کاگیسو در اردوگاه جهنمی


کاگیسو در اردوگاه جهنمی



جهنم کمترین واژه‌ای بود که می‌شد برای اردوگاه موریا در جزیره لیسبوس یونان به کار برد. یک منطقه ناامن و خطرناک برای نگهداری مهاجرینی که قصد ورود به اروپا را داشتند. آب آشامیدنی آلوده، جیره‌های کم غذایی، تهدید و تجاوز، جنگ‌ودعوا، مواد مخدر، انواع و اقسام جرم! این‌ها معمولی‌ترین شرایطی بود که در اردوگاه موریا حاکم بود. از هر قوم و ملیتی توی هم لولیده‌اند و به سختی روزگار می‌گذرانند.
کاگیسو - زن مهاجری از آفریقا - ساکن در این اردوگاه، بعد از ماه‌ها انتظار آن هم در شرایط بغرنج، نوزادش را در بیمارستانی در آتن به دنیا آورد. درد و مرض توی اردوگاه کم نبود، به دنیا آوردن بچه توی آن شرایط اسفبار هم روی آن اضافه شد. اما از همه این‌ها بدتر لحظه‌ای بود که پنج - شش تا مأمور ماسک دار با لباس‌هایي مثل تن‌پوش فضانوردها ریختند توی اردوگاه و با ضرب و شتم کاگیسو را از نوزادش جدا کردند.
تعدادی از زن‌ها و دخترهای مهاجرِ آفریقایی با دیدن این صحنه به سمت مأمورها یورش بردند. آن‌ها فحش‌های رکیکی به زبان می‌آوردند که برای مأمورها نامفهوم بود. مردهای الّاف اردوگاه اما دخالتی نمی‌کردند. لطیف رحمانی - مرد میان‌سال افغانی - نزدیک ماشین کابین دار مأمورها، دست پسر شش ساله‌اش را چسبیده بود و چشم از ماجرا برنمی‌داشت. مرد دیگری از مهاجرهای مصری نزدیک لطیف شد و به عربی چیزهایی گفت. لطیف زیر لب جواب داد:
- لعنت خدا بر ظالم.
قبل از اینکه کاگیسو سوار ماشین شود، لای انبوه جمعیتِ مهاجرین، دو تا از زن‌های رنگین پوش پاکستانی دوان‌دوان جلو آمده و خود را انداختند زیر پای مأمورها. خیلی سراسیمه به نظر می‌رسیدند. هر دو زن به رسمی که معلوم نبود از کجا به ارث برده‌اند، شروع کردند به نوازش کفش‌های مأمورها! انگار با این کار می‌خواستند جلوی بردن کاگیسو را بگیرند. مأمور اول از بازوی یکی از زن‌های پاکستانی چسبید و او را بلند کرد. مأمور سوم با دستش کاگیسو را نشان داد و فریاد زد:
-کرونا ویروس! ... کرونا ویروس!...
زن پاکستانی یک چیزهایی دستگیرش شد و خود را عقب کشید. جمعیتِ در هم تنیده هم خود را عقب کشیدند. مأمور چهارم به زبان انگلیسی گفت:
- این زن آفریقایی ویروس کرونا داره. برید عقب تا آلوده نشید. اونهایی هم که توی چادر این زن می‌رفتند بیان خودشونو معرفی کنن وگرنه از همه شما تست می‌گیریم...





داستان سيزدهم از كتاب: "تق! تق! تق!... كرونا هستم!"
نوشته حسن ايماني
مجموعه اي از داستان هاي كوتاه واقعي عصر شيوع ويروس كرونا در جهان

(اولين كتاب داستاني درباره كرونا در جهان)
قابل فروش در ايران: سايت ديجي كالا
قابل فروش در جهان: سايت آمازون آمريكا (به زبان انگليسي)



شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

2

زهرابادره (آنا) ,طراوت چراغی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

زهرابادره (آنا) (2/10/1399),طراوت چراغی (4/10/1399),هلیا محمدی (4/10/1399),حمید جعفری (8/10/1399),

نقطه نظرات

نام: زهرابادره (آنا) کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 1 دي 1399 - 02:13

نمایش مشخصات زهرابادره (آنا) درودها
لعنت بر کرونا ، که همه را ازهم جدا میکند ، اگر اینطور پیش برود می ترسم انسانیت فراموش شود . @};-


@زهرابادره (آنا) توسط حسن ایمانی Members  ارسال در شنبه 6 دي 1399 - 09:00

نمایش مشخصات حسن ایمانی درود بر شما خانم بادره... اين نيز بگذرد@};- @};- @};-


نام: حمید جعفری کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 8 دي 1399 - 11:11

نمایش مشخصات حمید جعفری سلام حسن جان.
خوبی؟
موضوع کرونا در یک اردوگاه اجباری.
نوشتن در مورد کشورهای دیگر بسیار سخت است چون فرهنگ رفتار هر ملل با هم متفاوت است و معلوم نیست برداشت های ما درست باشند.
من خودم خیلی در این حیطه ورود نمی کنم.
حالا خودت استادتری و همانطور که می دانید ادبیات زنده است و لغات دائما در حال تغییر و تحول هستند.
بنظرم زبان ادبی تون یکم سنگین شده و بنظرم میشه روان تر و شیرین تر بشه.
مثلا منطقه ای ناامن و خطرناک، تکرار دو کلمه مترادف نیازی نیست و فقط متن را مطول می کند.
یا : یک منطقه ای" خودت می دانی یک کلمه داستانی نیست و برای نکره کردن کلمه می توانی از یاء استفاده کنی مثلا منطقه ای خطرناک...
موفق باشید


@حمید جعفری توسط حسن ایمانی Members  ارسال در پنجشنبه 11 دي 1399 - 12:35

نمایش مشخصات حسن ایمانی سلام حميد عزيزم... نقد بجايي بود. ممنونم ازت@};- @};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.