آه آناستازیا دخترم -7

سلام عزیزان
برخی از دوستان خواسته بودند راجع به جامعه عربستان بیشتر بگویم (بنویسم)

ازینرو سعی میکنم بخشی از مطالبم را در فضای آن سر زمین بنویسم.


حالم خوبست و از واژه هایی چون بیکسی و تنهایی چندان خوشم نمی آید بهمان دلیل که اگر کسی بکمک من نیاز داشته باشد ، بر خلاف میل باطنی ام نمی توانم عکس العمل مناسب و در خور داشته باشم دیگران هم اینگونه اند . مخصوصادر زمان ما توان انسانها محدود شده است و همین اندازه که خودشان را سرپا نگهداشته اند جای شکرش باقیست .من تنها نیستم در تنهایی فیزیکی ام برای مخاطبینم ، مخصوصا شما با خیال راحت مطالبم را آماده میکنم؛ امیدوارم شماهم در تنهایی و فراغت اینگونه ازآن سود ببرید حتما الان شاخه نبات هم همینکار را می کند . آن دوستان زن و شوهری که شش ماه پیش اتفاقا بامن همخانه شدند بالاخره دوماه هست که کار پیدا کرده و رفته اند همین دیروز زنگ زدند و عید را بمن تبریک گفتند . بچه های خوبی بودند درآن چهار ماهی که پیشم بودند ماجراهایی برایشان اتفاق افتاد که در شماره ای از نوشته هایم برایت شرح خواهم داد.
آنچه راجع به پدیده ها می خواستم بگویم این بود که در آنها نیروهای روبه رشد ازدرون خودشان تغذیه می کنند و جلو میروند و پیوسته با بخشی از درون خود که کهنه ترست ، در گیرند . معمولا نیروی قدیمی بیشترین مقدار شکل را بخود اختصاص می دهند . مثلا در جامعه ی عربستان ،( دخترم این عربستان هم سوژه ای شد نمی خواستم طرفش بروم ،فقط برحسب اتفاق انتخاب کردم اما انگار بایدقید مسافرت به این کشور را بزنم) در قانون اساسی این کشور آمده که کشور فقط دارای یک قوه است و آنهم قوه ی مجریه که مستقیما توسط پادشاه اداره می شود . خاندان سلطنتی که در حدود دو قرن پیش توسط غربیان در ازای دریافت و خرید دائمی نفت روی کار آمد .از روسای معروف قبایل در بیابان عربستان بود. قبایلی که از مردان چالاک ،جنگجو وگاهی بسیار صبوربا آئینهای ثابت و تغییر ناپذیر که اسلام توانست بسختی در آن نفوذ کند واز زنده بگور کردن زن ها جلوگیری نماید.
این جامعه ی ایستا طی هزاران سال ناگهان با فروش نفت با مظاهر صنعت و فرهنگ آن ، مدرنیسم روبرو شد و با سلیقه ی خود هرچه با قوانین البته نوعی اسلام که به آن وهابیت می گویند را انتخاب کرده است.
این جامعه ی ساکن که روزی با پوسته ی محافظش یعنی قانون اساسی عربستان که با زندگی مردمش همخوانی داشت ، بمخالفت بر می خیزد . تحول ناشی از پیدا شدن نفت در شبه جزیره همان نیروی درونی پدیده ای بنام جامعه ی عربی سعودیست.که در حال رشد کردن و شکستن پوسته ی کهنه ی حاکمیتست .آیا این آگاهی آنقدر هست که این تغییر را بوجود آورد. آیا از هدفهای نو بر خوردارست ؟
دولت با سینما و همه گونه مظاهر مدرنیسم در جامعه مخالفست، اما چون هرکس در منزل و حریم خصوصی اش که امنیت دارد، می تواند از آزادی بر خوردار باشد، اکثرا سینمای خانگی دارند و بیشتر مردان از آن استفاده میکنند و همینطور از ماهواره
