آه ، آناستازیا دخترم (1)





جلسه های دلخواه همیشه راضی ام میکند.آخر بجلسه ی های رسمی که دعوت می شوی ، باید بموقع ودر چاچوب تعیین شده ی صاحب کنفرانس مقاله داشته باشی وبا آب و تاب بگیرو ببند راه بیندازی و بعدهم ممکنست از شما تعریف و تمجید شود وازمقاله ی شما بنشانه ی ابتدای یک پیشرفت اساسی در علم و صنعت نام برده شود وبا یک اما که تعدادش در جامعه ی عقب مانده ای همانند جامعه ی ما باندازه ی موی سریک نو جوان بالغ است، بایگانی شود بهمین راحتی. از آنجاییکه درین اوضاع واحوال عقب ماندگی ،انسانهای پیشتاز زیاد داریم؛ دلمان می خواهد اگر دنبال هنر رفتیم ، از جایی شروع کنیم ،اگر دورو برمان پرست،دست کم جلومان کسی نباشد. راهی که او می رود اگر ما برویم ، این می شود تقلید . پس بهترست . برویم سرو گوشی آب بدهیم ببینیم اوضاع چگونه ست؟ رئالیسم ، رئالیسم اجتماعی و رئالیزم اجتماعی جادویی؛ کمی سر در می آورم اما آنطرفتر سرو کله ی پسا مدرن را میبینم . میروم وبا یک جستجوگر جادویی بیخ وبنش را در می آورم. می گوید تعریف ندارد. اگر مدرنیسم هنر را تعریف کرده باشد، می توانیم ازین حرف اساسی تجلیل کرده وباو یک امتیاز بدهیم. دخترم ، ما در ریاضی که دقیقترین علومست نمیتوانیم عدد یک ، که ابتدای ریاضی قدیمست را درست تعریف کنیم ؛آنوقت بیاییم هنر را تعریف کنیم. این مطلب را که هنر قابل تعریفست یا نه،درباره اش یکروز باهم بحث خواهیم کرد.آما آنچه امروز اتفاق افتاد ، بحث داوطلبانه و شیرین پیدایش جهان بود که باین نتیجه رسیدیم :جهان در همان انفجار مورد بحث، زاده شده و بطور کلی روبگسترش است زایش جهان نه تنها روبگسترش بلکه متقارن است. واین تقارن و تعادل ،همراه تغییر مناظری زیبا ومتنوع ایجاد میکند که باید دید و تعریف کرد .هنرمندانه تعریف کرد .اغتشاش و بینظمی تنها یک استثناء کوچکست که آنهم قاعده دارد . درست ست که گویا کره ی ما روزی ، توسط میهمان ناخوانده ای باندازه ی مریخ ، اینطوری نصف شده است، ماه یکطرف و زمین یکطرف اما تقریبا این حادثه یکبار اتفاق افتاده ، زمین و منظومه ی شمسی قرنهاست که که در آرامش بسر میبرد.درینجا پست مدرن برای من تمام میشود؛ این کل جهانست که او نمی بیند . حالا نوبت تفکر ریز آنها میشود که در جلسه ای بحث خواهیم کرد. اما بحث امروزم این نبود. در راه باریک بین ساختمان بلند دانشگاه و کلبه قدیمی ی اجاره ای ام، بعمق جامعه فکر می کنم . واقعا عمق جامعه کجاست ؟ آیا سر چهار راهیست که کودک چسبه زخم فروش دنبال روزیست ؟ یا درهمین روستا ؟ یا لابلای دانشجویانی که در نگاه اول همه یک شکلند. اون چرخدنده های فیلم عصر جدید چارلی چاپلین ، هنر مند نامدار،در جامعه ی درهم بافته از مخروبه ی سنتی با پوشالهای مدرن جامعه ی ما کجاست . اگر هست ، شکل خاصش در جامعه ما چگونه ست؟
دوستان گرامی:

یکسری صحبترانی و نوشته در مورد :هنر، مکتب،نقد... دارم که زیر نام (آه، آناستازیا دخترم) قصد انتشار در سایت شعر نو و داستان ... دارم دوست داشتید نظر بدید

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 2 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

17

آزاده اسلامی ,ح شریفی ,حمید جعفری (مسافر شب) ,بهروزعامری ,داوود فرخ زاديان ,نرجس علیرضایی سروستانی ,فرزانه رازي ,عاطفه حجابی دخت ایمن ,حسین روحانی ,الف.اندیشه , ناصرباران دوست ,سبحان بامداد ,شهره کبودوندپور , ک جعفری ,ابوالحسن اکبری ,زهرابادره ,م.ماندگار ,


