (آنا) (22/2/1395),زهرابادره (18/3/1395),سید رسول بهشتی (13/1/1396),

نقطه نظرات

نام: ابوالحسن اکبری کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 13 آبان 1394 - 21:25

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام ودرود برسرکارخانم بادره .احسن .خیلی عالی بود .داستان جذاب وبه روزی بود .موفق وسربلندباشید.@};- @};- @};- @};- @};-


@ابوالحسن اکبری توسط زهرابادره Members  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 07:33

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر استاد عزيز و گرامي
از حضورتون ممنونم
از وقتي كه مصروف داستان من نموديد و همچنين نگاه خوبتان متشكرم
با آرزوي تندرستي و اوقاتي خوش و خرم @};- @};- @};- @};-


نام: الف.اندیشه کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 13 آبان 1394 - 21:31

نمایش مشخصات الف.اندیشه سلام آنا جانم:x :*
خوشحالم که زود به زود می نویسید و ما لذت می بریم.
دو زنگ تفریح جالب بودند.اولی واقعی واقعی... دومی هم که فضای مجازی و دروغ و...
هر دو داستان جالب بودند و زیبا نوشتید.
لذت بردم آناجان.
موفق باشید.:x :* @};- @};- @};- @};- @};-


@الف.اندیشه توسط زهرابادره Members  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 07:38

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر دخترم انديشه نازنين
ممنونم كه اومديد عزيزم :* :x :* :x
به خاطر ديدگان تلطف آميز شماست كه مي نويسم و خوشحالم كه داستان را با لذت مي خوانيد و باعث مي شود كه كه بنويسم :)
اميدوارم از لحظه لحظه زندگيتون لذت ببريد
برايتان سعادت و شادي روزافزون آرزومندم @};- @};- @};- @};- @};-


نام: فرزانه رازي کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 13 آبان 1394 - 21:42

نمایش مشخصات فرزانه رازي دونخته زنبیل


@فرزانه رازي توسط زهرابادره Members  ارسال در چهار شنبه 13 آبان 1394 - 21:47

نمایش مشخصات زهرابادره بلند دارم مي خندم
بچه ها مي پرسن مامان چي شده مي خندي؟
مي گم فرزانه زنبيلش رو گذاشت و رفت =)) =))


@فرزانه رازي توسط ح شریفی Members  ارسال در چهار شنبه 13 آبان 1394 - 22:37

نمایش مشخصات ح شریفی مدال برنز تبریک :) :D


@فرزانه رازي توسط ناصرباران دوست Members  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 09:43

نمایش مشخصات ناصرباران دوست زنبیل این آخر صف به چه درد میخوره:D :D


@فرزانه رازي توسط مریم مقدسی Members  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 11:45

عمه چرا انقدر زنبیل خریدی ? برادر بیچارمو ورشکسته کردی که
فلک ? x-(


:D


@مریم مقدسی توسط زهرابادره Members  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 12:05

نمایش مشخصات زهرابادره متين جان مي خوام يه زنگ تفريح از زنبيل نوه ام بنويسم بذارم تو سايت =)) =)) هركي دوست داره بنويسه كار جالبي از ْآب در مياد =))


@زهرابادره توسط مریم مقدسی Members  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 12:09

بسیار عالی. :) @};-
بهتر از اینکه داستان های آقای روحانی را کپی پیس کنیم x-(

از برادرزاده و رنبیلش می نویسیم :D


@فرزانه رازي توسط فرزانه رازي Members  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 16:29

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
نوه جان مینویسد ...


آنام جان درود بر شما . خوبین میدونم .
خوشحالم که زنبیل من باعث خنده تون شده آنام جان . به خانواده محترم دونخته پکیج سلام و احوال پرسی + موز و ساندیس و شکلات لطفا ... :D
داستانهاتون باحال بود . مخصوصا اولی ... :D دیگه چی بگم ... خو باحال بود خوووو...
خلاصه اینکه خعلی مرسی .
دمتون گرم .
دلتون به نشاط .
سرتون سلامت .
جف شیشتون آرزومه ...
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
:x :x :x
:* :* :*