از آنجاییکه زن همانند دیگر کالاها برای آسایش و استفاده ی مردانست ، آنها میتوانند بقول خودشان حتی زن خارجی تهیه کنند . بدیهیست که این زنان باید شرایط و مذهب حاکم را بپذیرند.این انتخاب یک روند حادث شده از پیدا شدن نفت و دیگر معادن درین سر زمینست . مردم این کشور اکثرا با دریافت یارانه مستقیم و غیر مستقیم که از فروش نفت نصیبشان می شود زندگی میکنند و با این پول بتجارت در بازار زائران خانه خدا مشغولند .اندکی هم در کناره های دریای سرخ کشاورزی میکنند . 40% مردم بیست و شش ملیونی این کشور کارگران خارجی هستند که کارهای سخت و استخراج نفت را بر عهده دارند.بیشتر امور خدماتی نیز توسط بیگانگان انجام می شود .مردم بیشتر شبها بیدارند و بتفریحات مردانه می پردازند و روزها می خوابند.در آمد نفت جامعه ایستا و سنتی عربستان را بحرکت واداشته ،اکثریت سنی را بنوعی ، و اقلیت شیعه را بنوعی دیگر . در زنان مهاجر ایجاد خواسته ی آزادی چون سرزمین مادریشان کرده ودر قشر روشنفکر نیاز بقانون مدرن و مجلس و.. را ایجاد کرده است .هستی اجتماعی کم تحرک عربستان اماده پذیرش آگاهی و در صورت پختگی منجر بیک جامعه با آگاهی و آرزوی دیگر باشد . هیئت حاکمه هم سعی میکند در فرم کهنه ی حکومتی خود تغییراتی ایجاد کند . این تغییرات برای گول زدن وآرام کردن مردم انجام میگیرد و شبیه رنگ کردن پوسته ی حاکمیتست والا تا مجبور نشود تن باصلاحات نمی دهد .حمله به یمن هم برای حفظ پوسته ی دلخواه خودست . تمدن باستانی یمن پویا وآگاهی پذیر ترست وپیروزی دموکراسی درآنجا موجب تاثیر پذیری جامعه عربستان می شود .در عربستان کتاب و نشریه ای که حامل اندیشه باشد وجود ندارد . دوتن نویسندگان این کشور مجبور در سکونت در سوریه شده اند و هردو در نوشتن جایزه ی بین المللی دریافت داشته اند .معمولا در حکومتهای نژادی و عقیدتی اقلیتهای مذهبی و نژادی طرفدار کشورهای خارجی میشوند . در جامعه ی سوریه علویان بعلت لاییک بودن حکومت طرفدار دولت می شوند . ودر حکومت مذهبی سنی اردوغان علویان طرفدار غرب هستند . این رفتار اجتماعی در عربستان هم ممکنست اتفاق بیفتد. نویسندگان این سر زمین بایستی نیروهای داخلی و نحوه تعامل آنهارا بشناسند از خلق و خوی مردمشان و بخصوص برخی کنش های پویا را شناخته واز آنها برای بیان منظورشان بهره ببرند .
در جامعه ی وهابی زنها و بخصوص زنهای خارجی ساکن این کشور خواهان تغییر در وضع خود هستند. مثلا در پی مبارزاتشان از سال 2004 میلادی دارای شناسنامه جداگانه از پدر یا شوهر شده اند. زنهای خارجی که با بچه دار شدن وضعشان مستحکمتر شده خواهان حقوق بیشتر مثلا امر رانندگی شده اند..
اقلیت شیعه خواهان برابری حقوق با وهابیان و نیز شرکت در حکومت هستندو نیز خواهان پارلمان می باشند .دخترم این خلاصه از اوضاع عربستان بود که گفته شد که بیشتر برای درک بهتر مقوله فرم و محتوا در جامعه آورده شد .
اگر نویسنده یا هنرمندی بخواهد در عربستان چیزی بنویسد و یا هنری را عرضه کند بایستی شناخت کامل و نیز دقیقتر از جامعه ی عربستان داشته باشد آه گفتم نوشتن ، در عربستان نمی توان نوشت و معمولا کم هستند که می نویسند و برای مردم می نویسند و معمولا اندکی می نویسند و بیشتر این اندک کسانی هستند که در جهت شکوهمندی کاذب وضع موجود (فرم بزک کرده) می نویسند.

