بارون



چشامو که باز کردم گیج بودم انگاری یه چیزی گم کرده بودم دتو دلم آشوب بود. تو فکر بودم که چمه؟ که یهو چشم افتاد به پنچره و پرده کنار کشیده اش نور خورشید مثله فرش پهن شده بود تو کف اتاق. فهمیدم چه مرگمه. دیشب صد بار به آهنگ پرسه سیاوش قمیشی گوش کرده بودم و با اون اهنگ چشام سنگین شده بود تا صبح هم خواب بارون دیده بودم. دلم بارون می خواست!!! دلم می خواست زیر بارون دست آیه رو بگیرمو قدم بزنیم. پریدم تو حیاط. تا به آسمون نگا کردم خورشید چشممو زد. دریغ از یه تیکه ابر. ولی من باید امروز زیر بارون قدم می زدم، دلم می خواست. هیچ وقت حریف دلم نشده بودم! باید یه کاری می کردم. تو همین فکرا بودم که اخبار هواشناسی دیروز یادم اومد قرار بود تو شمال 3 روز بارون بباره بخصوص رشت و بندر انزلی.
پله ها رو دو تا سه تا کردم رفتم بالای سر آیه. تو خواب مثل همیشه ناز بود. با نوازش بیدارش کردم. و با عجله ماجرا رو براش تعریف کردم. آیه یه دیونه کشیده نثارم کرد بعد لباشو چسبوند به لبامو گفت: پاشو آماده شو. ده دقیقه ای اماد و سوار ماشین شدیم قبل را افتادن ضبط صوت و روشن کردم و سیاوش قمیشی شروع کرد به جادو کردن من: بارون و دوست دارم هنوز چون تو رو یادم میاره/ حس می کنم پیش منی وقتی که بارون میباره... پامو رو پدال گاز فشار دادم وبه طرف جاده چالوس را افتادیم. نیم ساعتی ازحرکتمون گذشته بود که دیدم چند قطره آب پرید رو شیشه. امکان نداشت حتما دستم به آبپاش شیشه خورده بود. ولی نه چند دقیقه که گذشت دیدم داره از آسمون مثل سیل بارون میباره. فریاد زدم: خدا جوووووووووووون دوست دارم. آیه هم پُشبندش فریاد زد:هوراااااااااااااااااا.
از ماشین پیاده شدیم. طبق عادت قدیمی صورتمو رو به آسمون کردم و تا قطرات بارون به صورتم بخوره. یهو دلم یه چیز دیگه خواست؛ می خواستم با آیه زیر بارون کنار راه سالسا برقصم!!! تو دلم گفتم وای خدای من یه رقص دو نفره خاطره انگیز. به آیه گفتم افتخار میدی با من برقصی؟ آیه گفت: با کمال میل و من ایه رو تو بغل گرفتم و شروع کردیم به رقصیدن زیر بارون، رقصش بی نظیر بود مثل ماهی در میان دستام غلط می خورد. ماشینای که از کنارمون رد می شدند با لبخند و خنده بوق می زدندو دست تکون میدادن ولی من و آیه تو آسمون بودیم.
وای که چه لذتی داره رقص سالسا با عشقت زیر بارون.

تقدیم به روح عزیزترینم آیه

پی نوشت: این داستان نه این رویا رو فقط برای دل خودم نوشتم و تقدیمش کردم به کسی که با رفتنش پیش خدا من و از چشم خدا انداحت. این نوشته برام خیلی با ارزشه. امیدوارم خوشتون بیاد.

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 8 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

مهساعبدلی ,محمد طحانی سعدی ,الناز نبوي ,


این داستان را خواندند (اعضا)

سام امیری (17/10/1392),بهار قمر (17/10/1392),علیرضا زمانی (18/10/1392),مهلا لاهوتی (18/10/1392),الهه اسدی (18/10/1392),بهار قمر (18/10/1392),هادی رادقره ویسی (18/10/1392),فرشته شهرابی (19/10/1392),محمد علی زکی خانی (19/10/1392),آرش شمس (20/10/1392),محمد طحانی سعدی (20/10/1392),يونس رنجبر (20/10/1392),هادی رادقره ویسی (24/10/1392),بهار قمر (24/10/1392),سیده ساجده شهریاری (16/12/1392),مهساعبدلی (21/12/1392),الناز نبوي (27/12/1392),سام امیری (27/12/1392),سام امیری (6/2/1394),زهرا توکلی (26/3/1394),محمد علی ناصرالملکی (2/12/1395),