دونخته جواب سایر دوستان

- جناب شریفی :
درود . من همیشه طلا میگیرم جناب ... حالا گاهی وختا اینطوری میشه تخصیر من که نیس که ... اینو باید نویسنده های محترم زیر داستانشون رعایت کنن و تا تایید شدن یه زنبیل واس ما بذارن اول صف ... :) ولی کو کسی که عمل کنه ؟؟؟ [-(

- خان دایی جان :
دایی جان درود . اوفین .
دایی کجاش عاخر صفه ؟؟؟ هوم ؟؟؟ همش دوتا پایین تر افتاده دیگه !!! تازه ، زنبیل نوبت 3 بهتره یا زنبیل نوبت 30 ؟؟؟ ;)

- عمه متین / مریم :
عمه جون سلام . مث اینکه تو باغ نیستی عمه !!!! :D تو فک کردی من هر جا زنبیل بذارم ، زنبیلمو همونجا میزارم میمونه ؟؟؟ عایا اینطوری فک میکنی ؟؟؟ بهتره یادعاوری کنم که که بابا و مامان من تبریزی هستن و داییم اصفهونی ! به نظرت با این شرایط یک قطره عاب از مشت من بیرون میچکه ؟؟؟ البته که نه ... :) هر زنبیلی که جا میزارم ، موقعی که میام سر زنبیلم و حرفامو میزنم ، دست عاخر زنبیل رو با خودم میبرم .
نگران بابام که داداشت باشه هم نباش . بابایی جونش در بیاد پولش در نمیاد ! :D [-(


- آنام جان :
دوباره مزاحم میشم . ببخشین !
انام جان شما که از من و زنبیلم میخواین بنویسین ، بی زحمت توی زنبیلم کلیه ی ابزاری که در سیاه و کبود سازی دوستان کاربرد داره رو هم توی زنبیل جا بدین که به درد میخوره ... :D


همین دیگه...
اینم پکیج کامنت ما ...
یه سلام هم میکنم به شما که مخاطب این کامنت نیستی اما نمیدونم چرا میخونی !!!

دم همتون گرم .
دلت همون به نشاط .
سرت همون سلامت .
جف شیش همتون آرزومه ...
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@فرزانه رازي توسط زهرابادره Members  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 17:27

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر نوه دلبند ما فرزانه نازنينم
ممنونم عزيزم كه اومدي
ممنونم كه زنبيل گذاشتي
وقتي زنبيلت رو مي بينم خيالم راحته مي دونم كه فرزانه به فكر منه و همچنين مي دونم كه دوست داري در همه كارات اول بشي خوب اين هم يه ابتكاره كه جاتو تو اون اول ها حفظ كني ، اميدوارم اين ابتكار عملت را در تمامي لحظات زندگيت جاري و ساري سازي و مقام اول هميشه از آن تو باشد :* :x :* :x :* :x :* :x @};- @};- @};- @};- =))
بگذريم از زنبيل كه خانواده هم همگي به تو سلام مي رسونند و از تنقلات مجازي كه فرستادي فوق العاده خرسند شدند و سرخوش :)
و ممنونم كه داستان را خوندي و از اولي خوشت اومد كه اتفاق افتاده بود و خيلي ها تجربه اش كردن ، :)
در داستان "زنبيل فرزانه " هم سعي مي كنم كه نه سيخ بسوزه و نه كباب =)) ولي شخصيت مثبت داستان حتما شمايي :)
و جواب قسمت ديگر كامنت ها به عهده خودشون :)
خوب ديگه تو را با تمام شوخ و شنگ هايت به خداوند عالم مي سپارم اميدوارم هميشه لب خندان باشد و شادي را با خودت به همه جا ببري .
شاد و شاداب تر و سعادتمندتر @};- @};- @};- @};- :* :x :* :x @};- @};- @};- @};-


@فرزانه رازي توسط عاطفه حجابی دخت ایمن Members  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 21:39

نمایش مشخصات عاطفه حجابی دخت ایمن =))


نام: ح شریفی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 13 آبان 1394 - 22:42

نمایش مشخصات ح شریفی سلام بر بانو بادره عزیز
هر دو داستانک حقایق تلخ روزگار ماست @};-
به امید روزی که این اتفاق ها ریشه کن شوند
داستانک ها را دوست داشتم ، موفق باشید بانو@};- @};-


