آه ، آناستازیا دخترم (6)






دوستان عزیز و خوبم
سال نو بر شما و مسئولان سایت داستانک مبارک باشد
امیدوارم دستکم در معنا عایدی داشته باشید .

ب.ع

آه ،آناستازیا دخترم (6)
در بچگی بادکنک را خیلی دوست داشتید؛چگونه باد کردنش راهم دیده اید ؛ لاستیک اتو مبیل و دوچرخه هم اینگونه از باد پر میشوند . دیواره ی آنها از باد کنک قوی ترست . برای همین دیر تر می ترکد.هرچه بادکنک بیشتر باد می شود بدیواره ی آن بیشتر فشار وارد می شود . اگر این کار ادامه پیدا کند ، بادکنک می ترکد . تو بارها از ترکیدن آن، دو جور متاثر شده ای . اول از صدای ترکیدنش جا خورده ای و دوم از غیب شدنش بگریه افتاده ا ی . این وسیله مثال خوب و ابتدایی برای درک فرم و محتواست . هرچند هوا خود و طبیعتا دارای شکل و درونه هست و همینطورپلیمری که ما آنرا بصورت ورقه ی نازکی در آورده ایم و با هوا یک وسیله ی تفریحی برای بچه ها ساخته ایم ؛ باد کنک با نیرو و هوایی که بدرون آن می دمیم رشد میکند این رشد تدریجی در یک زمان معین بر نیروی فرم که همان پوسته ی کشسان بادکنکست غلبه کرده و آنرا می ترکاند . این نیرو شکل را نیز تغییر میدهد . دیگر شما یک وسیله ی کیسه شکل که دوباره بتوانید درآن بدمید ندارید. محتوا رشد می کند . در مقابل این رشد فرم مقاومت میکند وبناچار بازتر می شود اما در مقابل رشد و بزرگ شدن بی امان تاب نمی آورد و منهدم می گردد . همینطورست قوانین راهنمایی و رانندگی وقتی اولین آیین نامه ی راهنمایی و رانندگی نوشته شد ،جاده ها باین خوبی نبودند و راننده ها باین زیادی و با مهارت گوناگون هم نبودند ؛پلیس هم مهارت هدایت اموررا درین سطح نداشت و آخر اینکه اتومبیلها از تکنیک و راحتی بالایی نسبت به اتو مبیل های اولیه برخوردارند .ازینرو آیین نامه ها تغییر میکنند .
قبل از انقلاب ایران کتابی دو جلدی دیدم در مورد جامعه ی عربستان از فرد هالیدی نویسنده و مورخ انگلیسی بنام عربستان بی سلاطین ، نوشته بود مدت چهار هزار سالست که این جامعه تغییر چشمگیری بلحاظ رسوم و فرهنگ و قوانین نداشته است . در ابتدای قرن اخیر بر اساس خصوصیات این جامعه ی خاندان سعودی بر اساس قوانین دینی وهابیت که توسط فردی بهمین نام پایه گذاری شده بود ؛ حکومت این کشور را بنا نهادند . اما جامعه ی عربستان با سلیقه های مختلف که در مقابل تغییرات اقتصادی حاصل از فروش نفت بوجود آمده ، از خود واکنش نشان داده اند . برخی تحت تاثیر انقلاب ایران خواهان عدالت و رفع تبعیض هستند . برخی تحت تاثیر جامعه ی غربی خواهان زندگی و قوانین بسان غربیان هستند و برخی بخاطر بخطر نیفتادن منافعشان طرفدار حاکمیت و تغییر نکردن آنند . این چالش بخاطر رشد آگاهی در مردم و نیز بخاطر رشد اقتصادیست . در مقابل حکومت عربستان کمی تغییرات جزئی با تبلیغ گسترده انجام داده است . اما یک سیاستمدار پست مدرن درین مورد چه میکند آیا کسی که فرا مدرن می اندیشد راه حلی برای مردم عربستان دارد ؟ شاید با اصلاحات موافقست اگر اینطورست چه الگویی را پیشنهاد می کند . یادم نبود اینان طرفدار الگو نیستند . منهم راهی را پیشنهاد نمی کنم چون این مسئله ی مردم عربستانست اما پست مدرن نتیجه را قبول دارد ؟ اگر ندارد چه راهی را پیشنهاد می کند و چرا؟
