وحدت

زمستان نزديك بود، دسته مورچه هاي كارگر هر روز از لانه شان بيرون مي آمدند و سخت كار مي كردند و براي زمستانشان آذوقه جمع آوري مي كردند.در يكي از روزها، مورچه كوچولوي داستان ما در حالي كه دانه اي را حمل مي كرد به مورچه ديگري كه هم سن و سال خودش بود گفت:« اَه! خسته شدم، چرا بايد اين همه كار كنم! مدام بايد اين طرف و آن طرف بروم و آذوقه جمع كنم.ديگر خسته شدم.مي خواهم خودم را از اين وضعيت خلاص كنم و راحت زندگي كنم! ببين تو بهترين دوست من هستي، مي خواهم امشب فرار كنم و دوست دارم تو هم با من بيايي اگر مي آيي كه هيچ اما اگر نمي آيي بايد به من قول بدهي كه هيچ حرفي به مورچه هاي ديگر نزني من مي خواهم امشب بروم تو هم خوب فكر كن اگر خواستي با من بيايي تا قبل از نيمه شب خبرم كن» و بي آنكه منتظر پاسخ دوستش باشد از او جدا شد و به انتهاي صفّ مورچه ها رفت.ساعتي گذشت و شب شد و پس از خوردن مقداري آب و غذا،مورچه ها به خواب رفتند.در حالي كه مورچه كوچولوي داستان ما نخوابيده بود.او وقتي مطمئن شد مورچه ها خوابيده اند بلند شد و دوستش را بيدار كرد و گفت:« مي خواهم بروم.مي آيي يا نه؟ زود باش بگو تا مورچه هاي ديگر بيدار نشده اند!» دوستش گفت:
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.3 از 5 (مجموع 18 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

مریم مقدسی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

آرش شهنواز (18/5/1392),علی مبینی (18/5/1392),محمد رفیعی (18/5/1392), ساسان فرهادی (18/5/1392),علیرضا جداخانی (18/5/1392),حامدعلی پور (19/5/1392),مهدی قاسمی (19/5/1392),مریم مقدسی (20/5/1392),محسن نظری (20/5/1392),بابک ابراهیم پور (20/11/1392),

نقطه نظرات

نام: علی مبینی کاربر عضو  ارسال در جمعه 18 مرداد 1392 - 09:00

نمایش مشخصات علی مبینی سلام دوستش چی گفت؟


@علی مبینی توسط بابک ابراهیم پور Members  ارسال در چهار شنبه 6 شهريور 1392 - 16:20

نمایش مشخصات بابک ابراهیم پور سلام دوستان. متاسفانه در آپلود این داستان به مشکل برخوردم و داستان نیمه کاره آپلود شد. برای دیدن کامل داستان به لینک زیر مراجعه کنید:

://ghoghnos101.blogfa.com/post-1.aspx


نام: محمد رفیعی   ارسال در جمعه 18 مرداد 1392 - 10:09

سلام...بابک جان وقتی داشتم داستانتو می خوندم...یاد ئاستان ماهی سیاه کوچولو صمد بهرنگی افتادم. مرسی .


نام: ساسان فرهادی کاربر عضو  ارسال در جمعه 18 مرداد 1392 - 11:24

نمایش مشخصات ساسان فرهادی بیشتر زبان دو آدم بود تا مورچه!آخرش به قول دوستم علی چی شد!


نام: عماد رسایی فرد   ارسال در جمعه 18 مرداد 1392 - 17:09

بابک جان لطفا هرچه سریعتر ادامه داستان را تایپ کن.;)


@عماد رسایی فرد توسط بابک ابراهیم پور Members  ارسال در چهار شنبه 6 شهريور 1392 - 16:20

نمایش مشخصات بابک ابراهیم پور سلام دوستان. متاسفانه در آپلود این داستان به مشکل برخوردم و داستان نیمه کاره آپلود شد. برای دیدن کامل داستان به لینک زیر مراجعه کنید:

://ghoghnos101.blogfa.com/post-1.aspx


نام: علیرضا جداخانی کاربر عضو  ارسال در جمعه 18 مرداد 1392 - 19:54

نمایش مشخصات علیرضا جداخانی من یاد انیمیشن زندگی یک حشره ی شرکت پیکسار انداخت...
کار ضعیفی بود اگه از مورچه ها شناخت بیشتری داشتید متوجه میشدید که اون ها تمتم تلاششونو میکن تا از کولونیشون حفاظت کن...
و هیچ وقت از این وسئلیت شونه خالی نمیکنن...
موفق باشید...
خوشحال میشم یه سری هم به داستان من بزنید....


نام: مریم مقدسی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 20 مرداد 1392 - 09:28

آخرش چی شد؟ آخرش چی شد؟ آخرش چییییییییییییییی شد ؟x-(


@مریم مقدسی توسط بابک ابراهیم پور Members  ارسال در چهار شنبه 6 شهريور 1392 - 16:19

نمایش مشخصات بابک ابراهیم پور سلام دوستان. متاسفانه در آپلود این داستان به مشکل برخوردم و داستان نیمه کاره آپلود شد. برای دیدن کامل داستان به لینک زیر مراجعه کنید:

://ghoghnos101.blogfa.com/post-1.aspx


نام: حسن ایمانی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 20 مرداد 1392 - 14:25

نمایش مشخصات حسن ایمانی سلام بابک عزیز...
ادامه تمثیل؟!!!!!!!!!...........
حسن ایمانی@};-


@حسن ایمانی توسط بابک ابراهیم پور Members  ارسال در چهار شنبه 6 شهريور 1392 - 16:19

نمایش مشخصات بابک ابراهیم پور سلام دوستان. متاسفانه در آپلود این داستان به مشکل برخوردم و داستان نیمه کاره آپلود شد. برای دیدن کامل داستان به لینک زیر مراجعه کنید:

://ghoghnos101.blogfa.com/post-1.aspx


نام: بابک ابراهیم پور کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 6 شهريور 1392 - 16:18

نمایش مشخصات بابک ابراهیم پور سلام دوستان. متاسفانه در آپلود این داستان به مشکل برخوردم و داستان نیمه کاره آپلود شد. برای دیدن کامل داستان به لینک زیر مراجعه کنید:

://ghoghnos101.blogfa.com/post-1.aspx



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.