@ح شریفی توسط زهرابادره Members  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 07:45

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر آقاي شريفي عزيز و گرامي
از حضورتون ممنونم
بله درست مي فرمائيد با اينكه به اسم زنگ تفريح گذاشتم ولي هر كدومشون داستان تلخي هستن كه متاسفانه جامعه در بي هدفي و بي هويتي روز به روز بيشتر غرق
مي شه بدون آنكه بتوانن ريشه آن را شناسايي و از بن نابودش سازند.
از حضور پرثمرتون متشكرم
برايتان اوقاتي سعادت آفرين آرزومندم @};- @};- @};- @};- @};-


نام: آزاده اسلامی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 13 آبان 1394 - 02:54

نمایش مشخصات آزاده اسلامی سلام بر بانوی فعال و خوش ذوق سایت
عالی بودن. هر دو تا حرف نداشتند.
دومی را بیشتر دوست داشتم. اولی هم خیلی لطیف بود.
واقعن دستتان درد نکنه
خیلی خوب قلم می زنید
شاااااااااااااااااااااااااد باشید
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

:x :x :x :x :x
:*


@آزاده اسلامی توسط زهرابادره Members  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 07:51

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر خواهر مهربانم بانو اسلامي عزيزم
از حضورتون ممنونم
خواهش مي كنم قواي قلم من از نگاه شما ست كه مرا ترغيب مي كند بنويسم :* :x :* :x @};-
دومي را بعد از داستان آقاي فراز مند عزيز و شما جرقه اش در ذهنم زده شد و اولي كه واقعي بود و براي يكي از دوستان اتقاق افتاده بود.
ممنونم كه با همراهي تون مرا ياري مي كنيد
لحظات لذت بخشي تجربه كنيد ان شاالله @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: ناصرباران دوست کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 09:49

نمایش مشخصات ناصرباران دوست خواهر مهربان و هنرمندم سرکار خانم بادره ! سلااام و عرض ادب
زنگ تفریح هارا خوندم عالی بودند . هردو برگرفته از دل واقعیتهای امروز جامعه ی خودمون بود . از خواندنش لذت بردم اما دلم گرفت از اینکه صداقت و راستی از روابط بین انسانها رخت بر بسته و برای هرچیز حتی خوشرویی یک فروشنده باشما که وظیفه ی اولیه ی فروشنده هاست باید بهایی بپردازیم از جنس شرافت !!
دست و قلمتان توانا

تنور دبتان همیشه گرم @};- @};- @};- @};-


@ ناصرباران دوست توسط زهرابادره Members  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 11:55

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر استاد گرامي و برادر عزيزم
از حضورتون ممنونم
بله واقعيت هايي تلخ كه ريشه در نابساماني جامعه دارد
و بايد براي حل اين معضلات راهكارهاي اساسي پي ريزي شود.
متشكرم مثل هميشه پربار آمديد و از شما ياد گرفتيم
با آرزوي بهترين اوقات و تندرستي @};- @};- @};- @};- @};-


نام: مریم مقدسی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 11:44

سلام شهرزاد قصه های من
دو داستان خوبی بودند.
البته از آخری بیشتر خوشم اومد
موفق باشید.


@مریم مقدسی توسط زهرابادره Members  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 12:00

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر متين عزيزم دختر نازنينم
از نظر لطفتون ممنونم
و همچنين خوشحالم كه حضور پيدا كرديد و با ديده اي نوازشگرانه داستان را نگاه كرديد
براي تان اوقاتي سعادت آفرين و شادابي آرزومندم @};- @};- @};- @};- @};-


نام: مینا لگزیان کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 11:55

درود بانو جان
قلمتان همیشه سبز

پاینده باشید.@};- @};- @};- @};-


@مینا لگزیان توسط زهرابادره Members  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 14:03

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر ميناي عزيزم
از حضورتان ممنونم و همچنين نگاه زيبايي كه داشتيد متشكرم
برايتان آرزوي بهترين ها را دارم @};- @};- @};- @};-