ما در منطقه زلزله خیزی هستیم . تا کنون شاهد این بلای فعلا لاعلاج طبیعی بوده ایم . زمین بخاطر چرخیدن و نیز قوانین زمینشناسی در پوسته ، ناگزیر بحرکتست . از ناحیه خشکی عربستان مرتب فشاری بپوسته ی فلات ایران وارد می شود . و درست از نقطه ی مقابل مقاومت می بیند و در شیارهایی که از سنگهای کم مقاومتر تشکیل شده بناگهان مقاومت درهم شکسته میشود . این شیارها ی کم مقاوم که به آن ها گسله می گویند توسط زلزله شناسان شناسایی شده اند . و زمانی که این فشار تدریجی بیش از مقاومت گسل شد ، زلزله پدیدار می گردد . مکتبها هم ظروفی هستند که بشر برای بیان احساس و اندیشه ی خود در چارچوب آن بوجود آورده اند . این مکتبها چه مشخصه ای داشتند؟ و مختصات آن بکدام اندیشه ها اجازه بالیدن می داده است . آیا همه ی مردان و زنان میتوانستند احساس شادمانی یا درد مندانه ی خودرا درین قالبها بنمایش بگذارند . این نمونه ها آورده شد تا ابزاری از جهانشمولی فرم و محتوا در پدیده های مادی و معنوی بدست آید . پیوسته اگر اندیشمند محتواهای نو را کشف کند و آنرا استادانه و زیبا بیان کند ، میتوانیم باو نمونه ی یک انسان پیشرو درآن زمان ودر آن زمینه نگاه کنیم . پس پیشرو بودن ستودنیست ونه نکوهیدنی . ولی میبینیم آوانگاردیسم و پیشرو بودن مسخره می شود . البته کسی که مسخره می کند ، درست یا غلط خود انسانی مفلوک و مسخره است . در مورد آوانگاردیسم واقعی و توهم آوانگاردیسم هم صحبت خواهیم کرد.اما نتیجه ای که از این بحث کوتاه میگیریم این است ، تمام جهان از پدیده های ریز و درشت با محتوای رشد یابنده و پویا و پوسته ای مقاوم و ایستا تشکیل یافته اند . رشد پدیده ها توسط تضاد نیرویی درونی که توسط منطق جدلی هگل قابل تبیین است ، رو بتوسعه و گشترش و بالیدن می باشد که به آن خواهیم پرداخت .اما پوسته در مدت رشد درونه و محتوا ازآن محافظت کرده وتابع آن است، در پایان عمر پدیده ، دیگر رشد نداشته و در مقابل نیروی درونی مقاومت میکند ؛ همانطورکه در آینده خواهیم دید ، پوسته از منطق قدیم و یا منطق ارسطو پیروی میکند. من بین این دو منطق بر خلاف برخی فیلسوفان جدلی ، همکاری میبینم. چنانچه پوسته بیش از حد مقاومت کند بناگهان منهدم می شود . اخیرا پوسته گرایان (ایستا گرایان) در پدیده های قابل دست کاری در پوسته تغییر و اصلاحاتی کنترل شده ایجاد میکنند تا از انهدام پدیده جلو گیرند . با این بحث ها بعلت بوجود آمدن مکتبهای هنری و فروپاشی آنها پی میبریم و یا بشناخت آن نزدیک می شویم .
ادامه دارد...