ادامه دارد ...


شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.3 از 5 (مجموع 4 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

9

فرزانه رازي , ناصرباران دوست ,بهروزعامری ,شهره کبودوندپور ,الف.اندیشه ,زهرا بانو ,همایون به آیین ,نرجس علیرضایی سروستانی ,زهرابادره (آنا) ,


این داستان را خواندند (اعضا)

کامران غفوری (26/4/1395),لیلا حسن زاده (26/4/1395),زهرابادره (آنا) (26/4/1395),سارینا معالی (27/4/1395),نرجس علیرضایی سروستانی (27/4/1395),بهروزعامری (27/4/1395),همایون به آیین (27/4/1395),داوود فرخ زاديان (27/4/1395),الف.اندیشه (27/4/1395),سحر ذاکری (27/4/1395),زهرا بانو (27/4/1395), ناصرباران دوست (27/4/1395),بهروزعامری (28/4/1395),اميرمحمد نائيجيان (28/4/1395),سیاوش ذالنوری (28/4/1395),شهره کبودوندپور (29/4/1395),مریم حسین پور (29/4/1395),فاطمه سادات حيدري (2/5/1395),عاطفه حجابی دخت ایمن (3/5/1395),زهرا فیروزی (5/5/1395),نرجس علیرضایی سروستانی (17/10/1395),همایون به آیین (11/11/1395),

نقطه نظرات

نام: ح شریفی کاربر عضو  ارسال در شنبه 26 تير 1395 - 21:40

نمایش مشخصات ح شریفی سلام و عرض ادب استاد عامری
جامعه ی سعودیه جامعه ی بی ثباتی است ، دیر یا زود فرو خواهد پاشید . حکایت آنها حکایت شخصی است که بر روی زمین سیل آسا خانه ای بنا کرده باشد
موفق و پیروز باشید @};- @};- @};-


@ح شریفی توسط بهروزعامری Members  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 00:37

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام و درود از

زحمتی که کشیدید


سپاس


@};- @};- @};-


نام: زهرابادره (آنا) کاربر عضو  ارسال در شنبه 26 تير 1395 - 23:32

نمایش مشخصات زهرابادره (آنا) درود و سلام بر استاد عزیز و گرامی
مقاله علمی و اجتماعی آناستازیا را خواندم خیلی زیبا و دلنشین به جامعه ناپایدار عرب و فرهنگ نافرهنگی آنها نقبی زده و از اجحاف مردان عرب و دیدگاه نابرابر و ستمگرانه آنها صحبت کرده اید .
برایم ناباورانه است که هنوز در مملکتی کتاب و کتاب نخواندن امری طبیعی است و خلاصه با اینکه لذت بردم شدیدن هم ناراحت شدم . سپاس به خاطر تحقیقاتی که کردید و ما می خوانیم
بی صبرانه منتظر ادامه هستم
برای قلم و وجود گرامی آرزوی تندرستی و موفقیت دا رم @};- @};- @};-


@زهرابادره (آنا) توسط بهروزعامری Members  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 00:39

نمایش مشخصات بهروزعامری ممنونم گرامی

و توجه خاصتون


@};- @};- @};-


نام: نرجس علیرضایی سروستانی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 04:53

نمایش مشخصات نرجس علیرضایی سروستانی ســـــــــــلام
عرض ادب و ارادت بی انتها به استاد عامری گرامی
موضوع خیلی خوبی رو مطرح کردید
این ک مستقیم دست گذاشتید روی کشور عربستان میتونه نمونه خوبی باشه برای نشون دادن سکون جامعه ای ک مردمش در حال زندگی هستن بودن هیچ حرکتی ..ولی کم نیستن کشور هایی ک اینطورین.. شاید اگه بخوایم عواملی ک باعث این ریختی شدن کشور ها شده نام ببریم ..به یه تضاد بزرگ برخورد کنیم ..مثلا بین کشور های افریقایی ک از فقرو فلاکت به سکون رسیدن و عربستان ک از ثروت و خوشی به این مرحله رسیده ...
ولی به نظر همه اش بر میگرده به خواست مردمش .. فرهنگشون و رفتار هاشون .. من فکر میکنم مردم یه کشور محتوا هستن و قانون ها ..قالب هایی ک توش جا میگیرن ..کلااین قالب ها محتوا رو نافرم کردن
مطالب علمی تفکر برانگیزی بود ..در عین حال ک پژوهش بود ولی خشک و خشن و بی روح و رسمی نبود .. و همین خوندنش رو دلنشین کرده بود
دم قلمتون همیشه گرم


@نرجس علیرضایی سروستانی توسط بهروزعامری Members  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 00:42

