اول صبی یک کامنت برای (آخرین مریض)





سلام گرامی

این سی چهل ساله نویسنده ها یک طوری شدن

یعنی عجیب ،غریب

وعجیب غریبم ،خوبن

اون زلزله ی که خیلی بعدها من کمی زنده از زیرش اومدم بیرون
(راستش خیلی منتظر موندم

که کسی بیاد)

توانتظار بیهوده بودم خودم اومدم بیرون

اما نمتونم دورو برم رو خوب ببیم اصلا حواسم پرته
همیشه فکر میکنم وقتی خونه قدیمی آوار شد قلم و دواتم کجا بود
اصلا قلم دوات داشتم؟

اینروزا یه چیزای کوتاهی چیزهای نیم سوخته که البته چوب کبریت نیستن ،روی جعبه ی سیگارا که همه جا ریختن ،مینویسم

نمیدونم کجا میذارم
آه چقدر بد

کاش چیزی رو زیر آوار باقی نمیذاشتم

شایدم نداشتم که بذارم

کامنتی برای نوشته ی خانم زینب آرونی: آخرین مریض
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

14

الف.اندیشه ,آزاده اسلامی ,شهره کبودوندپور ,حمید جعفری (مسافر شب) ,فرزانه رازي ,م.ماندگار ,ح شریفی ,ابوالحسن اکبری , ناصرباران دوست ,حسین روحانی ,نرجس علیرضایی سروستانی ,زهرابادره (آنا) ,مریم مقدسی ,بهروزعامری ,


این داستان را خواندند (اعضا)

همایون به آیین (22/10/1394),الف.اندیشه (22/10/1394),آزاده اسلامی (22/10/1394), زینب ارونی (22/10/1394),شيدا سهرابى (22/10/1394),شهره کبودوندپور (22/10/1394),حمید جعفری (مسافر شب) (22/10/1394),زهرا بانو (22/10/1394),فرزانه رازي (22/10/1394),م.ماندگار (22/10/1394),نرجس علیرضایی سروستانی (22/10/1394),سحر ذاکری (22/10/1394),داوود فرخ زاديان (22/10/1394),سحر ذاکری (22/10/1394),ابوالحسن اکبری (22/10/1394), ک جعفری (22/10/1394), ناصرباران دوست (22/10/1394),حمید جعفری (مسافر شب) (22/10/1394),بهروزعامری (22/10/1394),حسین روحانی (22/10/1394),پیام رنجبران(اکنون) (23/10/1394),آزاده اسلامی (23/10/1394),آرمان موحدیان (23/10/1394), زینب ارونی (23/10/1394),زهرابادره (آنا) (23/10/1394),بهروزعامری (23/10/1394),بهروزعامری (24/10/1394),نیما موذن (24/10/1394),رضا فرازمند (25/10/1394),بهروزعامری (26/10/1394),عاطفه حجابی دخت ایمن (1/11/1394),وحید عامری (21/11/1394),

نقطه نظرات

نام: آزاده اسلامی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 22 دي 1394 - 09:03

نمایش مشخصات آزاده اسلامی سلام و عرض ادب بسیار استاد گرامی
زیبا بود و عمیق. واژه هایتان حرفهای زیادی در دل خود پنهان کرده بودند که حیف است سرسری از آنها بگذرم. پس بار دیگر برمی گردم و دوباره مرورشان خواهم کرد
موفق و شاد و تندرست باشید
@};- @};- @};- @};- @};- @};-


@آزاده اسلامی توسط بهروزعامری Members  ارسال در پنجشنبه 24 دي 1394 - 14:31

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی

ممنونم ازینکه خوندید و نظر زیباتون رو برام گذاشتین

@};- @};- @};-


نام: زینب ارونی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 22 دي 1394 - 09:12

نمایش مشخصات زینب ارونی با سلام خدمت استاد گرامی اقای عامری عزیز
متن قشنگی بود و چیزی که منو بیشتر به فکر میبرد دوات و کاغذ بود ،دور شدیم از وسایلی که به روح نویسنده کمک میکنه ،دلم تنگ شده برای کاغذو قلم :( :( :(
خیلی زیبا بود لذت بردم @};- @};-


@ زینب ارونی توسط بهروزعامری Members  ارسال در پنجشنبه 24 دي 1394 - 14:32

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام معلم عزیزم

ممنونم که زحمت کشیدید خوندید

@};- @};- @};-


نام: شهره کبودوندپور کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 22 دي 1394 - 09:52

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام استاد عامری گرامی
کامنت یا به قولی نظر زیبایی بود
گاهی آدم ارزشمندترین چیزهای زندگی را زیر آوار خاطرات گذشته جا می گذارد
و کاش اینگونه نبود
سبز باشید و قلمتان پرجوهر@};- @};- @};-


@شهره کبودوندپور توسط بهروزعامری Members  ارسال در پنجشنبه 24 دي 1394 - 14:33

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی

بله البته برامون زیر آوار میذاره

@};- @};- @};-


نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 22 دي 1394 - 10:38

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) درود بر استاد عزيز@};-
همين نوشته های نيم سوخته اند كه می مانند.
روزهاتون بهاری@};-


@حمید جعفری (مسافر شب) توسط بهروزعامری Members  ارسال در پنجشنبه 24 دي 1394 - 14:34

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام عزیز وفروتن

خوشحالم از خوندنتون

@};- @};- @};-


نام: ح شریفی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 22 دي 1394 - 12:05