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

9

بهروزعامری ,زهرابادره (آنا) ,سحر ذاکری ,ح شریفی ,حمید جعفری (مسافر شب) ,نرجس علیرضایی سروستانی ,الف.اندیشه ,شهره کبودوندپور ,مرتضی حاجی اقاجانی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

آرش پرتو (5/1/1395),محمد علی ناصرالملکی (5/1/1395), ناصرباران دوست (5/1/1395),سحر ذاکری (5/1/1395),زهرابادره (آنا) (5/1/1395),عباس پیرمرادی (5/1/1395),مهشید سلیمی نبی (6/1/1395),نرجس علیرضایی سروستانی (6/1/1395),سارینا معالی (7/1/1395),همایون به آیین (7/1/1395),مریم موسوی (7/1/1395),الف.اندیشه (8/1/1395),مهدی چالی ها (8/1/1395),داوود فرخ زاديان (9/1/1395),حمیدرضا محدثی (9/1/1395),حدیث کوهی (11/1/1395),بهروزعامری (14/1/1395),رضا فرازمند (14/1/1395),شهره کبودوندپور (15/1/1395),عاطفه حجابی دخت ایمن (15/1/1395),مرتضی حاجی اقاجانی (21/1/1395),بهروزعامری (7/2/1395),بهروزعامری (13/2/1395),بهروزعامری (3/6/1395),همایون به آیین (11/11/1395),

نقطه نظرات

نام: آرش پرتو کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 5 فروردين 1395 - 07:46

سلام ……… می دونم پس از دیدن کامنتام چه چیزی متوجه شدین ولی امیده لااقل کامنت امروزم باعث رنجش و کدورت دوباره نشه………
بنمایش…بحرکتست…بخاطر…جهانشمولی…بعلت…بخطر…زمینشناسی…بوجود…منهم…بتوسعه…بپوسته…بکدام…بادکنکست…بکدام…چشمگیری… تعدادی از کلماتی که مطمینم شما از قصد اینجوری نوشتید حالا هم اگه قصدتون آوانگارد بودن باید گفت که این نوع نگارش خیلی وقته منسوخ شده…به هر حال مقاله ی علمی شما ارزش انتشار حتی به عنوان داستان به طور اخص در فصای داستانک داره فقط هم به این دلیل که باعث اشاعه ی مطالبی میشه که شاید دوستانی باشندکه کم اطلاعند……
کلمه ی من هم با شکل منهم خیلی اذیت کننده ست …… به هر حال نگارشی که هر روز و هر روز باید در راه ساده خوانی قدم ورداره رو الکی الکی به بچیدگی و سنگین بودن سوق بودیم… نتیجه ی این میشه فاصله ی عوام از خوانش…"… حال اگر از شما موافق پایبند نبودن به فرم و قراردادها و اعتباریات نیستید ما هم میگیم نیستیم البته که نه به شکل آنارشیستی…………
برخی تحت تاثیر جامعه ی غربی خواهان زندگی و قوانین بسان غربیان هستند! نکته ای اول اینکه غرب از از جوامع متعددی تشکیل شده و میشه جمله ی بالا رو اینجوری اصلاح کرد:
برخی تحت تاثیر جوامع غربی خواهان زندگی و قوانین به سان غرب (غربی ها)" هستند……
حال من نمی دونم چرا شما از یک اسم روسی برای مقاله تون استفاده کردید…………اصلا گویا اخیرا مد شده که #[]چه نویسنده های نوپا و چه نویسنده های وزن دار ایران#] از فضاها و اسامی غیرایرانی استفاده بشه در حالی که هنوز ذایقه ی مخاطب وطنی رو نشناختن و نیاز اونو برطرف نکردن انگار توهم جهانی نوشتن میزنن…………مورد اخر رو کلی گفتم …………


موفق باشید


@آرش پرتو توسط آرش پرتو Members  ارسال در پنجشنبه 5 فروردين 1395 - 07:51

اصلاحیه ها:
سوق بودیم:سوق بدیم
نتیجه ی این میشه : نتیجه ش میشه
موافق پایبند نبودن :موافق پایبند بودن……