نمایش مشخصات بهروزعامری نرجس

در مقابل شماهم کم میارم

درود بر شما


@};- @};- @};-


نام: همایون به آیین کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 11:50

نمایش مشخصات همایون به آیین درود بر استاد عامری عزیز
نگاه به جامعه عربستان از منظر فرم و محتوا چند پرسش را به دنبال داره: چرا محتوا(اعتقادات،باورها و اندیشه های متاثر از دین آسمانی) در کلیت اجتماع و روش زندگی مردم ان تاثیر آنچنانی نذاشته که اکنون مردم آن از بسیاری از حقوق انسانی برخوردار نیستند؟ 2) آیا فرم این جامعه(سنن،رسوم،قوانین و رفتارهای سنتی و غریزی که شکل و کالبدی به خودشان گرفتند) قویتر بودند که بیشتر ماندگار شدند؟ و یا وضعیت فعلی، یک حالت رضایتبخش و یا حتی ایده آل متاثر از آمیختگی فرم و محتواست؟ بنظرمن پرسش سومی بیشتر جای تامل داره!
سپاس ازاینکه ما را مهمان متون گرانبارتان می کنید.


@همایون به آیین توسط بهروزعامری Members  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 00:37

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی

حالت سوم
در نقد منطق ارسطو و بیان منطق هگل آمده یا می آید . فکر کنم دوباره بخوانید دو مقوله ی هستی اجتماعی و آگاهی اجتماعی را مورد توجهتان نگردیده است

ممنونم از حضورتون و سوال خوبتون

@};- @};- @};-


@بهروزعامری توسط همایون به آیین Members  ارسال در دوشنبه 28 تير 1395 - 08:28

نمایش مشخصات همایون به آیین درود دوباره بر شما استاد گرامی
سپاس از معرفی موضوع مورد مطالعه. امیدوارم روزی اینقدر عاقل بشم که از وقت تماشای تلویزیون بزنم و متون سخت اما ژرف آقایان هگل،ارسطو و ... را مطالعه کنم. با توصیه شما متون دم دستی که داشتم و از جناب کارل مارکس بود را یه نگاهی انداختم تا نظر مستقل و خودجوشی که ارائه داده بودم را براساس چارچوب نظری بیان کنم. بنابراین دوباره اینچنین عرض می کنم:« براساس تعریف بعمل آمده از هستی اجتماعی و آگاهی اجتماعی توسط فلاسفه، آگاهی اجتماعی مردم عربستان برخاسته از هستی اجتماعی آنها(یعنی همان مناسبات و ارتباطات مادی مستقل ازذهن که بين انسانها و طبيعت و بين خود انسانها بوجود می آید)بوده و عناصر شعور اجتماعی( در سطح آگاهی اجتماعی) که توسط خردمندان و ... این جامعه مدون شده، نمی توانسته جامعه ای متمدن تر و آگاه تر از این جامعه ای که می بینیم، پدید آورد! اگر این تحلیل من را بپذیرید، شکل عوامانه آن را هم در بالا به سبک غیرفلسفی عرض کرده بودم و آن این بود- من هستی اجتماعی که عینی هستند را فرم در نظر گرفتم و آگاهی اجتماعی که بازتابی از حیات مادی در آگاهی و شعور انسانهاست را محتوا فرض کردم(با این چرندیات تنها قصد دارم منظورم را برسانم). این محتوا و یا همان عناصر اجتماعی که توسط خردمندان آن جامعه سیستم بندی شده(ایدئولوژیک را نیز دربرمی گیرد)، را نمیتوان مستقل فرض کرد و با هم آمیخته ندانست. آری آگاهی اجتماعی جامعه عربستان متاثر از هستی اجتماعی آن جامعه است، همین درجه آگاهی که نمود و ظواهرش را می بینیم.»


@همایون به آیین توسط بهروزعامری Members  ارسال در دوشنبه 28 تير 1395 - 11:23

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی

تازگی و نو آوری در بیان باصطلاح همینطوری هست

اگر در طبیعت هم نگاه کنید بیشتر گلها وحشی هستند و پر از زیبایی

من خودم کمتر به پرند ه های پرنده فروشی یا کل های گل فروشی نگاه میکنم / گلهای کنار جوی آب اغلب زیباترند

درود بر شما عزیز

@};- @};- @};-


نام: الف.اندیشه کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 12:32

نمایش مشخصات الف.اندیشه درود بر جناب عامری

خوشحالم که مارا مهمان ادامه ی داستان آناستازیا کردید .

بسیار عالی و آموزنده .