نمایش مشخصات ح شریفی سلام بر جناب عامری
زیبا نوشتید . روان و دارای روح ، به شما خسته نباشید عرض می کنم .
چند ماه پیش دست نوشته یا داستانی که از ذهنم تراوش می کرد رو تایپ می کردم . بعد یه مدت احساس کردم که از دنیای خودم دور شدم ، تایپ رو گذاشتم کنار و خودکار به دست شدم ، گاهی اوقات به احترام خوندن یا مطالعه ، از ( PDF) پرینت می گیرم ، تا حداقل از دنیایی واقعی خودم دور نشم .
برای شما زندگی سرشار از زیبایی رو آرزو دارم @};- @};-


@ح شریفی توسط بهروزعامری Members  ارسال در پنجشنبه 24 دي 1394 - 14:35

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام استاد خوب و دلسوزم

ممنونم از دقت و زحمتتون

@};- @};- @};-


نام: الف.اندیشه کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 22 دي 1394 - 13:56

نمایش مشخصات الف.اندیشه درود بر شما

بسیار زیبا . ولی من هنوزم سنتی می نویسم . اگه داستانهامو رو کاغذ ننویسم نمیشه ...

لذت بردم.

شاد باشید.@};-


@الف.اندیشه توسط بهروزعامری Members  ارسال در پنجشنبه 24 دي 1394 - 14:36

نمایش مشخصات بهروزعامری آفرین استادم

خوشحالم از حضورتون


@};- @};- @};-


نام: ابوالحسن اکبری کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 22 دي 1394 - 20:50

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام ودرود برجناب استاد عامری .متن زیبایی بود.@};- @};- @};- @};- @};- @};-


@ابوالحسن اکبری توسط بهروزعامری Members  ارسال در پنجشنبه 24 دي 1394 - 14:38

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی

ممنونم از حضورتون


@};- @};- @};-


نام: ناصرباران دوست کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 22 دي 1394 - 23:15

نمایش مشخصات ناصرباران دوست درود و عرض ادب و ارادت
همون روز سر جای اصلیش هم از خواندنش لذت بردم

پاینده باشید @};- @};- @};-


@ ناصرباران دوست توسط بهروزعامری Members  ارسال در پنجشنبه 24 دي 1394 - 14:40

نمایش مشخصات بهروزعامری درودتان گرامی

از توجه ویژه ی شما بسیار سپاسگزارم

@};- @};- @};-


نام: حسین روحانی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 22 دي 1394 - 23:45

نمایش مشخصات حسین روحانی سلام
ممنون
سبز باشید


@حسین روحانی توسط بهروزعامری Members  ارسال در پنجشنبه 24 دي 1394 - 14:41

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام و سپاس از حضورتون گرامی

@};- @};- @};-


نام: نرجس علیرضایی سروستانی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 23 دي 1394 - 11:33

نمایش مشخصات نرجس علیرضایی سروستانی با سلام و عرض ادب فراوان :)
به نظر من نویسنده ها همیشه یه طوریشون بوده و هست
:D :D :D شما بگو چشون نیس ؟خوش به حال خودم ک نویسنده نیستم :D :D :D
والا به خدا
جناب عامری زلزله هم زلزله های قدیم ...الان ملت صبر نمی کنن کسی بیرونشون بیاره ..خودشون میان بیرون
بداهه زیبایی بود ... همون جا زیر داستان خانوم ارونی خوندم ...خوشم اومد ...دستتون درد نکنه :)
دم قلمتون گرم گرم


@نرجس علیرضایی سروستانی توسط بهروزعامری Members  ارسال در پنجشنبه 24 دي 1394 - 14:48

نمایش مشخصات بهروزعامری ممنونم گرامی

شما خیلی لطف دارید

ممنونم که با علاقه می خونید

@};- @};- @};-


نام: زهرابادره (آنا) کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 23 دي 1394 - 20:51

نمایش مشخصات زهرابادره (آنا) سلام بر استاد عزيز و گرامي
في البداهه بسيار پرمعني هست و قابل تعمق
از روزي كه به دنيا آمدم
هرآنچه خوشايند بود مرا
و هر آنچه بدان دل بستم
سوزاند مرا....
براي قلم عميق شما آرزوي بهترين ها را دارم@};- @};- @};- @};-


@زهرابادره (آنا) توسط بهروزعامری Members  ارسال در پنجشنبه 24 دي 1394 - 14:49

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی

ممنونم از کامنت زیباتون

@};- @};- @};-


نام: مریم مقدسی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 24 دي 1394 - 14:22

سلام استاد عزیز
خدایی که مارو آفرید خودش نویسنده قهاریه. قلم و کاغذ نیاز نیست که انسان خودش قلمه
و سین میان کلمه ان س ان =انسان همون قلبه. قلبی که نقطه ای رو با خودش به همراه داره
قشنگ بود و موفق باشید. @};-


@مریم مقدسی توسط بهروزعامری Members  ارسال در پنجشنبه 24 دي 1394 - 14:51

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی

درودتان باد


@};- @};- @};-


نام: رضا فرازمند کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 27 دي 1394 - 19:26

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

زیبا بود

شخصیت اول داستانتون

یک فرد مبتلا به الزایمر بود

که البته حافظه ی نزدیک وتا حدودی حافظه ی دور خودشو از دست داده

لذت بردم
@};- @};- @};- @};-


@رضا فرازمند توسط بهروزعامری Members  ارسال در یکشنبه 27 دي 1394 - 21:05

نمایش مشخصات بهروزعامری ممنونم گرامی

درود بر شما

@};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.