این داستان را خواندند (اعضا)

عاطفه حجابی دخت ایمن (11/10/1394),حمید جعفری (مسافر شب) (12/10/1394),الف.اندیشه (12/10/1394),بابک قهرمانی (12/10/1394),سبحان بامداد (12/10/1394),داوود فرخ زاديان (12/10/1394),آزاده اسلامی (12/10/1394),شهره کبودوندپور (12/10/1394),همایون به آیین (12/10/1394),فرزانه رازي (12/10/1394),سحر ذاکری (12/10/1394),نرجس علیرضایی سروستانی (12/10/1394),اميرمحمد نائيجيان (12/10/1394),زهرابادره (12/10/1394),ابوالحسن اکبری (12/10/1394),سید علی الحسینی (12/10/1394),بابک قهرمانی (12/10/1394), ناصرباران دوست (12/10/1394),رضا فرازمند (12/10/1394),سحر ذاکری (12/10/1394),هانی نجف پور (12/10/1394), ک جعفری (12/10/1394),کریم پورکرم (12/10/1394),بهروزعامری (13/10/1394),پریناز.ک (13/10/1394),زهرا بانو (13/10/1394),حسین روحانی (14/10/1394),م.ماندگار (19/10/1394),سميه اخوان طباطبايي (16/11/1394),بهروزعامری (10/5/1395),

نقطه نظرات

نام: عاطفه حجابی دخت ایمن کاربر عضو  ارسال در جمعه 11 دي 1394 - 20:43

سلام:)
برمی گردم:">


@عاطفه حجابی دخت ایمن توسط عاطفه حجابی دخت ایمن Members  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 15:36

سلام دوباره جناب عامری:)
نوشتتون رو خوندم دستتون دردنکنه
مشخصه با دلسوزی تمام نوشتید@};-
ممنون از شما...اگه ادامه داشته باشه ادامه ش رو هم می خونم ایشالا@};- @};- @};- @};-


@عاطفه حجابی دخت ایمن توسط بهروزعامری Members  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 21:03

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام ممنونم از حضورتون

چشم ، بیشترش آمادست

@};- @};- @};-


نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در جمعه 11 دي 1394 - 02:20

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) درود بر استاد عامری عزیز@};-
فعلن یه عرض احترام می کنم ولی فردا شب میام و هم با دقت می خوانم و هم نظر می دهم البته اگر قابل باشم.
روزهاتون بهاری@};-


@حمید جعفری (مسافر شب) توسط بهروزعامری Members  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 21:12

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام عزیز

قدمتون روی چشم



@};- @};- @};-


نام: بابک قهرمانی کاربر عضو  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 08:01

نمایش مشخصات بابک قهرمانی البته قابل نیستم در مورد نوشته های شما نظر بدم...اما واقعا باید بگم عالی بود بخصوص زاویه دیدتون...
منتظر ادامه اناستازیا دخترم هستم ،شدیدا علاقه مند شدم به خوندنش...

خسته نباشید


@بابک قهرمانی توسط بهروزعامری Members  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 21:13

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی


بصفحه ی من خوش آمدید

چشم

@};- @};- @};-


نام: سبحان بامداد کاربر عضو  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 08:04

نمایش مشخصات سبحان بامداد سلام و درود بر استاد بزرگوار

قلمی خوب و توانا دارید. خداقوت کاکو.

شادمان و سلامت باشید

با تقدیم سه شاخه گل قرمز


@سبحان بامداد توسط بهروزعامری Members  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 21:23

نمایش مشخصات بهروزعامری درود کاکو

@};- @};- @};-


نام: الف.اندیشه کاربر عضو  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 10:32

نمایش مشخصات الف.اندیشه درود بر جناب عامری

نوشته ی متفاوت و جالبی از شما خوندم .

فلسفی ... اجتماعی ...

منتظر ادامه اش هستم.