شاد و پیروز باشید .@};-


@الف.اندیشه توسط بهروزعامری Members  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 00:38

نمایش مشخصات بهروزعامری درود بر شما


ممنونم از لطفتون گرامی


@};- @};-


نام: زهرا بانو کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 13:37

نمایش مشخصات زهرا بانو سلام بر استاد عامرى بزرگوار


مقاله ى جالبى از جامعه ى عربستان خواندم و افسوس که قبلا توفيق نداشتم از کلامتون استفاده کنم .جامعه ى عربستان هر چه از اين انسان نماها بگوييم و بخوانيم باز هم عمق فاجعه درک نشده . گونه اى حيوان دوپا که از تمام فضائل انسانى بى بهره ماندند . جامعه اى که بيشتر وهابى و فرقه هاى افراطى دارند و حتى به اسلام هم رحم نکردن , هر جايى از فاجعه هاى وحشناک چند سال اخير در هر گوشه اى از دنيا را که نگاه کنيد ردپايى از اونها پيدا ميشه ...اصلا چرا دور بريم همين فاجعه ى منا و بلايى که به سر حجاج آوردن , هر روز داره زواياى بيشترى از جنايت هاى پنهانى شون روشن ميشه , اميد که ريشه شون از روى زمين برداشته بشه . ممنون از شما , و قلم متعهدتون , درود.


@زهرا بانو توسط بهروزعامری Members  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 00:40

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام عزیز

من همیشه در مقابل نوشتتون کم میارم

درود بر شما

@};- @};- @};-


@زهرا بانو توسط همایون به آیین Members  ارسال در دوشنبه 28 تير 1395 - 08:34

نمایش مشخصات همایون به آیین درود بر شما
همیشه از این نوع نگاهها و فتواه ها ، واهمه داشتم و دارم. اگر در دورنمان از یک جامعه ای تنفر داریم، تلاش کنیم که لفظ مان ، اینقدر تابع تنفرمان نباشد. پوزش میخوام


@همایون به آیین توسط بهروزعامری Members  ارسال در دوشنبه 28 تير 1395 - 11:24

نمایش مشخصات بهروزعامری @};- @};- @};-

@};- @};-

@};-


@همایون به آیین توسط زهرا بانو Members  ارسال در دوشنبه 28 تير 1395 - 00:22

نمایش مشخصات زهرا بانو درود بر جناب به آيين


منظور شما رو درک مى کنم , و براش احترام قايلم , ولى بزرگوار اگر يه مدت خيلى کوتاه دنبال اخبار مربوطه شون باشيد و جنايتهايى که هميشه با رشته اى نامريى اما آشکار بهشون وصل ميشه , ديگه نمى تونين تنفر رو در کلامتون منعکس نکنيد , با اين حال اگر لحنم موجب آزردگى شما شد پوزش مى خوام .


@زهرا بانو توسط همایون به آیین Members  ارسال در سه شنبه 29 تير 1395 - 10:13

نمایش مشخصات همایون به آیین درودی دوباره
من از حرفتان آزرده نشدم، شاید با حرف شما در مورد جامعه عربستان موافق هم باشم، منظورم این بود که در شان شما نمی بینم که اینچنین بگویید! من بدلایلی که شما نمی دانید از عربستان بیشتر از شما تنفر دارم! پوزش میخوام اگر حرفم شکل توصیه بخود گرفته!@};- @};- @};-


@زهرا بانو توسط بهروزعامری Members  ارسال در چهار شنبه 30 تير 1395 - 12:40

نمایش مشخصات بهروزعامری نه گرامی

منهم از نیات ضد مردم بشدت تنفر دارم


@};- @};- @};-


نام: ناصرباران دوست کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 00:21

نمایش مشخصات ناصرباران دوست جناب استاد عامری بزرگوار
ممنون که با مقالات وزین خودتون دانش و آگاهی مارا بالا می برید
استفاده کردم استاد
پاینده باشید @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@ ناصرباران دوست توسط بهروزعامری Members  ارسال در یکشنبه 27 تير 1395 - 00:41

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام جناب باران دوست

آموختن دو طرفست

منهم از شما می آموزم

درود بر شما

@};- @};- @};-


نام: شهره کبودوندپور کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 29 تير 1395 - 09:42

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام استاد!
یه جمله ی قشنگ می خوندم جا داره اینجا بیارمش

نژاد،دین،غرور قومی،
ناسیونالیزم وغیره...
هیچ کاری نمیکنند به جز اینکه
به ما یاد میدهند تا از مردمی
که هیچ وقت ملاقات نکردیم وشناختی
نسبت به آنها نداریم،
متنفر باشیم..!!