نام: شيدا سهرابى کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 12:03

نمایش مشخصات شيدا سهرابى درود بر بانو بادره عزیزم!
مهربان
=)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =))
ب آخر داستانتون خعلی خندیدم!
بانمک بود.
هواااااااااااااااااااارتا سپاس ک مینویسین!
اینم آخر عاقبت دروغ و دغل از نوع خاصش
دست مریزاد بانو!
همایون باشید:x :* :* :* :* :* @};- @};- @};- @};-


@شيدا سهرابى توسط زهرابادره Members  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 14:08

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر شيداي نازنينم
ممنونم كه اومدي عزيزم
و خوشحالم كه داستان ها باب ميلتان شد و اميدوارم هميشه گل خنده مهمان لب هايتان باشد
بله دروغ عاقبت خوشي ندارد حتي در دنياي مجازي
برايتان سعادت و شادكامي آرزومندم نازنين دخترم@};- @};- @};- @};- :* :x :* :x :* :x @};- @};- @};- @};-


نام: چیا   ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 12:42

درود بربانو بادره گرامی
داستان های زیبایی بودند و خبر از واقعیت های (تلخی)که در جامعه ما میگذره...
قلمتان برقرار@};-


@چیا توسط زهرابادره Members  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 14:11

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر آقاي چياي عزيزو گرامي
از حضورتون ممنونم و از نگاهي و وقتي كه مصروف داستانها كرديد ، اينها نمونه اي از اتفاقات روزمره است و كم وكيفي اش را اميدوارم دوستان ببخشندمتشكرم
با آرزوي بهترين اوقات برايتان @};- @};- @};- @};-


نام: احمد دولت آبادی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 14:01

نمایش مشخصات احمد دولت آبادی درود همسایه عزیز. دیگه وقتی خودت اقرار کردی زنگ تفریح ما هم بسنده می کنیم و می گیم زنگ تفریح وگرنه الان داد و بیداد راه مینداختم و می گفتم تعریف هم باید شیرین و ادبی باشه.
موفق باشید. درود مرا برسان به خانواده. درضمن نام مجموعه داستانی رو که جمع آوری کردم گذاشم{ انگاره های نامیرا }
امیدوارم از نامش راضی باشید


نام: زهرابادره کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 15:21

نمایش مشخصات زهرابادره سلام همسايه عزيز ما
انشاالله كه خوب هستيد و فراغت حاصل شده باشد
بله زنگ تفريحي بود كه از اتفاقاتي كه براي دوستان افتاده بود تاثير گرفته و نوشتم درست مي فرمائيد منبعد موقع تعريف كردن موضوعي هم از متون ادبي استفاده مي كنم متشكرم از نظر سازنده تان @};-
خانواده همچنين خدمت شما سلام دارند متشكرم
اسم مجموعه داستان هم بسيار زيباست و اميدوارم همانطوري باشد كه شما انتخاب كرده ايد
بابت زحماتي كه تقبل كرده و مي كشيد تشكرات من و ديگر دوستان را بپذيريد
با آرزوي بهترين اوقات و سعادت و شادكامي براي شما @};- @};- @};- @};- @};-


نام: عاطفه حجابی دخت ایمن کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 15:51

نمایش مشخصات عاطفه حجابی دخت ایمن سلام مادر عزیزم:x
زنگ تفریح خوبی بود...
اولی جالب بود من خیلی تجربش کردم:D ;)
رسی مامانی خوشگل و مهربون خودم:* :* :*
@};- @};- @};- @};-


@عاطفه حجابی دخت ایمن توسط عاطفه حجابی دخت ایمن Members  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 15:52

نمایش مشخصات عاطفه حجابی دخت ایمن اصلاح می کنم:
مرسی:">


@عاطفه حجابی دخت ایمن توسط زهرابادره Members  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 16:07

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر دخترم عاطفه نازنين
ممنونم كه اومدي عزيزم
و آن را با چشمهاي مهربونت نگاه كردي و خوشحالم كه تونستم لحظه اي مفرح را برايت به وجود آورم
هميشه شادان و سعادتمند باشي دختر زيبايم @};- @};- @};- @};- @};-


