سگ(مينيمال)


اولي :راستي چكاركردي وقتي همسايه هاي مجتمع به صداي سگت اعتراض كردن ؟
دومي : هيچي دادم حنجره سگمو عمل جراحي كردن!!
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 3.2 از 5 (مجموع 5 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

ابوالحسن اکبری ,آرش شهنواز ,شهره کبودوندپور ,علیرضا لطف دوست ,مریم مقدسی ,مهدی ایزدخواه ,آرمیتا مولوی ,فرزانه رازي ,سلمان ارژن ,پیام رنجبران(اکنون) ,عباس پیرمرادی ,علی خدادوست ,مسعود رضایی , ک جعفری ,


این داستان را خواندند (اعضا)

احمد دولت آبادی (22/9/1393),محسن پرویزی (22/9/1393),مریم مقدسی (22/9/1393),حسین خسروجردی خسرو (22/9/1393),آرمیتا مولوی (22/9/1393),علی خدادوست (22/9/1393), زینب ارونی (22/9/1393),همایون طراح (22/9/1393),شهره کبودوندپور (22/9/1393),اعظم رمضانی (22/9/1393),عاطفه حجابی دخت ایمن (22/9/1393),فاطمه گتویی (22/9/1393),ساناز پیری (22/9/1393),فرزانه رازي (22/9/1393),محمد حشمتی فر (22/9/1393),شايسته دولتخواه (22/9/1393),علیرضا لطف دوست (22/9/1393), ک جعفری (22/9/1393),عباس پیرمرادی (22/9/1393),نعیمه میرزاعلی (22/9/1393),شهره کبودوندپور (23/9/1393),شايسته دولتخواه (23/9/1393),سلمان ارژن (23/9/1393),مسعود رضایی (23/9/1393),ابوالحسن اکبری (23/9/1393),زهرابادره (24/9/1393),مهدی ایزدخواه (26/9/1393),پیام رنجبران(اکنون) (26/9/1393),ساناز پیری (27/9/1393),زهرابادره (27/9/1393),سبحان بامداد (28/9/1393),زهرابادره (1/10/1393),حسین خسروجردی خسرو (6/10/1393),زهرابادره (6/10/1393),م.ماندگار (27/4/1394),عاطفه حجابی دخت ایمن (6/6/1394),

نقطه نظرات

نام: احمد دولت آبادی کاربر عضو  ارسال در شنبه 22 آذر 1393 - 05:34

نمایش مشخصات احمد دولت آبادی نه متاسف. سگ مظهر وفاست . زبان می فهمد. نباید به دست تیغ جراحی سپرده می شد. حسرت نداشتن سگ اعتراض همسایه را درآورده. اصلا جالب نبود خانم بادره. شفاف عرض می کنم. نه رای را مستحقی و نه امتیاز.


@احمد دولت آبادی توسط زهرا بادره   ارسال در شنبه 22 آذر 1393 - 08:47

سلام صبح بخير آقاي دولت ابادي عزيز
ولي اين اتفاقيه كه افتاده و من به شخصه خيلي ناراحت شدم و حتي به كسي كه اين كار را كرده اعتراض نمودم ولي اون عنوان كرد كه براي خود دلائلي داردو من هم دلائلش را هيچ وقت قبول نكردم
اما هدف من از نوشتن اين مينيمال تعابير ديگر است كه
مي شود كرد
اميدوارم از اينكه وقت دوستان عزيز را گرفتم مرا ببخشند @};-


نام: مریم مقدسی کاربر عضو  ارسال در شنبه 22 آذر 1393 - 09:43

انسان همیشه بدنبال آرامش است. اما این آرامش ممکن است به نا آرامی کسی یا چیزی دیگر منجر شود.
سلام خانم بادره عزیز
خوشحالم که از جمله نوشتن داستانهای بلند قلمتان قدرت جمع و جور کردن کلمات در داستانهای کوتاه نیز پیدا کرده است. و این داستان نمایانگر همین است.
داستانتان درون مایه قوی و قابل تاملی دارد. و تفکر موجود در داستان آنقدر عمیق است که با یکبار خواند معنی عمیق آن هویدا نمی گردد. در نگاه اول چند خط با تفکری سطحی به چشم می رسد. اما هرچقدر بیشتر پیش می رویم به نکات ارزشمند و دقیقی می رسیم .
شخصیت داستان نماد انسانهای راحت طلبیست که دست بکارهای غیر اخلاقی و غیر انسانی میزند . و برای رسیدن به منافع خویش جهان را بهم می ریزد. و موجب خسارت به فرد دیگر یا جسمی دیگر می شود. یک نمونه اش در حال انقراض بعضی از گونه های گیاهی و جانوری !
بنظر من تفکر در این اشخاص آنقدر پایین است که کارهایشان را معمولا بدون فکر و بررسی انجام خواهند داد. مانند دیوانه ای که سنگی را به چاه می اندازد و چند دیوانه دیگر می خواهند همان سنگ را در چاه پیدا کنند (البته اگر برمن ایرادی بر این حین که چرا ضرب المثل را بر می گردانی وارد شود صحیح است و هیچ جای بحثی نیست !)
و خوب از داستان مینمال و قویتان بهره کافی را بردم و این قلم جای تعظیم دارد.
موفق باشید استاد عزیزم
@};- @};- @};-