موفق باشید.@};- @};- @};-


@الف.اندیشه توسط بهروزعامری Members  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 21:23

نمایش مشخصات بهروزعامری ممنونم امیدوارم بکمک شما مفید واقع بشوم


@};- @};- @};- @};-


نام: شهره کبودوندپور کاربر عضو  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 10:36

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام استاد عامری عزیز و گرامی
مقاله تون رو دوست داشتم
تعریف جالبی از رئالیزم و پست مدرن بود!
بنده خودم از طرفدارهای رئالیزم هستم و معتقدم پست مدرن ویژه جوامع پیشرفته است نه جهان سوم
جامعه ی ما جایی است که هنوز نیازمند خواننده و شنونده ساده است لقمه را دور سر چرخاندن برای این جماعت معنا ندارد
ممنون از شما @};- @};- @};- @};-


@شهره کبودوندپور توسط بهروزعامری Members  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 21:28

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی

من دو جلد کتاب زنده یاد رضا سید حسینی بنام مکتبهای هنری و ادبی را برای دخترم که اسمش نزدیک باسم آناستازیاست را خوندم و خلاصه کردم . ولی راضی نشدم .

اما الان با این نام دارم ویرایش میکنم

البته ازون کتاب چیز زیادی نیاوردم


نام: آزاده اسلامی کاربر عضو  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 11:37

نمایش مشخصات آزاده اسلامی سلام استاد گرامی
من از نوشته های علمی شما استقبال می کنم و آن را برای پیشرفت اندیشه و آگاهی مناسب و مفید می دانم.
متن بالا نیز مفید و تامل برانگیز بود
سپاس
@};- @};- @};- @};-


@آزاده اسلامی توسط بهروزعامری Members  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 21:29

نمایش مشخصات بهروزعامری ممنونم گرامی

لطف دارید

@};- @};- @};-


نام: فرزانه رازي کاربر عضو  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 11:42

نمایش مشخصات فرزانه رازي سلام . خوبین میدونم .
روز/شب ... خلاصه الانتون بخیر .
با خاله شهره موافقم .
نمیدونم چرا بعد خوندنتون ، یاد شعری (که اون پایین مینویسم) افتادم !

حلق خود را 4 پاره کنی
شعر تنها رسانه ات باشد

توی شهری که بی ادب شده است
ادبیات خانه ات باشد

دستمالی سیاه برداری
چیزی از صلح و جنگ بنویسی

متناقض نمای غم باشی
زشت ها را ــ قشنگ ــ بنویسی

پیشگو باشی و بفهمانی
که غروب از طلوع معلوم است

به کجا می روم که در این راه
ته خط از شروع معلوم است ...

«تلخ» ، مثل همین که می نوشی
واقعیت برای غمگین هاست

فال من را نگیر .. میدانم
زندگی قهوه ای تر از این هاست !

گفتی از غـــــُـصّـــه دست بردارم
از گل و عشق و خانه بنویسم

تو خودت را به جای من بگذار
با کدامین بهانه بنویسم

در سرم درد ِ شب نخوابی هاست
درد ِ « شک می کنم به ... پس هستم ! »

اِفه ی شاعرانه ی من نیست
دستمالی که بر سَرَم بستم

دست بردار از سرم لطفا
حرف هایت فقط سیاهی داد

وقتی از «من» سوال می پرسند
«تو» جواب ِ مرا نخواهی داد

شعر تنها جوابگوی من است
نوزده سال و این همه سختی !؟

مثل دالی بدون مدلول است
شعر گفتن بدون بدبختی !

حلق خود را 4 پاره کنی
شعر تنها رسانه ات باشد

توی شهری که بی ادب شده است
ادبیات خانه ات باشد !

" یاسر قنبرلو "

دمتون گرم .
دلتون به نشاط .
سرتون سلامت .
جف شیشتون آرزومه ...
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@فرزانه رازي توسط بهروزعامری Members  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 21:32

نمایش مشخصات بهروزعامری در کامنتهای شما دچار دوگانگی میشم

باسلام البته

ذهنم رو mod داستانه یهو بر میخورم بشعر و مثل اتومبیل دوگانه سوز باید سوخت عوض کنم

ممنونم از حوصلتون

@};- @};- @};-


نام: نرجس علیرضایی سروستانی کاربر عضو  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 12:50