نام: محمد حشمتی فر کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 16:04

نمایش مشخصات محمد حشمتی فر درود بر بانو بادره گرامی
نمی دونم چرا اینقدر راحت دروغ میگیم؟! و این داستانها هم از ذات دروغگوی ما می گفت.
هر دوتا قشنگ بود. فقط موقع خواندن دومی (تو پاراگراف اول)؛ کمی مشکل داشتم.
:) @};- @};-


@محمد حشمتی فر توسط زهرابادره Members  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 16:14

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر شما آقاي حشمتي فر عزيز و گرامي
از حضورتون ممنونم و نگاهي كه بر داستان انداختيد و نظر جالبي كه نگاشتيد ،
نياز به ذكر نيست و همه مي دونن كه ريشه تمامي فساد ها دروغ است و اگر انسان عواقب دروغ را در نظر بگيرد جامعه سلامتي خواهيم داشت
ممنونم از حضور پربارتان
برايتان آرزوي بهترين اوقات و تندرستي را دارم @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: رضا فرازمند کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 17:04

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

زیبا

ولی اولی ناب

دست مریزاد

بالاخره دنیای مجازی دیگه

می خواستم ببینم در داستان

اول تخفیف هم شامل حالشان شد یانه؟؟@};- @};- @};- @};- @};-


@رضا فرازمند توسط زهرابادره Members  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 17:35

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر برادر گرامي و بزرگوارم جناب فرازمند
ممنونم از حضورتون
و همچنين نظر لطفي كه بر داستان ها داشتي متشكرم
بله دنياي مجازي از اين اتفاق ها زياد مي افتد :D
نه متاسفانه تخفيفي صورت نگرفته بود دوستي كه اينو تعريف مي كرد يه اخلاقي داره كه از كاسب هاي جوان تخفيف نمي گيره چون معتقده كه جوونا بايد به سروسامون برسن ( وضع ماليش هم بد نيست ) :)
ممنون كه نگاه تان را بر داستان ها انداختيد
شاد و تندرست باشيد @};- @};- @};- @};- @};-


نام: م.ماندگار کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 18:43

نمایش مشخصات م.ماندگار سلام و درود آنای گلم
عالی بودند
لذت بردم
همیشه موفق و پیروز باشید :*
@};- @};- @};-


@م.ماندگار توسط زهرابادره Members  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 19:58

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر دختر گلم مژگان نازنين
از حضورتون ممنونم
و همچنين نگاه زيبايي كه مبذول داشتيد
برايتان سعادت و شادكامي آرزومندم عزيزم @};- @};- @};- @};- :* :x :* :x @};- @};- @};- @};-


نام: نرجس علیرضایی سروستانی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 21:58

نمایش مشخصات نرجس علیرضایی سروستانی با سلام و عرض ادب فراووون :)
خیلی خوب بودن ...عالی
واقعیت همیشه هم تلخ نیست ...گاهی وقتی هم میشه به واقعیت ها خندید
خدا کنه همیشه شاد و خوشحال باشید و بمونید ک شادی شما باعث میشه زنگ تفریح برای ما بنویسید ...ما هم دلمون شاد بشه

خدا دلتون رو شاد کنه ... یه عالمه سپاس به خاطر لبخندهایی ک به ما هدیه میدید
دم قلمتان همیشه گرم گرم


@نرجس علیرضایی سروستانی توسط زهرابادره Members  ارسال در جمعه 15 آبان 1394 - 08:57

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر دخترم نرجس عزيزم
صبح آدينه ات به روشني آيينه و زلال باد :x :*
ممنونم كه اومدي
ممنونم كه هميشه همراه من هستي
من هم سعادت دارم كه همنشين هايي مثل شما دارم
بله زندگي سرشار از واقعيت هاييست كه داستان مي شود براي همگي ما
كاش اين داستان ها را تجربه زندگي بكنيم و اجازه ندهيم تكرار شوند .
از نگاه زيبايي كه داشتيد بسيار ممنونم
برايتان سعادت و شادكامي روزافزون آرزومندم عزيزم @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: بهروزعامری کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 22:23

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی

ماهنوز در رئال و مخصوصا واقعیت اجتماعی مشکلات فراوانی داریم که بان بپردازیم و شما پرداخته اید .