@مریم مقدسی توسط زهرابادره   ارسال در شنبه 22 آذر 1393 - 10:50

سلام خانم مقدسی عزیزم
متشکرم باز هم متشکرم
همیشه مرا مورد لطف و مرحمت قرار دادید و انرژي مضاعفي به من داديد و اين كار باعث شده كه من از كارم دل سرد نشوم
خوشحالم كه اولين مينيمال من با تاييد شما شروع شد و
نگرش شما و دوستان عزيز باعث خواهد شد كه من در اين زمينه نيز فعاليتي اندك داشته و تقديم نمايم
و در آخر من شاگردي هستم كه نياز به آموختن دارم و مرهون ديده ملاطفين عزيزم هستم
شاداب و تندرستي آرزوي من براي شما @};- @};-


نام: علی خدادوست   ارسال در شنبه 22 آذر 1393 - 10:20

مینیمال بسیار خوبی بود . موفق باشید خانوم بادره


@علی خدادوست توسط زهرابادره   ارسال در شنبه 22 آذر 1393 - 10:52

سلام آقاي خدادوست عزيز
از حضورتان ممنونم خواهش مي كنم ديده گان شما
مهر پرورهستند
شاد باشيد @};- @};-


نام: عاطفه حجابی دخت ایمن   ارسال در شنبه 22 آذر 1393 - 12:23

سلام خانم بادره عزیزم...مرسی...اگراین داستان واقعی باشه که شما فرمودید واقعا برا همچین انسان هایی متاسفم...:( :( :(


@عاطفه حجابی دخت ایمن توسط زهرابادره   ارسال در شنبه 22 آذر 1393 - 16:02

سلام خانم حجابی دخت ایمن عزیزم
بله متاسفانه این موضوع حقیقت دارد و انسان این اشرف مخلوقات برای خودش هر گونه حقی را قائل است
از حضورتان بسيار خوشحال و مسرور شدم
شاد باشيد @};- @};-


نام: ساناز پیری کاربر عضو  ارسال در شنبه 22 آذر 1393 - 13:44

سلام زهرای عزیز
داستان جالبی بود و خواندنی امیدوارم همیشه موفق باشی گلم:) :) :) :)


@ساناز پیری توسط زهرابادره   ارسال در شنبه 22 آذر 1393 - 16:04

سلام خانم پيري عزيزم
حضورسبزتان را خوش آمد گفته و همچنين از نگاه محبت آميز شما كمال تشكر را دارم
با آرزوي شادابي و تندرستي @};- @};-


نام: زینب ارونی کاربر عضو  ارسال در شنبه 22 آذر 1393 - 14:48

نمایش مشخصات زینب ارونی زهرا جان داستان درون مایه خوبی داشت
ولی نتونستم با:
اولی :
دومی :
کنار بیام :(


@ زینب ارونی توسط زهرابادره   ارسال در شنبه 22 آذر 1393 - 16:10

سلام مجدد زينب عزيزم
قدم رنجه فرمودين متشكرم
شايد اگر از اسامي استفاده مي كردم بهتر بود ،
و دلچسب تر مي شد
از دقت نظرشما و همچنين از حضور صميمانه شما سپاسگزارم
شادباشيد و تندرست @};- @};-


نام: فرزانه رازي کاربر عضو  ارسال در شنبه 22 آذر 1393 - 15:37

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
:D

=))
خنده های من از رو خوشی نیستاااااااااااااااا...
خو چه کاریهههههههههههههههه؟؟؟[-(
خانوم جان سلام.خوبین؟
خانوم جان فقط عالی بود رو از من داشته باشین...خیلی حرفا بود که میشد گفت...اما خب...اگه بخوام بگم پوستم کنده س...پ بیخیال...
شاد باشین خانوم جان...فدایی دارین...
:* :x
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@فرزانه رازي توسط زهرابادره   ارسال در شنبه 22 آذر 1393 - 16:19

