آدم باش

باسلام. میخوام کوتاه ترین داستانمو بذارم. ولی نمیدونم تایید بشه یانه.. ولی اگه تایید شد. دوست دارم هرچی ازش برداشت کردید بگید.. ممنون
بسم الله الرحمن الرحيم
یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود.
خدا مارا آفرید تا آدم باشیم.
قصه ما به سر رسید خدا به خواسته اش نرسید..

پایان
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 2 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

عبدالرزاق نعمتی ,مریم مقدسی ,بهزاد صادق وند ,طیبه حسنی ,زهرابادره ,بهنام انصاری ,سلمان ارژن ,


این داستان را خواندند (اعضا)

آرمیتا مولوی (13/6/1393),مریم مقدسی (13/6/1393), ناصرباران دوست (13/6/1393),بهزاد صادق وند (13/6/1393),پیام رنجبران(اکنون) (13/6/1393),شیدا محجوب (13/6/1393),سجاد سیارفر (13/6/1393),طیبه حسنی (13/6/1393),زهرابادره (13/6/1393),ویداحنفی (13/6/1393),بهنام انصاری (13/6/1393),حامد خلجی (14/6/1393),کیمیا مرادی (14/6/1393),شیدا محجوب (16/6/1393),هستی مهربان (16/6/1393),سلمان ارژن (16/6/1393),محیا بختیاری (17/6/1393),شیدا محجوب (18/6/1393),زهرابادره (19/6/1393),سبحان بامداد (7/9/1393),شیدا محجوب (7/9/1393),محمد اکبری هشترودی (7/9/1393),اذرمهرصداقت (1/11/1393),مسلم نوری (3/5/1396),مسلم نوری (13/3/1398),

نقطه نظرات

نام: عبدالرزاق نعمتی   ارسال در پنجشنبه 13 شهريور 1393 - 09:08

دوست من داستان به این گویایی...لازم به توضیح ابتدایی نداشت...

موفق باشید


@عبدالرزاق نعمتی توسط مسلم نوری Members  ارسال در پنجشنبه 13 شهريور 1393 - 10:44

نمایش مشخصات مسلم نوری سلام ممنون که سر زدید.
حق با شماست...نوشته اول اضافه است


نام: مریم مقدسی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 13 شهريور 1393 - 09:25

خدا اول آدم آفرید
اما نمی دانم که چرا آدم به انسان تبدیل شد
گویا حیوان بودن را به آدمیت ترجیح داد
همه آدم به دنیا می آیند اما سخت است که آدم بمانن!


عالی بود راستی کم پیدا بودید
به هر حال موفق باشید
@};- @};-


@مریم مقدسی توسط مسلم نوری   ارسال در پنجشنبه 13 شهريور 1393 - 10:40

ممنون که سر زدید
فرق است میان آدمیت و انسانیت.


نام: ناصرباران دوست کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 13 شهريور 1393 - 10:32

نمایش مشخصات ناصرباران دوست سلام
برداشت من اینه : ما آدم نیستیم!!
@};- @};- @};- @};-
رسیدن بخیر


@ ناصرباران دوست توسط مسلم نوری Members  ارسال در پنجشنبه 13 شهريور 1393 - 10:41

نمایش مشخصات مسلم نوری سلام و درود..ممنون که سرزدید..


نام: آرمیتا مولوی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 13 شهريور 1393 - 12:31

نمایش مشخصات آرمیتا مولوی سلام
به نکته ی خوبی اشاره کردید
خوب بود


نام: سجاد سیارفر کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 13 شهريور 1393 - 12:42

نمایش مشخصات سجاد سیارفر قصه به آخرش نرسیده.


نام: شیدا محجوب کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 13 شهريور 1393 - 14:21

سلام نمی دونم اینایی که می گم درسته یا نه ولی چون گفتید برداشت خودتون رو بنویسید با خیال راحت می نویسم.
به اینکه نوشته ی شما داستان هست یا نه. یا از چه نوع داستانیه یا چه سبکی داره کاری ندارم. ولی به نظرم شبیه از این پیامک های یه بار مصرفه!
مثلا می خواستید به خواننده ها تلنگر بزنید که یاد خودشون بیفتن و به خودشون برگردن؟ یا چی؟
اولا که خیلی بده واسه خدا خواسته تعیین کنیم. بعد هم همه واسه آدم بودن خلق نشدن. شما نمی تونید بگید همه ی ما انسانیم ولی باید آدم بود. کی گفته؟ وقتی بخشی از وجود خدا در همه ی ما هست به چه جرئتی ما رو از اون متمایز می کنید و آخر داستان هم یه نوع عجز و ناتوانی مسخره رو به نمایش میذارید؟
بعد هم کی میگه قصه تموم شده؟ مگه قصه ی هرکدوم از ما دست خودمون نیست؟ خیلی ها آدم بودن رو با تمام وجود درک کردن. خیلیا با خدای خودشون قصه پردازی میکنن.فکر می کنم باید ضمایر ما در داستان را به من تغییر دهید اینجوری قابل پذیرش تر میشه.
شاد باشید و برقرار ممنون.


@شیدا محجوب توسط مسلم نوری Members  ارسال در شنبه 22 شهريور 1393 - 11:32

نمایش مشخصات مسلم نوری با سلام خانم محجوب.
از این که وقت گذاشتین و کار بنده رو نقد کردید خیلی سپاس گذارم.
ولی بدجور رگبار رو گرفتین طرف بنده.
در توانایی خدا شک نیست.
اسم داستان مشخصه و نیمی از داستان در اسم داستان نهفته است.
و داستان کوتاه داستانی میگن که در کوتاه ترین جمله حرفش رو بزنه مثل یک فیلم کوتاه و مثل این داستان که کوتاه ترین داستان دنیا شناخته شده( وقتی بیدار شدم او هنوز آنجا بود)
که هزارتا برداشت میشه ازش کرد.
و بنده خیلی خوشحالم که برداشتهای مختلفی از این نوشته کردن.
خیلی از متن پیامها می تونن داستان کوتاه باشن فقط کافیه قوه تخیل رو به کار انداخت.
ممنون از حضورتون..لباتون همیشه خندون


نام: زهرا بادره   ارسال در پنجشنبه 13 شهريور 1393 - 20:01

سلام اقای نوری عزیز
خدایا تو اگر بخواهی می توانی ما را آدم کنی برای تو همه چیز آسان است کمک کن آدم زندگی کنیم و آدم بمیریم
ممنون از این ‍پست گويا @};- @};-


نام: ویداحنفی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 13 شهريور 1393 - 21:06

نمایش مشخصات ویداحنفی سلام ... داستان بود. نوشته هم نبود. تلاشی بود گذرا و صحبتی تکراری و ملموس.



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.