@آرش پرتو توسط بهروزعامری Members  ارسال در پنجشنبه 5 فروردين 1395 - 13:04

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی

ممنونم از راهنماییتون

نوشته زیاده شاید در آینده بایده ی شما نزدیک بشه و شاید دور
اما شما منتظر نمونید افکار نو تون رو بنویسد حتما بهره خواهم برد
و حتما ناراحت نمیشم اما اگر شما حاذقترین پزشگ جهان با ساتور برای معالجتون بیاد اگر سکته نکنید حد اقل جا میخورید .
عیدتون مبارک

@};- @};- @};-


@آرش پرتو توسط محمد علی ناصرالملکی   ارسال در پنجشنبه 5 فروردين 1395 - 09:19

سلام ، آقای پرتو عزیز.

غیر آنها که در بست شفیته غرب هستند . یکی از دلایلی که نویسنده های ایرانی از اسامی خارجی استفاده می کنند و اتفاقات خارج از ایران می افتد ( نمونه اش خودم ) این است که با قانون نانوشته و فرهنگ امروز مردم و دولت اصطکاک نداشته باشند . غیر از کارهایی که در فرهنگ غرب برای ما ناپسند است و در عرف ما نیست . می توانید داستانهایی با دست باز بنویسید . در ایران مردم به نوع فرهنگ و رفتارشان حساسیت بالایی دارند چه درست باشد و چه غلط . در داستانهای ایرانی نمیتوانید رئیس جمهور و یا وزیر داشته باشید . نمی توانید در تهران سیل و زلزله و یا فوران اتش فشان داشته باشید . با اینکه در شاهنامه انواع موجودات و شخصیت های افسانه ایی، جادو گر ها ، دیوها ، اژدها و سیمرغ است . در ایران امروز نمی توانید آنها وارد جامعه کنید. در داستان ایرانی شما یه پزشک ، پرستار ، پلیس ، مقام دولتی و هرچیز دیگر را خوب یا بد نشان بدهی به آنها برمی خورد . پس به بعضی از ما حق بدهید که اسامی ایرانی و فرهنگ ایرانی را در داستانهایمان به کار نبریم.
موفق باشید و شاد.


@محمد علی ناصرالملکی توسط بهروزعامری Members  ارسال در شنبه 21 فروردين 1395 - 14:20

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام ناصر خان

عیدتون مبارک

خیلی دلم میخواد نوشتههاتون رو دنبال کنم

متاسفانه نفسم میبره با خوندن یکیش هم راضی نمیشم

منو ببخشید ولی مترصدم داستان کوتاهی بگذارید تا باسر بیایم .

سپاس از لطفتون

@};- @};- @};-


نام: ناصرباران دوست کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 5 فروردين 1395 - 09:43

نمایش مشخصات ناصرباران دوست جناب استاد بهروز عامری عزیز
سلام وعرض ارادت و احترام
سال نو مبارک صد سال بِه از این سالها
مقاله ی داستانگونه ی آنستازیا دخترم . از اول هم خیلی خوب و پرمحتوا و جذاب و آموزنده بود! و برای افرادی مثل بنده که اطلاعات ناچیزی در مورد چگونگی رشد مکتبهای مختلف هنری و فلسفی و تاثیر آنها بر اجتماع ! دارم، بسیار آموزنده وحاوی نکات کلیدی بود وهنوز هم هست . در این قسمت مثالهای قابل درکی که در مورد فرم ومحتوا آورده اید بسیار ملموس است مثل "بادکنک" و...
ممنون بخاطر این مقاله ی عالی واستادانه.
در مورد فرم نگارش کلمات با جناب پرتو هم عقیده ام(واین جزو معدود مواردی است که بنده وایشان هم عقیده ایم:D ) بنظر بنده ظاهر نگارش و نوشتار را باید به سمت روان خوانی و ساده فهمی سوق داد . و از استاد بزرگی مثل جنابعالی که مفاهیم سنگین "فرم ومحتوا" را در قالب مثالهایی ساده همه فهم فرموده اید قطعا تغیر فرم نگارش به ساده کردن نیز شدنی و شاید ضروری باشد .

lممنون که هستید و می نویسید و به سخت فهمی چون من می آموزانید.

