آه آناستازیا دخترم

اینروزها دارم راجع به پست مدرن فکر میکنم آنچه پیش از شروع برای نوشتن راجع به آن می آزارمم ، پیش داوری زهر آگین حسیست که به آن دارم و آن از راه نقاشی این گروه ضد اندیشه در ذهنم شکل گرفته است البته خواهم گفت چرا پاد اندیشه و این که چرا پاد اندیشند و این دو واژگی( پاد اندیشه) از کجا آمده است .دارم فکر میکنم که درک ما از واقعیت نسبیست و این نسبیت کافیست . مثلا ما طبیعت گاورا از ملیونها سال قبل بیشتر از طبیعت خود نمی شناخته ایم امروز هم با پیشرفت شگرف انسان در زمینه ی گوناگون دانشش ، خود و هم سایر پدیده های هستی را بیشتر شناخته است . اما همه ی ما با این حیوان و دیگر حیوانها هم زندگی کرده ایم و هم از محصول فراوری شده ی آنها با خیال راحت استفاده کرده و می کنیم .این پاد اندیشان که می گویند شناخت ما راجع به جهان ناچیز است ، از این محصول ها و غذاهای حیوانی و گیاهی استفاده می کنند یانه ؟ این کوتاه را گفتم که بدانی بحث اصلی را فراموش نکرده ام و باید ببینیم این گروه در آگاهی مردم جهان و عربستان که اکنون آنجا هستیم ،چه وظیفه ای دارند یاکه از بنیان چنین چیزی را می پذیرند ؟
اما بحثم این نیست که وقتی در حیاط را باز میکنم و ناگهان همسایه مرا میبیند با تعجب می پرسد آه ، خانه هستید ؟ حتما این سوال را بپای نفهمیدن یا ندانستنشان نمی گذارم می دانم که تعجب کرد ه است ؛ندانستن بسیار وسیع است یا بهتر بگویم ندانستن عمدی که کمی فراتر از نفهمیدن می شود و شاید گاهی نداشتن توان فهمیدن ، در جامعه و تاریخ بسیار بسیار روانست .
نفهمیدن در زمان حمله اسکندر ، نفهمیدن هلنیسم و نفهمیدن در عصر فردوسی . نفهمیدن در بعد از حافظ نفهمیدن قبل از فروغ و بعد از شاملو ،
نفهمیدن موقع دیدنش
و اینکه الان نمی دانم که در چه وضعست ؟
در چه وضعی هستم در چه و ضعی هستی ؟
چقدر نفهمیدن وسیعست
باید حوصله ی وسیعتری داشت برای دیدنِ نفهمیدن و تحملش ، امروز انسان بسیار مدرن و پیشرفته باید چینه دان این ابر نفهمیدن را داشته باشد.
ادامه دارد...

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.2 از 5 (مجموع 5 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

14

بهروزعامری ,ابوالحسن اکبری ,حمید جعفری (مسافر شب) ,محمد علی ناصرالملکی ,فرزانه رازي ,نرجس علیرضایی سروستانی , ک جعفری ,همایون به آیین ,الف . محمدی ,حمیدرضا محدثی ,مریم مقدسی ,ف. سکوت , ناصرباران دوست ,سبحان بامداد ,


این داستان را خواندند (اعضا)

ف. سکوت (13/9/1395),محمد علی ناصرالملکی (13/9/1395),الف . محمدی (13/9/1395),همایون به آیین (13/9/1395),همایون طراح (13/9/1395),الف . محمدی (13/9/1395),ترنم سرخسی (13/9/1395),بهروزعامری (13/9/1395),حسین شعیبی (13/9/1395), ناصرباران دوست (13/9/1395),بهروزعامری (13/9/1395),ترنم سرخسی (13/9/1395), ک جعفری (14/9/1395),ابوالحسن اکبری (14/9/1395),فرزانه رازي (14/9/1395),ترنم سرخسی (14/9/1395),مریم مقدسی (15/9/1395),سبحان بامداد (17/9/1395),حمیدرضا محدثی (18/9/1395),مریم حسین پور (21/9/1395),محمد علی ناصرالملکی (8/10/1395),