سلام فرزانه عزيزم
:) :)
:* :x
=)) =))
ولي خنده من از خوشحاليه باور كنيد به خاطر اومدن و ديدن شما
و اين هم دسته گلي كه زير پاهاتون فرش مي كنم
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
خدا نكنه عزيزم هميشه ا-ح-ت-ي-ا-ط- كن
فدات بشوم
شادي و سرزندگي شما آرزوي من


نام: آرمیتا مولوی کاربر عضو  ارسال در شنبه 22 آذر 1393 - 15:58

نمایش مشخصات آرمیتا مولوی سلام خانم بادره مهربان
مینیمال جالبی بود موفق باشید@};- @};- @};- @};-


@آرمیتا مولوی توسط زهرابادره   ارسال در شنبه 22 آذر 1393 - 16:21

سلام آرميتاي عزيزم
مهرباني در نگاه زيباي شماست نازنينم
سعادتمند باشيد و شاد @};- @};-


نام: محمد حشمتی فر کاربر عضو  ارسال در شنبه 22 آذر 1393 - 17:02

نمایش مشخصات محمد حشمتی فر سلام خانم بادره عزیز
از این سگ چه بگم که برای بعضی زیبا و وفاداری را نشان می دهد و برای بعضی کثیفی و نجاست. هر کس با دید خود جلو می آید. تنها ایراد این مردم این است که گاه برای حرف دیگران از خواست خود نیز می گذرند


@محمد حشمتی فر توسط زهرابادره   ارسال در شنبه 22 آذر 1393 - 22:50

سلام آقای حشمتی فر عزیز
با تشکر از حضورگرمتون
کاملا دقیق می فرمایید کسانی که به سرعت تغییر عقیده می دهند آدمای فابل اطمینانی نیستند و نمی شود روی آنها حساب باز کرد
از دقت نظرتون ممنونم
شاداب باشید @};- @};-


نام: ک جعفری کاربر عضو  ارسال در شنبه 22 آذر 1393 - 19:42

نمایش مشخصات ک جعفری درود خانم بادره نازنین

با نظر آقای حشمتی فر موافقم.

درود بی پایان بر شما
@};- @};- @};- @};-


@ ک جعفری توسط زهرابادره   ارسال در شنبه 22 آذر 1393 - 22:56

سلام خانم جعفری عزیزم
بابت حضورتان س‍پاسگزارم
بله آقاي حشمتي فر ديدگاه جالبي ارائه فرموده بودند و من كاملا با نظر ايشون موافقم و همچنين شما كه لطف كرديد و از اين منظر به موضوع نگاه كرديد
تشكر مي كنم كه زحمت كشيديد
شاداب و بهكام باشيد @};- @};-


نام: عباس پیرمرادی کاربر عضو  ارسال در شنبه 22 آذر 1393 - 20:31

نمایش مشخصات عباس پیرمرادی سلام
مینیمال عالی ای دیدم.
خوب توانستید بدون توضیح یک بحران را در این زمانه در یک داستانک چند لایه تشریح کنید.
قلمتان پرجوهر.


@عباس پیرمرادی توسط زهرابادره   ارسال در شنبه 22 آذر 1393 - 22:58

سلام آقاي پير مرادي عزيز
از زحمتي كه كشيده و وقتي كه در اختيار من گذاشتيد متشكرم
من هر چه دارم از نگاه شما عزيزان دارم كه مشوق من هستيد
با آرزوي بهترين ها @};- @};-


نام: نعیمه میرزاعلی کاربر عضو  ارسال در شنبه 22 آذر 1393 - 22:22

نمایش مشخصات نعیمه میرزاعلی سلام مهربان .
مینیمال رسایی بود .
ممنون از ذهن خلاق و قلم توانای شما .@};-


@نعیمه میرزاعلی توسط زهرابادره   ارسال در شنبه 22 آذر 1393 - 23:01

سلام خانم ميرزا علي عزيزم
ديده پرمهر شما نعمتي از نعماي خداوند بر من است
حضورتان را ارج مي نهم و برايتان تندرستي و شادابي آرزومندم
شب خوبي داشته باشيد @};- @};-


نام: شايسته دولتخواه کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 23 آذر 1393 - 10:20