برقرار باشید
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@ ناصرباران دوست توسط بهروزعامری Members  ارسال در پنجشنبه 5 فروردين 1395 - 13:15

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی

خوشحالم که بمن پیر مرد انرژی میدید
راجع بنثر باید عرض کنم حق با شماست برای همین مثالهای متنوع می زنم
اما ما در آموزش فلسفه با دو نثر پیچیده روبرو هستیم یکی قدیمی که از واژه های نا مانوس عربی پراست و دوم نوشته های جدید که آنهم پیچیده است . من بایستی این دو را طوری ساده کنم که واژگان نا دقیق نباشه مثلا موضوع داریم سوژه داریم و محتوا
گاهی بمحتوا درونه هم گفتم
بهر صورت سعی میکنم مراعات کنم
کلمه ی آناستازیا روسیست ولی اگر بعقب بریم تقریبا میتوانیم ریشه مشترک در زبانهای آریایی حتی ترکی پیدا کنیم اما بلحاظ نژادی و زبانی ما هیچ سنخیتی با جهود و عرب نداریم ولی کلی اسم و کلمه داریم از اونها وناراحت هم نیستیم اگر اینطور نگاه کنیم بابت این کلمه هم ناراحتی پیش نخواهد آمد

عیدتون مبارک باشه همیشه آرزو دارم دوستان آرامش خاطر داشته باشند

درود بر شما و سپاس از لطف و تحملتون

@};- @};- @};-


نام: زهرابادره (آنا) کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 5 فروردين 1395 - 12:29

نمایش مشخصات زهرابادره (آنا) سلام بر استاد عزيز و گرانقدر
آغاز بهار بر شما و خانواده محترم مبارك و اميدوارم سالي پربركت همراه با تندرستي و شادابي در پي داشته باشد .
طبق معمول مقاله علمي آناستازيا را خواندم ، با قلم شما به زيبايي و سلاست كلام آميخته بود و من بهره فراوان بردم .
منتظر ادامه آن خواهم ماند
براي وجود گرامي تان آرزوي سلامتي و قلم تان آرزوي موفقيت ماندگار دارم
شاد و بهاري باشيد
@};- @};- @};- @};- @};-


@زهرابادره (آنا) توسط بهروزعامری Members  ارسال در پنجشنبه 5 فروردين 1395 - 13:17

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی

عید بر شماهم مبارک

ممنونم از حوصله ی همیشگیتون

منهم کامپیوتر هام خرابه و غلط غلوط زیاددارم

منو ببخشید

سال خوبی داشته باشید

@};- @};- @};-


نام: ح شریفی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 5 فروردين 1395 - 14:21

نمایش مشخصات ح شریفی سلام و عرض ادب
سال نو را به شما تبریک عرض می کنم ، امیدوارم سال خوبی داشته باشید
وقتی جامعه ای تحت ظلم باشد ، لایه ی صبر مردم نازک می شود و یا به قولی لب ریز ، و در نهایت انقلاب می شود . اما این را باید دانست ، در نقطه ای دیگر بادکنک ، درواقع قسمت بالای و یا همان مرکزی ، ضخیم باقی می ماند و به وسیله ی سوزن می توان در آن نفوذ کرد و بدون اینکه بادکنک بترکد بادش را کم کرد و به اعتقادم به آن کودتا می گویند ، یک راه نفوذ
از اینکه دوباره ذهن بنده را به تکاپو انداختید متشکرم
استاد شاید از بحث خارج شوم ، شروع داستان زیبا نبود ، چون نویسنده از ابتدای داستان با دختر خود حرف می زد ولی در این قسمت ابتدا با مخاطب حرف زد و سپس دختر خود را مورد خطاب قرار داد
شاد باشید و همیشه موید@};- @};- @};-


@ح شریفی توسط بهروزعامری Members  ارسال در شنبه 21 فروردين 1395 - 14:16

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی

امیدوارم در سال جدید بهمراه خانواده و دوستان و وابستگان سالم و ندرست باشید .
همیشه نگاههای متفاوت دوستا از جمله حضرتعالی موجبی راهگشا و دلگرم کننده برایم بوده است .