نقطه نظرات

نام: همایون به آیین کاربر عضو  ارسال در شنبه 13 آذر 1395 - 12:11

نمایش مشخصات همایون به آیین درود بر استاد عامری گرامی
بنظر پست مدرنیسم یک نظریه نظام مند نیست بلکه مجموعه پیچیده ای و متنوعی از افکار،شناختها، دریافتها و برداشتهاست! بنابرین همانطور که میتوان از دل آن نظریاتی را بیرون کشید و به آن تاخت، موضوعاتی قابل تعمقی هم را میتوان از این پیکره درهم و پیچیده، پیدا کرد که حداقل چالش برانگیز هستند و ********ی را سبب می شوند! از جمله این موارد:
1- اینکه ما از درک حقیقت محض عاجزیم یا تا کنون عاجز بودیم!
2- اصول و چارچوب ما را در سیطره خویش می گیرند، و بنوعی راه خلاقیت و نوآوری را دشوار می نمایند!
3- بی توجهی به قواعد و بی توجهی به قید و بند،کاملن مترادف با لاابالی گری نیست!
4- خرد را می توان تنها بعنوان يكي از راويان پذیرفت و اینکه خرد،تاکنون هم راوی خوبی نبوده است!
5- برای جهان بی معنا نباز به سوگواری نیست، بلکه با هنر می توانیم به آن معنا ببخشیم!
6- ...
سپاس از شما و انتظار برای ادامه ماجرا@};-


@همایون به آیین توسط همایون به آیین Members  ارسال در شنبه 13 آذر 1395 - 12:16

نمایش مشخصات همایون به آیین جای ستاره ها : ( ج ن ب ش ی ) مراتب تعجبم را از بابت این س ا ن س و ر بپذیرید!
خطاب به مدیر سایت: بابا! منظورم (ج ن ب ش رهایی بخش) نبود! منظورم تکان بود! همون تکانی که اگر خیس بشی، بخودت میدی!:-s


نام: همایون طراح کاربر عضو  ارسال در شنبه 13 آذر 1395 - 16:20

نمایش مشخصات همایون طراح درود بر شما
نوشته ی شما را باید تا انتها خواند!
بحث راجع به " پست مدرنیسم " بسیار مفصل است! اما خلاصه و گذرا باید گفت که پست مدرنیسم بیش از آنکه یک مکتب باشد یک نگاه است. نگاهی که.پایه و اساسش " شک پذیری " و " عدم قطعیت " است. به عبارتی بر خلاف نگاه مدرن ، عقل و سازمان را به طور کلی زیر سوال می برد. باید بگویم که نگاه عقلانی به امور ندارد. البته این خود جای بحث دارد که عده ای از نظریه پردازان می گویند پست مدرنیسم بر خلال مدرنیسم است و عدهای دیگر می گویند نشأت گرفته از آن.
به عبارت دیگر پست مدرنیسم یک نگاه چند بعدی و فراروایتی به موضوعات دارد. نگاهی که به دنبال راه حل نهایی نمی گردد. تکثرگرایی ، پوچ گرایی ، نسبی گرایی و زیر سوال بردن تابوها و برداشت های اساسی جامعه ، همگی در پست مدرنیسم قابل مشاهده است. پست مدرنیسم یک نگاه چالشی به تمام چالش های جهان دارد!

بحث مفصل است اما تا همین جا : سبز باشید!


نام: حسین شعیبی کاربر عضو  ارسال در شنبه 13 آذر 1395 - 22:14

نمایش مشخصات حسین شعیبی سلام
نفهمیدن عصر فردوسی؟!
نفهمیدن در بعد از حافظ؟!
نفهمیدن قبل فروغ؟!
نفهمیدن بعد شاملو؟!
نفهمیدن بعد از حمله اسکندر؟!
نفهمیدن هلنیسم؟!
نفهمیدن ... نفهمیدن ... نفهمیدن
؟؟؟!!!!


نام: ناصرباران دوست کاربر عضو  ارسال در شنبه 13 آذر 1395 - 23:11

نمایش مشخصات ناصرباران دوست تا بجایی رسید دانش من
که بدانم که هیچ نا دانم!
منصوب به بوعلی سینا
استاد عامری بزرگوار
همراهتان هستم مثل همیشه با تکه های آه آناستازیا
اعتراف می کنم بدون دنباله درک این مطلب برایم کمی سخت بود بیشتر برگشتم به نفهمیدن عصر فردوسی تا زمان حال استمرای !
پاینده باشید بزرگوار


نام: ابوالحسن اکبری کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 14 آذر 1395 - 12:45

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام و عرض ادب خدمت جناب استاد عامری .درود .@};- @};- @};- @};- @};- @};-

وقتی فهمیدن
اسباب زحمت می شود
بهتر است که نفهمیم .