نقطه نظرات

نام: بهار قمر کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 17 دي 1392 - 19:50

نمایش مشخصات بهار قمر خیلی قشنگ بوووود .... کاشکی منم مثل تو با عشقم زیر بارونا برقصم ولی نمیشه...:'(


@بهار قمر توسط سام امیری Members  ارسال در سه شنبه 17 دي 1392 - 21:16

نمایش مشخصات سام امیری چرا نمیشه؟


نام: محمد علی زکی خانی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 18 دي 1392 - 07:25

یه داستان زیبای دیگه از سام، ممنون عالی بود


@محمد علی زکی خانی توسط سام امیری Members  ارسال در چهار شنبه 18 دي 1392 - 14:34

نمایش مشخصات سام امیری نوکرتم نیستی دادا؟


@سام امیری توسط محمد علی زکی خانی Members  ارسال در چهار شنبه 18 دي 1392 - 15:40

هستیم عزیز...


@محمد علی زکی خانی توسط سام امیری Members  ارسال در پنجشنبه 19 دي 1392 - 14:21

نمایش مشخصات سام امیری هستی که خوشحلیم دادا


نام: بی نام   ارسال در چهار شنبه 18 دي 1392 - 12:42

درود
یک دست جام باده و یک دست زلف یار
رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست...........
آرزو میکنم عاشق بمانی


@بی نام توسط سام امیری Members  ارسال در پنجشنبه 19 دي 1392 - 14:21

نمایش مشخصات سام امیری رویــــــــــــــــــــــــــــا بود نتونستم.....


نام: هادی رادقره ویسی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 19 دي 1392 - 17:29

نمایش مشخصات هادی رادقره ویسی سلام.داستان غم انگیز و قشنگی بود.این داستان،قسمتی از زندگیه خودته؟؟


@هادی رادقره ویسی توسط سام امیری Members  ارسال در پنجشنبه 19 دي 1392 - 22:48

نمایش مشخصات سام امیری متاسفانه فرصت نشد این تجربه رو با عشقم بکنم ولی یه بار زیر برف رقصیدیم تانگو. ببخشید ممنون که خوندی و نظر گذاشتی@};-


نام: محمد طحانی سعدی کاربر عضو  ارسال در جمعه 20 دي 1392 - 20:49

نمایش مشخصات محمد طحانی سعدی سلام کاکو . دمت گرم چه کردی! براوو داری هعی خوش بحالت ، چقد رقص بلدی ، من که هر کاری میکنم کمر یاری نمیکنه . الان منو بدجور گرفت . جو رو میگم.:D به منم یاد میدی آقو؟


نام: سام امیری کاربر عضو  ارسال در جمعه 20 دي 1392 - 00:37

نمایش مشخصات سام امیری اخمو بهت رقص نمیاد x-(


نام: هادی رادقره ویسی کاربر عضو  ارسال در شنبه 21 دي 1392 - 12:53

نمایش مشخصات هادی رادقره ویسی خواهش میکنم دوست عزیز!!


@هادی رادقره ویسی توسط سام امیری Members  ارسال در شنبه 21 دي 1392 - 14:20

نمایش مشخصات سام امیری @};-


نام: هادی رادقره ویسی کاربر عضو  ارسال در شنبه 21 دي 1392 - 14:42

نمایش مشخصات هادی رادقره ویسی خواهش میکنم دوست عزیز!!


نام: بهار قمر کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 24 دي 1392 - 19:48

نمایش مشخصات بهار قمر نمیشه دیگه.من یه دخترمو و غرور دارم باید خودش پا پیش بزاره...راستی نیومدی داستانای منو بخونیا!


@بهار قمر توسط سام امیری Members  ارسال در چهار شنبه 25 دي 1392 - 00:46

نمایش مشخصات سام امیری بهار مثلا تو روشن فکریاااا من داستاناتو خوندم حرف قدیمیا رو نزن اگه دوسش داری بهش بگو و فردا پشیمان نباش که پشیمانی ما در کارها یک برای انهایی که انجام داده ایم دو انهایی که انجام نداده ایم و چه سخت است دومی


نام: الناز نبوي کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 27 اسفند 1392 - 12:11

حرف نداره....
واقعا عالى بود ,
اميدوارم از اين به بعد داشته هاتون رؤيا نشن,شاد و پيروز باشين جناب @};- :)


@الناز نبوي توسط سام امیری Members  ارسال در سه شنبه 27 اسفند 1392 - 12:38

نمایش مشخصات سام امیری مقصی ماوازل@};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.