متاسفانه تقابل سیاسی و مذهبی، میان دولت ایران و عربستان باعث شده ناخواسته جوانها نسبت به این ملت بدبین شوند!
قبول دارم وهابیت و دولت کنونی عربستان کاستیهای فرهنگی و انسانی بسیاری دارد ولی متاسفانه در محیطهای اجتماعی ملت همیشه در صحنه ی ما تخم این نفرت را بیشتر می کارند! و آبیاری می کنند.
راستش بنده هرگزبه کشور عربستان سفر نکرده ام و با مردم این سرزمین آشنایی ندارم. ولی بسیار شنیده ام که مردم این شبه جزیره بسیار مهمان نواز، خوش اخلاق و سخاوتمند هستند. اگر نقطه ضعفی هم باشد از سیاستهای نادرست دولت وابسته است. در کشور ما زنان آزادند به اندازه ی مردان، در سیاست، تحصیل و فعالیتهای اجتماعی
اما همین ملت همیشه در صحنه علاوه بر دشمنی با عربها (بدون اینکه اکثرا علت آن را بدانند) این روزها به فوتبالیست، بازیگر، و سیاستمدار دیگر کشورها هم رحم نمی کنند!
مقاله ای می خواندم تحت عنوان :" ایرانی ها زامبی شده اند" که در آن صفات ناپسند غیرانسانی این روزهای یک یک ما به هنرمندی و تلخی نگارش شده است.
نسل امروز مردم ایران ملتی است که آنقدر در گذشته ی درخشان خود غرق شده که فراموش کرده کمی هم برای آیندگان، فرهنگ و انسان دوستی باقی بگذارد.
از انقلاب به این سمت، جز هشت سال دفاع مقدس و جوانمردانه جوانان این مرز و بوم ما هیچ سند درخشانی از خود نداریم !

ملت ایران در امور خیریه، حمایت از محیط زیست، اهدای عضو، حمایت از کودکان و کودکان بی سرپرست جزء پایین ترین کشورهاست
گفتنی ها زیاده ! ممنون برای این مقاله ی خوب
اما کاش یاد بگیریم" انسانیت" کاملترین دین و فرهنگ است
برقرار باشید
@};- @};- @};-


@شهره کبودوندپور توسط همایون به آیین Members  ارسال در سه شنبه 29 تير 1395 - 10:21

نمایش مشخصات همایون به آیین درود فراوان بر شما، شهره بانوی گرامی
من همیشه از عزت نفس و تعادل حسی و عقلی شما، روحیه می گیرم و امید در دلم بیشتر ماندگار میشه.سپاس از کامنت زیبای شما و تکرار می کنم جمله وزین شما را که « ایکاش یاد بگیریم که انسانیت، کاملترین دین و فرهنگ است.»@};- @};- @};-


@همایون به آیین توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در سه شنبه 29 تير 1395 - 13:23

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام و عرض ادب جناب به آیین گرامی!
البته پرواضح است که شما بسیار به بنده لطف دارید. و من هم از خوانش کامنتهای شما و تیزبینی تان همواره محظوظ می شوم.
امیدوارم همگی بتوانیم امید و انسانیت را در دلمان زنده نگاه داریم و از هیچ چیز و هیچکس نفرت نداشته باشیم. آشفتگی جهان امروز به خاطر این است که ما انسانها یکدیگر را دوست نداریم! و دایره ی خودخواهی مان روز به روز تنگتر می شود. و از میهن پرستی به شهرپرستی و محله پرستی و خانواده پرستی و سپس خودپرستی می رسد!
ممنون که اینجا هستین @};- @};- @};-


@شهره کبودوندپور توسط بهروزعامری Members  ارسال در چهار شنبه 30 تير 1395 - 12:56

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی

نوشتتون برام دنیایی بود

اما بیشتر خوشحال شدم که میبینمتان

امیدوارم سالم وروبراه باشید

درود بر شما

@};- @};- @};-


نام: فاطمه سادات   ارسال در شنبه 2 مرداد 1395 - 13:08

سلام استاد ادرس وب كه پايين نظر خواهي زده چيه منظور


@فاطمه سادات توسط بهروزعامری Members  ارسال در یکشنبه 3 مرداد 1395 - 20:56

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی

من اسم وبلگم رو نوشتم



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.