من خوشحالم که هنوز واقعیتها ی ناشناخته زیادست و نویسندگانی هم مثل شما هستند تا آنهارا از پنجره ی تازه ای بنمایش بگذارد.
درود بر شما

@};- @};- @};-


@بهروزعامری توسط زهرابادره Members  ارسال در جمعه 15 آبان 1394 - 09:05

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر استاد عزيز و ارجمند
از حضورتان ممنونم
بله واقعيت و مشكلات كه هر روز نمونه هاي آن را زياد مي بينيم و شاهدآن هستيم
و اين لطف شماست كه اندك تحفه مرا بزرگ نمايي اش كرديد و مرا ترغيب به نوشتن
اميدوارم بتوانم انتظارات دوستان عزيز را در حد توانم برآورده سازم .
با آرزوي اوقاتي خوش و آدينه اي خاطره انگيز براي شما @};- @};- @};- @};- @};-


نام: سبحان بامداد کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 14 آبان 1394 - 00:12

نمایش مشخصات سبحان بامداد سلام و درود بانو بادره بزرگوار

زنگ تفریحتون یه مضمون طنز ناشی از یک دید واقعی از موضوعات بسیار پر اشتباه اخلاق اجتماعی بود و اون دید بسیار نامناسب و جنسیت گرایانه ی فروشنده فروشگاه ...
دیدی که تا بحال آسیب های زیادی رو به شخصیات مختلف و مهمتر ازون به بدنه جوامع بشری زده... از دید متفاوت در آموزشگاهها و دانشگاهها گرفته تا موضوع اشتغال و عدالت و ... .
موضوع مهم دیگری که اشاره فرمودین استفاده از محیط مجازی و چت : در مورد این مسئله ، بنظرم تنها اثر مخرب بر افراد جوامع ، وقت و زمانی هست که صرف چت کردن و فرو رفتن در دنیای مجازی هستش. چیزی که شاید در حال حاضر کارمندان و افراد شاغل لااقل 6 ساعت و افرادی که در خانه و فاقد شغل بیرونی هستند لااقل 8 ساعت را صرف گذراندن در این محیط میکنند. تمام عای من این است که ان شالله ازین هشت ساعت لااقل 4 ساعت دانش علمی و مفید بر افراد باشد...

و آخرین موردی که در موردش بحث خواهم کرد اینه که: خب شما زنگ تفریح گذاشتین ، ماهم یه همراهی داشته باشیم در این زنگ تفریح با شما. مشابه این داستان بارها اطراف هر کدام از ما اتفاق افتاده.اگه من جای این مدیر کودکستانو بودم دمااااررر از زندگی مدیر فروشگاهو در میاوردمD:D :D :D :D

خوشحال شدم از خوندن این زنگ تفریح

امیدوارم شادمان و سلامت وموفق باشید


@سبحان بامداد توسط زهرابادره Members  ارسال در جمعه 15 آبان 1394 - 09:23

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر آقاي بامداد عزيز
چه خوش بامدادي ست آن بامداد
كه بامدادش تو باشي :)
ممنونم از حضور جامعه شناختي كه همراه آن داشتي .
بله صد تاسف به اجتماع ما كه اين روزها ديد جنسي گرايانه به همه چيز پيدا كرده اند ، بايد علت يابي شود بايد مداوا شود .
خانم هايي كه از وجاهت برخوردارند از اين موضوع بيشترين استفاده را مي برند و سايرين در مكان هاي آرايشي به دنبال آن هستند كه زيبايي خود را افزايش دهند بدون آنكه در پي آن باشند كه علم و معارف خود افزايش دهند.
و همچنين اين موضوع تنها شامل خانم ها نمي شود و متاسفانه آقايان هم به اين كار مبادرت مي ورزند
(و باز هم اين موضوع شامل حال همه افراد نيست و هستند كساني كه شرافت و پاكي از نظر آنها بر همه چيز افضل است)
و در مورد محيط چت ، حيف از وقتي كه صرف آن محيط ها مي شود به نظر من اشتغال و اشتغال زايي خود مي تواند از گرايش جوانان به اين محيط جلوگيري كند و هم اينكه زمينه تفريحات سالم براي آنان فراهم شود وو....
كه اگر بخواهيم طول بدهيم مثنوي هفتاد من مي شود .
در مورد شخصيت داستان ما كه خانم هم خودش دست كمي از آن آقا نداشت كه براي پيدا كردن همسر به چت مراجعه كرده بود=))
از حضور پربارتان بسيار ممنونم
با آرزوي اوقاتي خوش و سعادت روزافزون شما @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: حمید جعفری کاربر عضو  ارسال در جمعه 15 آبان 1394 - 10:03