نمایش مشخصات نرجس علیرضایی سروستانی با سلام و عرض ادب فراوان :)
قبل از خوندن داستانتون ...اسمشو ک خوندم به نظرم اومد یه هدف خاص داشتید ک این اسم رو گذاشتید روی داستان ...آناستازیا ...جالبیش هم این بود برام.. ک چند مدت پیش داشتم تاریخ کمونیست می خوندم ... اسم آناستازیا رو انجا خوندم ک نوشته بود دختر تزار روسیه بوده ..بگذریم
خط های اول داستان برای من بوی اعتراض میده ... همیشه به خودم میگم این همه جلسه و سمینار آخرش میخواد چی بشه چرا ما هیچ اثری از اونها توی زندگیمون نمی بینم ...اینم بگذریم
هنر یه چیز نسبی هست ...هرجا و هر لحظه و توی هر مکانی و برای هر کسی ...میتونه یه مفهوم داشته باشه یه جور تعریف بشه ..اگه قرار به تعریف کردنش باشه فقط محدودش کردیم به چندتا جمله .. از اینم ک بگذریم
هر لحظه جهان توی تغییر هست و جواب واکنش های ما رو میده ...اینکه هنوز سر چهار راه های جهان سوم چسب زخم دست فروشی میشه جای تعجب نیست چون اینها جواب واکنش ما هست نسبت به حرکت هایی ک انجام میدیم یا نمیدیم .. زیر چرخ دنده های صنعت له میشیم و انسانیت مثل جسد آناستازیا و خانواده اش توی اسید سوخته میشن
به همین راحتی به همین خوشمزه گی
ببخشید مثل اینکه طبق معمول خیلی اراجیف گفتم ... عذر میخوام :)
مطمئنم بحث شیرینی میشه و البته خوندنی ....من ک خواننده ادامه اش باقی می مونم... پرو پا قرص :)
همراه این آه اول اسم داستان منم آه کشیدم
دم قلمتون گرم گرم


@نرجس علیرضایی سروستانی توسط بهروزعامری Members  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 21:33

نمایش مشخصات بهروزعامری نه خیلی خوب بود ولذت بردم

واستفاده کردم

@};- @};- @};-


نام: زهرابادره کاربر عضو  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 15:55

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر استاد عزيزو گرامي
به حق كه نوشته هايتان جالب و در خور ستايش هستند اما اسمي كه روي آن انتخاب كرديد با محتواي مقاله تان جور در نمي ايد يه طوري كه من در بدو امر احساس كردم با داستان هيجان انگيزي روبروهستم يا شايد خودتان به عمد و از روي دليل اين كارو كرديد در هرحال صورت مسئله براي ما يكي است و استفاده از نوشته ها و مقاله هاي علمي شما بر ما موجب مزيد امتنان است بنابرين از شما متشكرم و برايتان آرزوي بهترين ها را دارم
@};- @};- @};- @};-


@زهرابادره توسط بهروزعامری Members  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 21:40

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی

برای خانم کبود وند هم نوشتم در واقع مخاطب دخترمه

ممنونم از حضورتون

@};- @};- @};-


نام: ابوالحسن اکبری کاربر عضو  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 16:03

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام ودرود برجناب استاد عامری .احسن .خیلی عالی بود .این جور نوشته ها باعث آگاهی خواننده ها وفکر کردن آنها می شود.@};- @};- @};- @};- @};- @};-


@ابوالحسن اکبری توسط بهروزعامری Members  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 21:41

نمایش مشخصات بهروزعامری ممنونم گرامی

لطف نمودید امیدوارم لایق باشم

@};- @};- @};-


نام: ح شریفی کاربر عضو  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 16:05

نمایش مشخصات ح شریفی سلام بر استاد عامری
پست مدرن عملاً در معنا بی ثبات است ، یک نظریه نظام مند، با فلسفه‌ای جامع نیست و متنوع از اندیشه هاست . آنها ******** های خود را در راستای حرکت هایی جدایی طلب سوق دادند .
رئال هم تکلیفش مشخص است ، واقع گرایانه
بنده طرفدار هیچ مکتبی نیستم ، به اعتقادم بهترین مکتب مکتب خداوند است
به نظرم نویسنده می خواهد برخی مشکلات امروزی جامعه را از زبان نیکلای دوم بیان کند .
آقای عامری با شما همراه خواهم بود
موفق باشید
@};- @};- @};- @};- @};-


@ح شریفی توسط ح شریفی Members  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 16:07

نمایش مشخصات ح شریفی قسمتی که ستاره باران شد " ج _ ن _ ب _ ش _ ه _ ا _ ی " :) @};-


@ح شریفی توسط بهروزعامری Members  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 21:43

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی سپاسگزارم

منظور منهم از رئالیزم و ناتورالیزم گوشه ای از مشیت اوست

@};- @};- @};-


نام: ناصرباران دوست کاربر عضو  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 18:45

نمایش مشخصات ناصرباران دوست جناب استاد عامری عزیز
سلام و عرض ارادت
از مقاله ی عالی شما در باره ی هنر و انواع ادبی و جایگاه آن در جامعه ی سنت زده ی از مدرن گذشته ی خودمون استفاده کردم و منتظر ادامه ی اون هستم .
جالبترین قسمت این مقاله نوع رسم الخط شما در بعضی کلمات است و واژه سازی ها، که خیلی بی شباهت به پست مدرنیسم نیست !