از راهنمایی همیشگیتون سپاسگزارم

@};- @};- @};-


نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 5 فروردين 1395 - 00:10

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) سلام
سعودی زمانی پيشرفت خواهد كرد كه قلاده ی مستكبران را از گردنش باز كند و به ندای مظلومان دنيا پاسخ دهد و از اسراييل حمايت نكند.
فقط ايران قالب تحميلی مستكبران را شكست و خودش برای خودش تصميم گرفت و پيشرفت كرد. بعضی فناوری های فعلی ايران را پيشرفته ترين كشور های اروپايي ندارند مثل پهباد.
موفق باشيد


@حمید جعفری (مسافر شب) توسط بهروزعامری Members  ارسال در جمعه 6 فروردين 1395 - 09:18

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی

عید شما مبارک

بله همینطوره اما هدفم بیان جهان شمولی فرم و محتوا بود

و اینکه در آینده بتوانم منطق قدیم و منطق جدلی و ذابطه آنهارا بگویم

ضمنا عناصر هنر در این منطقها جایگاهشون کجاست

این نمونه ها کاملا تصادفی انتخاب شدند

درود بر شما و نظرتون


=))


نام: نرجس علیرضایی سروستانی کاربر عضو  ارسال در جمعه 6 فروردين 1395 - 15:55

نمایش مشخصات نرجس علیرضایی سروستانی ســـــــــــــــلام و عرض ارادت
خدمت استاد عامری بزرگوار:)
همین طور ک پیش میریم ..درس ها داره سخت میشه ..یه خورده فکر شاگرد تنبل ها هم باشید ک قدرت درک فهمشون پایینه :D گناه دارم خب :) خوبیش اینه ک آخر ترم امتحانی در کار نیست :D
برای من به شخصه خیلی جالبی همه این مطالبی ک توضیح میدید ...چون تا میخوام یه چیزی بنویسم و کاغذ سیاه کنم ..همیشه درگیر محتوا و قالب میشم ...و مطالب علمی شما رو ک میخونم ..دوباره به فکر می افتم ک نه ..همه اون چیز هایی ک فکر میکنم اشتباه هس ..پس یه دید دیگه باید داشته باشم ... تا به حال چندین و چندبار گیرپاژ مغزی هم کرده سر همین قضیه :) :D .. خیلی شانس اوردم کله ام بادکنکی نیست ..استخون سفت داره ..دم خدا گرم :D
مثال هایی ک همیشه میزنید و داستان رو شروع میکنید خیلی بدیع و نو جالب هستن ..دوستشون دارم
با وجود اینکه دوست ندارم پیرو قانون های ذهنی بقیه باشم ..و به نظرم پیرو سبک شدن و موندن در یک سبک و پایندی به قوانینش ..فقط درجا زدن هست ..و همیشه مشکل داشتم با این ک چرا باید خودم رو جا بدم توی قالب ذهنی یه فرد دیگه .. کاری هم به ادبیات ندارم ..کلا ..قانون ها و سبک های فکری منظورمه ..با این وجود نباید از تعدد سبک ها ترسید ..به نظرم هر ادمی ک فکر میکنه.. خودش یه سبک ایجاد میکنه ..چون نحوه ی فکر کردن و رفتار و تصمیمات هر ادمی مثل بقیه نیست ..در واقع هر بشری ک به وجود میاد یه سبک زیستی جدید هست برای خودش ..البته اگه راکد باقی نماند و شکوفا بشه
امسال تصمیم گرفتم زیاد حرف نزنم :D
ممنونم از اینکه برامون می نویسید... برای فهمیدن و درست فکر کردن :)
همچنان یکی از خواننده گان پروپاقرص داستان هاتون باقی می مونم
دم قلمتون همیشه گرم :)