نمایش مشخصات حمید جعفری سلام بر بانوی قلم @};-
خوشحالم از حضور قلمتان و تابناكيش.
مانا باشيد


@حمید جعفری توسط زهرابادره Members  ارسال در جمعه 15 آبان 1394 - 10:24

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر آقاي جعفري عزيزو گرامي
حالتون چطوره گرامي ؟
كم پيدا و كم كار شدين چرا؟
در هرحال از ديدنتون خوشحال شدم
داستان را با نگاه مهرآميزتان ديديد متشكرم
و همچنين منتظر داستاني از شما هستم
برايتان آرزوي اوقاتي خوش و سرشار از سعادت را دارم @};- @};- @};- @};- @};-


نام: زینب ارونی کاربر عضو  ارسال در جمعه 15 آبان 1394 - 11:40

نمایش مشخصات زینب ارونی با سلام خدمت خانم بادره عزیزم
رئال یا خاطره خوب تونسته بودید این معزل اجتماعی رو بیان کنید
حاتون چطوره بانو جان خوب هستید امیدوارم هر جا هستید خوش باشید و سلامت
دوستدار شما :x :x :x :x :x :x


@ زینب ارونی توسط زهرابادره Members  ارسال در جمعه 15 آبان 1394 - 12:39

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر خواهر عزيز و فرهيخته ام
از حضورتون ممنونم
الحمداالله با وجود دوستان شفافي مثل شما خوب هستم
متشكرم :x :* :* @};-
برايم مايه مباهات شد كه شما داستان را با نگاهي زيبا خوانديد و مهر تاييد بر آن زديد اميدوارم همانطوري باشد كه مي فرمائيد
من هم دوستتون دارم و برايتان آرزوي اوقاتي خوش و خرم دارم @};- @};- @};- @};- @};-


نام: ستاره کاربر عضو  ارسال در جمعه 15 آبان 1394 - 12:49

نمایش مشخصات ستاره


سلام
دستمریزاد
از همونجا یه بهونه ای جور می کردید دعوا را مینداختید چند تا بد نثارش می کردید
بعدم قیمت اجناس تازه رسید رو می پرسیدید
کلا حالشو می گرفتید

:D
اقرار می کنم
یک بار داشتم از پیاده رو می رفتم
یه آقاییکه چندین بار، جاهای مختلف چشم تو چشم شدیم
و برام چهره آشنایی داشت
از جلو می اومد
من سمت دیوار اومدم
تا شاید اون راهشو کج کنه اونورتر
بابا مرد نسیتن که یه پا ناز دارن
دیدم واسه اینکه به من بفهمونه این توئیکه باید بری کنار همون مسیر رو اومد خلاصه دیدم نمیشه شاخ تو شاخ می شیم
ازونجائیکه باید بهش یاد میدادم خانم ها مقدم
کنار نرفتم
آقا اون اومد من اومدم
طرف دید نه این خانم کنار برو نیست
اومد تا رسید نزدیکم کشید کنار
بهم گفت: نمیدونی باید از سمت راست حرکت کنی
حالا منو می گی جواب حاضر امادمو درآوردم گفتم مگه ماشینم که از سمت راست حرکت کنم
خلاصه جات خالی دیدم یکی از پشتم، صدای استارتش هوارا برداشته
برگشتم دیدم دختر همسایمون که چند متر عقبتر بود داره روده بر می شه
اون عاقا هم که هیچی زبونشو جمع کرد رفت
خلاصه داستانی بود

"شنیدن کی بود مانند دیدن"

دوست دارت .ستاره

:)