نمایش مشخصات شايسته دولتخواه سلام به خواهر بزرگوارم
مينيمالي بسيار زيبا از شماخواندم به موضوعي اشاره كرديد كه كمتر در اين سايت در موردش خوانده بودم موفق باشيد @};- @};- @};-


@شايسته دولتخواه توسط زهرابادره   ارسال در یکشنبه 23 آذر 1393 - 15:58

سلام خواهر گرامی ام شایسته عزیزم
خیلی لطف کردید وقت خود را در اختیار ما گذاشتید
زیبایی در وجود شماست
شاد باشید و تندرست @};- @};-


نام: سلمان ارژن کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 23 آذر 1393 - 12:27

نمایش مشخصات سلمان ارژن با سلام و درود
به خانم بادره عزیز
@};- @};- @};- @};- @};-


@سلمان ارژن توسط زهرابادره   ارسال در یکشنبه 23 آذر 1393 - 16:00

سلام استاد عزیز و گرامی
از بابت گل های زیبا ممنونم وجود سرشار از مهر و عاطفه شما ستودنی ست
متشکرم
تندرست باشید @};- @};-


نام: مسعود رضایی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 23 آذر 1393 - 16:35

نمایش مشخصات مسعود رضایی سلام خاله زهرای عزیز
اول از همه خوبی خوشی سلامتی
بعد مینیمال زیبایی بود خیلی خوشم اومد ازش
منتظر نوشته های دیگتون هم هستم


@مسعود رضایی توسط زهرابادره   ارسال در یکشنبه 23 آذر 1393 - 18:53

سلام مسعود عزیزم
الحمدالله شما که حالم را ب‍پرسين خوب خوب مي شم
از اينكه منو خاله صدا كردين خيلي خوشحالم پسرم :)
و همچنين از اينكه وقت گذاشتين و اين اندك را خوانديد متشكرم
من هم منتظر نگاه مهربان شما خواهم بود
سعادتمند و شاد باشيد @};- @};-


نام: ابوالحسن اکبری کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 23 آذر 1393 - 18:50

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام سرکارخانم بادره خیلی عالی بود.@};- @};- @};-
سگ ها که گرسنه شوند
ببشترپارس می کنند.


@ابوالحسن اکبری توسط زهرابادره   ارسال در یکشنبه 23 آذر 1393 - 18:59

سلام استاد عزیز و گرامی
س‍پاسگزاري مرا بابت حضورتان بپذيريد
نظر خيلي جالبي فرموديد متشكرم از دقتي كه مبذول داشتيد
با آرزوي تندرستي و شادابي @};- @};-


نام: مهدی ایزدخواه   ارسال در چهار شنبه 26 آذر 1393 - 10:41

با سلام ممنون از داستان زیبای شما

قشنگ و جالب بود

با تشکر ایزدخواه


نام: زهرابادره   ارسال در چهار شنبه 26 آذر 1393 - 12:47

سلام آقای ایزد خواه عزیز
ممنونم از حضورتون
خیلی لطف کردین که وقت خود را در اختیار ما گذاشتین
برایتان شادابی و تندرستی آرزومندم @};- @};-


نام: سبحان بامداد   ارسال در جمعه 28 آذر 1393 - 14:54

بیچاره سگه گناه داشت... ما یه سگ ناز داشتیم چند هفته قبل گراز بش حمله کرده و تیکه تیکش کرده... ربطی نداشت ولی اومد تو ذهنم... داییم میگفت یه روز کامل واسش گریه کردم!

سلام خوبین؟ ببخشید یه مدته کمتر سر میزنم به سایت

همسایتون بگین خو آدم حسابی شما گربه میخریدین که بهترتون بود...

کلا خوشم نمیاد حیوون تو خونه باشه... ولی مرغ و خروس خوبه...جوجه رنگی یادش بخیر!!!

از کجا به کجا رسیدیما...

شادمان و سلامت باشید


نام: زهرابادره   ارسال در جمعه 28 آذر 1393 - 15:42

سلام آقای بامداد عزیز
ممنون از زحمتی که کشیدین با وجود کار و مشغله زیاد
دقیقا درست می فرمایید متاسفانه همسایگان زمانی متوجه شدند که دیگر کار از کار گذشته بود
و چقدر بهتر بود که این حیوانات در باغ و ویلا نگه داری شوند و انسان به خاطر خواسته دل خودش آنها را اسیر قفس آ‍‍پارتمان نكنند
باز هم تشكر مرا به خاطر حضورتون پذيرا باشيد
با آرزوي سعادت و بهروزي @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.