سالم و سعادتمند و سربلند باشید
@};- @};- @};- @};- @};- @};-


@ ناصرباران دوست توسط بهروزعامری Members  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 21:44

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی


ممنونم از التفاتتون


@};- @};- @};-


نام: رضا فرازمند کاربر عضو  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 19:01

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

دوست ادیب

بحث فلسفی جالبی بود

دست مریزاد

بهره بردم@};- @};- @};- @};-


@رضا فرازمند توسط بهروزعامری Members  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 21:46

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی ممنونم از محبتتون

لطف نمودید

@};- @};- @};-


نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در شنبه 12 دي 1394 - 00:23

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) درود مجدد بر استاد عامری عزیز@};-
استاد واقعن عالی بودند. هر چند خیلی از این حرف ها مافوق تفکراتم بودند. البته خیلی اصطلاحات یاد گرفتم که حالا باید مفهوم شان را بفهمم.
نظریه انفجار بزرگ انیشتن را به نظرم اشاره کردید. سپس حاشیه به آن زدید مبنی بر تقارن که برایم تازگی داشت.
حرکت به سوی جدید ها و تازه ها>> را خوب می فهمم چون مقوله ی آن را حس کردم.
استاد تجارب شما واقعن مثل یک گنج نایاب هستند.
همیشه ما را از آنها بهره مند سازید.
روزهاتون بهاری@};-


@حمید جعفری (مسافر شب) توسط بهروزعامری Members  ارسال در یکشنبه 13 دي 1394 - 18:47

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام عزیزم

شما لطف دارید مجبور بودم پست مدرن جهان را بیهدف و نامنظم میبیند . و در هنر عموما آثار نامناسب خلق میکند

معمولا خودشون نامتعادل ونا متقارن هستند . البته مقصر نیستند در مقوله ی نسبت در هنر نظرم را خواهم گفت

شما لطف دارید عزیز

@};- @};- @};-


نام: همایون به آیین کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 13 دي 1394 - 11:21

نمایش مشخصات همایون به آیین درود بر استاد عامری گرامی
بقول خودتان صحبترانی کوتاهی که برای موضوعی وسیع و عمیق ایراد فرمودید، ازین جهت که ظاهرن با ابتدای بحث ما را آشنا کردید،سخنی جز اینکه اظهار تمایل و رغبت برای شنیدن ادامه ان عرض کنم،مطلب دیگری نمی توان گفت.بی صبرانه منتظر ادامه صحبترانی شما خواهم بود.پاینده باشید.


@همایون به آیین توسط بهروزعامری Members  ارسال در یکشنبه 13 دي 1394 - 18:48

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی

بله چشم

اگر بتونم نظر شما ودوستان رو تامین کنم خوشحال خواهم بود.

@};- @};- @};-


نام: پریناز.ک کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 13 دي 1394 - 19:18

نمایش مشخصات پریناز.ک سلام
منظورتون ازاتصال مکاتبی که فرمودین به چالشهای فعلی چیه؟
کشور درحال توسعه ی هفت هزارساله با قاعده تحکم، که درچارچوب قوانین خودش حرکت کرده و میکنه و ارتباطش به مدرنیته بودن یا نبودن؟ منظورتون دقیقا کیه؟ کسانی که قانونگذارند یا مدافع حقوق بشر؟ دیدگاه شما تک محوریست یا بسمت کلیه جوامع؟
بنظرم متن فوق بیشتربصورت کنایه و گنگ بیان شده. بیشترحرفهاتونو قورت دادید.
خیلی ممنون


@پریناز.ک توسط بهروزعامری Members  ارسال در یکشنبه 13 دي 1394 - 19:30

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام گرامی خوش آمدید

سعی میکنم چیزی رو قورت ندم


@};- @};- @};-


نام: م.ماندگار کاربر عضو  ارسال در شنبه 19 دي 1394 - 23:41

نمایش مشخصات م.ماندگار درود جناب عامری بزرگوار
@};- @};- @};-


نام: بهروزعامری کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 20 دي 1394 - 10:43

نمایش مشخصات بهروزعامری ممنونم از حضورتون

@};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.