نام: فرزانه رازي کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 14 آذر 1395 - 19:37

نمایش مشخصات فرزانه رازي درود بر جناب عامری خوبین میدونم .
میفهمم که نمی فهمم !
حرف از پشت مدرن شد یا " سید مهدی موسوی " افتادم ...
آزادی شهر از حصارش پیداست
از کینه ی چوبه های دارش پیداست

فردای من و تو باز هم تاریک است
سالی که نکوست از بهارش پیداست

البته معمولا خیلی بلند می نویسه ! نمیدونم این چطوری از دستش در رفته !
شاد و عاشق !
(بیش از سه خط شدنش رو به من ببخشین ... ) :D
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: نرجس علیرضایی سروستانی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 14 آذر 1395 - 00:39

نمایش مشخصات نرجس علیرضایی سروستانی ســــلام
و عرض ادب و ارادت به استاد عامری بزرگوار

از همسایه گفتید .. وسط داستان خنده ام گرفت.. گفتم این همسایه استاد عامری اینقدر توی زندگی شون وارد شد و سرک کشیده ک تا توی مطالب علمی هم پاش وسط گود کشیده شد :D :D
من همیشه داستان ها و مطالب علمی شما رو دنبال میکنم .. چون همیشه توی دست نوشته ها حتی بداهه سرایی هایی ک میکیند چیز های جدید و نو میبینم ک شگفت زده میشم .. خدا حفظ تون کنه :) :)
دم قلمتون همیشه گرم @};- :)


نام: بهروزعامری کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 22 آذر 1395 - 18:18

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام بهمه دوستان عزیز

از اینکه دیر خدمت رسیدم پوزش می خوام

اما از جناب به آیین

ضمن تشکر

من هنوز وارد پست مدرن نشدم

از کجا میدانیم مدرنسم اینگونست که گفتن؟

این مجموعه ی شاخص از کجا آمده قابل تردید نیست؟

راجع بهمه ی عنصرهای پست مدرن بحث شده در دنباله ی نوشته خواهد آمد
این از کجا آمده (1- اینکه ما از درک حقیقت محض عاجزیم یا تا کنون عاجز بودیم!) مثل جلسه ی امتحان اون موقع هاست که از یک سوال معلم ایراد میگرفتیم می زدیم زیر همه چی

اما من گفته ام که ما بسیاری چیزها را برحقیقت نسبی بنا میکنیم عمریست از شیر******* استفاده میکنیم و اتفاقی نمی افته حد اقلهایی برای شناخت کافیه هیچکس چنین ادعایی نکرده در عالم وجود
کدام هنر همه چی که ناقصه ضمنا چرا معنا ببخشیم ؟

اینکه عمل که مهندسی ردن هنر و تعریفیست در واقع پست مدرن که ضد تعریفه و منظورش ازین کار لا ابالیگری نیست
چه معنایی میبخشه ؟ کی بهش گفته معنا ببخشه (5- برای جهان بی معنا نباز به سوگواری نیست، بلکه با هنر می توانیم به آن معنا ببخشیم!) و تضادهای بیشمار که خواهد آمد .

جناب طراح
با سپاس شماهم فعلا منتظر بقیه مقاله لطفا باشید

جناب شفیعی ممنون از سوالاتتون
خواهد آمد

اما بخشی در maktabhayehonari.blogfa.comاومده

سپاس از حضورتون

فرزانه بانو

تقدیم همین الان بداهه

قبلا گلوله ها نمی گذاشتند صدای کسی را بشنوم

بگمانم تازگی ها برعکس شده

تو نمی گذاری صدای گلوله هارابشنوم

انگار اتفاقی خیالم را پر کرده است .

#ب_ع

بانو سروستانی

چی بگم ؟

فقط از حضورتون

بسیار سپاسگزارم

بزودی بقیه مقاله رو خواهم گذاشت




@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: بهروزعامری کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 23 آذر 1395 - 19:39

نمایش مشخصات بهروزعامری استاد باران دوست عزیز

سلام

ممنونم از توضیح خوبی که دادید

بازهم سپاسگزارم

@};- @};- @};-

درود بر استاد اکبری گرامی


@};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.