@نرجس علیرضایی سروستانی توسط بهروزعامری Members  ارسال در جمعه 6 فروردين 1395 - 16:24

نمایش مشخصات بهروزعامری @};- @};- @};-

@};- @};-

@};-


@نرجس علیرضایی سروستانی توسط بهروزعامری Members  ارسال در جمعه 6 فروردين 1395 - 19:46

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی سال نو مبارک

کامپیوترم بهم ریخته بود فقط اومدم براتون گل گذاشتم

ممنونم از کامنتتون

کمی باید حوصله داشت

تخم مرغ برای توصیف پدیده و رشد اون مثال خوبیه تخم مرغ ابتدا حاوی تخم ، غذا و پوسته هستش
اگر گرمای مناسب بدن مرغ باشه روند رشد شروع میشه
که بهش جریان یا بفارسی فرایند میگیم
جوجه مرتب بزرگ میشه و به پوسته فشار میاره

پوسته تا جوجه نرسیده ازش بخوبی محافظت میکنه

اما بعد از بیست و یک روز اگه نشکنه جوجه خفه میشه میمیره

آگاهی مردم عربستان بالا میره قانون اساسی تا جایی حافظ جامعه است از جایی ببعد قانون اساسی کقاومت میکنه بقول دوستمون انقلاب میشه ( که البته من با انقلاب مخالفم ) و انقلابیون قانون اساسی جدید می نویسن یا خود قانون اساسی پیش بینی کرده که در موقع لزوم چطوری عوض بشه معمولا رفراندوم میشه یا مجلس موسسان اینکارو میکنه

قوانین راهنمایی هم با بهبودی جاده ها و بالا رفتن دانش و تجربه ی مردم و اتومبیل ها دولت و مجلس یا سازمان مربوطه مجبوره عوض کنه

حالا در اینده بیشتر روشن خواهد شد

اما نوشته و هنر هم شکل ومحتوا داره که در اینده ازآن بحث خواهیم کرد

درود بر شما وممنونم از همراهیتون

@};- @};- @};-


نام: مریم موسوی کاربر عضو  ارسال در شنبه 7 فروردين 1395 - 12:05

نمایش مشخصات مریم موسوی سلام
خوبید استاد گرامی؟
من نمی دونم شما سبک خاصی دارید یا خیر ولی دلیل این همه تکلف در کلام رو متوجه نشدم
من لیسانس زمین شناسی دارم و ...
قرار است به کجا برسیم منتظر ادامه ی داستانتون هستم.


@مریم موسوی توسط بهروزعامری Members  ارسال در شنبه 7 فروردين 1395 - 23:23

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی

ممنونم از حضورتون

اگر از اول بخونید مسایلی مطرح شده خوب چرا یک مطلب زمینشناسی نگفتید ؟ خوشحال می شدم

می خوام برم و فشرده کمی زمین شناسی بخونم نظرتون چیه ؟

@};- @};- @};-


@بهروزعامری توسط مریم موسوی Members  ارسال در یکشنبه 8 فروردين 1395 - 15:09

نمایش مشخصات مریم موسوی سلام. راستش من با علاقه این رشته رو انتخاب کردم ولی خیلی هم به کارم نیومد و برای ارشد به سمت ادبیات رفتم. و خودم رو در جایگاهی نمیبینم که بخوام در این زمینه سخنی بگم .در زمان دانشجویی نشریه ای دانشگاهی ترتیس داده بودم که به مباحث جایگاه زمین در فضا و سنگ ها می پرداخت.
امیدوارم موفق باشید .


@مریم موسوی توسط بهروزعامری Members  ارسال در شنبه 21 فروردين 1395 - 14:18

نمایش مشخصات بهروزعامری ممنونم

فکر کنم ایام عید دستیار داشتید

چون بغیر از شما و خانم سروستانی کسی بسراغم

از خانمها نیامده

بازهم سپاسگزارم رشتتون زیباست ازش در نویسندگی استفاده کنید

@};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.