@ستاره توسط زهرابادره Members  ارسال در جمعه 15 آبان 1394 - 14:16

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر خواهرعزيز و بزرگوارم ستاره نازنين
از حضورتون ممنونم
بله منم همينو به دوستم گفتم ايشون جواب دادن كه اولا به خاطر دخترام كه عهد شباب رو طي مي كنند ترسيدم روشون تاثير بد بذاره و دوما كه متاسفانه اينجور مواقع جوونا انگ بدبيني و بد دلي به بزرگترا مي زنن (تفاوت فكري مابين دو مقطع سني) تا تجربه بكنن و بزرگ بشن سال ها طول مي كشه :D
بله روايت شما هم خيلي عالي بود و كلي خنديدم و خيلي خوب جوابش رو دادين . بايد تا تنور داغه نون رو چسبوند =)) =))
نه واقعا خودم رو جاي شما تصور كردم خيلي عالي جلوش در اومدين =))
حالا يه روز نمي دونم چي شد من به آقا گفتم : مرد هم مرداي قديم! ، اونم سريع جواب داد : زن هم زناي قديم !
از اونور يكي از بچه هام جواب داد: بسه ديگه شما دوتاتون هم قديمي شدين ديگه =)) =))
ديگه اونقدر خنديديم كه دعوا يادمون رفت =))
ممنونم از حضور زيبا و فرحناكي كه داشتين
برايتان آرزوي بهترين ها را دارم
شاد و تندرست @};- @};- @};- @};- @};- :x :*


@زهرابادره توسط ستاره   ارسال در شنبه 16 آبان 1394 - 17:20


سلام دوباره
آی گفتید
مردم مردای قدیم

ولی جدا از همه ی اینها این بچه ها یه پا عسلن برای خودشون :*


@ستاره توسط زهرابادره Members  ارسال در شنبه 16 آبان 1394 - 19:15

نمایش مشخصات زهرابادره سلام متقابل
بله واقعا بچه هاي اين دور زمونه هم زرنگن هم اينكه حاضرجواب و تيزهوش
آنچه خوبان همه دارن
اينا تنها دارن =))
ممنونم از حضور دوباره شما @};-


نام: شهره کبودوندپور کاربر عضو  ارسال در شنبه 16 آبان 1394 - 13:23

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام آنای مهربان
عالی بود
مخصوصا اولی@};- @};- @};-


نام: زهرابادره کاربر عضو  ارسال در شنبه 16 آبان 1394 - 13:32

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر خواهر عزيزم شهره نازنين
خوش اومدي عزيزدل
بي شك ديدگان شما داستان را به مهر نگاه كردند ازتون متشكرم
برايتان بهترينها را آرزومندم
شاد و سعادتمند باشيد
@};- @};- @};- @};- :x :*


نام: حمیدرضا محدثی کاربر عضو  ارسال در شنبه 16 آبان 1394 - 23:06

نمایش مشخصات حمیدرضا محدثی سلام و عرض ادب .
چقدر روان و محسوس و عینی . خیلی دلچسب بود . ممنون از زحمت شما .


@حمیدرضا محدثی توسط زهرابادره Members  ارسال در یکشنبه 17 آبان 1394 - 07:18

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر استاد عزيز و گرامي
از حضورتان ممنونم و همچنين نگاه گرمي كه به داستان ها انداختيد متشكرم
با آرزوي بهترين اوقات و تندرستي براي شما گرانقدر
@};- @};- @};- @};- @};-


نام: مرتضی حاجی اقاجانی کاربر عضو  ارسال در شنبه 16 آبان 1394 - 23:29

نمایش مشخصات مرتضی حاجی اقاجانی سلام مهربانو زهرابادره عزیز
عرض ادب و احترام
دوداستان راحت و صریح و دلنشین و به واقعیت نزدیک
دستمریزاد بانوی فرهیخته
ایام به کام
یاحق
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@مرتضی حاجی اقاجانی توسط زهرابادره Members  ارسال در یکشنبه 17 آبان 1394 - 07:21

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر جناب حاجي آقا جاني عزيز و بزرگوار
از حضورتان ممنونم
و همچنين لطفي كه بر اندك تحفه من داشته ايد متشكرم
برايتان اوقاتي نيكو و تندرستي آرزومندم @};- @};- @};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.